X
تبلیغات
آینده
آینده
بزرگراه اجتماعی
+  نوشته شده در  دوشنبه 29 آذر1389 ساعت 8:33 بعد از ظهر  توسط مهدی |
كودك آمادگي بيشتري براي دريافت و شكوفايي معنوي دارد و چه بسا كه به تخليه براي رشد محتاج نباشد

نويسنده: مهدي امام بخش

معنويت براي كودكان، نشستي بود كه پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي آن را با سخنراني دكتر هادي وكيلي برگزار كرد. بحث جذابي كه البته پرسش هاي بسياري را نيز بر مي انگيزد.
    معنويت و عرفان اختصاص به بزرگسالان و برگزيدگان ندارد و از مقولاتي است كه قابل تعميم به كودكان و عوام نيز مي تواند باشد. دكتر هادي وكيلي با بيان اين سخنان ادامه داد: امروزه عرفان هاي نوظهور مي توانند خطرات بالقوه بسيار قدرتمندي باشند، از اين رو كه عقل و قلب مخاطبينشان را هدف قرار مي دهند. وي با اشاره به اين كه ما برخوردار از ميراث گرانبها و عميق عرفاني و معنوي هستيم تصريح كرد: اين ميراث را بايد به آموزش گذارد و چه بهتر كه از آغاز كودكي و اوان نوجواني آموزش صورت گرفته و در جامعه نهادينه شود تا نسلي سرشار از معنويت، اخلاق و معنا را در جامعه تسري دهند.
    دكتر وكيلي معنويت براي كودكان (S4C) را يادآور فلسفه براي كودك (P4C) دانست و عنوان داشت، معنويت براي كودك هيچ تداخلي با فلسفه براي كودكان نخواهد داشت از اين رو كه فلسفه و معنويت و عرفان 2 مقوله جدا و 2 رشته تخصصي مجزا هستند. وي در بيان يكي از سوالات كودكان از والدين گفت: يكي از سوالات بچه از والدين، اين است كه دليل رفتن به مسجد چيست؟ در غرب نيز اين سوال مطرح مي شود كه چرا به كليسا مي رويم؟ كودك مي گويد به كتابخانه مي رويم كه در آنجا كتاب وجود دارد و ما به آن نيازمنديم، به فروشگاه از اين جهت مي رويم كه كالايي در آنجا وجود دارد كه به آن احتياج داريم، به بانك نيز براي گرفتن پول مراجعه مي كنيم، اما چرا به مسجد و كليسا مي رويم؟ چه سودي از رفتن به آنجا به ما مي رسد و كدام نيازمان را برطرف مي كند؟ پاسخ به اين سوال لزوم توضيح درباره معنويت به كودك را مي نماياند، اما همچنان نخستين سوال اين است كه چرا بايد به كودك معنويت آموخت؟ وي اين بحث را با اين مقدمه آغاز كرد كه آيا آدمي از بدو تولد بر فطرت پاكي يا با گناه اوليه يا لوح سفيد زاده مي شود؟ وي گفت: فيلسوفان و روانشناسان در اين خصوص اظهار نظر كرده و با هم اختلاف دارند. هابز معتقد است كه بشر با گرايش به بدي فطري زاده مي شود اما واتسون كه بنيانگذار رفتارگرايي است به لوح سفيد بودن بشر اعتقاد دارد و مي گويد: كودكان را به من بسپاريد تا من از آنها جنايتكاران حرفه اي يا خدمتگزاران صديق به وجود آورم.
    بنابراين لوح سفيد خميره اي است كه جهت مثبت و منفي در آن وجود ندارد و ماييم كه به آن شكل داده و رفتارش را رقم مي زنيم. در تعابير اسلامي نيز به لوح پاك، ناپاك يا سفيد اشاره شده است. تلقي دكتر هادي وكيلي اين است كه اسلام از لوح سفيد دفاع مي كند به اين معنا كه انسان در بدو خلقت واجد هر دو بار خوب و بد و بهشتي و جهنمي بودن است. البته در اين زمينه تعبير صريح و روشني وجود ندارد و سوال اين است كه اگر آدمي حق اختيار و انتخاب دارد با روايت انسان ها مادرزاد نيكند و سعيد و مادرزاد تيره بخت و شقي، چگونه قابل جمع است. به گفته او در عرفان مراحل تخليه، تجليه و تحليه وجود دارد كه ابتدا قلب از آلودگي و زنگار پاك و خالي مي شود، سپس جلاديده و شفاف مي شود زيرا برطرف كردن آلودگي به معناي تميزي قلب نيست. سپس تحلي و تزيين و مزين شدن به خوبي ها و نيكي ها صورت مي گيرد. نيكي هم از بيرون وارد مي شود و هم از درون شروع به تابش مي كند. بنابراين پاسخ اين سوال كه چرا كودك براي آموختن معنويت انتخاب مي شود اين است كه كودك از اين رو مناسب است كه لوح دلش براي دريافت آماده تر است و شايد نياز به تخليه نداشته باشد و چه بسا تجليه نيز لازم نداشته باشند. معنويت در كودكان با شادي و ارتقاي سلامت جسم و روان و افزايش ضريب هوشي و تحول در رشد و شكوفايي شخصيت ارتباط دارد.
    وكيلي: عرفان هاي نوظهور مي توانند خطرات بالقوه قدرتمندي باشند و با توجه به برخورداري ما از ميراث گرانبهاي عرفاني بايد آن را آموزش دهيم و بهتر كه اين آموزش از كودكي انجام شود تا در جامعه نهادينه شود
    از نظر دكتر هادي وكيلي پرسش ديگر اين است كه معنويت چيست؟ آيا با تدين و دينداري يكي است يا تفاوت دارد؟ به گفته وي معنويت سيستم انگيختگي دروني است و دينداري سيستم آييني بيروني. اين جوشش دروني هم ناشي از عوامل معرفتي و هم غيرمعرفتي است كه شامل مطالعه كتاب، شنيدن وعظ و جوششي دروني است كه فرد را به واديي وارد مي كند كه از آن به مكاشفه ياد مي كنيم. در گزارش شرح حال عارفان آمده است كه نگرش به طبيعت، مشاهده يك واقعه يا شنيدن سخني، تحول روحي در آنها ايجاد كرده كه آنها را وارد وادي خودسازي و سلوك كرده است. در اين حالت، ابتدا هدايت شده و سپس به دنبال كسب جذبه بوده اند و سالك مجذوب خوانده شده اند.
    دسته دوم آنهايند كه به شكل تصادفي و ناخواسته از درون به جوشش در آمده اند و سپس به دنبال عامل جذبه رفته اند كه مجذوب سالك خواهند بود، اما دينداري، پذيرفتن يك سيستم آييني و مناسكي از بيرون است كه خانواده، جامعه، مدرسه و رسانه در اختيار انسان قرار مي دهد. اين وعظ دوره مدرن است. بنابراين معنويت براي كودك با دين مدار كردن او يكي نيست. البته بسته به نگاه متافيزيكي متفاوت است. اگر نگرش، توحيدي باشد، اعتقاد بر اين است كه فطرت خداجويي از بدو تولد وجود دارد و كودك نيز آن را حمل مي كند و خانواده و جامعه آن را تقويت مي كند و كودك از اين طريق آداب دين را فرا گرفته و به آن عمل مي كند، اما معنويت براي كودك، مشروط و منوط به اين نيست كه كودك در خانواده يا در مدرسه مذهبي يا غيرمذهبي حاضر باشد. از نظر سن، اين بحث در غرب، 7 تا 12سالگي را در نظر دارد.
    به گفته دكتر وكيلي پرسشي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه معنويت براي كودك، مي تواند تعليمي باشد يا تمهيدي؟ آيا معنويت به كودك آموزش داده مي شود يا صرفا زمينه و بستر قبلي آنها را بايد آماده ساخت؟ به نظر مي رسد كه رويكرد تلفيقي از هر دو مناسب است و در اين رويكرد ماهيت تعليمي معطوف به عمل است. بنابراين در معنويت براي كودكان، آموزش عملي است و تمريناتي در آن در نظر گرفته مي شود، اما نتايج آن چيست؟ دكتر وكيلي معتقد است كه وقتي سنگ بناي همه تعاليم از كودكي گذاشته مي شود در مورد معنويت نيز مي تواند صادق باشد كه نتيجه آن نسلي خواهد بود كه سازنده و متخلق است و حريم معنا را پاس داشته و پارساست و ملك را خرج ملكوت كرده و رابطه حسنه و شفقت آميز با ديگران و محيط زيست برقرار مي كند. نبايد صبر كرد تا تز موفقيت و كنار زدن بقيه براي توفيق در كودك توسط آموزش و پرورش جهاني در او حاكم شود. روشي كه در آن ديگران را تنها به عنوان رقيب ديده و تنها به سبقت از آن مي پردازد و آنها را پس زده به مقصود مي رسد و در آن هر كه بايد فقط به فكر خويش باشد. در اين صورت حس نوعدوستي و شفقت با جهان و ديگران و تعاليم الهي مبتني بر رشد و تعالي جوهري، ديگر معتبر نخواهد بود. به گفته دكتر وكيلي جوهره معنويت در كودك و بزرگسال تفاوت ندارد اما سطح و شيوه مواجهه كودك با معنويت متفاوت خواهد بود. نمي توان با داده هايي كه براي دوران بلوغ عقل مطرح مي شود كودك را مواجه ساخت و حتي تعاليم عملي نيز بايد به فراخور حال و شان و قدرت و شخصيت دريافت و بايد عرضه شود. بنابراين اين معنويت بايد نرم تر باشد.
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3021 به تاريخ 29/9/89، صفحه 11 (انديشه)

+  نوشته شده در  دوشنبه 29 آذر1389 ساعت 8:31 بعد از ظهر  توسط مهدی |

يك متخصص اطفال گفت: وجود فسفات سديم در نوشابه ها موجب كاهش جذب كلسيم مي شود، بنابراين ممكن است كودكاني كه به نوشابه هاي زياد رو مي آورند در معرض پوكي استخوان قرار بگيرند.
    دكتر غلامرضا خاتمي در گفت وگو با ايسنا افزود: نوشابه ها داراي مشكلات متعددي هستند كه تاثير آنها در كاهش جذب كلسيم به علت وجود فسفات سديم، يكي از اين اشكالات است. وي با اشاره به اين كه رشد استخوان ها و ماهيچه ها در دوره اي از سن در حال افزايش است، افزود: دختران در دوره نوجواني به آهن بيشتري نياز دارند.
    در اين دوران نياز به كلسيم، آهن، زينك و منيزيم 2برابر دوره قبل است كه اين مقوله بايد در تغذيه كودكان لحاظ شود. دكتر خاتمي گفت: از آنجا كه فعاليت كودكان زياد است، چنانچه در اين سن كلسيم به مقدار كافي به فرد نرسد، پوكي استخوان به دنبال خواهد آورد و براي جلوگيري از اين مورد، ميزان كلسيم در اين سن 800 ميلي گرم و در زنان بالاي 50 سال مقدار بيشتري نياز است.
    اين متخصص اطفال افزود: چنانچه كودك يك ليوان شير بدون چربي بخورد،300 ميلي گرم كلسيم مصرف كرده است يا در30 گرم پنير 200 ميلي گرم كلسيم وجود دارد. وي با تاكيد بر اين كه تجويز كلسيم در تغذيه كودكان نبايد فراموش شود، افزود: نسبت كلسيم به فسفر نيز اهميت دارد و مصرف غذاهايي كه حاوي فسفر زيادي است در جذب كلسيم دخالت مي كند و از جذب كلسيم مي كاهد.
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3020 به تاريخ 28/9/89، صفحه 16 (سلامت)

+  نوشته شده در  دوشنبه 29 آذر1389 ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط مهدی |

علم بدون پژوهش بي معناست و بسياري فيلسوفان بر پايه پژوهش هاي مختلف از توليد علم صحبت مي كنند. اين مسئله از ضرورت هاي تحول نيز شمرده مي شود به گونه اي كه تحقيق در زمينه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي زمينه برداشت گام هاي بلند را در عرصه هاي ديگر فراهم مي كند.
    دكتر نادر رازقي، جامعه شناس، پيشرفت علم را ملاك برتري دانسته و مي گويد: دانش و پژوهش در سطوح مختلف فردي و اجتماعي موجب تمايز افراد مي شود. ديده شده انسان هايي با علم و دانايي بيشتر، پيشرفت سريع تري در زندگي شان داشته و كشورهاي با تحقيقات فراتر و بالطبع اطلاعات گسترده تر، تواناتر شمرده مي شوند و به همين دليل در عرصه هاي مختلف قدرت ابراز وجود بيشتري دارند.
    نگاه به كشورهايي كه تحول اطلاعات را باور داشته و تحولات اجتماعي را نوعي ارزش مي دانند نشانگر آن است كه اغلب بسياري الزامات گسترش علم را تدوين كرده تا به دستاوردهاي جديدي طي پروژه هايي عظيم دست
    پيدا كنند و به اين ترتيب با رسيدن به استانداردها از سلطه ديگر كشورها خارج شده و بيش از گذشته به آرمان هاي بشري نزديك شوند.
    دكتر علي ملازماني، روانشناس در رابطه با ديگر نقش هاي پژوهش در اجتماع مي گويد: حل بسياري مسائل و مشكلات موجود در جامعه تنها با ارزيابي و تحقيق دست يافتني است ضمن اينكه پژوهش، امكان گردآوري بسياري از اطلاعات و متغيرهاي آماري را فراهم كرده تا به واسطه آن راهكارهاي مناسب براي رسيدن به هدفي مطلوب شناخته شود.
    اگرچه آثار توسعه علم در رابطه با خودكفايي جامعه پررنگ است اما اين مسئله شخصيت را تحت تاثير قرار داده و متمايز مي كند. تجزيه و تحليل، قدرت مغز را براي حل مسائل افزايش داده و علاوه بر فرصت تجربه اندوزي بيشتر، اعتمادبه نفس را تقويت مي كند.
    به گفته دكتر ملازماني، افرادي كه همواره در حال تلاش براي ارائه راهكار و پاسخ مناسب به سوال هاي پايان ناپذير هستند اغلب از فكر و ذهن خلاقي برخوردار بوده و روحيه ايثارگري و فداكاري زيادي دارند زيرا به سبب شناخت واقعيت ها و بررسي هاي علمي از بسياري منافع شخصي خود گذشته تا به اهداف جمعي برسند.
    
    آشنايي با دنياي واقعي
    پرسش و پاسخ، زيربناي پژوهش است و در حقيقت با پرسشگري اين خصيصه در انسان نهادينه مي شود لذا مدرسه و دانشگاه مهم ترين مركز توسعه علم شمرده مي شود.
    تشويق دانش آموزان به تحقيق آنان را مجبور به جست وجوي حقيقت كرده و از حفظ كوركورانه مطالب دور مي كند. اين مسئله باعث درگيري بيشتر با مسائل زندگي شده و موجب تقويت روحيه كنجكاوي مي شود. اين در حالي است كه به كارگيري ذهن براي يافتن راهكار و كشف روابط بين علت و معلول سبب شناخت عميق تر از جهان پيرامون شده و زمينه دستيابي به واقعيات جديدي را فراهم مي كند.
    به گفته دكتر رازقي، ميزان اطلاعات معلم يا استاد نيز تاثير بسزايي در پيشرفت دانشجويان دارد به گونه اي كه اگر هر استادي تنها به اطلاعات قبلي خود اكتفا نكند و همواره از مطالعات جديد در تدريس خود بهره ببرد و با ايجاد بسترهاي مناسب دانشجويان را به انجام تحقيق سوق دهد، نه تنها انگيزه كشف واقعيات را در آنان به وجود آورده بلكه كمك زيادي به توسعه علم، اختراع و ابتكار كرده است. تحقيق و پژوهش نه تنها علم آموزي را براي دانشجويان آسان تر مي كند بلكه موجب تقويت روحيه همكاري و همفكري شده و با افزايش كارايي سبب روبه رويي آنان با دنياي واقعي مي شود.
    
    پرورش روحيه كاوشگري
    خانواده، مهم ترين مهد پرورش روحيه كاوشگري است. از آنجا كه كودكان و نوجوانان ذهن پويا و خلاقي دارند همواره درصدد كشف هستند. آنها اسباب بازي هاي خود را قطعه قطعه كرده تا پاسخ سوالات ذهن خود را دريابند.
    به گفته دكتر ملازماني، شكستن اسباب بازي ها مقدمه رشد خلاقيت كودكانه است و آنها با اين روش به دنبال
    پيدا كردن پاسخي براي پرسش هاي خود هستند. اين روحيه همان حس كاوشگري است كه با كند و كاش شكوفا شده و شكل مي گيرد بنابراين والدين نبايد به دليل هزينه اي كه براي اسباب بازي خرج كرده اند كودك را سرزنش كرده و مانع از شكل گيري نخستين پژوهش هاي او در دنياي پيرامون خود شوند. وي توصيه مي كند والدين اسباب بازي هايي با تنوع بيشتر ولي ارزان قيمت تر براي كودك خود تهيه كنند تا كودك اختيار كامل بر وسائل خود داشته باشد.
    پرسش از كودك در رابطه با آنچه از ظاهر اسباب بازي خود دريافت كرده و آنچه كه پس از متلاشي كردن قطعات دريافته، خلاقيت و نوآوري را در او پرورش مي دهد ضمن اينكه كمك به او براي تركيب قطعات اسباب بازي هاي مختلف براي تهيه وسيله اي جديد، با تقويت اعتمادبه نفس، نگراني كودكان را در آينده نسبت به تحقيق به ميزان قابل توجهي كاهش مي دهد.
    وي در ادامه مي افزايد: حس كاوشگري كودكان با افزايش سن بيشتر مي شود زيرا نوجوانان تمايل دارند خلاقيت بيشتري از خود نشان داده تا به واسطه آن هويت خود را شكل دهند. آنها به دنبال الگوبرداري به سمت افرادي كه بتوانند نسبت به آن همانندسازي كنند گرايش پيدا مي كنند. در اين ميان والدين مسئوليت پررنگ تري پيدا كرده تا با كمك به فرزند خود، الگوي برتري را به او معرفي كنند. معرفي الگويي كه در جامعه از ارزش علمي بيشتري برخوردار بوده و فرد برجسته اي باشد باعث جهت گيري علمي نوجوانان شده و آنان را در پرورش استعدادهايشان ياري مي كند.
    وي در رابطه با تحقيقات دانش آموزي و همكاري والدين مي افزايد: والدين هنگامي كه كاردستي يا پژوهشي به كودك سپرده شده نبايد آنها را تنها گذاشته و يا برعكس انجام آن را خود به عهده بگيرند. انجام اين قبيل كارهاي عملي توسط پدر يا مادر مانع از پرورش حس خلاقيت در نوجوانان شده و لذتي را براي دانش آموز به دنبال نخواهد داشت اين در حالي است كه تشويق كودك يا نوجوان براي ابداع و نوآوري، اعتمادبه نفس او را افزايش داده، انگيزه اش را براي كاوش بيشتر مي افزايد و مانع از ترس او از جست وجو و تحقيق مي شود. به عقيده روانشناسان، تمايل والدين به مطالعه نيز بر گرايش فرزندان به آشنايي با زمينه هاي مختلف علمي را تقويت كرده و آنان را به نوآوري تشويق خواهد كرد. به عنوان مثال چنانچه والدين در خانه ساعاتي را به مرور كتب مختلف و فعاليت هاي پژوهشي اختصاص دهند به همان نسبت فرزندان گرايش مثبتي به اين مسئله خواهند داشت.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4677 به تاريخ 28/9/89، صفحه 16 (گزارش)

+  نوشته شده در  دوشنبه 29 آذر1389 ساعت 8:28 بعد از ظهر  توسط مهدی |

  پوسيدگي دندان از جمله مشكلاتي است كه اگرچه با مراقبت هاي ويژه قابل پيشگيري اند اما يكي از مهم ترين بيماري ها در كودكان و نوجوانان به شمار مي رود.
    به عبارت ديگر پوسيدگي دندان پنج برابر بيشتر از بيماري هاي تنفسي مانند آسم و هفت برابر بيشتر از آلرژي ها مانند تب يونجه براي كودكان خطرآفرين است. مطابق با آمارها بيش از 40 درصد از كودكان در سنين 6-5 سالگي پوسيدگي دندان دارند. بيماري هاي دهاني و ابتلابه عفونت هاي مختلف نيز از جمله عوارض بي توجهي به سلامت و بهداشت دهان و دندان كودكان است.
    مراقبت هاي دهان و دندان
    هزينه استفاده از راهكارهاي پيشگيري كننده به منظور مراقبت از دندان هاي كودك حدود 40 درصد كمتر از هزينه درمان هاي پوسيدگي دندان است.
    به توصيه متخصصان، مراقبت هاي بهداشت دهان و دندان بهتر است از يك سالگي كودك آغاز شده و او تحت نظر متخصص قرار گيرد.
    مسواك زدن و استفاده از نخ دندان بايد براي كودكان عادت شده و در برنامه روزانه آنها قرار گيرد. آمارها نشان مي دهد، بسياري از والدين از اهميت مسواك زدن كودكانشان اطلاع كافي ندارند. والدين بايد حتي اگر كودك شان دندان ندارد، لثه هاي او را تميز كنند. براي اين كار مي توان از آب و خميردندان حاوي فلورايد مخصوص كودكان و گازهاي استريل استفاده كرد. زمان
    مسواك زدن بايد پس از دندان درآوردن كودك آغاز شود. با افزايش تعداد دندان هاي شيري كودك بهتر است از يك مسواك بزرگ تر و خميردندان حاوي فلورايد مخصوص كودكان به مدت دوبار در روز استفاده كرد.
    نخ دندان
    نخ دندان زدن وقتي شروع مي شود كه دو دندان با يكديگر تماس پيدا مي كنند.
    بهترين زمان استفاده از نخ وقتي است كه كودك توانايي خارج كردن آب دهان را به طور ارادي داشته باشد و رويش دندان ها كنار يكديگر مشاهده شود.
    تعذيه قبل از خواب
    سال هاست كه پزشكان و دندانپزشكان به والدين نسبت به استفاده نكردن كودكان هنگام خواب از شيشه شيرهاي حاوي آب ميوه و يا شير تذكر مي دهند.
    گفتني است مصرف شير يا آبميوه قبل از خواب، باعث خرابي دندان هاي كودكان و بيماري هاي دهان و دندان مي شود، ذرات موجود در آبميوه ها و شير به سطح دندان مي چسبند و زمينه را براي باكتري هايي كه در دهان زندگي مي كنند، فراهم مي كند. باكتري ها محيط دهان را اسيدي كرده و باعث پوسيدگي دندان مي شوند.
    تحقيقات نشان مي دهد، بيماري هاي دهان و دندان روي رشد، يادگيري و حتي صحبت كردن كودكان تاثير منفي دارند. در صورتي كه كودك قبل از خواب، عادت دارد شير بنوشد، بهتر است آب جوشيده جايگزين آن شود.
    بسياري از والدين تصور مي كنند كه آبميوه يكي از نوشيدني هاي سالم براي كودك است، نوشيدن آبميوه بويژه قبل از خواب انتخاب مناسبي نيست. آبميوه هاي مصنوعي خطري بزرگ براي سلامت دندان ها بويژه دندان هاي نيش محسوب مي شود.
    آبميوه هاي مصنوعي ارتباط مستقيم با چاقي كودكان و پوسيدگي دندان آنها دارد. پزشكان معتقدند كودكان نبايد بيشتر از يك ليوان در روز آب ميوه بخورند، آب ميوه بايد طبيعي و آن هم بين دو وعده غذايي روزانه باشد.
    پستانك
    استفاده از پستانك هنگام خواب علاوه بر ايجاد مشكلات تنفسي باعث پوسيدگي دندان شده و بر رويش دندان ها و شكل گيري فك اثر مي گذارد.
    پزشكان توصيه مي كنند استفاده از پستانك به سنين پائين تر از 2 سالگي محدود شود.
    هشدار نسبت به مصرف داروها
    برخي داروها حاوي قند و يا برخي طعم دهنده ها هستند كه از طريق تخمير باكتري ها باعث پوسيدگي دندان مي شوند حتي مي توانند تبديل به عفونت هاي قارچي شده و مانند پلاك ها روي سطح زبان و اطراف دهان قرار بگيرند. داروهاي آسم، قلب و آنتي بيوتيك ها از آن دسته اند.
    اگر كودك مجبور به استفاده از اين داروهاست بهتر است از دندانپزشك او پرسيده شود كه چندبار در روز مسواك بزند، ممكن است حتي 4 بار در روز كودك مجبور به مسواك زدن باشد.
    بهداشت دهان و دندان
    در برخي موارد والدين اظهار مي كنند كه كودك آنها هنگام مسواك زدن گريه مي كند و در برابر مسواك زدن مقاومت مي كند.
    بهتر است يك برنامه منظم براي مسواك زدن كودك طراحي شود. بايد توجه داشت، كودكان تا 6 سالگي در مسواك زدن و تا 10 سالگي در استفاده از نخ دندان مهارت كافي ندارند و والدين بايد به آنها كمك كنند.
    اگر كودك هنگام
    مسواك زدن بدخلقي مي كند مي توان از روش هاي زير بهره گرفت.
    وقتي كه كودك خسته نيست بايد مهارت مسواك زدن به او آموزش داده شود و والدين او را همراهي كنند، از كودكان بزرگ تر نيز بهتر است كمك گرفته شود.
    هنگام خريد مسواك به كودك اجازه دهيد كه خودش مسواكش را انتخاب كند.توصيه مي شود والدين سه نوع خميردندان با طعم هاي مختلف خريداري و از كودك بخواهند كه هربار براي مسواك زدن يكي را انتخاب كند. والدين بايد توجه داشته باشند كودكان با تشويق برانگيخته مي شوند.
    عكس يك كودك همسال هنگام خنديدن يا مسواك زدن در حالي كه دندان هاي سفيدش نمايان است به كودك انگيزه لازم براي مسواك زدن خواهد داد و يا تهيه يك جدول هديه و براي هربار مسواك زدن اهداي يك برچسب ستاره طلايي موثر خواهد بود.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4677 به تاريخ 28/9/89، صفحه 17 (پنجره سلامت)

+  نوشته شده در  پنجشنبه 25 آذر1389 ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط مهدی |

+  نوشته شده در  پنجشنبه 25 آذر1389 ساعت 10:35 بعد از ظهر  توسط مهدی |

وقتي كودك بودم از محرم و حسين و كربلافقط دسته هاي عزاداري و مجالس روضه و تعزيه ها برايم جالب بود و حس غريبي داشتم، اما واقعا نمي دانستم اين همه مراسم و اشك و آه براي چيست؟
    بزرگتر كه شدم محرم برايم رنگ و بوي ديگري داشت... وقتي به روز عاشورا و آن همه مصيبت فكر مي كردم ناخودآگاه اشك و ماتم وجودم را فرا مي گرفت. دوست داشتم از حسين بدانم كه او كه بود و چه كرد؟ هر چه بيشتر دانستم عاشق تر شدم. از خدا كمك خواستم تا به من نيز شوري حسيني دهد. تا زينب و صبوري را به من بشناساند، عموعباس و فداكاري هايش را به من بفهماند.
    حال ديگر مي دانم، آري خوب مي دانم در كربلاچه بر سر حسينيان آمد. حال معناي اين جمله را درك مي كنم كه «آب عمري است كه شرمنده حسين است». به راستي چرا هر زمان شخصي از حق سخن گفت با او گروهي به جدال پرداختند؟ آن هم اين قدر ناجوانمردانه!؟ مگر جنگ در محرم براي اعراب حرام نبود؟ پس چرا خون پاكان و دليران حسيني را اينگونه ريختند؟ به خيال خامشان حسين را از صحنه روزگار پاك كردند! حال كجايند كه ببينند بعد از اين همه سال حسين زنده است و سخنان حقش را جان هاي حق شنو، پذيرايند.
    پروردگارا! قدري از غيرت حسين، از شهامتش... از ايمان و مهرباني هايش به ما عطا بفرما. آمين.
    ايام سوگ حسيني را به آقاي خوبمان و معصومين و شيعيان عالم تسليت مي گويم. امسال محرم ديگري است... از كربلاتا ظهور دگر راهي نيست.
    هدهد صبا
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 19815 به تاريخ 23/9/89، صفحه 9 (مدرسه)

+  نوشته شده در  پنجشنبه 25 آذر1389 ساعت 10:33 بعد از ظهر  توسط مهدی |

 

نوزاد از طريق حواس پنجگانه خود با دنيا ارتباط برقرار كرده و دائما در حال يادگيري است. حس شنوايي يكي از اين حس هاي پنجگانه بوده كه از اهميت ويژه اي برخوردار است. هر گونه كاهش شنوايي مي تواند براي آينده نوزاد مشكل آفرين باشد. بديهي است كه اگر ميزان كاهش شنوايي نوزاد يا كودك شديد باشد تاثير جبران ناپذيري بر يادگيري تكلم وي خواهد داشت.
    هر چه اين مشكل زودتر تشخيص داده شود بيشتر مي توان نوزاد را به حالت طبيعي نزديك كرد. با توجه به اين كه كاهش شنوايي شايع ترين اختلال مادرزادي بوده و متاسفانه بدون هيچ گونه علامت ظاهري است، ضروري است غربالگري شنوايي نوزادان در بدو تولد انجام شود در غير اين صورت تشخيص كاهش شنوايي معمولاتا 2سالگي به تاخير مي افتد. در هر صورت به والدين توصيه مي كنيم به محض احساس كم شنوايي در نوزاد يا كودك خود با پزشك مشورت كنند. چنانچه معلوم شود نوزاد يا كودكي دچار كاهش شنوايي است، خوشبختانه برنامه هاي توانبخشي ويژه اي براي آموزش او وجود دارد.
    
    علل شايع كاهش شنوايي مادرزادي:
    
    1 ـ عوامل ارثي و اختلالات ژنتيكي
    
    2 ـ عفونت هاي ويروسي مادر در هنگام حاملگي مثل سرخجه كه در اين مورد بايد گفت عفونت هايي خطرناكند كه در 3 ماهه اول حاملگي مادر را مبتلاكرده باشند.
    
    3 ـ مصرف داروهاي مخرب سيستم شنوايي در 3 ماهه اول حاملگي مثل كينين و كلروكين جنتامايسين، اميكاسين و توبرامايسين. در اين مورد لازم به تذكر است كه آسيب پذيري سيستم شنوايي جنين مستقل از مادر است ، يعني ممكن است با مصرف دارو، شنوايي مادر آسيبي نبيند ولي شنوايي جنين آسيب ببيند.
    
    4 ـ نارس به دنيا آمدن نوزاد
    
    5 ـ قرار گرفتن مادر در معرض اشعه ايكس (راديولوژي) در 3 ماهه اول حاملگي
    
    6 ـ وارد آمدن ضربه به مادر در دوران حاملگي
    
    اماعلل كاهش شنوايي در كودكاني كه در بدو تولد شنوايي نرمالي داشته اند و بتدريج دچار كاهش شنوايي شده اند، عبارتند از: زمينه ارثي، عفونت باكتريايي گوش، عفونت هاي ويروسي مثل اوريون، مصرف داروهاي مخرب سيستم شنوايي، اختلالات متابوليسمي مثل بيماري هاي كليوي و كم كاري تيروئيد.
    مواردي كه اگر در نوزادي ديده شدند بايد سيستم شنوايي نوزاد به طور كامل بررسي شود عبارتند از: سابقه خانوادگي كم شنوايي، عفونت هاي مادر به هنگام حاملگي، ناهنجاري هاي سر و گردن مثل ناهنجاري لاله گوش يا وجود شكاف كام، وزن كمتر از 1500 گرم (به هنگام تولد)، زردي نوزاد به حدي كه نياز به تعويض خون داشته باشد، مننژيت باكتريايي، مشكلات شديد نوزاد به هنگام تولد.
    حدود 50 درصد نوزاداني كه با مشكل شنوايي به دنيا مي آيند يا بتدريج به آن مبتلامي شوند هيچ يك از ريسك فاكتورهاي فوق را ندارند و اينجاست كه اهميت توجه والدين به نحوه واكنش كودكشان به صداهاي اطرافش روشن مي شود.
    چنانچه مشخص شد نوزاد مبتلابه كاهش شنوايي است هر چه زودتر سمعك براي او گذاشته شود بهتر است. به نحوي كه اگر زير 6 ماهگي اين كودك شناسايي شود و سمعك برايش شروع شود. ممكن است تكلم كاملاطبيعي پيدا كند.، بنابراين توصيه مي كنيم به محض تشخيص سريعا كودك را نزد تكنيسين سنجش شنوايي ببرند.
    
    دكتر محمدحسن عامري / متخصص گوش، حلق و بيني
    
 روزنامه جام جم، شماره 3018 به تاريخ 23/9/89، صفحه 16 (سلامت)

+  نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389 ساعت 4:9 بعد از ظهر  توسط مهدی |

حضرت زينب (س) يكي از شخصيت هاي برجسته عاشوراست كه فرمود: «ما رايت الاجميلا» مظلوميت و پيامبري آن حضرت از كربلاباعث شد تا بسياري از شاعران در آثار خود به شخصيت اين بانوي ارجمند اسلام بپردازند.
    «قهرمان صبر» عنوان سروده اي از شاعر خراساني سيدعبدالله حسيني است كه امروز آن را با هم مي خوانيم.
    
    كيست آن بانو كه قبل از مرگ محشر ديده بود
    
    آن كه در يك روز داغ شش برادر ديده بود
    
    كيست آن بانوي اندوهي كه با غم شد بزرگ
    
    در زمان خردسالي داغ مادر ديده بود
    
    كيست آن بانو كه هنگام هجوم ظالمان
    
    مادرش را ملتهب از ضربت در ديده بود
    
    كيست آن بانو كه وقت غسل دادن ناگهان
    
    صورت و پهلوي مادر را مكدر ديده بود
    
    كيست آن بانو كه تشتي را به چشم خود پر از
    
    لخته هاي خون سيال برادر ديده بود
    
    كيست زينب(س) آن زن تنها كه چرخ نيلگون
    
    از برايش خواب هاي حسرت آور ديده بود
    
    كيست زينب(س) آن كه ناوك هاي زهرآلود را
    
    بر گلوي كودك شش ماهه تا پر ديده بود
    
    كيست زينب(س) كوهي از آرامش و صبر و ثبات
    
    گرچه يار خويش را افتاده بي سر ديده بود
    
    ناگهان از فرط غربت خورد بر محمل سرش
    
    چون سر خورشيد بر ني در برابر ديده بود
    
    كيست زينب(س) آن كه در آن ظهر با چشمان خويش
    
    شمر را بر سينه چاك برادر ديده بود
    
    كيست زينب(س) آن كه از روز ولادت تا وفات
    
    چشم هايش را هميشه آسمان، تر ديده بود
    
    داغ جعفر، داغ اكبر، داغ اصغر(ع) ديده بود
    
    هرچه گل پرورده بود آن روز پرپر ديده بود
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3017 به تاريخ 22/9/89، صفحه 20 (صفحه آخر)

+  نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389 ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط مهدی |

برخي از آموزگاران نگران تقليد دانش آموزان خود از رفتار خشن شخصيت هاي كارتوني هستند. در بيشتر كارتون ها خشونت فراواني به چشم مي خورد. درست است كه در تمام كارتون ها سرانجام شخصيت هاي مثبت برنده مي شوند ولي آنها غالبا با اعمال خشونت به هدف خود مي رسند. نظر شما در اين مورد چيست؟ در حال حاضر بسياري از والدين احساس نگراني مي كنند و اعتقاد دارند اين كارتون ها، كودكان را موجوداتي خشن، فريبكار و متمرد بار مي آورند. ولي آيا واقعا كارتون هاي خشن مضر هستند؟
    كارشناسان اعتقاد دارند با توجه به اينكه كودكان با شخصيت هاي كارتوني همزاد پنداري مي كنند بايد در محتواي اين برنامه ها دقت كرد.
    درست است كه كارتون ها فضايي تخيلي را به نمايش مي گذارند ولي آيا بايد خطر را دست كم گرفت؟ بسياري از كودكاني كه حريصانه به تماشاي كارتون مي نشينند اين كار را براي سرگرمي انجام مي دهند. كارتون ها سرگرم كننده هستند ولي آيا مي توان انتظار بيشتري از آنها داشت؟ بله، در واقع به اين علت كه كارتون ها تاثيرات ديرپايي برجاي مي گذارند.
    در غالب كارتون ها، هيولاها، اشباح و حيوانات وحشي حضور دارند، همان موجوداتي كه در كابوس هاي كودكان ديده مي شوند.
    محيطي كه كودكان در آن كارتون مي بينند در ميزان تاثيرات منفي نقش دارد. بنابراين در صورتي كه نظارتي از سوي بزرگترها صورت نگيرد اين تاثيرات بيشتر است.
    كودكان پيش دبستاني با رغبت فراوان از شخصيت هاي كارتوني تقليد مي كنند و كودكان 6-5 ساله نيز روحيه تهاجمي از خود نشان مي دهند.
    برنامه سازها بر اين باورند كه احتمالادر يك دوره زماني تماشاي برنامه هاي خشن اثرات منفي بر افراد- به خصوص كودكان- مي گذارد و حساسيت آنها را نسبت به خشونت كاهش مي دهد.
    در حال حاضر برخي از شخصيت هاي كارتوني جاي والدين را گرفته اند اما استانداردها تغيير كرده و اكنون والدين به محتواي كارتون ها اهميت زيادي مي دهند.
    خانم «الف» مي گويد: «من پسري پنج ساله دارم. وقتي به دنبال او به مدرسه رفتم، ديدم بچه ها در حياط به تقليد از شخصيت هاي كارتوني به يكديگر لگد مي زنند!»
    
    
    خطرات پنهان
    امروزه تصاوير شخصيت هاي كارتوني بر روي وسايل مختلف و تي شرت ها نقش بسته و اين مساله نشان دهنده تاثير زيادي است كه بر روي كودكان مي گذارد، هر چند برخي بر اين عقيده اند كه اين تاثيرات كوتاه مدت است. حتي اگر چنين سرگرمي هايي دوام نداشته باشد اثرات برخي از كارتون ها پابرجا هستند. بنابراين بايد از خود بپرسند آيا ديدن چنين كارتون هايي به اين مفهوم است كه آن ها را تاييد مي كنيد؟ نظرتان راجع به صحنه هاي آزار حيوانات چيست؟ شايد بگوييد اين كارتون ها واقعي نيستند ولي آيا مي دانيد كه فناوري تهيه كارتون چه پيشرفتي كرده است؟ با اين فناوري كارتون ها بسيار واقعي به نظر مي رسند به طوري كه نمي توان ميان آنها و واقعيت تمايزي قائل شد.
    در ضمن نبايد الگوي رفتاري كه اين كارتون هاي مدرن به نسل بعدي ارائه مي دهند ناديده گرفت. دراين كارتون ها افراد خانواده رفتار نامناسبي با يكديگر دارند.
    والدين گرامي! شما حق داريد نگران فرزندانتان باشيد ولي چه بايد كرد؟
    
    
    فاصله گرفتن از خشونت
    بايد فوايد و مضرات سرگرمي ها را در نظر بگيريد. برخي از والدين براي حفظ سعادت خانواده تصميم گرفته اند از تلويزيون استفاده نكنند و گروهي نيز به كودكان خود ياد مي دهند به سبك و سنگين كردن محتويات برنامه ها بپردازند. هر چقدر يك كودك- يا حتي يك بزرگسال- برنامه هاي تلويزيوني را بهتر تجزيه و تحليل كند بهتر مي تواند از عواقب منفي رسانه ها دور باشد. بدون ترديد والدين مي توانند بيشترين كمك را در اين زمينه به فرزندان خود بكنند.
    اخيرا مطالعاتي در مورد دو روش مختلف انجام شده است. محور يكي از روش ها، توضيح دادن و سپردن تصميم گيري به كودكان مي باشد و روش ديگر بر مجازات و تهديد استوار است.
    
    
    نتايج چه چيزي را نشان مي دهند؟
    كودكاني كه والدين آنها از روش مجازات استفاده مي كنند علاقه زيادي به برنامه هاي جامعه ستيز تلويزيوني دارند در حالي كه كودكاني كه مادرانشان روش توضيح دادن را انتخاب كرده اند كمترين تاثير منفي را از اين گونه برنامه ها مي گيرند.
    بنابراين والدين شايسته علت نامناسب بودن برخي از برنامه ها را به كودكان خود توضيح مي دهند. اما يادتان باشد كودكان ذاتا به تقليد علاقه زيادي دارند و اين مساله، مسئوليت سنگيني بر دوش والدين مي گذارد تا از مشاهده صحنه هاي خشونت آميز خودداري كنند. اگر شما چنين برنامه هايي را ببينيد كودكانتان نيز ديدن آنها را كار اشتباهي نمي دانند. شايد بپرسيد: «پس من چگونه فرزندم را سرگرم كنم؟»
    چرا زندگي واقعي حيوانات را به او نشان نمي دهيد؟ آيا در نزديكي خانه شما يك پارك وجود دارد؟ اگر جوابتان منفي است مي توانيد به همراه فرزندتان فيلم هايي راجع به حيات وحش را در خانه ببينيد. متاسفانه هيچ كدام از ما نمي توانيم از خشونت دنياي اطراف خود بگريزيم ولي، چه جوان باشيم و چه پير، مي توانيم عاقلانه از مشاهده صحنه هاي خشونت آميز خودداري كنيم.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 19814 به تاريخ 22/9/89، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389 ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط مهدی |

درصد بالايي از پوسيدگي دنداني كودكان به علت شيردادن در هنگام شب اتفاق مي افتد چرا كه شير معمولادرمحيط دهان باقي مي ماند و موجب پوسيده شدن دندان ها مي شود.
    اين مسئله جديدي نيست. كودكان در شب و هنگام خوابيدن از سينه مادر يا شيشه شيربا حالت مداوم و منقطع شير مي خورند و با توجه به اينكه فعاليت دهان و حركات عضلات دهان محدود مي شود عملابخشي از شير در محيط دهان باقي مي ماند.
    براي بچه هاي شيرخواري كه دندان هاي شيري درمحيط دندان دارند تجمع شير و باقي ماندن شير براي مدت طولاني مي تواند باعث ايجاد محيط مناسب براي تخريب و شروع تشكيل حفره پوسيدگي دنداني باشد. اين مسئله وقتي كه محتواي شير را والدين با مواد شيرين مخلوط مي كنند تشديد مي شود و متاسفانه تا زماني كه دندان ها تخريب نشوند والدين متوجه نمي شوند.
    توصيه مي شود اگر كودك وابسته است كه شير را در شب مصرف كند همزمان شيشه آب تميز يا آب مقطر در اختيارش قرار دهد تا حداقل يكبار مكيدن را انجام دهد و مقداري از غلظت محيط دهان را بكاهد.
    والدين مي توانند شست و شوي دهان راطي شب و صبح انجام دهند و به خصوص سعي كنند در بيداري كودك را سير كنند تا مجبور نشوند در شب به دفعات بيدار شوند و به اوشير بدهند.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 19814 به تاريخ 22/9/89، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389 ساعت 3:59 بعد از ظهر  توسط مهدی |

برقراري تعامل موثر و متقابل عاطفي ميان اعضاي خانواده از مهم ترين شاخص هاي تعيين سلامت روان و پايداري اين نظام اجتماعي مهم به شمار مي رود. اين در حالي است كه با افزايش شمار خانواده هاي هسته اي و صنعتي شدن جوامع روابط مستقيم و چهره به چهره اعضاي خانواده كاهش يافته است.
    بسياري از روانشناسان و كارشناسان حوزه علوم اجتماعي معتقدند، والدين و فرزندان هر يك به تنهايي نقش يكي از قطعات پازل نظام خانواده را ايفا كرده كه به صورت گروهي مفهوم و معنا پيدا مي كنند. در واقع روابطي كه بر پايه خانواده محوري بوده و به رفع تعارضات درون گروهي، مقابله با نيروهاي مخرب بيرون از نظام خانوادگي، پاسخ به نيازهاي هيجاني و عاطفي و رفع اختلالات پيچيده منجر مي شود، در سايه همبستگي و وحدت اعضاي خانواده بوده و در خانواده هايي كه تك محوري و تفرد جايگزين پيوستگي شده و اصول غيرانطباقي و مغاير با ارزش هاي كوچك ترين واحد اجتماعي حكمفرما باشد، نقش طبيعي هر يك از اعضا به درستي ايفا نشده و خانواده در معرض سقوط و تزلزل قرار خواهد گرفت.
    حضور اعضاي خانواده هنگام صرف وعده هاي غذايي يكي از فرصت هايي است كه امكان برقراري تعاملات عاطفي ميان اعضا را بيشتر خواهد كرد.
    
    
    بهترين فرصت شكل گيري پيوندها
    تحقيقات نشان مي دهد، مكالماتي كه هنگام صرف وعده هاي غذايي رد و بدل مي شود، اين فرصت را به اعضاي خانواده مي دهد كه با يكديگر ارتباط موثري برقرار كرده، نقشه ها و اهداف خود را به ساير اعضا بازگو كنند، از آنها نظرخواهي كرده و اطلاعات مفيدي را كسب كنند. كودكان در وعده هاي غذايي، مهارت هاي زندگي از جمله آداب اجتماعي، عشق ورزي و همبستگي، حل مسئله و ... را آموخته و تمرين مي كنند.
    به عقيده محققان، وعده غذايي صبحانه از جمله زمان هايي است كه تمام اعضا مي توانند در كنار يكديگر بوده و زنجيره ارتباطي ميان خود را محكم تر كنند.
    دكتر محسن ايماني، روانشناس با تاكيد بر اهميت گردهمايي اعضاي خانواده هنگام صبح و صرف وعده غذايي صبحانه مي گويد: براي بهره مندي يك روز كاري موفق و سرشار از نشاط و انرژي چگونگي آغاز آن اهميت فراواني دارد. زماني كه اعضاي يك خانواده، هنگام صرف وعده صبحانه جمع مي شوند، اين پيام به آنها منتقل مي شود كه به يكديگر علاقه داشته و از حضور هم شادمان هستند.
    اين روانشناس اضافه مي كند: وقتي اعضاي خانواده در ساعت مشخصي از روز از خواب برخاسته و پس از به جا آوردن فرايض ديني، زماني را به صرف اين وعده غذايي اصلي اختصاص مي دهند، تعامل متقابل عاطفي ميان آنها برقرار مي شود. مادر با تهيه صبحانه به همسر و فرزندانش نشان مي دهد كه به آنها علاقه دارد و سلامت همسر و فرزندانش براي او اهميت دارد، ساير اعضاي خانواده نيز اين محبت و علاقه مندي را درك كرده و در نخستين ساعات صبح انرژي مثبت در كانون خانواده موج مي زند.
    
    
    آموزش درس هاي زندگي
    دكتر علي قائمي اميري، جامعه شناس مذهبي، وعده صبحانه را زمان آموزش درس هاي زندگي به كودكان دانسته و معتقد است: هنگام خوردن صبحانه والدين مي توانند مسائلي مانند آداب غذاخوردن و صرفه جويي را به كودكان آموزش دهند. فرزندان مي آموزند به وعده غذايي كه والدين براي آنها تعيين كرده اكتفا كنند و قانع باشند. هنگام صرف وعده غذا، اعضاي خانواده بهتر است به بحث و تبادل نظر پرداخته و از نظرات و گرايشات يكديگر باخبر شوند و مسائل اجتماعي را به يكديگر آموزش دهند.
    اين كارشناس مذهبي اضافه مي كند: حضور دسته جمعي اعضاي خانواده هنگام صبح باعث مي شود روحيه اجتماعي شدن، همكاري و همدلي در وجود افراد نهادينه شود. آنها مي آموزند كه چگونه با يكديگر همدل، همكار و همراه شوند، مي آموزند تا حقوق ديگران را رعايت كرده و به مرزهاي شخصي ديگران وارد نشوند. مطابق با پژوهش هاي انجام شده، در جوامعي كه اعضاي خانواده زماني را به درکنار هم بودن اختصاص مي دهند و حداقل در يكي از وعده هاي غذايي همه افراد حضور دارند، روح انس، علاقه مندي، همنوعي و سلامت رواني شكل مي گيرد.
    در چنين خانواده هايي كودكان مي آموزند كه چگونه قانع و فداكار بوده و درس زندگي را در لحظه هاي شاد با هم بودن فرامي گيرند.
    به عقيده دكتر قائمي در خانواده هايي كه به اين گونه مسائل توجه نمي شود و هريك از اعضاي خانواده در ساعتي نامشخص غذاي مورد علاقه اش را صرف مي كند، افراد با سلايق غيرمشترك و متفاوت پرورش پيدا مي كنند و هر فرد در مسيري جداگانه گام برداشته و از اهداف مشترك يك خانواده و در نهايت جامعه دور شده و تك رو مي شوند. اين در حالي است كه در دين مبين اسلام تك روي و فرديت بشدت مورد مذمت قرار گرفته و اولياي ديني ما معتقدند، گردهمايي اعضاي خانواده هنگام صرف غذا از تكروي و شكل گيري فردگرايي در نظام خانوادگي پيشگيري كرده و باعث مي شود، روح صميميت و همدلي در ميان اعضا به وجود آمده و دلبستگي و علاقه مندي ميان افراد شكل مي گيرد.
    
    
    آرامش، بر سر سفره محبت
    صبحانه از جمله وعده هاي غذايي مهم در سلامتي افراد است كه باعث افزايش يادگيري و كارايي افراد بويژه دانش آموزان در طول روز مي شود.
    دكتر محسن ايماني در اين خصوص معتقد است: از آنجا كه آغاز يك روز كاري بدون صرف وعده غذايي، برانگيختگي ها و آسيب پذيري هاي روح را افزايش مي دهد، افراد به آرامش در طول روز دست پيدا نكرده و احتمال پرخاشگري افزايش پيدا مي كند. از طرف ديگر گرسنگي تعادل جسماني را از بين برده، احتمال ايجاد عصبانيت ها و رفتارهاي برخوردي تشديد شده و منجر به خدشه دار شدن تعادل رواني مي شود.
    اين روانشناس اضافه مي كند: اين در حالي است كه هنگام صرف وعده غذايي صبحانه علاوه بر بهره مندي از الگوهاي تغذيه اي سالم، فرزندان، آداب مختلفي از جمله قناعت، شكرگزاري، همكاري و... را مي آموزند.
    والدين در اين وعده غذايي مهم مي توانند به فرزندان آداب شكرگزاري از نعمات الهي و قدرداني از پدر و مادر را آموزش دهند. هنگام صرف صبحانه كودكان مي آموزند كه همه كارها را با نام خدا آغاز كنند و در پايان پروردگار را شكرگزار باشند.
    از طرف ديگر والدين از شيوه غذاخوردن فرزند كودك يا نوجوان خود مي توانند به حالات روحي آنها پي ببرند، براي نمونه تند غذاخوردن نشانه اي از استرس است، همچنين بي ميلي يا بي اشتهايي نوجوان ممكن است از علائم بي اشتهايي، عصبي يا افسردگي باشد.
    تحقيقات نشان مي دهد، در خانواده هايي كه افراد هنگام صرف غذا، گردهم آمده و اين اوقات را با يكديگر صرف مي كنند، بزهكاري، وابستگي به اينترنت، اعتياد و مشكلات رواني كمتر مشاهده مي شود.
    از طرف ديگر، اين زمان فرصت مناسبي است تا كودكان شيوه پس انداز، نحوه تقسيم هزينه ها و تعيين بودجه، برنامه ريزي و بهره مندي از الگوهاي غذايي مناسب را بياموزند.
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4673 به تاريخ 21/9/89، صفحه 16 (گزارش)

+  نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389 ساعت 3:58 بعد از ظهر  توسط مهدی |

احترام يعني داشتن توجه شايسته به ديگري ضمن حفظ فاصله با اوست. احترام زماني به دست مي آيد كه فرد دستاوردهايي داشته باشد، كارمند وظيفه شناس، كدبانوي ماهر، كودك درس خوان و ورزشكار پيروز با توجه به تلاش هايي كه به خرج مي دهند و دستاوردهايي كه دارند مورد توجه شايسته ديگران قرار مي گيرند. افرادي كه بيش از وظيفه معمول خود فعاليت مي كنند از احترام بيشتري برخوردارند. زماني كه فرد مورد احترام ديگران قرار گرفت به اين نتيجه مي رسد كه فرد مفيدي است كه وجود او براي ديگران ارزش دارد و در نتيجه او هم نسبت به خود احساس احترام مي كند كه منجر به ايجاد اعتماد به نفس مي شود.
    بنابراين خود ما نيز براي نيل به عزت نفس بايد بكوشيم تا دستاوردهاي بهتر و بيشتري كسب كنيم، براي ايجاد عزت نفس در ديگران هم بايد به دستاوردهاي مثبت آنها توجه كرد و آن را مورد تشويق قرار داد.
    مرد براي ايجاد احترام و عزت نفس در همسرش بايد زحمات او را در منزل مورد قدرداني قرار دهد. والدين براي ايجاد عزت نفس در كودك بايد تلاش هاي او را مورد توجه قرار دهند و تشويق كنند. به اين ترتيب مشخص است كه جامعه اي كه در آن احترام به ديگران شيوع داشته باشد جامعه اي سالم تر و بهداشتي تر و براي زندگي مطلوب تر است.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4673 به تاريخ 21/9/89، صفحه 15 (ايران زندگي)

+  نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389 ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: زينب بايه

نزديك غروب بود. ديگر صداي فرياد تير و شمشير نمي آمد. تنها صداي ناله هاي كودكي سه ساله بود از پشت سنگريزه ها، صداي دوان دوان قدم زدن سجاد به سوي قتله گاه و گريه هاي جانگداز زينب كه فضا را پر كرده بود و ديوار شيشه اي سكوت را مي شكست.
    اوضاع بسيار آشفته بود. زنان گريه مي كردند و اسب امام در ميان جمعيت زنان جان مي داد و بچه ها با صداي سوزناك پدر خود را صدا مي زدند. زينب از ميان آنان بلند شد و به سمت سربريده حسين حركت كرد به دور قتله گاه چرخيد مثل ابر بهار باريد و سخن گفت: حسين من، برادر پرپر شده ام. بيدار شو با من حرف بزن. چشمانت را باز كن. طاقت دوري ات را ندارم.
    چشمان امام سايه به سايه زينب حركت مي كرد. زينب سرگردان به دنبال آن خورشيد زخمي قتله گاه را دور زد تا نشاني از او يابد. ناگهان قبر كوچكي را ديد، به بالاي سرش رفت، گريست و در عمق سكوت خاطرات آن طفل را در جلوي چشم خود به تصوير كشيد.
    يك تير ديگر بيشتر باقي نمانده بود. علي اصغر در بغل بابا بود، دستان امام مي لرزيد و قلبش تند تند مي تپيد علي با نگاه به پدر در باغ سبز چشمان او گل عاطفه اي كاشت و آن را با اشك التماس آبياري كرد آب مي خواست، ناله مي كرد، اشك مي ريخت. اما كسي نبود كه به او آب دهد، او را سيراب كند، قلبش را آرام كند و ناله هايش را ساكت، يكدفعه تير رها شد و گلوي علي اصغر را تكه تكه كرد. شكوفه اميد در دلش پرپر شد و عشق با نفس باد پرواز كرد. گل عاطفه اش در باغ چشمان پدر پژمرد و تنها گلبرگ هاي خشكيده آن به جا ماند. امام خشك شده بود. همان طور كه به صورت زيباي علي اصغر نگاه مي كرد گفت: علي جان ستاره ي اميدم، چرا ديگر بي تابي نمي كني، بهانه ي تشنگي را نمي گيري علي اصغر آهي كشيد و در بغل بابا پرپر شد. امام سفت در آغوشش گرفت و چند قدم آن طرف تر قبر كوچكي كند تا او را به خاك بسپارد. اما همان لحظه صدايي غريبي از لابه لاي جمعيت سپاه امام به گوش رسيد. او رباب بود، مادر دلسوخته ي علي اصغر. امام برگشت تا چشمش به رباب افتاد سر خم كرد و گريست. چرا ديگر صداي علي من نمي آيد، او كه بي تاب بود، بي قراري مي كرد، چرا ديگر آب نمي خواهد. امام برگشت تا ستاره ي خاموشش را در قبر بگذارد، همان لحظه رباب گفت: علي من زنده است، با من حرف مي زند، از من آب مي خواهد، او را كجا مي بري، كجا مي بري قلب امام تكه تكه مثل شمع مي سوخت بر گونه هايش مي لغزيد و بر لبان علي اصغر به زندگي خاتمه مي داد رباب علي را در بغل گرفت و براي آخرين بار با كودك خود حرف زد: علي جان به من بگو كه تمام اينها خواب است، يك افسانه است كه بي تو آن را به گورستان فراموشي مي سپارم. آخر علي جان اگر تو نباشي پس من براي چه كسي لالايي بخوانم، ديگر به اميد چه كسي زنده باشم. چشمانت را باز كن. اما چشمان آسماني و زيباي علي اصغر كه در روبروي افق هاي خورشيد مي درخشيد، هرگز باز نشد. رباب به خيمه برگشت. بالاي سر ننوي خالي نشست و لالايي خواند و به ياد نگاهش اشك ريخت.
    لاي لاي علي اصغرم، لاي لاي علي اصغرم
    لاي لاي علي جان، لاي لاي علي جان.
    زينب قطره قطره معصومانه مي گريست و از ميدان قتلگاه دور مي شد.
    نزديك اذان بود، رقيه مثل هميشه سجاده ي بابا را پهن كرده بود تا بابا بيايد، پيشاني تابانش را بر روي مهر بگذارد و چشمان رقيه را از بوسه ي عشق سيراب كند. اما رقيه هرچه نشست بابا نيامد هرچه بابا را صدا زد جوابي نشيند. از چادر بيرون رفت، به روبروي غروب خورشيد نشست و بابا را صدا كرد، اشك ريخت، سرش را بر روي خاك گذاشت و روح سبز پدر را به آسمانها فرستاد. مرواريد چشمان رقيه بر روي خاك غلت مي زدند و به سوي لب تشنه ي حسين راهي مي شدند. شب بود رقيه ديگر توان راه رفتن نداشت. فقط دوست داشت كه به خاطرات پدرش، عمويش، برادرش و... فكر كند. ناگهان به ياد آخرين باري افتاد كه پدر را ديد.
    حضرت آخرين خداحافظي را با افراد باقي مانده از سپاه مي كرد، به سراغ زينب رفت تا با او وداع كند: زينب اين ديدار آخر من و توست، مواظب يتيمانم باش، هرگز تنهايشان نگذار، نگذار كه بچه ها اشك بريزند و غم نبود مرا حس كنند.
    امام لحظه لحظه از سپاه دور مي شد و آرام آرام به ميدان نزديك. همان زمان كه آمد سوار اسب شود، كسي از پشت لباسش را كشيد و گفت: پدر با من خداحافظي نمي كني. بله رقيه بود، آن دختر سه ساله. پدر مرا هم با خودت ببر، اگر زخمي شدي بر روي زخمهايت مرحم مي گذارم. ترو خدا مرا با خودت ببر. امام در حالي كه اشك در چشمانش شعله ور شده بود گفت: نه دخترم، من بايد بروم. ميرم و برمي گردم، با آب برمي گردم با آب. رقيه همين طور چشمانش به درماند تا پدرش همراه آب بيايد. اما چشمان رقيه نمنمك اشك برداشت اما هرگز او را نديد. وقتي كه به نزديكي خيمه رسيد ديد كه دشمنان برگشتند و در حال آتش زدن خيمه ها هستند. چادر از سر زنان مي كشند و بچه ها را با شلاق مي زنند.
    جلو رفت و گفت: اي ياغيان از خدا بي خبر، اگر حالاپدرم اينجا بود شما با ما اين كار را نمي كرديد اگر او اينجا بود شما چادر از سر زنان نمي كشيديد، با يتيمانش، با فرزند مريضش اينگونه نمي كرديد. كاش پدر اينجا بود، كاش...
    كاروان امام گريه مي كردند و لحظه لحظه از خيمه هاي آتش زده دور مي شدند. وقتي به شهر شام رسيدند، براي اينكه رقيه را بيشتر عذاب دهند، سر پدر را در يك تشت طلاگذاشتند و به سياه چالي برند كه طفل در آن زنداني بود. سر را به جلوي رقيه گذاشتند و گفتند: اين سر پدر توست. مي داني، پدرت اگر اينجا بود نمي گذاشت كه تو كتك بخوري و حتي يك لحظه رياضت بكشي، اما حال كه نيست پس بخور.
    او را اينقدر زدند كه از نفس افتاد، بعد رهايش كردند و تنهايش گذاشتند با سربريده ي پدر. رقيه بلند شد. نگاهش چشمان زيباي پدرا را مي جوييد. گريه كرد و با صورت نورانيش كه فانوس شبهاي تاريك قلبهاي خسته بود سخن گفت: بابا چرا مرا گذاشتي و رفتي. اگر آن زمان به التماس هاي من گوش مي كردي، من حال كتك نمي خوردم. بدنم خوني نمي شد، چشمانم از بس كه گريه كرده ام كم سو و كبود نمي شد. بابا مي بيني، مرا مي زنند. گوشهايم را مي كشند، موهايم را مي كشند، گوشم مي زنند. چرا بابا، چرا... چشمان پدر را بوسيد. سر بر زمين گذاشت، گريست و جان داد.
    ديگر زينب ماند و سجاد. همسفر خستگي هاي زينب ديگر وجود نداشت.
    ديگر كسي نبود كه بر روي زخم دل سجاد مرهم بگذارد. بار خستگي را از روي دوش زينب بردارد.
    آنها ماندند و حرفهايي كه اگر مردم نمي فهميدند، اسلام تا اينجا دوام نمي آورد.
    زينب شيرزني بود كه اگر در آن زمان با برادر، همسفر سرزمين قصه ها شده بود، هيچگاه داستان ناب كربلابه اتمام نمي رسيد.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 19812 به تاريخ 20/9/89، صفحه 9 (مدرسه)

+  نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389 ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط مهدی |

استفاده نوجوانان از اينترنت، بازي هاي كامپيوتري و... قبل از خواب، باعث ابتلاي آنها به اختلالات خواب و روحيه خواهد شد. مطالعات اخير نشان داده است بيش از نيمي از نوجواناني كه قبل از خواب به استفاده از اينترنت مي پردازند نه تنها در به خواب رفتن با مشكل روبه رو مي شوند، بلكه در روز بعد مشكلات شناختي، رفتاري و اختلال روحيه را نيز تجربه مي كنند زيرا فعاليت محرك جايگزين استراحت در محيطي آرام شده است. در مطالعات انجام گرفته حدود 40 كودك و نوجوان در رده سني بين 8 تا 22 سال مورد پرسش قرار گرفتند و مشخص شد افرادي كه قبل از خواب به جست وجو در اينترنت، ارسال نامه الكترونيكي و يا انجام بازي هاي آنلاين اينترنتي مي پردازند، هنگام خواب با مشكلاتي چون بي قراري حركتي در خواب، درد پا و يا بي خوابي روبه رو مي شوند. علاوه بر اين احتمال ابتلابه مشكلاتي مانند اختلال بيش فعالي – نقص توجه، اضطراب، افسردگي و مشكلات يادگيري نيز در آنها افزايش پيدا مي كند.
    در بررسي ديگري نيز پرسش هايي راجع به الگوي خواب – بيداري، ميزان خواب آلودگي در طول روز، كارايي، روحيه و توانايي شناختي، نوع و ميزان استفاده از تكنولوژي ارتباطي و اطلاعاتي و محدوديت هاي قرار داده شده توسط والدين از تعدادي شركت كننده در رده سني حدود 15 سال انجام گرفت. تجزيه و تحليل نتايج نشان داد 5/77 درصد از شركت كنندگان هنگام به خواب رفتن دچار مشكل بودند و به طور ميانگين همه آنها شبي يكبار به دليل استفاده از وسايل ارتباطي از خواب بيدار مي شدند. علاوه بر اين هر چه سن شركت كنندگان بالاتر بود، ديرتر به رختخواب رفته و زمان استفاده آنها از وسايل اطلاعاتي نيز بيشتر مي شد. در اين ميان پسران بيش از دختران به جست وجو در اينترنت و انجام بازي هاي آنلاين كامپيوتري مي پرداختند در حالي كه دختران بيشتر خود را با برقراري تماس تلفني (تلفن همراه) مشغول مي كردند.
    به دليل تاثيرات كوتاه مدت و بلندمدت كيفيت خواب بر عملكرد روزانه، والدين بايد عادات صحيح خواب را در فرزندشان نهادينه كنند تا به عاملي در جهت پيشرفت او در تحصيل و ارتقاي سلامت تبديل شود.
    به گفته متخصصان استفاده از اينترنت، بازي هاي كامپيوتري و... به دليل وجود تصاوير گرافيكي، تداخلي بودن و پاسخگويي سريع، اعتيادآور و محرك است. توصيه مي شود تا نظارت والدين بر استفاده فرزندشان از وسايل ارتباطي و اطلاعاتي در سنين پائين تر انجام گيرد تا از كارايي بيشتري برخوردار باشد. براي مثال انتقال كامپيوتر از اتاق خواب به اتاق نشيمن يكي از راهكارهاي مورد توصيه است.
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4672 به تاريخ 20/9/89، صفحه 11 (ايران زندگي)

+  نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389 ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: سعيده دلال عليپور

همزمان با شروع ماه محرم مردم آذربايجان شرقي مانند ديگر استان هاي كشورمان سياهپوش مي شوند و با برگزاري مراسم و آيين هاي خاص، خود را در غم مولايشان اباعبدالله الحسين (ع)خانواده و ياران آن حضرت سهيم مي كنند.
    اما در اين ميان، بعضي آداب و مراسم هستند كه خاص استان آذربايجان شرقي بوده و در هيچ جاي كشور اجرا نمي شوند.
    يكي از اين مراسم، عزاداري دوستان اهل بيت عصمت و طهارت در بازار بزرگ تبريز است. در دهه اول ماه محرم بخصوص روزهاي تاسوعا و عاشوراي حسيني و سوم شهداي كربلابناي عظيم و سرپوشيده بازار تاريخي تبريز شاهد سوگواري عزاداران حسيني گشته و غرق در ماتم و عزا مي شود.فتح الله زاده، مسوول هيات هاي مذهبي سازمان تبليغات اسلامي آذربايجان شرقي در اين خصوص گفت: عزاداران بازار با نظم و انسجام خاص، سرتاپا سياهپوش و بعضا با دستارهايي سياه برسر، در سوگ حضرت اباعبدالله الحسين (ع) مراسم سنتي ـ مذهبي سينه زني و زنجيرزني را به جاي مي آورند.
    وي افزود: در اين روزها دسته جات مختلف عزاداري محلات قديمي تبريز در قالب زنجيرزن، سينه زن و نوحه سرا مراسم عزاداري خود را به شكل سنتي و قديمي از اول بازار صادقيه شروع كرده و در سراي مظفريه به اتمام مي رسانند.
    بيشتر مرثيه ها و نوحه هاي خوانده شده در بازار تبريز به زبان تركي و با همان لحن و سبك قديمي است. بازار محل پخش احسان ها و نذورات نيز هست. برخي مغازه ها با پخش چاي و ديگر نذورات از عزاداران امام حسين (ع) پذيرايي مي كنند.
    مسوول هيات هاي مذهبي سازمان تبليغات اسلامي استان افزود: از ديگر مراسم مرسوم در اين استان برپايي دسته جات شاخ سِي (شاه حسين گويان) و واخ سِي (واي حسين گويان) در شهرها و روستاهاي استان آذربايجان شرقي است كه از چند روز مانده به ماه محرم، بعد از نماز مغرب و عشاء جمعي از مردان از پير و جوان گرفته تا ميانسال و كودك شانه در شانه هم قرار گرفته و در صف هاي طولاني طول خيابان و محله را طي مي كنند و يكي از اعضاي هيات با استفاده از بلندگوهاي سيار اشعار مذهبي و نوحه هاي جانسوز را با آهنگ هاي حماسي مي خواند و شاخ سي گويان جواب مي دهند.
    البته در اكثر اين دسته جات شاخ سي گوي شبانه، از طبل هاي بزرگ و كوچك و سنج و شيپور براي حفظ ريتم آهنگ نوحه ها استفاده مي شود و اين مراسم در ايام تاسوعا و عاشورا به اوج خود مي رسد. از عصرعاشورا، مراسم خياباني و عزاداري هاي محله اي، به داخل مساجد منتقل مي شود. معدود دسته جات هم به نشانه عزاداري و سوگواري از حادثه كربلا، با پاي برهنه، آغشته كردن لباس خود با گِل و كاهگل، زمين گذاشتن طبل، چوب و سنج و بيرق هاي رنگي، به مراسم ظهر عاشورا، نور مضاعف مي بخشند.
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3015 به تاريخ 20/9/89، صفحه 15 (ايران)

+  نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389 ساعت 2:11 بعد از ظهر  توسط مهدی |

كارشناسان آكادمي پزشكان اطفال در آمريكا تاكيد دارند كه هنگام خريد لباس براي كودكان خود حتما توجه داشته باشيد كه راحتي پوشاك را در اولويت قرار دهيد.
    به گزارش ايسنا، اين كارشناسان مي گويند پوشاندن لباس هاي پشمي و پرزدار مي تواند سبب ايجاد استرس و ناراحتي در كودكان شود، در حالي كه پارچه هاي نرم و لباس هايي كه پوشيدن آنها سريع و راحت است، بيشتر براي كودكان توصيه مي شود.
    اين آكادمي براي والديني كه قصد دارند براي فرزندان خود لباس بخرند پيشنهادهاي مناسبي را در قالب يك توصيه بهداشتي ارائه كرده است.
    اين متخصصان توصيه مي كنند لباس هايي را انتخاب كنيد كه زيپ يا دكمه آنها از جلو باز مي شوند و از خريدن البسه اي كه زيپ آنها پشت لباس گذاشته شده، خودداري كنيد.لباس هايي كه آستين آنها با دكمه يا زيپ، باز و بسته مي شوند، قطعا مناسب تر هستند؛ چون راحت تر دست از آن عبور مي كند و در مقابل از خريدن لباس هايي كه روبان يا بند دارند تا حد امكان خودداري كنيد.
    همچنين اگر پوشاكي را تهيه مي كنيد كه جنس كشي دارد، مراقب باشيد پارچه كشي آن در اطراف گردن و دست ها و پاها سفت و محكم نباشد و موجب آزار كودك نشود.
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3015 به تاريخ 20/9/89، صفحه 16 (سلامت)

+  نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389 ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط مهدی |

حتما شما هم با كودكاني برخورد كرده ايد كه از تولد نوزاد بعد از خودشان يا حتي از توجه والدينشان به كودك ديگري ناراحت مي شوند و اين ناراحتي را به اشكال مختلفي نشان مي دهند؛ روان شناسان از اين حالات با عنوان حسادت ياد مي كنند.
    حسادت نوعي خشم و واكنش عاطفي در برابر از دست دادن يا احتمال و يا تصور از دست دادن محبت يكي از نزديكان است؛ تظاهرات ناشي از حسادت گاه شباهت زيادي با واكنش هاي خشم دارد؛كودك گرفتار حسادت نه تنها در دوران كودكي بلكه شايد در تمام زندگي خود، ديدي همراه با حسادت و بدبيني نسبت به انسان ها و جهان خواهد داشت.
    انگيزه هاي موجب حسادت را هميشه بايد در روابط اجتماعي و به خصوص در وجود اشخاص جستجو كرد. براي يافتن انگيزه موجب حسادت در كودك بايد به كودكان ديگر، پدر، مادر يا كسي كه از كودك پرستاري مي كند، توجه داشت. كودك به دليل نياز شديدي كه به محبت و توجه نزديكان و اطرافيان دارد، براي جلب آن به رقابت با كودكان ديگر مي پردازد؛ معمولاشديدترين دوره حسادت كودك تا 6 سالگي است، چون در اين مدت كودك به والدين خود سخت وابسته است و علايق او در محيط خارج از خانواده بسيار كم است ولي به مرور در ميان دوستان و همسالان خود در مدرسه جايگاهي پيدا مي كند كه همين موضوع باعث مي شود حسادت او در محيط خانواده تعديل پيدا كند.
    يكي از مهم ترين مواردي كه حسادت كودك را برمي انگيزد، تولد يك نوزاد جديد در خانواده و توجه والدين و ساير بستگان به او است؛ كودكي كه تاكنون تنها فرزند يا كوچك ترين فرزند خانواده و مورد توجه والدين بوده است با تولد خواهر يا برادر تا مدتي دچار اشكالات رفتاري مي شود و گاه اين مشكلات به صورت واكنش هاي غيرمعقول و حتي تهاجم به نوزاد جديد، خود را نشان مي دهد و گاه موجب شب ادراري يا مشكلات عاطفي ديگر مي شود.
    معمولابراي پيشگيري از حسادت كودك مي كوشند او را براي پذيرفتن نوزادي كه در راه است، آماده سازند؛ اما از آنجا كه كودك نمي تواند ماهيت چنين رويدادي را درك كند اين گونه كوشش ها نتيجه مطلوبي ندارد، اما هوشياري پدر و مادر و توجه طبيعي به كودك بزرگ تر تا اندازه زيادي به حل مشكل كمك مي كند و حسادت را به مرور از بين مي برد؛ مخصوصا پدر مي تواند در ساعاتي كه مادر مشغول مراقبت از كودك تازه وارد است به كودك بزرگ تر توجه بيشتري كند.
    علت ديگر حسادت در كودكان تبعيضي است كه والدين ميان فرزندان خود قائل مي شوند؛ والدين ناآگاهانه به فرزندان زيبا، خونگرم و با استعداد خود مهر و محبت بيشتري مي ورزند و اين امر موجب برانگيختن حسادت فرزندان ديگر كه از چنين خصوصياتي برخوردار نيستند، مي شود.
    و اما در كل براي جلوگيري از به وجود آمدن احساس حسادت در كودكان، بزرگسالان و مربيان بايد از مقايسه كودكان با يكديگر و تبعيض بين آنها شديدا پرهيز كنند و به كودكان توجه يكساني داشته باشند و اگر قصد تشويق يكي از آنها را دارند نبايد موجبات رنجش و تحريك حسادت كودكان ديگر را فراهم كنند؛ كودكان در سنين 3 تا 6 سالگي علاقه شديدي به مربي خود دارند و سعي مي كنند توجه او را به خود جلب كنند، از اين رو مربي بايد توجه داشته باشد كه اگر كودكي بيش از اندازه مورد محبت او قرار گيرد، حسادت ساير كودكان را برمي انگيزد.
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3015 به تاريخ 20/9/89، صفحه 14 (آموزش)

+  نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389 ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط مهدی |
نويسنده: الهام طباطبايي

اگر شما صبح هاي زود به سمت محل كارتان حركت مي كنيد، حتما كودكان خواب آلود و بي حوصله اي را ديده ايد كه يا در آغوش يكي از والدين يا در صندلي عقب ماشين به سمت مهدكودك در حركت هستند و از اين كه خواب صبحشان كامل نشده است كلافه اند؛ البته اين در مورد در كودكان كوچك تر بيشتر صادق است.
    كودكاني كه زودتر از سن مهدكودك رفتنشان، وارد آن محل شده اند هم مانند خيلي از مسائل ديگر نتيجه اجتناب ناپذير تغييرات در جامعه و مشغول بودن زنان به كار بيرون از خانه پا به پاي مردان است.
    وقتي مادران شاغل بعد از پايان مرخصي زايمانشان مجبور به ترك خانه و بازگشت به محل كارشان مي شوند؛ كودكان نيز به ناچار در ساعات كاري مادر، به يكي از مراكز نگهداري از كودكان يا همان مهدكودك ها سپرده مي شوند.
    اما اين مساله در مورد كودكاني كه در سن مناسب از امكانات مهدكودك ها استفاده مي كنند مي تواند بر عكس باشد و يك مهدكودك استاندارد مي تواند كودك را براي ورود به اجتماعات بزرگتر آماده كند لذا حتي مادراني كه شاغل نيستند لازم است قبل از به مدرسه رفتن كودك او را با فرستادن به مهدكودك براي اين دوره آماده كنند.
    
    تاثير محيط مهدكودك در رشد زباني
    از آنجا كه گسترش واژگان كودك اكتسابي است و هر چه كودك در تعامل و ارتباط با اطرافيان باشد، دامنه لغات او نيز گسترش مي يابد لذا كودكاني كه در مهدكودك ها در كنار كودكان ديگر اوقاتي از روز را سپري مي كنند، علاوه بر همزباني با همسالان خود و ايجاد ارتباط با مربي خويش با لغات، واژگان و كلمات متعددي برخورد مي نمايند؛ آنها براي بازي كردن مثلادريافت يك توپ مرتب با دوستان خود ايجاد ارتباط كرده و محرك و پاسخ ايجاد مي كنند.
    كودك براي گرفتن توپ از دوست در مهدكودك احياناً از لفظ توپ استفاده مي كند، از طرف ديگر «من، من»، «مال من است» را از كودك ديگر مي شنود و از كودك سوم «بده» را، لذا اين كودك در عين حال با 3 تلفظ و واژه آشنا شده است: «من»، «توپ» و «بده». در صورتي كه همين كودك در منزل با ارائه و بيان مطلب توپ مفهوم و مطلب مورد نظر خود را به مادرش مي فهماند و امكان اين كه با 2 لفظ ديگر آشنا شود، بسيار كم يا بعيد است.
    پس كودكاني كه تازه شروع به سخن گفتن كرده اند، هنگامي كه با كودكان همسن و سال خود ارتباط برقرار مي كنند و همراه مربي خويش كه صرفا وقت خود را صرف و وقف كودكان كرده است، مي توانند پيشرفت قابل توجهي در گفتار و رشد بياني خويش داشته باشند.
    نظريه هاي عمده رشد به فرضيه هاي متفاوتي درباره اهميت تاثيرات محيطي در رشد زبان كودك منجر مي شود. نظريه پردازان يادگيري معتقدند كه وجود عامل تقويت كننده و مشاهده سرمشق، عوامل تعيين كننده مهمي براي رشد زبان هستند؛ لذا كودكان در مهدكودك ها مرتب زيرنظر عوامل يادگيري، ارتباط و تعامل هستند، مي شنوند و بيان مي كنند و براثر عوامل تقويت كننده بي شماري كه به وجود مي آيد، مجبور به گفت وگو مي شوند و در نتيجه واژگان و لغات آنها به جهت استفاده در گفتار توسعه مي يابد.
    
    مضرات استفاده از مهدكودك براي كودكان زير 2 سال
    مهدكودك با تمام مزايايي كه براي آموزش كودكان در سنين مناسب دارد اما مي تواند به كودكاني كه در سنين پايين به اين مراكز سپرده مي شوند صدمات جبران ناپذيري وارد كند.
    دكتر فربد فدايي، روان شناس اجتماعي و روانپزشك در گفت وگو با جام جم ضمن اشاره به خطرات استفاده از مهدكودك در كودكان زير 2 سال مي گويد: اگر كودك در سنين غير مناسب به مهدكودك فرستاده شود، احساس طرد شدن از سوي مادر مي كند و حس طردشدگي و دوري از خانواده در شكل گيري شخصيت او تاثير مي گذارد، بنابراين در اين كودكان ممكن است احساس خشم و رنجش و افسردگي ملاحظه شود.
    وي همچنين با تاكيد بر اين كه در صورت امكان، كودك توسط مادر نگهداري شود، مي افزايد: اگر به دليل شاغل بودن مادر امكان نگهداري از كودك توسط او در سنين پايين وجود ندارد، نگهداري كودك توسط پدربزرگ و مادربزرگ بهتر از سپردن او به مهدكودك است.
    دكتر فدايي مقاومت و لجبازي كودك در برابر والدين، عدم وابستگي كودك به والدين و عدم پذيرش آنها از سوي كودك را از آثار فرستادن كودك به مهدكودك در سنين غيرمناسب ميداند و مي گويد: اما سپردن كودك به مهدكودك بعد از 5 سالگي باعث مي شود وي ارتباط با همسالان و مهارت هاي اجتماعي را به صورت گسترده تر و كامل تري بياموزد و در كل امكانات يادگيري و امكان مستقل شدن براي كودكان، پيش از دبستان در مهدكودك بيشتر است.
     بهتر است كودكان تا پايان 2 سالگي در محيط خانواده و نزد والدين خود باشند؛ احساس امنيت رواني اوليه و وابستگي هاي عاطفي بايد به صورت صحيح و طبيعي در خانواده شكل بگيرد اما از اين سن به بعد آنها به تجربه هاي اجتماعي نيز نياز دارند
    دكتر سيما فردوسي، روان شناس و عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي نيز در اين مورد مي گويد: بهتر است كودكان تا پايان 2 سالگي در محيط خانواده و نزد والدين خود باشند؛ احساس امنيت رواني اوليه و وابستگي هاي عاطفي بايد به صورت صحيح و طبيعي در خانواده شكل بگيرد اما از اين سن به بعد آنها به تجربه هاي اجتماعي نيز نياز دارند. در يك مهدكودك كودكان از نظم و انضباط خاصي برخوردار مي شوند، برنامه خواب و خوراك آنها به طور منظم از قاعده خاصي پيروي مي كند، همچنين آموزش بسياري از مطالب كه ممكن است مادر، در منزل به صورت پراكنده يا به طور غيرعلمي به فرزندش بياموزد، در مهدكودك به صورت منظم و روشمند در جمع و به صورت گروهي آموخته مي شود.
    وي مي افزايد: به طور كلي كودك در اين مرحله براي سال هاي آينده كه بايد ساعت هاي بيشتري را از خانه دور باشد، آماده مي شود؛ كودكاني كه به مهدكودك مي روند زمينه رشد اجتماعي شان فراهم مي شود و در تعاملات اجتماعي شكل مي گيرند. بسياري از رفتارهايي كه كودكان درخانه نياموخته اند، در جاي ديگري به نام مهدكودك مي آموزند. رفتارهاي منفي يا رفتارهايي كه چندان مثبت يا جامعه پسند نيستند، در مهدكودك كمرنگ مي شوند.
    
    اجزاي سازنده يك مهد كودك با كيفيت عالي
    عوامل متعددي در ارزيابي يك مهدكودك به عنوان مهد مناسب دخيل هستند كه از جمله مي توان به اندازه گروه(تعداد كودك در يك مكان واحد)،نسبت تعداد مراقب به كودك، آمادگي تحصيلي مراقب يا مربي، تعهد شخصي مراقب به يادگيري و مراقبت كردن از كودكان اشاره كرد. در صورتي كه اين ويژگي ها مطلوب باشند، كودكان در ارزيابي هاي هوش، زبان و رشد اجتماعي، بهتر عمل مي كنند؛ همچنين محيط هاي وسيع و مجهز و اقداماتي كه نيازها و تمايلات كودكان پيش دبستاني را برآورده مي سازند نيز به پيامدهاي مثبت كمك مي كنند.
    تاثيرپذيري كودكان در مهد به مراتب بيشتر از خانه و خانواده است. اگر مربيان، افرادي آموزش ديده، كارآمد و متخصص در زمينه تربيت كودكان باشند خواهند توانست به بهترين شكل ممكن كودكان را تربيت كنند و برعكس در برخي از مهدكودك ها، رفتار نادرست مربيان با كودكان، زمينه ساز بروز رفتارهاي غيراخلاقي از سوي كودكان شده است.
    برخي مهدكودك ها، سالانه چند بار، دوره هاي آموزشي براي مربيان خود ترتيب مي دهند و طي آن شيوه هاي نوين تربيت را به آنان آموزش مي دهند، از اين رو والدين بايد در انتخاب مهد دقت بسيار به خرج دهند و كودكان را به دست مهدها و مربياني بسپارند كه اطمينان كافي در مورد نحوه آموزش آنها داشته باشند.
    دكتر سيما فردوسي نيز معتقد است: در مهد كودك، مربيان وظيفه بسيار مهمي به عهده دارند زيرا نقش جانشين مادر را براي كودك ايفا مي كنند و با توجه به اين تعريف، مربي بايد بتواند اضطراب كودك را تخفيف و به او امنيت بدهد و او را كنترل كند. اگر مهدكودكي داراي ويژگي هاي لازم باشد و تنها از كودك نگهداري نكند بلكه به نيازهاي او نيز توجه داشته باشد و رشد كودك و شرايط فردي او را در نظر بگيرد و درباره برنامه خواب، بازي، تغذيه، استراحت كافي و فعاليت هايي كه مناسب سن كودك باشد، تدابير لازم انديشيده باشد و محيط امني براي كودكان ايجاد كند، مي توان پيشنهاد كرد كه والدين حتما فرزندشان را به چنين مهدكودكي بسپارند.
    
    رعايت نكات ضروري از سوي والدين
    اگر كودك در دور ماندن از مادر يا خانواده دچار ناسازگاري مي گردد بايد سعي كنيد تا اين استقلال را بتدريج به او بياموزيد، درست است كه اين كار زمان بر است اما اگر لازم باشد بايد ابتدا ساعات اندكي را براي ماندن در نظر بگيريد، او را همراهي كنيد، هر چند ساعت به او سري بزنيد، پايداري او را تشويق كنيد و از طريق قصه، مهارت هاي لازم را به او آموزش دهيد.
    والدين بايد توجه داشته باشند كه اگر كودكشان مدتي را در مهد چشم به راه آمدن آنها بماند، دچار نوعي هيجان مي شود كه برايش آزاردهنده است و شايد به اين فكر بيفتد كه فراموشش كرده اند و ديگر دنبالش نخواهند آمد، اين نگراني كودك اهميت زيادي دارد و بايد از بروز آن جلوگيري كرد.كودكاني كه زمان زيادي را در مهدكودك به سر مي برند، غمگين و ترسو هستند اما اين مشكل تا سن آمادگي از ميان خواهد رفت.
    همچنين تحقيقات نشان داده است كه كودكاني كه بيش از 30 ساعت در هفته را در مهدكودك مي گذرانند، در ناهنجاري هاي رفتاري همچون جنگ و دعوا، رذالت، بيرحمي، حمله و نيز رفتارهاي نامناسبي چون جدال، پرتوقعي و پرحرفي «نمره بيشتري» مي آورند و آموزگاران آمادگي و مادران اين كودكان، از آنها به عنوان كودكان تهاجمي، بهانه گير، نترس، دردسرآفرين و افرادي كه بايد خواسته هايشان به سرعت عملي شود، ياد مي كنند.
    محققان هنوز نتوانسته اند دليل اين رفتارها را دقيقا مشخص كنند اما برخي، علت مشكلات رفتاري اين كودكان را خستگي والدين بر اثر كار و عدم توجه به كودك يا عدم توجه مسوولان مهدكودك ها عنوان مي كنند.
    پس اگر مي خواهيد اين گونه رفتارها را تقليل دهيد، بهتر است از مدت زماني كه كودك در مهدكودك مي گذراند، بكاهيد.
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3015 به تاريخ 20/9/89، صفحه 14 (آموزش)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:20 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: ابوالقاسم جامه بزرگ *

*كارشناس ارشد روانشناسي تربيتي
    انسان در بين همه موجودات از برتري فوق العاده اي برخوردار است. زيرا خداوند حكيم در قرآن مجيد فرمود او را در «بهترين صورت خلق كرد» و نيز او را «كرامت بخشيد» (و كرمنا بني آدم). از اين رو دستور داد ملائك او را سجده كنند، يعني عملي كه خاص و ويژه حضرت ربوبي است و نيز او را خليفه خود در زمين قرار داد. با اين توصيف مي توان نتيجه گرفت، هر انساني تا چه اندازه شريف و بزرگ است پس بايد قدر خود را بداند و عزت و عظمت خود را حفظ كند. در اين صورت است كه رضايت خداوند كه بالاترين پاداش براي انسان است، حاصل مي شود و بهره او زندگي ابدي و بي نهايت در جوار حضرت حق و در بهشت جاودان خواهد بود كه اين دنيا و لذات آن در مقايسه با جنت پر از نعمت، چون سراب چند لحظه اي بيش نيست (سوره هاي واقعه، الرحمن و...).
    براي اين منظور پيروي از دستورات الهي لازم است. از جمله اين دستورات، حفظ حدود ارتباط با نامحرم است. البته رعايت اين امر به وسيله قاطبه پسران و دختران به خوبي و زيبايي انجام مي شود و از اين جهت بايد سپاسگزار خداوند متعال بود و قدرشناس جوانان عزيز؛ اما بعضا تعداد بسيار قليلي از اين گروه در معابر، پارك ها، مترو و ساير اماكن عمومي مشاهده مي شوند كه دل هر انسان دوستدار آنان را كه ملاحظه مي كند چگونه اين عزيز با كمترين تمتع از آن، عزت و كرامت خود را به كمترين بها مي فروشد، به درد مي آورد.
    قبل از بيان بعضي از مصاديق و ناهنجاري هاي موجود، اشاره اي به دستورات اسلام در اين خصوص مي نماييم.
    1- مردان و زنان از جهت جسماني، رواني و عاطفي با يكديگر تفاوت دارند.
    زنان غالبا داراي علايق و رغبت هاي نوعدوستي، توجه به ديگران، صميميت، اعتماد، پناه جويي، اجتماعي، ديني بوده و از همجواري و مصاحبت با ديگران لذت مي برند اما مردان تنوع طلب، پرخاشگر، تهاجمي، سلطه طلب و... مي باشند. (مطهري، 1357، گنجي، 1370) بنابراين خالق حكيم براي تامين امنيت و حفاظت زن در مقابل مرد برنامه اي تنظيم فرموده است از جمله به مردان دستور داده است: اي پيامبر به مومنين بگو چشمان خود را پايين بيندازند يعني به نامحرم نگاه نكنند (قل للمومنين يغضوا من ابصارهم. سوره نور، آيه 30). و به زنان علاوه بر اين دستور يعني چشم هاي خود را پايين انداخته و به نامحرم نگاه نكنند، فرموده است: اي پيامبر به زنان و دخترانت و زنان مومنان بگو جلباب (روسري بلند يا چادر) هاي خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براي اينكه (به خوبي) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است (و اگر تاكنون خطا و كوتاهي از آنان سرزده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده و مهربان است (ترجمه آيت الله مكارم شيرازي). توجه نكردن به اين دستورات با توجه به ويژگي هايي كه براي زنان و مردان به صورت مختصر ذكر شد، موجب بروز فاجعه هاي بزرگ و اسفناكي براي دختران و زنان شده است، گوشه اي از اين آسيب ها كه در آمار رسمي بيان شده است به عنوان نمونه اي كوچك ذكر مي شود.
    الف- مدير سازمان جوانان استان زنجان افزود، رشد طلاق در شش ماهه اول امسال (سال جاري) نسبت به مدت مشابه در سال قبل در كشور 3/6 درصد بوده درصورتي كه رشد ازدواج در همين مدت 2/3 بوده است (كيهان،29/8/1389) به عبارت ديگر رشد طلاق دو برابر رشد ازدواج است.
    ب- نابساماني هاي اجتماعي در كشورهاي به اصطلاح توسعه يافته به قدري است كه اركان آن جوامع را متزلزل ساخته و روند سقوط خانواده ها شتاب و سرعت گرفته است. آمار زير بيان اين موضوع مي باشد:
    «در سال 1990 ميلادي در انگلستان 000/200 كودك بدون ازدواج رسمي متولد شده اند. در فرانسه از سال1972 تا سال1984 يعني در حدود 12 سال ميزان طلاق
    230 درصد افزايش يافته است. در آمريكا از هر ده زن، چهار نفر در محيط كار مورد باج خواهي و ارعاب ... مديران بالادست و همكاران خود قرار گرفته اند. همچنين
     52 درصد از زنان انگليسي گفته اند مزاحمت ها اكنون به صورت يك مشكل بزرگ درآمده است و نيز 77 درصد از زنان آمريكا در محيط كار مورد مزاحمت همكاران خود قرار گرفته اند.(حسينيان، 1375).
    بايد توجه داشت اين آمار مربوط به بيش از 20 سال پيش است و با توجه به افزايش آن در سال هاي اخير اكنون آمار آن چند برابر شده است.
    2- اولين عملي كه موجب ارتباط دختران و پسران نامحرم مي شود، نگاه كردن است. خداوند حكيم در آيه هاي 30 و 31 سوره مبارك نور فرموده است به مومنان بگو چشم هاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند و به زنان با ايمان بگو چشم هاي خود را (از نگاه هوس آلود) فروگيرند (ترجمه آيت الله مكارم شيرازي).فقهاي بزرگ شيعه همگي بر حرمت نگاه كردن به بدن و موي زن نامحرم اتفاق نظر دارند از جمله حضرت امام خميني(ره) فرمود:»در حرمت نگاه كردن بر مو وبدن زن نامحرم هيچ شكي نيست چه با قصد لذت و ريبه باشد و چه نباشد كما اينكه در حرمت نگاه كردن به صورت و دست هاي نامحرم با قصد لذت، يا ريبه، شبهه اي نيست«. (حسينيان، 1375)در آيه 31 سوره نور خداوند افراد محرم را معرفي كرده است و غير ازآنها هر فرد ديگري نامحرم است.
    3- پوشيدن لباسي كه موجب انگشت نما شدن فرد و يا شهرت او شود از جهت دوخت و... بر اساس نظر مجتهدان حرام است.
    امام حسين(ع) فرمود: كسي كه لباسي بپوشد كه او را مشهور كند، خداوند در قيامت لباسي از آتش به تن او خواهد كرد و امام صادق(ع) فرمود: خداوند دشمن كسي است كه به واسطه لباس انگشت نما شود. (منبع قبلي)
    4- حدود رابطه پسر و دختر (زن و مرد)
    اسلام براي سلامت زندگي انسان ها و براي رابطه بين زن و مردم حدودي قائل شده است و ضمن تائيد فعاليت هاي اجتماعي براي زنان اختلاط زنان و مردان را جايز نمي داند.
    حضرت علي(ع) فرمود:
    اي اهل عراق، به من گزارش شده است كه زنان و مردان شما در راه ها (خيابان ) با يكديگر برخورد مي كنند. آيا خجالت نمي كشيد!؟ خداوند، بي غيرتان را لعنت كند و نيز پيامبر اكرم(ص) فرمود: كسي كه با نامحرمي دست بدهد غضب الهي را برانگيخته است.
    5- نحوه گفتگو بين زن و مرد نيز در صورت ضرورت
    خداوند كريم در سوره احزاب آيه 32 خطاب به زنان پيامبر كه به نظر فقها به ساير زنان نيز تسري دارد فرمود: فروتنانه و نازك و نرم با مردان صحبت نكنيد، مبادا بيمار دلان در شما طمع كنند (بلكه متين) و درست صحبت كنيد. (حسينيان،1375)
    با عنايت به آنچه به طور مختصر مطرح شد، آشكار گرديد كه هر گونه نگاه كردن، لمس كردن، نرم و نازك حرف زدن، گفتگو كردن بدون ضرورت بين زنان و مردان نامحرم حرام است كه متاسفانه تعداد قليلي از افراد بويژه دختران و پسران جوان به آن مبادرت مي ورزند از جمله:
    1- در خيابان ها و معابر، دختران و پسران با لباس ها و آرايش هاي بسيار نامناسب در حال تردد به عنوان سرگرمي هستند و گذشته از اينكه خود موجب معصيت بزرگي شده و از خداوند دور و به شيطان نزديك مي شوند سبب گناه و انحراف ديگران هم مي شوند.
    2- در پارك ها دختران و پسران ارتباط و گفتگوي نامناسبي دارند كه منظره بدي را به وجود مي آورد.
    3- در داخل قطار مترو كه معمولاجمعيت زيادي در كنار هم قرار دارند با تاسف بعضي از دختران و پسران آن قدر نزديك به يكديگر مي ايستند و تماس بدني و دستي پيدا مي كنند كه گويا دو همسر در خانه خود نشسته و ايستاده اند!! و اين در حالي است كه به ظاهر افراد متدين زيادي در كنار آنان ايستاده اند و بعضي از شرم سر خود را به زير افكنده اند؟!!
    سه نكته در اين خصوص قابل توجه است:
    الف- چرا آن دختر و پسر عزيز با اين اعمال سعادت دنيا و بويژه آخرت خود را به بها و لذتي اندك و آني نابود مي كنند؟ كه نمونه هايي از وقايع اسفناك زندگي بي بند وباري را ذكر كرديم و اطلاعات بيشتر را هر روز در وسايل ارتباط جمعي ملاحظه مي كنيم و نتايج اين اعمال در سراي ديگر در كلام خداوند متعال و بيانات معصومين عليهم السلام فراوان است.
    ب- چرا كساني كه اين مناظر نامناسب را مشاهده مي كنند با بي توجهي از كنار آن مي گذرند؟ آيا خطاب كلام اميرمومنان حضرت علي(ع) كساني كه نسبت به اين امر بي تفاوت هستند نمي باشد؟
    »نبئت يا اهل العراق! ان نساءكم يدافعن الرجال في الطريق اما تستحيون؟ لعن الله من لايغار«
    اي اهل عراق! به من گزارش شده است كه زنان و مردان شما در معابر با يكديگر برخورد مي كنند. آيا خجالت نمي كشيد؟! خداوند، بي غيرتان را لعنت كند.
    ج- در پارك ها و بخصوص داخل قطار مترو آيا نمي شود در كنار اين همه تبليغات از احاديث ارزشمند به نحوي دلپذير و اثرگذار براي آگاهي استفاده كرد؟
    اميدوارم جوانان عزيز با پيروي از دستورات خالق هستي، زمينه رشد و كمال و رسيدن به كرامت انساني خود را (و لقد كرمنا بني آدم) فراهم وآرامش و سعادت خود را تامين كنند (الابذكرالله التطمئن القلوب).
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7151 به تاريخ 18/9/89، صفحه 5 (فرهنگي)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط مهدی |

تصور كنيد كودكي در كلاس درس مدرسه نشسته است، او مدادش را كه داراي پاك كني در انتهاي آن است، برمي دارد و ناخودآگاه مي جود، بنابراين مواد شيميايي كه اصولابه سم تبديل مي شوند، در بزاق دهان حل شده و به داخل بدن نفوذ مي كنند، به اين طريق مشكلات زيادي براي كودك به وجود مي آيد.
    پژوهشي كه به وسيله 140 عضو گروه تحقيقاتي منتشر شده، نشان مي دهد: اين مواد شيميايي كه فتالاتس ها نام دارند در همه وسايل شخصي و غيرشخصي افراد وجود دارد كه مي تواند به روش هاي مختلف به بدن نفوذ كند.
    مطالعه انجام شده در آزمايشگاه هاي شيميايي برلين آلمان نشان داد: پاك كن مدادها سه برابر بيش از ساير وسايل شخصي كودكان، حاوي فتالاتس ها هستند.
    نگراني در خصوص فتالاتس ها تازگي دارد و محققان يادآور شدند: مواد موجود در پاك كن ها كه حاوي مقدار زيادي فتالاتس ها هستند، تا حدي نگراني ها را افزايش داده اند. بنابراين محققان درصدد ممنوع كردن ساخت آن ها هستند.
    به هر حال پژوهشگران به والدين هشدار دادند تا در اين خصوص مراقبت هاي خود را افزايش داده و تا حد امكان جلوي استفاده از اين مداد پاك كن ها توسط كودكان را بگيرند.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 19811 به تاريخ 18/9/89، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: عبدالرضا اكبريان

معضل طلاق تنها مربوط به زوجين نيست و به فرزندان طلاق نيز مربوط مي شود.اگرچه متاسفانه در بسياري موارد زوجين مصالح و آينده فرزندان خود را در نظرنگرفته و به راحتي از يكديگر جدا مي شوند .اين پديده اي است كه بايد جلوي آن گرفته شود.
    فرزندان طلاق معمولادر استرس و سختي بزرگ مي شوند . بر اساس تازه ترين تحقيقات ارائه شده در شصت و سومين جلسه علمي سالانه جامعه سالخوردگان آمريكا، كودكاني كه تجربه طلاق والدين را دارند، دو برابر سايرين در معرض خطر بروز سكته در بزرگسالي هستند.
    ‏اين يافته ها بر اساس پژوهشهاي موسسه تحقيقات سلامت جامعه كانادا بر روي 13 هزار تن انجام شده است.
    ‏پرفسور فولر تامسون و تيم همكارانش در دانشگاه تورنتو كه اين يافته ها را تحليل كرده اند، اظهار كرد: حتي با وجود تاثير عوامل ديگر در بروز سكته مانند مصرف سيگار، چاقي، مصرف الكل، باز هم رابطه اي قوي بين طلاق والدين و سكته وجود دارد. از ميان 13 هزار پاسخگوي اين تحقيق، 4/10 درصد تجربه طلاق والدين در سنين كودكي را داشتند و 9/1 درصد گزارش كردند كه در بزرگسالي با سكته روبه رو شده اند.
    ‏هنگامي كه در اين تحقيق، عوامل خطر ديگر بر روي بروز سكته در بزرگسالي مانند وضعيت اقتصادي، اجتماعي، رفتار بهداشتي، سلامت روحي و ساير تجربيات ناسازگار كودكي در يك تحليل مورد بازبيني قرار گرفت، نسبت احتمال سكته براي كساني كه تجربه طلاق والدين در كودكي داشتند، بالاتر بود. ‏
    واقعيت امر اين است كه طلاق هميشه آخرين راه است اما متاسفانه خانواده ها در حال حاضر طلاق را به عنوان اولين راه انتخاب مي كنند اما بايد بدانند كه پشت پرده طلاق سراب است.
    مشكلات اقتصادي، اعتياد، تضاد هاي فرهنگي و حقوقي، ازدواج مجدد مرد ها، خيانت و دخالت اطرافيان از عوامل طلاق در خانوادهاست. مسائل روحي و رواني و مشكلات اجتماعي از آثار بعد از طلاق است.
    بچه ها در پي طلاق پدر و مادر خود روحيه خجالتي پيدا كرده و پرخاشگر مي شوند. افسردگي، مختل شدن روابط اجتماعي و داشتن روحيه عصبي از ديگر آثار طلاق در زنان است. با گسست خانواده ها، ناهنجاري هاي اجتماعي نيز افزايش مي يابد و زماني كه هسته اصلي جامعه كه خانواده است، متلاشي شود مسلماً در جامعه نيز تاثير زيادي خواهد گذاشت. فرزندان دختر به دليل اينكه بايد در آينده مورد انتخاب قرار گيرند و با معيار هاي خاصي پذيرفته شوند، آثار طلاق بيشتر روي آنها تاثير مي گذارد.
    بنابر اين دختران و پسران بايد قبل از ازدواج بيشتر با رفتار هاي يكديگر آشنا شوند كه اين آشنايي نيز از طريق طولاني تر كردن مدت نامزدي مي تواند حاصل شود.همچنين زوجين بايد از مشاوران مجرب استفاده كنند. ‏
    همچنين بر اساس آمار منتشر شده فرزندان والدين طلاق گرفته، 2 برابر بيشتر از سايرين با ركود فعاليت روبرو هستند. يك گروه محقق كانادايي، بر روي 4784 كودك 2 تا 7 ساله، آزمايش هاي خود را متمركز كردند كه نتايج اين تحقيق حاكي از آن است كه در سال، 13 درصد از فرزندان، با طلاق والدين خود مواجه مي شوند و 82 درصد از كل اين كودكان با خطر كاهش فعاليت روبرو هستند.‏فراموش نكنيم كه خانواده كوچكترين واحد اجتماعي است كه ثبات يا ناپايداري اش بر اعضاي خانواده و جامعه اثر مستقيم مي گذارد و فروپاشي اين واحد كوچك گاه چنان اثر عميقي روي فرزندان دارد كه باوركردني نيست و نسبت بزهكاري در خانواده هاي متلاشي شده خيلي بيشتر از خانواده هاي با دوام است و حتي اين نسبت در خانواده هايي كه روابط زوجين به وسيله طلاق گسسته شده در مقايسه با خانواده هايي كه مرگ، زن و مرد را از هم جدا كرده در سطح بسيار بالاتري قرار دارد و بي سرپرستي در اطفال عقده هاي رواني ايجاد مي كند و جنبه هاي منفي طلاق خيلي گسترده است و متاسفانه شاخص آمار طلاق بسيار قابل توجه است و از هر چهار ازدواج انجام پذيرفته يك مورد منجر به طلاق شده و جامعه با اين رشد منفي هشدار دهنده روبه رو است و بين بزهكاري نوجوان و جوان و طلاق رابطه مستقيمي وجود دارد و طلاق هميشه مبغوض و منفور بوده و هست و دنياي تنهايي اينان بس غم انگيز و عذاب آور است و روابط اجتماعي شان دچار اختلال مي شود و معمولاً فرزندان طلاق به سوي كجروي هاي اجتماعي سوق داده مي شوند و در اين چند سال اخير آهنگ رشد طلاق در ايران بسيار رشديابنده و تاسف انگيز شده است .از اين رو بايد موضوع كودكان طلاق بسيار چدي انگاشته شود. معمولاً كودك از والدين كه طلاق را مطرح كرده بدش مي آيد و اين فرزندان هميشه يك احساس بدبيني و كينه نسبت به يكي از والديني دارند كه مقصر و پيشقدم در جدايي بوده است و اينكه چرا او به اين سرنوشت دچار شده است و در سال هاي اول دچار اضطراب و فشار عاطفي مي گردد.
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7151 به تاريخ 18/9/89، صفحه 6 (حرف امروز)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط مهدی |

دلتان مي خواهد پيشگويي كنيم؟ شما بالاخره امسال يا سال آينده يا سال بعد، به يكي از انواع آنتي بيوتيك ها نياز پيدا مي كنيد، ردخور هم ندارد! اما اگر كارتان به آنتي بيوتيك ها افتاد مراقب باشيد، چون آنها جزو كج خلق ترين داروها هستند! مي پرسيد چرا؟ اين دارو ها اگر چه مي توانند مفيد باشند اما اگر اوقات شان تلخ شود عليه بدنتان قيام كنند. يكي از مهم ترين نكات در زمان مصرف آنتي بيوتيك ها نوع رژيم غذايي شماست كه نامناسب بودنش ممكن است اثرگذاري اين آنها را كم كند.
    با توجه به پيشگويي ابتداي اين گزارش شما دير يا زود به دستور غذايي مناسب در زمان مصرف آنتي بيوتيك ها نياز پيدا مي كنيد و به همين دليل ما قصد داريم در اين زمينه برايتان توضيح دهيم اما پيش از آن بايد نكاتي مهم درباره آنتي بيوتيك ها را بدانيد.
    آنتي بيوتيك ها مواد شيميايي هستند كه از برخي انواع ميكروارگانيسم ها (موجودات زنده ذره بيني مانند قارچ هاي ميكروسكوپي و باكتري ها) گرفته مي شوند و از برخي انواع آن براي درمان بيماري ها استفاده مي شود، البته برخي از انواع آنتي بيوتيك ها هم مي توانند به شكل جدي ضرر داشته باشند و حتي ميكروب هاي مفيد بدن را كه وجودشان براي جذب مواد مغذي كليدي و ويتامين هاي B و K ضروري است، نابود كنند. در ضمن برخي بيماران به آنتي بيوتيك ها حساسيت دارند كه در اين صورت حتما بايد موضوع را به پزشك معالج شان اطلاع دهند.
    آنتي بيوتيك ها از آن دست داروهايي هستند كه نبايد خودسرانه مصرف شوند، چرا كه مصرف نامناسب يا بيش از حد نياز آنها باعث مقاومت بدن در برابرشان مي شود و به اين ترتيب آنها ديگر نمي توانند عفونت بدن را از بين ببرند. از عوارض اين داروها مي توان به كم شدن تاثير قرص هاي ضد بارداري و بروز حساسيت به داروها يا غذاهاي خاص اشاره كرد. آنتي بيوتيك ها براي بيماري هاي ويروسي تجويز نمي شوند و به هيچ وجه نبايد به ميزان زياد تجويز شوند.
    
    از پزشكتان سوال كنيد
    آنتي بيوتيك ها آنقدر اهميت دارند كه وزرات بهداشت، درمان و آموزش پزشكي درباره آنها به مردم هشدار داده است و ضمن آن كه مردم را از مصرف خودسرانه اين نوع داروها بر حذر مي دارد، مي گويد : در صورتي كه پزشك براي شما آنتي بيوتيك تجويز كند، بايد مجموعه اي از سوالات را با او مطرح كنيد.
    براي مثال شما حق داريد از او بپرسيد چرا برايتان آنتي بيوتيك تجويز كرده است؟ از مصرف اين دارو چه نتيجه اي مي گيريد؟ دقيقا چه طور و چه زماني بايد مصرفش كنيد مثلاهمراه غذا يا پس از آن و...؟ چه ميزان از آن را مصرف كنيد؟ تا چه زماني بايد از آن استفاده كنيد مثلااگر بيماري شما بهبود پيدا كرد هم بايد به مصرف ادامه بدهيد يا استفاده از دارو را متوقف كنيد؟ آيا امكان دارد به دارو حساسيت داشته باشيد و از آن بي اطلاع باشيد؟
    
    رژيم غذايي را در زمان مصرف جدي بگيريد
    اگر يادتان باشد گفتيم كه در زمان مصرف آنتي بيوتيك ها بايد به رژيم غذايي تان دقت كنيد. در اين زمينه ايسنا گزارش مي دهد كه پزشكان معتقدند نوع غذايي كه مي خوريم بر نحوه عملكرد و تاثير آنتي بيوتيك ها اثر دارد. بر اساس اين گزارش رژيم غذايي در اين زمان بايد با مصرف مولتي ويتامين ها همراه شود و سرشار از ميوه ها و سبزي هاي تازه باشد.
    كارشناسان و پزشكان آمريكا در مقاله اي علمي توصيه كرده اند در صورت تجويز آنتي بيوتيك بخصوص به كودكان بهتر است مواد غذايي پروبيوتيك؛ مثل ماست پروبيوتيك را به رژيم آنها اضافه كنيد. پروبيوتيك ها كه نوع خاصي از باكتري ها هستند اسهال ناشي از مصرف آنتي بيوتيك را درمان مي كنند. در صورت تجويز آنتي بيوتيك مراقب آهن و كلسيم باشيد.
    غذاهاي حاوي اين دو ماده مغذي را با آنتي بيوتيك به كودك ندهيد، چون توانايي بدن در جذب انواع خاصي از آنتي بيوتيك را دچار اختلال مي كنند. در اين مورد توجه داشته باشيد زمان دقيق مصرف آنتي بيوتيك واقعا حائز اهميت است. يعني اگر ناچار هستيد به كودكتان كلسيم، آهن يا مولتي ويتامين بدهيد حداقل سه ساعت قبل از زمان خوردن دارو اين كار را انجام دهيد تا پس از آن فرصت كافي براي جذب دارو وجود داشته باشد.
    همچنين خوردن سوپ همراه با آنتي بيوتيك بهترين گزينه غذايي است اما در عوض مصرف غذاهاي اسيدي مثل آبميوه هاي مركبات و نوشيدني هاي گازدار و آماده، شكلات، آنتي اسيدها و سس كچاپ كه حاوي گوجه فرنگي است را كاهش دهيد.
    در صورت تجويز آنتي بيوتيك براي كودك به جز ماست از دادن ساير فرآورده هاي لبني به كودك خودداري كنيد. علاوه بر اينها خوردن تخمه كدو كه غني از عنصر روي است در اين مواقع توصيه مي شود. روي طول دوره فعاليت ويروس هاي سرماخوردگي را كاهش مي دهد.
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3014 به تاريخ 18/9/89، صفحه 16 (سلامت)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط مهدی |

خطر بروز سكته مغزي در برخي از كودكان كه فرزند طلاق هستند و در محيط هاي استرس زا زندگي مي كنند دو برابر بيشتر است. احتمال بروز سكته مغزي در فرزندان طلاق كه والد قادر به فراهم كردن شرايط مناسب زندگي نيست نسبت به كودكاني كه والدينشان در كنار يكديگر زندگي پايداري داشته اند دو برابر بيشتر است. در تحقيق روي 13 هزار كانادايي كه 10درصد از آنان فرزند طلاق بودند روشن شد 2 درصد از آنان به سكته مغزي دچار شده اند. محققان در اين تحقيق عوامل ديگري چون سن، جنسيت، نژاد، ميزان تحصيلات، سابقه بيماري هاي روحي، بيكاري طولاني مدت والدين و شيوه زندگي افراد را نيز در نظر گرفتند و در نهايت به اين نتيجه رسيدند خطر بروز سكته مغزي در افرادي كه در كودكي والدينشان از هم جدا شده اند و در معرض ريسك فاكتورهاي محيطي ديگر قرار گرفته اند 2/2 برابر بيشتر از سايرين است. همچنين احتمال اينكه درصدي از اين افراد در آينده به مواد مخدر اعتياد پيدا كنند نيز بيشتر از ديگر افراد است. محققان معتقدند بدترين اثرات ناشي از طلاق متوجه كودكان است و اين اثرات سال ها با كودك باقي مي ماند
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4670 به تاريخ 17/9/89، صفحه 18 (قاب كوچك)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:14 بعد از ظهر  توسط مهدی |
ملحفه، پتو و حوله كودك را با مواد شوينده ملايم بشوييد

مترجم: نيلوفراسعدي بيگي
برگرفته از: Medicinenet

همان قدر كه نوزاد پوستي لطيف دارد، به همان اندازه هم در معرض حساسيت هاي پوستي بيشتري قرار دارد. وقتي كودك، سالم و راحت است، هيچ مشكلي هم وجود نخواهد داشت، اما بسياري از كودكان در ماه هاي اول پس از تولد سوزش و تحريكات پوستي را تجربه خواهند كرد.
    بيشتر اين حساسيت ها و تحريكات، آسيبي جدي ايجاد نكرده و به خودي خود از بين مي روند، اما براي جلوگيري از مشكلات پوستي كودك بايد به اين سه نكته توجه داشت:
    * چه مشكلاتي را مي توانيم در خانه درمان كنيم؟
    * كدام يك به درمان هاي پزشكي نياز دارد؟
    * چگونه مي توانيم نوزاد را از اين تحريكات حفظ كنيم؟
    اگر پوست پاي كودك در نواحي اطراف پوشك قرمز شده ، ممكن است با التهابات ناشي از كهنه و پوشك بچه روبه رو باشيد. بيشتر اين تحريكات به دليل محكم بسته شدن پوشك، خيس ماندن آن براي مدت زماني طولاني يا حساسيت به نوعي خاص از پوشك يا دستمال مرطوب رخ مي دهد.
    براي حل اين مشكل، بهتر است هر چقدر مي توانيد محل پوشك بچه را باز بگذاريد يا به محض اين كه پوشك خيس شد آن را تعويض كنيد. در صورت نياز مي توانيد از كرم هاي مخصوص سوختگي پاي كودك هم استفاده كنيد.
    
    جوش هاي صورت
    گاهي جوش هاي صورت بچه ها از زماني كه در رحم مادر هستند، يعني زماني كه كودك در معرض هورمون هاي مادر قرار دارد، ايجاد مي شوند. جوش هاي بيني و گونه نوزاد پس از گذشت چند هفته به خودي خود برطرف مي شوند، بنابراين معمولانيازي به درمان اين جوش ها نيست. ضمنا هم خود و هم اطرافيان بايد صورت كودك را كمتر ببوسيد.
    
    ماه گرفتگي
    بسياري از نوزادان با ماه گرفتگي متولد مي شوند. ماه گرفتگي تغيير رنگ قسمتي از بدن است كه البته ارثي نيز نيست. اين علامت ممكن است هنگام تولد ظاهر شده يا چند ماه بعد از تولد خودش را نشان دهد. به طور كلي ماه گرفتگي موضوعي براي نگراني نيست و به درمان نياز ندارد، اما اگر اين حالت باعث نگراني شماست، با پزشك مشورت كنيد.
    
    شستشوي لباس نوزاد
    پيشگيري از بروز تحريكات و مشكلات پوستي موجب مي شود نوزاد شاد و خندان بماند. بنابراين بهتر است هر لباسي را كه در تماس با پوست كودك است با مواد شوينده ملايم بشوييد؛ ملحفه، پتو و حوله كودك را با مواد شوينده ملايم بشوييد. با رعايت اين نكات مي توانيد احتمال تحريك و خارش پوست نوزاد را كاهش دهيد.
    
    آفتاب سوختگي
    قرار گرفتن در معرض نور، احساسي فوق العاده ايجاد مي كند، اما اين كار ممكن است پوست كودك را در معرض مشكلاتي مانند آفتاب سوختگي قرار دهد. بنابراين قبل از بروز مشكل از پوست كودك برابر نور آفتاب محافظت كنيد.
    در 6 ماه اول زندگي كودك را دور از نور مستقيم نگهداري كرده و پس از آن نيز از كرم هاي ضدآفتاب مخصوص كودكان، چتر و كلاه استفاده كنيد. در صورتي كه كودك از آفتاب سوختگي شديد رنج مي برد حتماً به پزشك مراجعه كنيد.
    
    حمام نوزاد
    به ياد داشته باشيد، پوست نوزاد نرم و حساس است. بنابراين براي حفظ رطوبت پوست كودك، به مدت كوتاهي در آب گرم او را بشوييد. سپس بعد از حمام و زماني كه پوست او هنوز مرطوب است از كرم هاي مرطوب كننده مخصوص كودكان استفاده كنيد. همچنين هنگام خشك كردن او پوست را به آرامي نوازش دهيد و از ماليدن حوله روي پوست خودداري كنيد.
    
    مراجعه به متخصص
    بيشتر مشكلات و تحريكات پوستي كودكان مهم نيستند، اما برخي نيز ممكن است نشانه عفونت هايي باشند كه به درمان و مراجعه به پزشك نياز دارند. بنابراين در صورتي كه حساسيت، طبيعي به نظر نمي رسد يا اگر به مدت طولاني ادامه پيدا كرده است، به پزشك متخصص مراجعه كنيد.
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3013 به تاريخ 17/9/89، صفحه 16 (سلامت)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:8 بعد از ظهر  توسط مهدی |

كنكاشي در چگونگي رفتار والدين با فرزندان


رعنا آرش كيا : همواره روشهاي متعددي در خصوص چگونگي تربيت فرزندان مطرح مي شود . عده اي بر اين باورند كه كودكان نبايد زياد آزاد باشند و عده اي ديگر نيز معتقدند فرزندان اجازه دارند تا طريقه زندگيشان را خود انتخاب كنند. با اين حال بايد گفت نه مي توان آن چنان با تساهل در خصوص تربيت فرزندان رفتار كرد و نه مي توان فرزندان را تحت كنترل شديد قرار داد چرا كه نتايج چنين برخورد هاي مي تواند بسيار خطرناك باشد .
    روانشناسان بر اين باورند كه نوجوانان و كودكان از تاثير پذيري فوق العاده اي برخوردار هستند . آنان به دليل تازه بودن تجربه هاي زندگي غالبا هر رويدادي و اتفاقي را به عنوان مبناي تحليلي خويش قرار مي دهند و شايد همين امر باشد كه منجر به انحطاط فكري و اخلاقي فرزندان مي شود.
    در واقع بايد گفت پدر و مادر ايده آل والديني هستند كه شيوه هاي تربيتي و قانوني را براي بچه هاي خود در نظر بگيرند و با آن سبك تربيتي خاص – كه مي تواند متناسب با اعتقادها، طبقه اجتماعي، اقتصادي وفرهنگي زن و شوهر باشد- او را پرورش دهند. در اين شيوه هاي تربيتي نبايد افراط و تفريط باشد. گاهي آن قدر به بچه ها سخت مي گيريد كه بعد به دليل قوانين سخت دلتان مي سوزد و مدتي او را رها مي كنيد تا هر آنچه مي خواهد بكند. اين اشتباه ترين اقدام در زمينه تربيت بچه ها است. چون افراط و تفريط، بچه ها را جسور و گستاخ مي كند و آنها در اين صورت، شما را لايق والد بودن نمي دانند.نكته مهم ديگر اين است كه در مورد سبك تربيتي بايد با همسرتان مشورت كنيد و در اجراي آن ثبات قدم داشته باشيد. اينكه پدر و مادر هر كدام ساز مخالف بزنند، بدترين شيوه تربيتي است. شما حتي اگر با هم مشكلي داريد با حضور بچه ها و براي اجراي تصميم هاي خانواده بايد حكم واحدي داشته باشيد. تعارض داشتن در اين زمينه بسيار مخرب است، چه براي رابطه خودتان و چه در امر تربيت بچه ها. بايد به عنوان والدين ايده آل، معقول و منطقي باور كنيد كه درضمن رشد بچه ها، آنها بايد از شما فاصله بگيرند و مستقل شوند. بايد در هر مرحله از زندگي مهارت هاي خاصي را به آنها بياموزيد و سپس نقش حمايت كننده را داشته باشيد تا خودشان در امور زندگي مستقل شوند. در واقع يكي از راهكارهاي اساسي براي تربيت صحيح فرزندان فرصت زندگي دادن به آنهاست . زندگي سراسر پيروزي ها وشكست هايي است كه از پي هم مي آيند . از اين رو فرزندان مي بايست طريقه برخورد با مشكلات زندگي را بياموزند . البته منظور ما از اين گفته آن نيست كه حتما بايد براي فرزندان برنامه ريزي كرد و يا كلاس هاي آموزشي در اين زمينه برقرار كرد بلكه بايد دانست والدين مي توانند با فرصت دادن به كودكان خويش آنان را در دستيابي به طريقه صحيح زندگي كردن كمك كنند.
    متاسفانه ديده مي شود كه بسياري از خانواده ها هيچ گاه اجازه نمي دهند كه فرزندانشان تجربه هاي جديدي را لمس كنند . اين تجربه شايد بازي كردن با فرزند همسايه جديد باشد و شايد هم كنجكاوي در خصوص يك وسيله جديد در خانه! چنين روش تربيتي منجر به آن مي شود كه فرزند هيچ گاه طعم پيروزي و يا شكست را تجربه نكند . در واقع ما بايد فرزندانمان را در برابر رخداد هاي زندگي قرار دهيم . البته نه آنكه بدون هيچ نظارتي آنها را در برابر توفان مشكلات رها كنيم . بلكه راه صحيح تربيت فرزندان آن است كه آنان با كنترل حتي المقدور نا محسوس والدين در برابر تجربه هاي جديد قرار گيرند . بي شك چنين فرصت هايي مي توانند بسياري از جنبه هاي روحي و رواني و استعداد هاي با لقوه كودك را شكوفا كند . ضمن آنكه چنين روشي مي تواند كودك را براي زندگي واقعي كه بدون هيچ حامي بايد آن را انجام دهد تقويت كند . چرا كه وي در كودكي طعم تلخ شكست را با انتخاب گزينه اشتباه چشيده است و لذا در پي آن است تا در زندگي خويش عاقلانه ترين راه را برگزيند.
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7149 به تاريخ 16/9/89، صفحه 18 (علم و فناوري)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:8 بعد از ظهر  توسط مهدی |

شناخت والدين در انتخاب صحيح اسباب بازي از يک ماهگي تا يک سالگي زمينه ساز رشد حرکتي و فکري کودک است


«اسباب بازي مناسب براي كودك يك ماهه من چيست؟ وقتي 6 ماهه شد چه اسباب بازي براي او بخرم؟ چه اسباب بازي هايي به رشد فكري او كمك مي كند؟»
    با وجود تنوع اسباب بازي ها در مغازه هاي ويژه كودكان انتخاب بهترين وسيله بازي براي والدين حداقل تا يك سال اول زندگي كمي سخت است. زيرا والدين امروزي بيشتر تمايل دارند وسايل بازي را براي فرزندشان فراهم كنند كه هم از معيارهاي استاندارد جهاني برخوردار باشد و هم رشد هوشي و فكري فرزندشان را افزايش دهد. بنابراين والدين پيش از انتخاب وسيله بازي بهتر است اطلاعاتي درباره ويژگي كودك در هر دوره سني و اسب بازي مخصوص آن دوره به دست آورند.
    از ايــن رو متخصصــــان روانشناسي، طراحان تكنولوژي آموزشي و سازندگان وسايل بازي كودك دسته بندي اسباب بازي ها را در سال اول زندگي كودك به 4 طبقه تقسيم بندي مي كنند.
    
    تولد تا 3 ماهگي
    كودك از ابتداي تولد تا وقتي به سه ماهگي مي رسد دائماً مشغول انجام كارهاي تكراري است. خوردن، خوابيدن و... كار هر روزه او است. اما اين باور اشتباه است كه ما فكر كنيم او زندگي بدون يادگيري و اندوختن تجربيات تازه دارد. كودك در اوج اين عملكردهاي تكراري اش دائماً در حال شنيدن، بوئيدن و لمس كردن است و از اين طريق اطلاعات را در مغزش اندوخته مي كند. بنابراين بازي با برخي وسايل اسباب بازي سبك، صدا دار، جنبشي و... به رشد حس هاي او و قوت پيدا كردن آنها كمك مي كند.
    از اين رو بهتر است اسباب بازي هايي براي اين دوره سني كودك تهيه كرد كه علاوه بر اين ويژگي ها قابل شست وشو باشد.
    آينه نشكن: وقتي كودك توانايي حركت زياد در اين دوران ندارد جهان اطرافش را با چشم هايش كشف مي كند حتي اگر هنوز ديدي تار داشته باشد. در اين دوره او با دقت به محيط اطرافش نگاه كرده و علاقه خاصي به تماشاي چهره ها نشان مي دهد. يكي از انواع اساب بازي هايي كه در اين دوره توصيه مي شود آينه است. آينه اي كه سبك بوده و نشكن باشد. در حال حاضر 2 نوع آينه اسباب بازي دربازار وجود دارد. يكي آينه هايي كه قابي سخت از جنس پلاستيك و چوب دارند و ديگر آينه هايي است كه قابي پارچه اي و نرم دارند.
    آينه هاي با قالب پارچه اي و نرم براي اين دوره سني مناسب است خصوصاً آينه هايي كه تصاوير را كاملاً واضح و شفاف نشان نمي دهد و كودك قادر است آن را بلند كرده و حتي چهره اش را در آن ببيند.
    اسباب بازي تضاد رنگ بالا: اسباب بازي با تضاد رنگ بالانه تنها باعث تحريك بصري كودك مي شود بلكه مهارت هاي حركتي او را افزايش مي دهد. زيرا كودكان خصوصاً در سه ماهه اول زندگي شان رنگ ها را بطور كامل تشخيص نمي دهند اما رنگ سياه و سفيد را با كيفيت بالامي بينند بنابراين آنها بازي كردن با اشيا سياه و سفيد را دوست داشته و همين امر موجب حركت دادن دست و پا توسط كودك و تلاش او براي گرفتن شيء مي شود. بنابراين اسباب بازي هاي مخصوص اين دوره بهتر است طرح هاي راه راه و خط دار و يا نقطه اي سياه و سفيد داشته باشند.
    اسباب بازي هاي نرم: عروسك هاي مخملي و صدا دار (جغجغه) كه رنگ هاي گوناگون و جنس هاي مختلف دارند در اين دوره مناسب است. استفاده از جغجغه هاي مناسب و استاندارد در اين دوره به تحريك چند حسي كودك كمك مي كند.
    
    3 تا 6 ماهگي
    در اين دوره همه چيز مثل وسيله بازي براي كودك است. با بالارفتن سن، قدرت ديد كودك افزايش پيدا مي كند. او در سنين 3 تا 6 ماهگي همه چيز را با دقت وارسي كرده و يا حتي با چشمانش اشيا را دنبال مي كند. او در اين سن ديگر يادگرفته كه چگونه بنشيند و اشيا را به چنگ آورد، لمس كند و به دهان ببرد. به همين خاطر ساعت ها مشغول بازي است و تعجبي ندارد كه در هنگام بازي سرو صدا كند.
    جايگاه بازي: وقتي عضلات شكم كودك محكم شد بهتر است يك جايگاه بازي براي او فراهم كرد. اين جايگاه بازي شامل يك تشك و چند عروسك مخملي و نرم است كه در بالاي سر كودك نصب شده است. كودك وقتي روي اين تشك قرار مي گيرد با پا شروع به ضربه زدن به عروسك ها كرده و با دست هايش قصد گرفتن آنها را دارد. اين تكاپوي كودك براي گرفتن عروسك باعث بالارفتن توانايي كودك براي هماهنگي چشم و دست مي شود.بهتر است يكي از اين اشيا آينه نشكن باشد. عروسك ها مي بايست جنس هاي مختلفي داشته كه صدا دار (جغجغه اي) هم هستند و باعث تداوم رفتاري كودك مي شود.
    كتاب هاي نرم: در اين دوره سني تهيه كتاب هاي پارچه اي براي كودك بسيار مناسب است. كتاب هاي نرم و سبك كه حمل آن براي دستان كوچك كودك آسان است مي بايست رنگي روشن داشته و بافت هاي مختلفي داشته باشد. استفاده از پارچه هاي زبر و خشن، نرم و لطيف و گاه سخت در اين كتاب ها حس لامسه كودك را بيشتر تحريك كرده و به اندوخته تجربيات او اضافه مي كند. والدين تصور مي كنند كودك از ماه هاي نخست توانايي زبان آموزي ندارد. اما توصيه بر اين است كه والدين تصاوير را با اشاره به او نشان داده و نام ببرند اين كار به رشد حركتي و مهارت زبان آموزي كودك كمك مي كند و واكنش هاي دروني او را بالامي برد.
    
    6 تا 9 ماهگي
    اين سن، سن اكتشاف است. انتظار مي رود كودك در اين سن به هرچيزي دست بزند. او دست هايش را بهم مي زند، اشيا را بدست گرفته و به يكديگر مي كوبد و با كمك آنها روي پا ايستاده و مهارت هاي حركتي اش را رشد مي دهد. بنابراين اسباب بازي هاي اين دوره هم بايد ويژگي خاصي داشته باشد.
    بازي با هر وسيله اي: بين سنين 4 تا 6 ماهگي كودكان كنترل سر و گردنشان را به دست مي آورند و به بازي هاي چرخشي، ضربه زدن و سرو صدا توليد كردن علاقه پيدا مي كنند. بنابراين كودكان با هر وسيله اي بازي مي كنند و بين عروسك و بشقاب تفاوتي قائل نمي شوند. و به اين شكل مهارت هاي هماهنگي دست و چشمان را بيشتر رشد مي دهند. كودكان ديگر قادرند با كمك اشياي ديگر ايستاده و به پاهايشان قوت بيشتري بخشند اما بهتر است كودك بيشتر از 20 دقيقه روي پاهايش نايستد زيرا ايستادن در اين شرايط براي مدت طولاني باعث به هم خوردن تعادل كودك يا تحمل وزن كودك روي پنجه پا به جاي پاشنه پا مي شود.
    اسباب بازي هاي ساختني: مكعب ها، چرخ ها و تكه هاي كوچكي كه روي هم قرار مي گيرند براي هر سني مناسب اند. اما بچه هاي 6 تا 12 ماهه از آن بيشترين بهره را مي برند. در ماه هاي 6 و 7 كودك نخست اشيا را بهم كوبيده يا به آنها ضربه مي زند ولي در پايان 12 ماهگي ياد مي گيرد كه بطوري ناهماهنگ اشيا را روي هم بچيند. اين اسباب بازي ها در نگاه اول ساده هستند اما كودك با آنها راحت تر ارتباط برقرار كرده و چون سايز و رنگ متفاوتي دارد بازي با آن برايش جذاب است.
    بازي با ظروف پلاستيكي: والدين براي اين كه كودك زياد مزاحم كارهاي روزمره شان نشود به او اجازه مي دهند تا در محيط كاري شان مشغول بازي شود و از آنجا كه كودك دوست دارد با تمام اشياي اطرافش بازي كند بنابراين بازي با بعضي وسايل پدر و مادر برايش جذاب است خصوصاً وسايل آشپزخانه. بر خلاف تصور كه والدين كودك را محدود به بازي با اسباب بازي هاي خاص مي كنند بازي كودك با وسايل آشپزخانه به رشد او كمك مي كند. بنابراين بهتر است ظروف پلاستيكي را در اختيار او گذاشته تا بدون دغدغه مادر، شروع به بازي با آنها كند. كودك هنگام بازي با اين ظروف، هل دادن، كشيدن، پرتاب كردن را فرا گرفته و ياد مي گيرد ظروف را با يكديگر هماهنگ كند.
    
    9 تا 12 ماهگي
    كودك تمام ساعات بيداري اش مشغول بازي است. بچه در اين سنين بسيار پر انرژي و كنجكاو است، به اطراف مي خزد، ياد مي گيرد راه برود يا حتي پله ها را بپيمايد. از اين رو بهترين وسايل بازي در اين دوره اسباب بازي هايي است كه او را به سمت كشف و راه رفتن و حركت صحيح هدايت كنند.
    اسباب بازي موزيكال: كودكان موسيقي را دوست دارند و با شنيدن آن شروع به حركت موزون مي كنند. او هنگام شنيدن موسيقي سرش را تكان داده، دست هايش را به حركت در مي آورد و در ماه هاي بعدي زندگي اش به كنكاش اسباب بازي الكترونيكي اش مي پردازد و دوست دارد خودش به توليد صدا و موسيقي بپردازد. والدين در انتخاب وسايل بازي الكترونيكي و موزيكالي بايد دقت داشته باشند اسباب بازي هاي با صداي بلند را خريداري نكنند. زيرا بر وضعيت فكري و رواني كودك تاثير نامطلوب مي گذارد.
    اسباب بازي هاي هل دادني: اين اسباب بازي ها به راه رفتن كودك كمك زيادي مي كند. خصوصاً وقتي او اولين قدم ها را بر مي دارد. ماشين هاي بازي هل دادني، سبد هاي فروشگاهي مناسب و... وسايل خوبي براي كودك در اين سنين است. اين اسباب بازي ها بايد دستگيره داشته و كودك بتواند آن را گرفته و با هر دو دست مهارت حركتي خود را رشد دهد. البته پيش از هرچيز بايد مطمئن بود اسباب بازي هاي هل دادني كه براي كودك تهيه مي شود محكم هستند و وقتي كودك مي خواهد گام بردارد زير دستانش احساس لغزش و بهم خوردگي تعادل نداشته باشد.
    توپ ها: توپ هاي ساده بر بهبود هماهنگي چشم و دست، تعادل و قوت ماهيچه ها تاثير مي گذارد. در بازي با توپ به كودك بايد اجازه داد كه روي دو پا نشسته و توپ را بردارد و يا آن را به سمت والدين پرتاب كند. يا با والدين بر زمين نشسته و توپ را به سوي هم هل دهند. كودك هرچقدر بزرگتر مي شود قابليت هاي او رشد بيشتري مي كند و با اين شيوه بازي هاي اجتماعي و بازي با ديگران را ياد مي گيرد.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4669 به تاريخ 16/9/89، صفحه 16 (گزارش)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: محمد عمراني

سال تحصيلي براي عموم دانش آموزان و دانشجويان بهترين بهانه براي تنظيم ساعات خواب، استراحت و كار است. خواب و استراحت كافي ودر نتيجه شاداب بودن دانش آموزان ، فراگيري بيشتر دروس را در پي دارد .اما پژوهش ها نشان مي دهد ، بسياري از دانش آموزان و اولياي آنان در زمينه تنظيم ساعات خواب و استراحت فرزندان خود در طول سال تحصيلي مشكلاتي دارند.
     به عقيده روانشناسان بايد زمان خواب و بيداري دانش آموزان بر اساس ويژگيهاي فردي آنان و ميزان نياز آنها به خواب يا
    « ضريب خواب» تنظيم گردد. بنابراين پدران ومادران با توجه به ويژگي هاي فردي، ميزان تحرك هر كودك و خصوصيات ويژه او بايد زمان مناسبي رابراي خواب و استراحت فرزندان محصل خود درنظر بگيرند، همچنين والدين بايد ساعت مشخصي را براي خواب دانش آموزان معين كنند زيرا اگر آنان شب قبل خواب كافي داشته باشند صبح روز بعد با نشاط و آمادگي بيشتري از خواب برمي خيزند. دانش آموزان 7 تا 12 سال در طول شبانه روز حدودا به 12 ساعت خواب و استراحت نياز دارند . دانش آموزان 12 تا 16 سال به 9 ساعت خواب . مغز انسان نبايد از مطالعه دورشود بنابراين به طور متوسط روزي 20 دقيقه مطالعه براي هر دانش آموز لازم است. از سوي ديگر تمرين زود خوابيدن هنگام شب و زود بيدار شدن از خواب هنگام صبح براي حاضر شدن به موقع سر كلاس و يادگيري بهتر سودمند است. دانش آموزان بهتر است از ابتداي سال تحصيلي زمان مطالعه خود را از روزي 15 تا 20 دقيقه تنظيم كنند و به تدريج به زمان آن اضافه گردد. بايد طوري زمان تنظيم گردد كه بچه ها روز خود را به بطالت سپري نكنند و فراموش نگردد كه به ازاي هريك ساعت مطالعه 15 دقيقه استراحت نمايند و ساعت هاي خواب خود را تنظيم كنند. بعد از خواب كافي هر دانش آموز مي تواند مطالب خوانده شده از قبل را با كمي فكر كردن به خاطر آوردو به نتيجه مورد نظر خود برسد. تحقيقات نشان مي دهد كه ميان طرز تلقي نوجوانان از ويژگي هاي والدين و محيط خانوادگي با پيشرفت تحصيلي آنان رابطه معني داري وجود دارد.( نتايج براساس توصيف هاي نوجوانان در سه گروه با والدين هدايت كننده ، والدين قدرتمدار و والدين آسانگير يا آزاد به دست آمد).
    اين نتايج نشان مي دهد كه بهترين نمره هاي درسي را فرزندان والدين هدايت كننده مي گيرند و برعكس فرزندان والدين قدرتمدار و فرزندان والدين آسانگير و والدين فاقد ثبات كمترين پيشرفت تحصيلي را دارند.نتيجه اينكه والدين هدايت كننده به نوجوانان خود كمك مي كنند تا در برخورد با هر موضوعي همه جوانب آن را بسنجند و هنگامي كه مي بينند فرزندانشان برخي از مسائل را بهتر از آنان مي فهمند احساس رضايت مي كنند ، آنها درباره مسائل فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي با فرزندانشان گفتگو مي كنند . فرزندان نوجوان خود را در تصميم گيري هاي مربوط به خانواده شريك مي كنند. در واكنش به موفقيت هاي تحصيلي وايفاي نقش هاي مثبت،نوجوان را تشويق مي كنند و نهايتا اگر فرزندنشان نمره پايين بگيرد براي رسيدن به موفقيت به اوكمك مي كنند.
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7148 به تاريخ 15/9/89، صفحه 19 (سلامت)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: نسترن يونسي

يكي از نهادي كه در پديد آمدن بلوغ زود رس جنسي دخيل بوده نهاد آموزش و پرورش است كه عدم انجام كار ويژه ها و يا ضعف در انجام آنها در بروز اين مسئله موثر بوده است.آموزش و پرورش ما مي بايست نوجوانان را به شيوه هاي خاص از مسائل بلوغ و شيوه هاي مواجهه با آن آگاه سازد.در شرايطي كه برخي از خانواده ها به دليل شرمي كه از فرزندان دارند قادر به صحبت كردن با آنها نيستند اين آموزش و پرورش است كه بايد به وظايف خود در اين زمينه عمل كند.متوليان آموزش و پرورش مي بايست با برقراري ارتباط صميمانه با نوجوانان اعتماد آنان را جلب و به با همكاري خانواده ها از بحراني شدن برخي مسائل پيشگيري كنند.ما بايد در آموزش و پرورش به اين موضوع توجه كنيم كه ضمن اينكه آموزش يك وظيفه ذاتي اين نهاد است پرورش نير يك وظيفه ذاتي بوده كه متاسفانه از آن غفلت شده يا به اندازه آموزش به آن پرداخته نشده است.پرورش ايمان واعتقادات مذهبي در كودكان و نوجوانان ضمن اينكه وظيفه خانواده است وظيفه نهاد آموزش و پرورش نيز هست.آموزه هاي ديني فرزندان ما را دربرابر انواع نهاجنات فرهنگي و خطرات مصون مي سازد و به آنان كمك مي كند در برابر بحران ها به خوبي از خود واكنش نشان دهند.تاكيد اسلام به عنوان يك دين آسماني انسان ساز و سعادت بخش بر اين است كه فاصله بين بلوغ يك انسان تا ازدواج او حد اقل باشد چرا كه افزايش اين فاصله مسائل متعددي را در حوزه هاي مختلف به وجود مي آورد.البته با توجه شرايط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي يك جامعه اين فاصله ممكن است متغير باشداما نبايد از حد معمول خود فاصله وجود داشته باشد.متاسفانه در جامعه ما ضمن آنكه مدت هاست با افزايش سن ازدواج دختران و پسران به دلايل متعددي همچون تحصيلات و مشكلات اقتصادي و غيره با كاهش سن بلوغ نيز مواجه شده ايم كه به شكاف بين سن بلوغ و سن ازدواج دامن زده است.اين يك بيماري اجتماعي است كه بايد هر چه سريعتر درمان شود هر چند كه درمان آن به دليل ماهيت رواني و اجتماعي و فرهنگي اش زمان بر خواهد بود.اما براي سلامت جامعه چاره اي جز پرداختن به اين موضوع نداريم و نمي توانيم به سادگي از كنار آن عبور كنيم.متاسفانه عده اي اين بيماري را ذات توسعه و پيامد طبيعي دوران گذار مي دانند و با اين توجيه از كنار آن مي گذرند و عده اي هم صورت مسئله را پاك مي كنند و چنين معضلي را منكر مي شوند و حتي از طرح آن نير ابا دارند.در حالي كه كاهش سن بلوغ در كشورمان يكي از پيامد هاي تهاجم فرهنگي است كه توانسته با رواج فرهنگ برهنگي از طريق شبكه هاي ماهواره اي و سايت هاي اينترنتي و پخش انواع و اقسام كالاهايي كه فرهنگ سكس و آزادي جنسي و ولنگاري جنسي ترويج مي كند،ذهن كودك ايراني را نيز تحت تاثير قرار دهد چه رسد به ذهن جوان ايراني.تهاجم فرهنگي حساس ترين و ريشه اي ترين نقاط را هدف قرار داده كه همانا كودكان و نوجوانان ما به عنوان آينده سازان،مديران و متفكرين اين كشور هستند. لذا هرگونه غفلت در اين زمينه تبعات جبران ناپذيري را در پي خواهد داشت.
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7148 به تاريخ 15/9/89، صفحه 6 (گزارش)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:4 بعد از ظهر  توسط مهدی |

تب علامتي هشداردهنده است. علامتي است بيانگر اين مسئله كه فرد گرفتار عفونتي داخلي و يا عارضه اي ويروسي شده است. بنابراين تب اگرچه واكنش ايمني بدن به بيماري ها است اما اگر براي مدت طولاني در بدن باقي بماند باعث بهم ريختگي كاركردهاي سيستم درون ريز بدن مي شود.
    از اين رو آنچه بيشتر از هر چيز نگران كننده مي شود ظهور علائم بيماري همراه با تب در كودكان است. والدين در اولين برخورد با اين عارضه بيش از هر وقت ديگري دستپاچه شده و در نخستين واكنش، دارويي را به عنوان داروهاي تب بر و مسكن به كودكان شان مي دهند.
    و وقتي علائم بهبودي در او پيدا نمي كنند از آنتي بيوتيك ها براي مشكل سرماخوردگي كودك استفاده مي كنند. غافل از اينكه اين داروها چه اثر مخرب و عوارض جانبي بر سيستم ايمني بدن كودكان يا سيستم اعصاب آنها و... دارد.
    
    ويروس يا عفونت
    شيوه برخورد با بيماري سرماخوردگي و مشاهده تب و گلودرد که شايع ترين علامت آن است بسيار مهم است، از اين رو والدين مي بايست از شيوه هاي آگاهانه براي درمان سرماخوردگي استفاده كنند. دکتر محمد صادق صبا متخصص اطفال مي گويد: «امروزه آگاهي والدين نسبت به خطرات مصرف خودسرانه داروها بيشتر شده و اغلب والدين بدون مشورت با پزشک دارويي براي بهبود وضعيت فرزندان به كار نمي گيرند. البته بعضي از والدين وقتي به پزشك مراجعه مي کنند انتظار تجويز چند نوع دارو دارند. در حالي که در کشورهاي ديگر بيش از يك يا دو نوع دارو تجويز نمي شود. آنچه امروزه مورد توجه است اينكه فرهنگ خانواده ها تغيير کرده است و خانواده ها ديگر به دنبال مصرف آنتي بيوتيک براي بهبود بيماري نيستند. از آنجا كه اغلب والدين كودكان شان را پس از شدت يافتن تب به پيش پزشك مي آورند انتظار مي رود دكتر براي آنها داروهاي آنتي بيوتيك تجويز كند اما در سال هاي اخير ترجيحاً با مراجعه اوليه داروي آنتي بيوتيک تجويز نمي شود. زيرا براي بيماري ويروسي نظير سرماخوردگي نيازي به مصرف اينگونه داروها نيست و قاعدتاً بعد از يکي دو روز بيماري بهبود پيدا مي كند. از اين رو پزشكان معتقدند، بعد از يک دوره بيماري اگر بيمار 10بار تب کرد، يک بار نياز به تجويز آنتي بيوتيک دارد و زودتر از آن توصيه نمي شود. چرا كه اگر آنتي بيوتيک زودتر از موقع مصرف شود ميکروب هاي ضعيف از بين مي روند و ميکروب هاي قوي جايگزين مي شوند که در چنين شرايطي پزشك ناچار به تجويز آنتي بيوتيک قوي تر مي شود.
    
    عوارض
    دکتر افسون کياني متخصص اطفال معتقد است: بيشترين بيماري هايي که بخصوص در اطفال با آن سروکار داريم و از آنتي بيوتيک ها استفاده مي کنيم، در آنژين هاي چرکي ناحيه گلو، سينوس ها، عفونت هاي گوش، عفونت هاي دندان، ريه، عفونت هاي ادراري، عفونت هاي استخواني و مننژيت که شايد شيوع کمتري هم داشته باشد تجويز مي شود.
    با شروع فصل سرما شيوع بيماري سرماخوردگي در كودكان بيشتر به چشم مي خورد. در واقع ميزان مصرف آنتي بيوتيک ها به شدت بيماري عفوني در نواحي گوش و گلو بستگي دارد. با شيوع سرماخوردگي و قبل ازمراجعه به پزشک توصيه مي شود والدين مکرراً مايعات فراوان به کودک داده و با آب نمک گلوي کودک را شست وشو دهند. همچنين والدين مانع از ماليدن بيش از حد چشم و بيني توسط كودك شده و دست هاي او را مرتب بشويند. علاوه بر اين در خانه از تهويه مناسب استفاده کرده و بيني کودک را با قطره بيني يا با اسپري بيني مرطوب كنند و به او کمک کنند تا در همان روزهاي نخست سرماخوردگي بيماري ويروسي کودک درمان شود.
    اين متخصص مي افزايد: از اين رو درصورت مشاهده تب و کسالت کودک بهتر است به او مسکن داده شود. بايد توجه داشت براي بيماري ويروسي نيازي به مصرف آنتي بيوتيک نيست. دکتر صبا همچنين مي گويد: خلقت انسان به گونه اي است که سيستم دفاعي بدن، خود ميکروب ها را از بين مي برد. با مصرف داروهاي آنتي بيوتيکي تمامي ارگان هاي بدن مانند: کليه، گوارش، سيستم شنوايي، تنفسي درگير شده و ايجاد آلرژي مي کند و در نهايت منجربه کاهش شنوايي و دل درد همراه با اسهال مي شود.
    
    مصرف آنتي بيوتيک ها
    دکتر کياني همچنين در مورد مصرف خودسرانه آنتي بيوتيك ها مي گويد: در مواقعي که سرماخوردگي ويروسي در کودک ديده مي شود اغلب خانواده ها به راحتي اين داروها را از داروخانه تهيه کرده و بدون تجويز و مشورت با پزشک آن را به کودک مي دهند. مصرف اين داروها از دو جنبه مورد بررسي است. يكي اينكه تهيه اينگونه داروها از نظر اقتصادي هزينه هاي هنگفتي براي اقتصاد جامعه در بردارد و متاسفانه مصرف داروي آنتي بيوتيک ها در کشور ما بالااست. جنبه ديگر عوارض ناشي از مصرف اين قبيل داروهاست. والدين با تهيه اين دارو و مصرف خودسرانه آن، کودک را در معرض عوارض دارويي قرار مي دهند. حتي يک مسکن ساده هم عوارض خاص خود را دارد چه رسد به اين قبيل داروها که ممکن است عوارض مرگباري براي کودک درپي داشته باشد. بخصوص پني سيلين ها كه مصرف خودسرانه آن در خانواده ها بالااست و ممکن است عارضه حساسيت را در فرد ايجاد کند. يکسري از آنتي بيوتيک ها منجربه ليز شدن گلبول هاي قرمز خون و در نتيجه كم خوني مي شوند بنابراين بايد مصرف اينگونه داروها حتماً با مشورت پزشک انجام گيرد.
    
    والدين و سرماخوردگي كودك
    هنگام مواجه شدن با ويروس سرماخوردگي راهكارهايي براي مبارزه آسان تر وجود دارد كه بايد در دستور كار والدين قرار گيرد، دكتر افسون كياني متخصص اطفال معتقد است: با شروع سرماخوردگي كودك مي بايست استراحت كند. همچنين بهتر است مايعات فراوان مصرف كرده، اتاق او سيستم تهويه هواي مناسب داشته باشد زيرا آلوده نبودن محيط اتاق و مرطوب بودن آن يك اصل براي كاهش ويروس سرماخوردگي است. بنابراين استفاده از دستگاه هاي بخور در اين راه كمك كننده است. والدين بهتر است از قطره هاي بيني كلرورسديم و سرم شست وشو براي باز نگه داشتن راه تنفسي كودك استفاده كنند زيرا در اين صورت ترشحات غليظ مجراي تنفسي و مخاطي چركي نشده و تنفس كودك راحت تر انجام مي شود، در واقع شست وشوي بيني با قطره هاي مخصوص از خشكي آن جلوگيري مي كنند و مانع از تشديد بيماري مي شود. والدين مي بايست به كودكان خود بياموزند دستمال هايي كه استفاده مي كند را بلافاصله دور بريزد، تا آلودگي ها شيوع بيشتري پيدا نكنند زيرا امكان اينكه ويروس ها تا چند ساعت روي ساير اجسام باقي بماند وجود دارد و افراد ديگر خانواده نيز به ويروس سرماخوردگي مبتلاشوند. بهتر است از روزهاي اول سرماخوردگي از داروهاي ضدآبريزش بيني استفاده نشود زيرا مصرف اين داروها مجراي بيني را خشك مي كند و خود عامل تشديد سرفه در كودكان مي شود. همچنين در استفاده از داروهاي ضدسرفه هم مي بايست دقت صورت گرفته و مطابق با دستور پزشك مصرف شود چون هم سرفه يك مكانيسم طبيعي بدن است و به دفع ترشحات كمك مي كند. از اين رو بهترين راه بهبود خشكي تنفسي و كاهش سرفه مرطوب نگه داشتن محيط اتاق و استفاده از دستگاه بخور است.
    اين متخصص در ادامه مي افزايد: كودك هنگام سرماخوردگي نيز مي بايست از نظر تغذيه توسط والدين مورد مراقبت قرار گيرد، مصرف غذاهايي كه حاوي پروتئين است، مانند سوپ جوجه به بازسازي سيستم ايمني بدن كودك كمك مي كند و جلوي پيشرفت ويروس ها را مي گيرد. نوشيدن مايعات گرم براي بهبود سرماخوردگي مفيد است. در صورت مشاهده تب در بدن كودك بهتر است از مسكن هاي معمولي نظير استامينوفن استفاده شود. استفاده از قرص آسپرين به كودك بخصوص در فصل آنفلوانزا به هيچ عنوان توصيه نمي شود زيرا اگر كودك به اين بيماري واگيردار مبتلاشده باشد و قرص آسپرين به او داده شود احتمال يك نوع بيماري كبدي خطرناك وجود دارد. اگر بعد از 3 يا 4 روز تب كودك قطع نشد و شدت علائم بالاتر رفت نشانه اين است كه يك ميكروب جديد به سرماخوردگي اضافه شده است و والدين مي بايست مجدد فرزندشان را نزد پزشك معالج برده و از درمان هاي خانگي براي كودك بپرهيزند.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4668 به تاريخ 15/9/89، صفحه 16 (پنجره سلامت)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط مهدی |

مترجم: فردوس بهپــوري

برخي از ما روي موضوع خاصي متمركزمي شويم. راهمان را پيدا نموده وبا هدفي مشخص آن را دنبال مي كنيم. اما برخي ديگرپوينده هستند و علاقه مند به چيزهاي متنوع. براي اين دسته ازافراد بسياردشوار است كه هدف معيني را انتخاب نموده وآن را دنبال كنند.زماني كه به مدرسه مي رفتم، به خوبي مي دانستم كه چه مي خواهم و وقتي كه بزرگ شدم
    ازدوران كودكي كه درخيال وروياهايم، نقش يك پزشك را براي عروسك هايم بازي مي كردم ، خواسته ها وآرزوهايم كاملاروشن وواضح بودند. طبيعتا، هيچ كس ازاينكه من به رشته پزشكي روبياورم، تعجب نمي كرد. اما خواهركوچكترم، به كلي گيج وسردرگم بود. دايم ازاين شاخه به آن شاخه مي پريد. درسن
    سي وچهارسالگي اوهنوزبه اين فكربود كه شغل خود را تغييردهد. اومي گويد: « وقتي ازدانشگاه با مدرك هنر فارغ التحصيل شدم، فكرمي كردم تمام دنياي من وآرزوهايم، به درون صدفي خلاصه ومحدود شده است كه صرفا، روي آن متمركزخواهم شد. اما خيلي زود چيزهاي مختلف ديگري نظرمرا جلب كرد. تصورمي كردم يافتن شغل رويايي ام بسيارسهل وآسان است.» درابتدا اودريك شركت به عنوان گرافيست مشغول به كار شد، اما خيلي زود به فكريافتن شغلي ديگردرجايي ديگرافتاد. سپس به فكرتدريس دررشته زبان انگليسي درموسسات وآموزشكده هاي مختلف وغيره افتاد. هم اكنون هم دربخش بازاريابي وفروش يك شركت كارمي كند. اومي گويد: «مردم به من به چشم يك آدم خيالباف نگاه مي كنند، يك شخص بي هدف وشناورونا اميد، چرا كه روي موضوع خاصي معطوف نشده وتمركز ندارم. اما اين عادلانه نيست. من سعي مي كنم روي مسائل وموضوعات كاملامتمركزشوم اما به درستي نمي دانم كه چرا قادربه كشف همه علايق زندگي ام نيستم؟ » اگرچه مردم اورا درك نمي كردند، اما خواهرمن مثال روشن وواضحي ازتمامي افراد بي تخصص درحرفه وكاراست. اوهمواره مشغول انجام كارهايي است كه به طوركاملاتصادفي وبه شكلي نامنظم وارد آنها شده است. درشغل فعلي اش، اومي تواند ازمهارت هايي كه درمشاغل قبلي اش كسب نموده، استفاده نمايد. آموخته هاي اودرزمينه هنروگرافيك، صحبت كردن به زبان انگليسي وبازاريابي وفروش است وهرعلاقه و ميل وتوجه تازه اووهمچنين تجربيات جديدش مرحله بعدي زندگي كاري اورا تغذيه مي كنند و مهم نيست چگونه وتا چه اندازه متفاوت به نظربرسند. همه انسانها به دودسته تقسيم مي شوند. گروهي پوينده هستند ودسته اي ديگرتنها به كاري خاص با اشتياق زياد پرداخته وبه دنبال هدف ومنظورمشخصي هستند. درحقيقت اين دسته ازافراد كمال گرا محسوب مي شوند. مي توان ازاين باب به دانشمندان وآهنگ سازها اشاره نمود كه معمولاتنها به يك حرفه خاص چسبيده و در آن گرفتار مي شوند. بعضي اوقات فقط يك نوع سرگرمي درطول زندگي اين دسته ازافراد ديده مي شود. آنها عميقا حواس خود را متمركزكرده وهنگامي كه كاملابر اوضاع واحوال كنترل دارند، احساس آرامش مي كنند. به هرحال ، شما هم مي توانيد دريك زمينه ورشته، تخصص داشته وتنها درمورد يك شغل وحرفه خاص صحبت نموده وازاين گروه باشيد. يك متخصص اعصاب ممكن است همسرش را با يكسري مشغوليات وسرگرميهاي كوتاه مدت وزود گذركاملاعصباني وناراحت كند! اشخاص پوينده، درهرحالتي، تمايل به پذيرش هرآنچه را كه براي آنان الهام بخش بوده وايجاد انگيزه نمايد، دارند . فقط هنگامي ميل ورغبت خود را ازدست مي دهند كه چيزديگري فراترازموضوع مورد علاقه قبليشان، نظرآنان را جلب نمايد. مردم، اين دسته ازافراد( پوينده ) را متهم به تفنني كاركردن ويا سرسري گرفتن امورنموده ومعتقدند اين گونه اشخاص، همواره افسرده وغمگين ازبابت كارهايي هستند كه شروع كرده وهرگزآن را به پايان نرسانيده اند. اما حقيقتا درست نيست. افراد پوينده كارها را تمام وكمال انجام مي دهند، فقط به اين خاطرازديد ديگران اين گونه به نظرمي رسند چون براساس ومنطبق با شرايط و موقعيت خويش عمل مي كنند. آنها زماني ازوضعيت موجود آزاد ورها مي شوند كه احساس كنند ازفعاليت انجام داده به قدركافي بهره برده ودرحقيقت آن چيزي را كه مي خواسته اند به دست آورده اند. تمايل وگرايش به جاه طلبي وبلند پروازي كمتردرآنان ديده مي شود، زيرا ازشكست واهمه اي ندارند. آنچه كه موجب ترس ووحشت گروه پوينده بيش ازهرچيزديگري،
    مي گردد، خستگي وملالت وبي حوصلگي است. افراد پوينده اغلب مجذوب منحني فراگيري ابتدايي واوليه يك طرح هستند، اما فقط براي يك بارتا بتوانند راهكارومفهوم آن را فهميده وگيربياورند، سپس ازآن خسته شده وبه سراغ مورد جديد
    مي روند. گروهي كه عادت به تمركزبرروي موضوعات واهداف خاص دارند، هيچ چيزبيشترازفرورفتن دركاري معين وتكرارتجربيات مشابه ويكسان وپيشرفت وبهبودي درآن، موجب رضايت خاطرآنها نخواهد شد. شايد هم اكنون شما نسبت به اينكه يك فرد پوينده هستيد، آگاهي كامل داريد. اولين گام دست يافتن به هدف هاي گوناگون ومتعدد و رسيدن به روياها است كه تصميم بگيريد چه نوع پوينده اي باشيد. براي مثال، تمامي پويندگان، ازاينكه به طورسطحي وبا نگاهي اجمالي موضوعات را مورد توجه قرارمي دهند، شاد وخرسند نيستند. افرادي با تخصص هاي دوره اي وزنجيره اي كه به يك كارخاص ودرزمينه اي مشخص براي مدت زمان چهاريا پنج سال پا بند شده وضمن اينكه اغلب درآن حوزه توفق مي يابند، سرانجام به سمت وسووموردي كاملامتفاوت، تغييرموضع مي دهند. اين نوع ازافراد پوينده نيازبه تائيد و تصديق، شناخت وپذيرش الگو و شروع يك برنامه ريزي براي حركتي بزرگ وخوب وعاري ازاشكال، به منظورپيشروي وجلورفتن، دارند. سنخ ديگري ازاين گروه، روي چندين برنامه وپروژه درآن واحد كارمي كنند. بيشترمشكلات اين دسته اشخاص اين است كه دودل ومردد هستند وبه تعبيربسياري ازمردم خيالباف وبي هدف. اينها اشخاصي هستند كه به شكل ديوانه واري عاشق وشيفته يك ايده براي روزها وياحتي هفته ها مي شوند، درآن سقوط مي كنند وسپس نمي توانند به ياد بياورند كه اصلاچرا وبه چه علت اولين بارازآن كار، خوششان آمده است.
    مارك سي وهفت ساله ازاين سندرم همواره رنج برده ومتضررشده است. اومي گويد: من يك نوازنده، يك نويسنده ودرعين حال عاشق نقاشي هستم. تصورات وانگاره هاي زيادي ازهمه طرف به من يورش مي آورند . ( اومسحورومبهوت يك فكروايده مي شود ) سپس، هفته ها درمورد موضوع مورد علاقه ام به شكل غيرارادي ومقاومت ناپذيري صحبت مي كنم، هرپيامد ونتيجه ممكن را تصوركرده وبه آن فكرمي كنم. بي آنكه بنويسم، بنوازم يا نقاشي كنم، خودم را بدين شيوه تخليه مي كنم. درهفته هاي بعد آن احساس و علاقه وافربه آن موضوع يا كارخاص، به نظرم كهنه وناقص آمده ومن نمي دانم روزي چه چيز جذاب و جالب توجهي درآن ، مي ديدم. نشانه هاي مشابه ويكساني مابين افراد پوينده دودل واختلال كسري توجه ودقت «ADD» ملاحظه گرديده است. ناتواني وعجزدرتمركزيا درنهايت، فوكوس كردن به طور غير مقتضي روي چيزها و موضوعات بي نتيجه وبدون پيامد منطقي، مي تواند موجب آزارورنجش هردوگروه ازافراد پوينده با ADD شود. بسياري ازاشخاص پوينده با عدم تشخيص اختلال كسري توجه ودقت ازسوي كارگاههاي روانشناسي هستند. اما اختلافات وتفاوت هايي وجود دارد. افراد پوينده معمولابراي انجام امورشتاب زده ونسنجيده ( تكانشي ) وافراطي عمل نمي كنند همچنين، جزء آن دسته ازافرادي كه بيش فعال ويا دچاراختلال حواس وفراموشي هستند نيز نمي شوند.هنوزهم اختلاف زياد وشكاف عميقي مابين پوينده « موفق وكامياب » وپوينده « شكست خورده و وامانده » وجود دارد . برخي ازافراد پوينده درحقيقت اشخاصي همه فن حريف هستند. اما حتي اين دسته ازافراد نيزبا وجود دستيابي به موفقيت هاي بالا، باز با عدم تائيد وتصديق ازجانب اطرافيان مواجه مي شوند. دراوايل زندگي است كه هرفردي فشاروبارسنگين تخصص يافتن دركاروچيزي را متحمل مي گردد. براي مثال كودكي را درنظربگيريد كه براي ثبت نام دركلاس ورزشهاي رزمي دائم به مادرخود اصرارمي ورزد. مادرضمن موافقت، پس ازثبت نام، لباس مخصوص براي اوتهيه كرده ووسيله رفت وآمد اورا نيزفراهم مي نمايد.كودك بعد ازگذراندن چند جلسه وآموختن چند فن وحركت ازرفتن امتناع مي ورزد. مادركه ازاين موضوع سخت عصباني ودلخوراست فرزند خود را متهم به اين مي كند كه قادرنيست يك چيزمعين وخاص را انتخاب وآن را ادامه دهد. بچه ها مي بايست براي رسيدن وانجام هرآنچه كه به آن علاقه مندند، سعي وتلاش كرده ودراين راه تشويق وترغيب شوند، چرا كه براي رشد شخصيت آنان بسيارموثرومفيد است. اقتصاد آينده نيزخواهان وطالب افرادي همه فن حريف است. به طورفزاينده اي، دنياي كسب وكاروتجارت به افرادي باوردارد كه درگروه وتيم هاي مختلف فعاليت مي كنند.اين گروه ها معمولاتركيبي ازافراد متخصص وحرفه اي هستند. اما چه كسي قراراست اين گروه ها را هدايت كند؟ بهترين نامزد وداوطلب، همواره شخصي خواهد بود كه تجربه كافي ازوظايف ونقش هاي متفاوت را داشته باشد. بايد اين موضوع را يادآوري نمود، آن دسته ازافرادي كه همواره سعي درپيشي گرفتن دراموررا دارند، همواره ازسوي اجتماع با آنان برخورد نا مناسبي شده وحقشان ادا نگرديده است. معناي ضمني وجود داردكه اگرشما تخصص داريد، پس مي بايست تا ابد درآن گيرافتاده ويا به آن بچسبيد. شخصي كه ترقي ورشد باورنكردني ازطريق تمركزوفوكوس به دست آورده، برانگيخته شده وپيشروي وحركت كرده وبه درجه ورتبه اي ازمهارت واستادي رسيده است، به چه دليل نمي تواند كاري را رها كرده ودوباره ازنوشروع كند؟ بسيارهولناك است كه شما ازدرآمد مطمئن و بي دغدغه اي كه ازراه تخصص وحرفه اي كه كاملامقبول وبه رسميت شناخته شده، دست كشيده ومنصرف شويد. اما دشوارترازآن، هنگامي است كه به دليل تغييرمسيروانتخاب راهي ديگر، با برداشت ها واستنباطهاي منفي جامعه مواجه شويد. اكنون كه ما نمي توانيم انتظارويا چشمداشتي طولاني ازيك شغل ويا حتي يك حرفه وتخصص را داشته باشيم، پذيرفتن ديدگاه وسبك وسياق يك فرد جامع الاطراف و همه فن حريف داراي فوايد آشكاروهويدايي است. آخرين بررسي و ارزيابي نشانگراين است كه فارغ التحصيلان امروزممكن است درطول زندگي حرفه اي شان هفت جوركاروشغل را تجربه كرده ودرسايه حقوق ودستمزدي مطمئن تا هفتاد سالگي نيزبه كاركردن ادامه دهند. درحقيقت شركتها وموسسات خواهان وتمايل به اجازه ايجاد اين وقفه وفاصله رشد يافته درطي سالها به كاركنان خود هستند كه اين خود علامتي ازتحول ودگرگوني است.
    يكي ازبزرگترين مشكلات اشخاص پوينده اين است كه آنها دردرياي پايان ناپذيركوشش هاي بيهوده وبي نتيجه غرق شده وشكست بخورند.
    غوطه ورساختن فرد غرق شده درانديشه به وسيله گزينه هاي مختلف، منجربه تداوم عجزوناتواني درحق انتخاب واختيارخواهد شد . – همانند مارك – كه هرگزنتوانست استعداد وتوان خود را نشان دهد وازآن بهره جويد. به عبارت ديگراين گونه افراد همواره به علت دودلي وترديد وبي تصميمي دائمي وهميشگي، ازانجام امور، طفره رفته وتعلل مي ورزند. جنبه منفي ديگر، اين است كه همانند يك عاشق ودلباخته كه همواره ترس وتشويش ازالتزام دراووجود دارد، يك فرد جنراليست يا به عبارتي جامع الاطراف نيزبرايش بسيارسخت ودشواراست كه تمام وقت خود را كاملاوقف يك مورد خاص نمايد كه اين خود نيزبه واسطه يك ترس وهراس نابجا وغيرموجهي است كه آنها مي بايد نسبت به آن بي توجهي نشان داده تا به چشم اندازبهتروشايسته تري دست يابند. چنانچه فردي اوقات خود را صرف پرداختن ازموردي به موردي ديگر نمايد، اين خطرمتوجه اوست كه احساس نمايد خوردن يك ساندويچ كوكتل را به يك غذاي مناسب ومغذي ولذيذ ترجيح داده است. اين احساس، ناشي ازعدم رضايت ونا خشنودي مبهم است. ناخنك زدن ويا عيبجويي كردن ازامورشايد شيرين ودلپذيرباشد، اما چيزي كه به ما احساس اعتباروموثق بودن مي دهد، پرو لبريزشدن وشناخت ازچگونه دست يافتن وبه انتها رسيدن است كه حالتي ارزشمند وگرانقدراست.درآخر اينكه، افراد پوينده اي كه هرگزهيچ كاري را به اتمام نمي رسانند، مي بايد به اين موضوع دقت نظرداشته باشند كه حقيقتا چه چيزي درحال وقوع است. درست هنگامي كه فرد پوينده ضربه مسلم ودرست را به هدف مي زند، متوقف مي شود. اغلب بدين علت است كه علاقه وميل ورغبت خود را گم كرده وازدست مي دهد. اما بعضي اوقات، به واقع، ملالت وخستگي، مظهري از ترس و هراسي ناخود آگاه است. اين گروه ازمردم مي بايست حداقل يك باردرسال با زور وفشاربه جلورانده شده ونگراني واضطراب را تحمل نمايند تا بتوانند يك برنامه وطرح را به نحوكامل وجامع اجرا كنند.
    نيازبه تجربه درانضباط بسيارحائزاهميت است. اين خود، فرصت ومجالي است كه اين دسته ازافراد دوبرابراحساس لذت ورضايتمندي راازاين حيث تجربه نمايند. شما جزء كدام گروه هستيد؟
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7147 به تاريخ 14/9/89، صفحه 5 (اجتماعي)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط مهدی |

محيط يكي از مهم ترين عناصر در موفقيت تحصيلي دانش آموزان است.
    فاكتور محيط حيطه هايي چون محل قرار گرفتن مدرسه، خانه و شرايط محل زندگي كودك، وسايلي كه در اختيار دانش آموز قرار مي گيرد.
    بايد توجه داشت افرادي كه دانش آموز با آنها در ارتباط است را دربرمي گيرد. تحقيقات نشان مي دهد در اين ميان والدين نقش برجسته تري را ايفا مي كنند.
    اصلي ترين تاثير والدين بر موفقيت تحصيلي كودك، ايجاد محيطي مناسب براي يادگيري و كنكاش كودك در خانه است. تهيه كتاب ها، مجلات، فيلم و نرم افزارهاي آموزشي كه يادگيري را به بخشي از زندگي روزمره دانش آموز تبديل مي كنند، از اهميت خاصي برخوردار است.
    توجه به تهيه اسباب بازي هاي آموزشي، تشويق كودك به انجام انواع فعاليت ها و علاقه مند كردن او به موضوعات مختلف، بازديد از مكان هاي تاريخي، موزه ها و اختصاص زمان هاي خاص براي بازي افراد خانواده و... نيز از جمله راهكارهايي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.
    ايجاد محيطي آرام براي مطالعه به همراه تهيه امكانات مورد نياز مانند ميز تحرير، صندلي راحت، سطل آشغال، جعبه كاغذ، كشوچرخدار، تخته سياه، تقويم، جدول برنامه ريزي، ساعت و... از مواردي است كه شرايط مطالعه را بهبود بخشيده و درك و يادگيري مطلب را افزايش مي دهد.
    كمك كردن به كودك براي كسب استقلال در بزرگسالي به معناي آموزش نحوه مديريت زندگي به او است.
    از جمله راهكارهاي موثر در آموزش صحيح اين مديريت، ياد دادن سيستم ساماندهي وظايف و... است.
    آموزش اين مهارت با بيان روش هاي ساده تري چون راه هاي دسته بندي و منظم كردن وسايل (مانند در دسترس قرار دادن وسايل مورد نياز، دسته بندي وسايل هم شكل در يك گروه (اسباب بازي، كتاب و...) و...) انجام مي گيرد.
    بايد توجه داشت با بهره گيري از همين روش هاي نامبرده و ايجاد محيطي امن براي يادگيري است كه كودك فرا مي گيرد چگونه در بزرگسالي، وظايف و مسئوليت هايش را جمع بندي و سازماندهي كرده و مهارت هايي از قبيل حل مساله و استقلال طلبي را بياموزد.
    
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4667 به تاريخ 14/9/89، صفحه 18 (قاب كوچك)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط مهدی |

رابطه اي مستقيم و دوسويه بين سلامت رواني و رعايت اخلاقيات وجود دارد. اصولاً اخلاقي بودن انسان جزو ويژگي هاي عمده اوست.
    فيلسوف آلماني امانوئل كانت مي گويد دو چيز هميشه مرا به شگفتي وا مي دارد: آسمان پر ستاره بالاي سرما، و وجود اخلاق در ذهن ما.
    بي شك هر دو اين موضوعات جزو پيچيده ترين رازهاي آفرينش است. در عين حال برخي نكات از نظر زيستي در باب اخلاق براي انسان مكشوف شده است.
    از جمله اينكه هرچه موجود زنده اي متكامل تر باشد رفتار او هم اخلاقي تر است، به اين معني كه حقوقي را براي ديگران، گرچه با او خويشاوند هم نباشند قائل مي شود.
    به ظاهر، رعايت اخلاق شانس بقاي فردي را كه اخلاقي رفتار مي كند مي كاهد، به اين معني كه او حاضر مي شود از امتيازي كه دلخواه او و به نفع اوست بگذرد تا ديگري از آن استفاده كند. اما در نهايت رعايت اصول اخلاقي به نفع جوامعي است كه چنين ديدگاه و رفتاري را دارند.
    در مغز انسان، در ناحيه پيشاني ياخته هاي عصبي ويژه اي وجود دارند كه «پي ياخته هاي آينه اي» ناميده شده اند.
    علت اين نامگذاري آن است كه اين ياخته ها با ارتباط هايي كه با مناطق بينايي و شنوايي مغز انسان دارند مي توانند احساسات و عواطف ديگران را دريابند و همان احساس و عاطفه را به انسان انتقال دهند.
    يعني همچون آينه اي هستند كه عواطف را باز مي تابند و در نتيجه انسان به همدلي و هم حسي با انسان هاي ديگر قادر مي شود و حتي تا حدودي هيجانات و عواطف جانوران را هم مي تواند دريابد.
    اين امر شايد زيربناي تشريحي- فيزيولوژيك احساس اخلاقي در انسان ها باشد.
    از سوي ديگر مي دانيم نوزاد انسان كه به دنيا مي آيد در آغاز از نظر رواني فقط داراي «نهاد» است يعني بخشي از شخصيت كه تنها در كار رفع تنش هاي فيزيولوژيك مانند تشنگي و گرسنگي است و توجهي به واقعيات محيط ندارد.
    از حدود يك سال و نيمگي بخش ديگري از شخصيت شكل مي گيرد كه به آن «من» گفته مي شود يعني بخشي كه از اصل واقعيت پيروي مي كند و نياز ها و خواسته هاي انسان را با واقعيت هاي محيطي و توان فرد مي سنجد و تصميم مي گيرد. در اين مورد مثالي مي زنم.
    كودك يكسال و نيمه اي را مجسم كنيد كه در روان او فعلاً فقط «نهاد» وجود دارد. شيريني اشتها برانگيزي را در دست كودكي يكساله مي بيند.
    نهاد به اين كودك يكسال و نيمه نهيب مي زند كه «شيريني را بگير و بخور!» اين كودك چنين مي كند و شيريني را بر خلاف ميل كودك كم سن تر از او مي گيرد و به دهان مي برد. چندي بعد اين كودك شيريني اشتهاانگيز ديگري را در دست كودك چهارساله مي بيند.
    
    نهاد نهيب مي زند كه «شيريني را بردار و بخور!» اما اين بار چون زور كودك چهارساله از او بيشتر است نه تنها شيريني را از او نمي تواند بگيرد، بلكه تنبيه نيز مي شود.
    كودك يكسال و نيمه به اين نتيجه مي رسد هر وقت شيريني در دست فردي كوچكتر از او بود مي تواند آن را به زور بگيرد اما اگر در دست فرد بزرگتر از او بود اين كار مقرون به صرفه نيست. اين تجربه نخستين جوانه تشكيل بخش منطقي روان يعني «من» است.
    بدين سان كودك به تدريج به واقعيت و عليت دست پيدا مي کند.
    ما همين كودك را زماني كه 9سال دارد مي بينيم. او شيريني خوشمزه اي را در دست كودكي دوساله مي بيند.
    نهاد به او نهيب مي زند «بگير و بخور!». «من» يعني بخش منطقي روان هم به او مي گويد: «زور اين كودك از تو خيلي كمتر است، بزرگتري هم در اين گوشه و كنار نيست كه مانع شود بنابراين مي تواني شيريني را بگيري و بخوري» اما با شگفتي مي بينيم اين كودك 9 ساله چنين نمي كند زيرا از حدود 3سالگي به بعد بخش اخلاقي روان در وجود او شكل گرفته است كه مي گويد: «اگر تو شيريني را مي خواهي و از نظر منطقي هم مي تواني بگيري، اما اين كار را نكن زيرا اخلاقاً شيريني مال تو نيست و تو حق نداري چيزي را به زور بگيري».
    در اينجا مي بينيم سومين بخش روان يعني «فرامن» كه نهادينه شدن بايدها و نبايدهاي اجتماعي به وسيله تاييد و تشويق، يا تكذيب و تنبيه است، در شخصيت او شكل گرفته است.
    مي بينيم تكامل روان و شخصيت انسان كه سرانجام منجر به شكل گيري «فرامن» مي شود با پيدايش اخلاقيات در كودك همراه و همگام است.
    از مهم ترين معيارهاي سلامت روان نيز آن است كه فرد با مردم اطراف خود رابطه اي صميمانه داشته باشد و توانمندي هاي خود را نيز در جهت هدف هاي انساني و الهي به كار ببرد كه اين ها به معني رعايت اصول اخلاقي در زندگي است.
    با همين دلايل است كه در مي يابيم رابطه مستقيم و دوسويه اي بين سلامت روان و رعايت اخلاقيات وجود دارد.
    
    
    
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4667 به تاريخ 14/9/89، صفحه 15 (ايران زندگي)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: ناديه صالح
مترجم: جواد نعيمي

دوره كودكي، مرحله مهم وتاثيرگذاري در شكل دهي و تثبيت شخصيت انسان به شمار مي رود. همين دوران پراهميت است كه زيرساخت هاي تربيتي كودكان را شكل مي دهد. ذوق و روان و شيوه سلوك و رفتار آنان را مشخص مي سازد و به طور كلي شخصيت آن ها را صيقل بخشيده و متبلور مي كند. دانشمندان علوم تربيتي و روان شناسي، اين محدوده را عمدتا پنج سال اوليه زندگي كودكان مي دانند.
    شايان يادآوري است كه نخستين حلقه از زنجيره ارتباطي كودك با واژگان از راه شنيدن شكل مي گيرد و در واقع خوب شنيدن يكي از مهارت هاي مهم براي ايجاد ارتباط با ديگران تلقي مي شود و همين ارتباط است كه شالوده موفقيت آميز بودن آموزش را استحكام مي بخشد.
    براين اساس ضرورت دارد با كودكان به گونه اي كار شود كه چگونه شنيدن و گوش دادن دقيق را به خوبي فراگيرند.
    در فاصله دو تا پنج سالگي واژگان كودك با شتاب شكل مي گيرد. بديهي است كه نبايد به اين امر اكتفا ورزيد، بلكه بايد به راه هاي آموزش مفيدتر و اهميت آن براي كودكان بيشتر انديشيد.
    در اين دوره، كودكان علاوه بر يادگيري واژه ها، مي توانند به ارتباط متقابل، سخن گفتن و بازگويي آن چه شنيده اند، بپردازند. البته تاثير چنين رويكردي بعدها آشكار مي شود.
    در اين هنگام بايد به كمك كودك شتافت تا بتواند انديشه ها و آراي خود را بيان كند، بخواند، به بازي كردن بپردازد، خوب بشنود و ببيند، كشف كند، به گزينش بپردازد و بنويسد.
    چنين تنوعي سبب مي شود كودك قادر به گزينش برترين و رساترين واژه ها بشود.
    انگيزش رويكرد تفكرآميز، به مدد واژه ها و مطالبي كه كودك مي آموزد، در اين مرحله، گوشه هايي از شخصيت وي را بنا مي نهد و استوار مي سازد.
    چنين است كه نقش و اهميت موضوعاتي هم چون «قصه»، آشكار مي شود.
    در واقع، قصه ها عاملي براي تكوين و تبلور شخصيت كودكان و وسعت بخشيدن به بينش فرهنگي آنان به شمار مي رود. قصه ها پنجره هايي را به دنياهاي دور و نزديك براي كودكان مي گشايند و از اين راه تجربه هاي آنان را فزوني مي بخشند.
    واژه هاي گوناگون به كودكان مدد مي رسانند كه درون خويش را هويدا سازند. به بياني ديگر، واژگان وسيله اي براي انتشار انديشه ها در ميان بشر به شمار مي روند. براين اساس هر چه دايره واژگاني بچه ها گسترش يابد، توانايي انديشيدن، درك و دريافت و انتقال يافته ها و تجربه هاي خود را بيشتر پيدا مي كنند.
    بنابراين كمك به رشد واژگان و گسترش انديشه كودكان، يكي از گام هاي اساسي و ضروري مربيان و پدران و مادران محسوب مي شود. هم چنان كه فقر واژگان مي تواند سدي در راه پيشرفت آنان تلقي شود.
    اين است كه قصه را ثروت ادبي يگانه اي مي دانند كه از جايگاهي والابرخوردار است. اين حقيقتي است كه اختلافي درباره آن وجود ندارد. يعني همه نويسندگان و اديبان اذعان دارند كه فنون فصاحت و بلاغت و رشد دانش و فرهنگ كودكان وابسته به گنجينه واژگاني آنان است.
    بچه ها براساس فطرت خويش به قصه علاقه دارند و همين، نخستين مرحله شكل گيري و به بار نشستن اهداف تربيتي در وجود آنان است. در حقيقت دانش و معرفت، زمينه كارآيي بسياري از اهداف تربيتي و آموزشي را در وجود كودكان پديد آورده و رشد مي دهد.
    كودكان از همان آغاز به فهم قصه ها مي پردازند يعني به آن ها گوش مي دهند، حوادث قصه ها را درمي يابند، با شخصيت همذات پنداري و تعامل پيدا مي كنند ]و به نتيجه و پيام قصه ها مي رسند[ و بدين ترتيب، قصه ها شادماني حاصل از سرگرمي و آگاهي يابي را در وجود بچه ها شكل مي دهند و رويكرد آنان به قصه ها را افزايش مي بخشند.
    به همين گونه، احساس و ادراك كودكان نسبت به مفاهيم و معاني و پيام قصه ها گسترش مي يابد. بدين سبب مي توان از اين روزن، مسايل ادبي و تربيتي را به ذهن و روان كودكان وارد كرد.
    شكل و كيفيت قصه ها از عوامل تشكيل دهنده كنش ها و واكنش ها و عاطفه هاي بچه هايند. قصه ها، دامنه تخيل كودكان را گسترش داده، انديشه هاي آنان را پرورش مي دهد، فرهنگ واژگاني شان را غني مي سازد و دانش آنان را بارور مي سازند و به آنان تعادل رواني مي بخشند.
    پس نبايد از اين نكته مهم غافل بمانيم كه قصه ها نقش ارزشمندي در تشخيص و درمان بيماري هاي رواني و سلامتي كودكان ايفا مي كنند.
    خواندن يا شنيدن قصه هاي خوب و پرمحتوا، صفات والارا در وجود كودكان نهادينه مي سازد. به اين ترتيب بسياري از انديشه ها، دانش ها، ارزش ها و عملكردها از لابه لاي قصه ها به ذهن و جان كودكان نفوذ پيدا كرده و در دل و روان آنان ماندگار مي شوند.
    پاره اي از اهداف تربيتي قصه ها را مي توان اين گونه برشمرد:
    - خواندن قصه، ميان كودك و ادب، انس و الفت برقرار مي سازد.
    - قصه ها مايه آرامش، انبساط، نشاط و دانش افزايي بچه ها مي شوند.
    - قصه ها با آموزش غيرمستقيم، كاركرد و تاثيرگذاري ويژه اي در ميان بچه ها مي يابند.
    - برآورده سازي روياها، رغبت ها و ظهور انفعالات كودكان از طريق قصه ها به خوبي امكان پذير مي شوند.
    - قصه ها به بچه ها كمك مي كنند كه اساس و منطق گفت وگو و تعامل و احترام به آراي ديگران را بياموزند و بپذيرند.
    - افزايش مهارت هاي شنيدن و گفتن، از ديگر كاركردهاي قصه ها به شمار مي روند.
    - رشد عقلاني، درك مفاهيم و مسايل اجتماعي در كودكان را نيز قصه ها مي توانند عهده دار شوند.
    - گسترش دامنه احساسات، آزادسازي گرفت و گيرهاي رواني و رشد و شكوفايي كودكان را مي توان از ديگر عوامل مهم و موثر و نقش آفرين قصه ها دانست.
    - ايجاد علاقه به ميراث فرهنگي، واژگان زباني و رويكرد دايمي بچه ها به «كتاب خواني» نيز از ديگر آثار پرداختن به قصه تلقي مي شود.
    در اين جا خوب است اشاراتي به شيوه هاي علاقه مندسازي كودكان به مطالعه هم داشته باشيم:
    - بهره گيري از كتاب هايي كه داراي تصاوير زيبا و شوق انگيز ]متناسب با سن و سال كودك[ هستند، سبب انس و آشنايي بچه ها با كتاب شده و لذت بردن از مطالعه را در پي دارد.
    - كودكان به شنيدن قصه ها و ديدن تصاوير آن ها عشق مي ورزند و به همين سبب خواندن قصه براي بچه ها پيش از خواب اهميت مي يابد.
    - همراهي كودكان در بازديد از نمايشگاه ها و فروشگاه هاي كتاب و فراهم ساختن امكان گزينش كتاب به وسيله خود آنان ]البته با راهنمايي بزرگ ترها[ نيز بسيار مهم و ضروري است.
    - ايجاد يك كتابخانه كوچك ويژه كودكان در خانه، به گونه اي كه دسترسي بچه ها به كتاب را تسهيل كند، به نهادينه شدن فرهنگ كتاب و كتاب خواني و پرورش فكري كودكان، بسيار مدد مي رساند.
    - ضرورت ايجاد فرصت براي ورق زدن كتاب و كمك به پيدايش روحيه استقلال در گزينش و خواندن كتاب هاي خوب هم قابل ذكر است. اين كار، رابطه ميان آنان و كتاب ها را افزايش و ارتقا مي بخشد.
    - هديه دادن كتاب در مناسب هاي گوناگوني مثل اعياد و مجالس خانوادگي به كودكان، از ديگر راه هاي تشويق و ترغيب آنان به مطالعه به شمار مي رود.
    - سنت نيكوي كتاب خواني در ميان افراد خانواده، به صورت فردي يا جمعي- مثلاخواندن يك كتاب در هر هفته- مي تواند به ايجاد علاقه و عادت به مطالعه منجر شود.
    - امانت گرفتن كتاب از كتابخانه ها هم مي تواند علاوه بر فرهنگ سازي براي مطالعه، كودك را با مسايل مهم ديگري هم چون نگهداري درست كتاب، امانتداري، عدم نقل مطالب بدون ذكر منبع و ماخذ، ديدار افراد اهل مطالعه در كتابخانه، وقت شناسي با تحويل به موقع كتاب و نيز بهره گيري از ساير خدمات و كاركردهاي كتابخانه ها آشنا سازد.
    - كمك و ترغيب كودكان به استمرار امر كتاب خواني، هم چنين نهادينه سازي و گسترش فرهنگ كتاب و كتاب خواني هم نقش مهمي در اعتلاي فكري و فرهنگي جامعه ايفا مي كند.
    - گفت وگو با دوستان و آشنايان در حضور كودكان درباره كتاب هاي تازه منتشر شده يا كتاب هايي كه به تازگي آن ها را خوانده ايم و نيز تبادل كتاب با يكديگر، از جمله كتاب هاي كودكان، مي تواند زمينه خوبي را براي رويكرد كودكان و نوجوانان به كتاب خواني فراهم آورد.
    - پرهيز از بهره گيري از كتاب به عنوان وسيله اي براي پر كردن اوقات فراغت و يا مجبور كردن كودكان به مطالعه كار درستي نيست، بلكه بايد زمينه هاي روي آوري كودكان بر اساس ميل و رغبت به كتاب و مطالعه مورد توجه قرار گيرد.
    بنابراين هرگاه بخواهيم كودكان را با مباني تربيتي پرورش داده و آداب و عادات و دانستني ها و رفتار درست و خوب را به آنان بياموزيم، بايد به درك و دريافت درستي از ادبيات كودكان برسيم و راه هاي وصول معاني و مفاهيم به سوي دل و روان آنان را بيابيم و ويژگي هاي همه جانبه تربيت را بازشناسيم.
    درك اين حقيقت به ويژه از سوي مربيان و معلمان و پدران و مادران، آنان را در درياي دوستي با كتاب شناور مي سازد و نقش پشتيباني كننده كتاب از آداب و تربيت هاي ديني و اجتماعي را در منظر آنان جاودانه مي سازد. نبايد از ياد ببريم كه قصه ها در اين راستا نقشي اساسي، بديع، سازنده و ماندگار دارند.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 19806 به تاريخ 13/9/89، صفحه 10 (مدرسه)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط مهدی |
كودك مبتلابه اوتيسم معمولاتا 3 سالگي و بعد از آن توانايي حرف زدن ندارد و هنگام صحبت با ديگران ارتباط چشمي برقرار نمي كند


اوتيسم نوعي اختلال رشدي است كه تا امروز علت آن مشخص نشده است. اين بيماري تا يك سالگي تشخيص داده نمي شود، اما در 2 يا 3 سالگي كم كم خود را نشان مي دهد.
    دكتر پروانه كريم زاده، فوق تخصص مغز و اعصاب كودكان در اين باره به «جام جم» مي گويد: «اوتيسم بيماري اي است كه با اختلال رفتاري، عدم تكامل عصبي، ناتواني در گفتار و عدم برقراري ارتباط اجتماعي در كودكان همراه است.»
    وي با تاكيد بر اين كه علت اصلي بروز اين بيماري هنوز ناشناخته است، مي افزايد: «با اين وجود مشخص است كه اين بيماري گاهي مي تواند در قالب يك بيماري ديگر ظاهر شود، به اين معني كه يك بيماري با علتي شناخته شده و با علائمي متفاوت از جمله اوتيسم مي تواند وجود داشته باشد. در برخي موارد نيز اوتيسم به شكل اوليه و بدون همراهي با بيماري هاي ديگر خود را نشان مي دهد.»
    اين متخصص مغز و اعصاب كودكان درباره بيماري هاي مرتبط توضيح مي دهد: «در اين زمينه مي توان به برخي بيماري هاي شايع از جمله بيماري هاي ژنتيكي مانند سندرم رت، سندرم ايكس شكننده يا بعضي بيماري هاي متابوليكي مانند فنيلكتونوري اشاره كرد. البته همان طور كه گفته شد، گاهي هم اوتيسم تنها و بدون همراهي با بيماري خاصي به وجود مي آيد.»
    
    علائم
    دكتر كريم زاده، دانشيار دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با اشاره به علائم اوتيسم مي گويد: «كودك در سال اول يا دوم زندگي ممكن است توانايي هاي گفتاري را به دست آورد، ولي بعد از 2 يا 3 سالگي اين توانايي را از دست مي دهد يا اين كه اصلادر اين مدت توانايي گفتاري را كسب نمي كند و قادر به سخن گفتن نيست. اين كودكان از لحاظ رفتاري با ساير بچه ها كاملامتفاوت هستند. كودكي كه اين مشكل را دارد با بچه هاي ديگر ارتباط اجتماعي برقرار نكرده و بازي نمي كند. همچنين هنگامي كه با كودك صحبت مي كنيد با شما ارتباط چشمي برقرار نخواهد كرد.»
    وي مي افزايد: «در اين گروه كودكان حركات غيرطبيعي، مانند تكان دادن دست ها را مي توانيم ببينيم. آنها خيلي سر و صدا كرده و جيغ مي كشند. حرف نمي زنند و گاهي اوقات كلماتي تكراري از صحبت ديگران را پشت سر هم بارها و بارها تكرار مي كنند. آنها با اسباب بازي سرگرم نشده يا به شيوه مناسبي با آن بازي نمي كنند. به عنوان مثال اگر ماشيني براي بازي در اختيار او بگذاريم، ممكن است ساعت ها فقط چرخ آن را بچرخاند يا ماشين را خراب كرده و بشكند. اين بچه ها بيشتر دوست دارند با وسايل منزل بخصوص لوازمي كه سر و صدا دارند، مانند قابلمه ها بازي كنند. آنها از سر و صدا به خصوص آهنگ نيز خيلي خوششان مي آيد.»
    دكتر كريم زاده در مورد ديگر علائم بيماري توضيح مي دهد: «اين بچه ها مرتب حركاتي غير طبيعي را به صورت تكراري انجام مي دهند. يا اين كه مشغول انجام فعاليتي خاص به طور دائم و پشت سر هم مي شوند. به عنوان مثال ممكن است 20 يا 30 بار پشت سر هم تلويزيون يا چراغ را خاموش و روشن يا در را باز و بسته كنند. آنها همچنين از كارها و حركات چرخشي خوششان مي آيد؛ به اين معني كه يا خودشان چيزي را مي چرخانند يا دور خود مي چرخند يا به وسيله اي كه در حال چرخش است ـ مانند ماشين لباسشويي يا پنكه ـ خيره مي شوند. به علاوه، اين كودكان از حمام و غوطه ور شدن در آب لذت برده و با اين كار آرام مي شوند.»
    با توجه به اين كه اين بچه ها ممكن است تشنج هم داشته باشند، دكتر كريم زاده يادآور مي شود: «تشنج اين بچه ها بايد حتما درمان شود. در مواردي نيز ممكن است تشنج نداشته باشند اما وقتي پزشك نوار مغز مي گيرد، نوار آنها غيرطبيعي بوده و در اين شرايط نيز درمان بايد حتما انجام شود. اين درمان ها مي تواند به بهبود رفتار آنها هم كمك كند.»
    
    درمان
    اين متخصص در مورد كنترل بيماري مي گويد: «در اين بيماري حتما بايد از داروهايي براي بهبود اختلال رفتاري، توجه و تمركز استفاده شود تا بعد از آن بتوانيم اقدامات توانبخشي مانند رفتاردرماني و كاردرماني ذهني را براي آنها انجام دهيم. پس از اين كه ارتباط كودك با داروها و رفتار درماني بهبود يافت مي توانيم گفتاردرماني را هم شروع كنيم.»
    دكتر كريم زاده با ذكر اين نكته كه پاسخ به اين درمان ها به درصد بهره هوشي بچه ها مربوط است، يادآور مي شود: «درصد كمي از اين بچه ها با وجود اين كه ارتباط اجتماعي برقرار نمي كنند، هوش طبيعي يا حتي بالاتر از طبيعي دارند. اما درصد زيادي از آنها هوششان پايين تر از حد طبيعي است كه در اين موارد به درمان ها به سختي پاسخ مي دهند.»
    وي توضيح مي دهد: «بعيد است كودك حالتي صد درصد طبيعي پيدا كند، اما اگر بچه بهره هوشي خوبي داشته و بتوانيم با داروها اختلالات رفتاري او را كنترل كنيم، يا در صورت وجود نوارمغزهاي غيرطبيعي بتوانيم با دارو آن را كنترل و تشنجش را درمان كنيم مي توانيم اميدوار باشيم كه درمان تا حد زيادي مفيد بوده است.»
    دكتر كريم زاده با توجه به اين كه اين بچه ها اغلب به سختي مي توانند در مدارس عادي ادامه تحصيل دهند، مي افزايد: «امروزه در شهر تهران و چند شهر بزرگ ديگر مدارس اوتيسم وجود دارد كه اين كودكان مي توانند در آن مدارس آموزش ببينند. اگرچه در مدارس اوتيسم هم آموزش معمول درسي وجود دارد، اما دركنار آن آموزش هاي رفتاري، گفتار درماني و... هم براي آنها انجام مي شود.»
    
    توصيه به والدين
    دكتر كريم زاده به پدران و مادران توصيه مي كند: «در صورت بروز چنين شرايطي به پزشك متخصص مراجعه كنيد تا هرچه زودتر بررسي هاي ژنتيكي و متابوليكي انجام شود. اگر اوتيسم در ارتباط با بيماري ديگري باشد، هر چه زودتر بايد بيماري اصلي مشخص شده و با تشخيص علت اصلي بتوانيم درمان هايي را مرتبط با آن انجام دهيم. همچنين اگر بعد از تشخيص اوليه، علتي براي بيماري پيدا نشد بايد هرچه زودتر اقدامات توانبخشي و درمان هاي لازم را شروع كرد.»
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3009 به تاريخ 13/9/89، صفحه 16 (سلامت)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 4:52 بعد از ظهر  توسط مهدی |

بسياري از والدين به شدت نگران نحوه برخورد با رفتار بد كودكان هستند و نسبت به درستي رفتار خود ترديد دارند.
    برخي از آنها فاقد اعتماد به نفس لازم هستند و به دنبال راه ساده اي براي حل تمام مشكلات مي گردند.
    اگر شما هم براي تربيت كودك خود دچار مشكل شده ايد موارد زير مي تواند تا حد زيادي به شما كمك كند.
    1-شما به علت نظرات متناقض اطرافيان گيج شده ايد.
    2-فكر مي كنيد تمام روش ها را امتحان كرده ايد بدون اينكه به نتيجه اي برسيد و بنابراين دچار ترديد شده ايد.
    3-احساس نااميدي مي كنيد، زيرا با اتخاذ روشي غيرموثر به نتيجه دلخواه نرسيده ايد.
    4-اعتقاد داريد توسل به شيوه هاي مختلف نتيجه اي نداشته و بنابراين سردرگم شده ايد.
    در اين گونه موارد شما در انتظار يك فرشته نجات هستيد. تا به كمكتان بشتابد! متاسفانه اين كار شدني نيست ولي شما مي توانيد با استفاده از شيوه هاي زير به بهبود رفتار كودكان خود كمك كنيد:
    منظور شما از «نظم» چيست؟ آيا هدف شما آموختن و يا مجازات كودك است؟ براي شما كداميك در اولويت قرار دارد؟ شما بايد از همان ابتدا موضع خود را روشن كنيد، زيرا اين كار بر شيوه برخورد و نيز نتيجه حاصله تاثير دارد.
    از خودتان بپرسيد آيا دوست داريد اطرافيان بر روي اشتباهات شما انگشت بگذارند. البته كه نه. پس چرا فكر مي كنيد كودكتان از توبيخ شدن خوشش مي آيد؟!
    براي پي بردن به كارهاي خوب كودك نياز به زمان بيشتري داريد ولي اين كار ارزشش را دارد. همواره يادتان باشد تربيت كودكان اهميت زيادي دارد بنابراين وقتي فرزندتان كار خوبي انجام مي دهد ازاو تمجيد كنيد و به وي جايزه دهيد.
    به ندرت از زبان تهديد استفاده كنيد. گاهي آنچنان از رفتار كودكان به خشم مي آئيد كه بدون هيچ قصدي حرفهايي مي زنيد. در هر صورت از تهديدات طوفاني پرهيز كنيد؛ زيرا به تدريج كارآيي خود را ازدست مي دهد و تنها موجب مي شود كنترل اوضاع از دست شما خارج شود.
    مردم معمولاً بر روي نقاط منفي تاكيد مي كنند ولي آيا فكر نمي كنيد تشويق موثرتر باشد؟ به جاي تنبيه از تشويق استفاده كنيد.
    برخي از والدين به تنبيه بدني روي مي آورند ولي يادتان باشد اين كار، آخرين راه حل است؛ زيرا مجبور مي شويد دفعات بعد از تنبيه شديدتري استفاده كنيد. اين كار نتايج منفي به دنبال خواهد داشت و كودك شما غيرمسئول، خجالتي، افسرده و پرخاشگر بار مي آيد و مي آموزد در صورت نرسيدن به هدف خود از مشت هايش استفاده كند!
    به كودك خود فرصت انديشيدن در مورد رفتارش را بدهيد. حواستان باشد وسايل سرگرمي را از او دور نگه داريد. او را تنها بگذاريد ولي از امن بودن محل مطمئن شويد. كودك را در يك اتاق تاريك زنداني نكنيد؛ زيرا ترس از تاريكي در وجود او ريشه مي گيرد.
    از كودك خود انتظار نداشته باشيد از همان ابتدا قوانين را به خاطر بسپارد. شما بايد بارها قوانين را به او گوشزد كنيد به خصوص اگر بسيار كم سن و سال باشد. فراموش نكنيد خردسالان با تكرار بهتر ياد مي گيرند.
    هرچقدر هم كه سخت تلاش كنيد گاهي كنترل خود را از دست مي دهيد. اين حقيقت را بپذيريد. مسئله مهم اين است كه وقتي آرام تر شديد اشتباهات كودكتان را به او گوشزد كنيد و درصورت لزوم از وي عذرخواهي نمائيد. كودكتان را از ميزان علاقه خود مطمئن كنيد. او بايد بداند علي رغم عصبانيت، همچنان او را دوست داريد. مطمئن باشيد رعايت اين موارد موثر خواهد بود و شما نبايد آنها را از ياد ببريد. فراموش نكنيد براي موفقيت، نياز به خلاقيت، ثبات و شكيبايي داريد.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 19805 به تاريخ 11/9/89، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389 ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط مهدی |
امروز ايدز يك بيماري به حساب مي آيد ، نه يك جرم و با بيماران مانند يك بيمار رفتار مي شود

نويسنده: علي اخوان بهبهاني

سال 1360 (1981 ميلادي) پزشكان بيماري جديدي را كشف كردند كه به خاطر مجموعه علائم ناشناخته آن را «نشانه هاي نقص ايمني اكتسابي» يا به طور مخفف ايدز نامگذاري كردند، كسي فكر نمي كرد روزي اين بيماري كابوس بشريت و ويروس ايدز تبديل به مشهورترين ويروس تاريخ بشر شده و تبديل به چهارمين عامل مرگ در جهان شود.
    در سال هاي دهه 60 كه اولين موارد بيماري ايدز گزارش شد، برخوردها درخصوص اين بيماري بسيار منفي بود. در آن زمان شخص مبتلابه ايدز به چشم يك مجرم كه مجازات مرگ در انتظار اوست، نگريسته مي شد. اثرات اين تفكر تا حدي باقي است به طوري كه پس از گذشت حدود 25 سال هنوز هم مبتلايان جرات نمي كنند بيماري خود را عنوان كنند. واكنش ها در آن زمان به قدري شديد بود كه حتي وزير بهداشت آن زمان، وقتي در جلسه هيات دولت موضوع را مطرح كرد با واكنش منفي مواجه شد.
    در آن زمان به دليل آن كه در جامعه كلمه اي درباره اين بيماري، روش هاي ابتلاو مقابله با آن گفته نشده بود، مسافراني كه به خارج از كشور سفر و زندانياني كه دوره محكوميت خود را سپري مي كردند، در روابط پرخطر خود و استفاده از سرنگ هاي دست ساز و مشترك افراط مي كردند و به ويروس ايدز مبتلامي شدند.
    اما امروزه نگاه ها عوض شده است. امروز ايدز يك «بيماري» است، «جرم» نيست و با بيماران مانند يك «بيمار» و نه يك «مجرم» رفتار مي شود.
    
    ايدز در ايران
    اولين مورد ابتلابه ايدز در ايران در سال 1366 در يك كودك مبتلابه هموفيلي كه از طريق خون آلوده به ايدز مبتلاشده بود مشاهده شد. تا سال 1368، 86 مورد مبتلابه عفونت اچ آي وي و ايدز در كشور شناخته شده بود. در سال 1375 اين رقم به 594 نفر رسيد. در سال 1378 اين ميزان به 2176 نفر رسيد. در سال 1381، به طور رسمي 5332 نفر مبتلااعلام شد در سال 83، اين رقم به 7 هزار و 108 مورد رسيد. اول فروردين سال 1385 تعداد 13040 نفر بيمار مبتلابه ايدز ثبت شدند. يك سال و نيم بعد يعني در مهر 86 نيز آمار 16 هزار و 90 نفر براي اين بيماري اعلام شد. اين آمار در مهرماه سال 1387 به 18 هزار و 320 نفر رسيد و در مهر 88 در مجموع 20 هزار و 130 نفر مبتلابه ايدز و افرادي كه ويروس اين بيماري وارد بدنشان شده است، در كشور شناسايي شده اند.
    براساس آمار مهر ماه سال جاري مجموعا 21 هزار و 890 فرد مبتلابه عفونت اچ آي وي و ايدز در كشور شناسايي شده اند كه 2 / 92 درصد آنها را مردان و 8 / 7 درصد را زنان تشكيل مي دهند. تاكنون 2 هزار و 603 مبتلابه ايدز شناسايي شده و 3 هزار و 927 نفر از مبتلايان فوت كرده اند.
    براساس اين گزارش، 7 / 46 درصد از مبتلايان به عفونت اچ آي وي در زمان ابتلا، در گروه سني 34ـ25 سال قرار داشته اند كه بالاترين نسبت در بين گروه هاي سني را به خود اختصاص مي دهند.
    علل ابتلابه عفونت اچ آي وي در بين كل مواردي كه از سال 1365 تاكنون در كشور به ثبت رسيده اند به ترتيب، تزريق با وسايل مشترك در مصرف كنندگان مواد (9 / 69 درصد)، رابطه جنسي (3 / 9 درصد)، دريافت خون و فرآورده هاي خوني (1 / 1 درصد) و انتقال از مادر به كودك (7 / 0 درصد) بوده است. راه انتقال در 19 درصد از اين گروه نامشخص مانده است.
    براساس اعلام وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در مقايسه اين آمار با مواردي كه ابتلاآنان در سال 1388 گزارش شده است، اعتياد تزريقي 1 / 71 درصد، برقراري روابط جنسي 18 درصد و انتقال از مادر مبتلابه كودك 7 / 1 درصد را تشكيل داده است. در 2 / 9 درصد از موارد شناسايي شده در اين سال، راه انتقال نامشخص بوده و هيچ مورد جديد ابتلااز راه خون و فرآورده هاي خوني گزارش نشده است.
    
    ايدز و اعتياد
    هنوز اكثريت افراد مبتلابه ايدز معتادان تزريقي هستند به همين علت برنامه هاي گسترده اي براي كاهش آسيب در اين گروه توسط وزارت بهداشت و دستگاه هاي ديگر در حال اجراست و در همين 2 سال اخير پوشش برنامه درمان نگهدارنده با متادون 5 برابر شده است و اين امر ميزان آسيب پذيري ناشي از اعتياد تزريقي را در كشور كاهش داده است.
    در حال حاضر فقط در مراكز تحت پوشش وزارت بهداشت 30 هزار معتاد تزريقي تحت درمان نگهدارنده با متادون هستند، حدود 10 هزار نفر در زندان ها تحت پوشش اين برنامه ها هستند و در جاهاي ديگر از جمله بهزيستي نيز تعداد زيادي از معتادان تزريقي تحت پوشش درمان هاي نگهدارنده و برنامه كاهش آسيب هستند.
    بايد گفت انتقال ايدز از طريق سرنگ مشترك و اعتياد تزريقي در كشور تا حدي كنترل شده است، اما نگراني از امكان شيوع اين بيماري از ساير روش ها بخصوص رفتارها و ناهنجاري هاي جنسي وجود دارد.
    
    ناموفق در آموزش
    دكتر شهرياري رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي با بيان اين كه متاسفانه در ارائه آموزش هاي لازم براي پيشگيري از ايدز مشكل داريم، مي گويد: آموزش هاي مورد نياز براي پيشگيري از ايدز بايد در مدارس، دانشگاه ها و حتي در كتب درسي به جوانان ارائه شود و بايد نگراني هايي كه از اين بيماري وجود دارد به جوانان منتقل شود، همچنين بايد راه هاي پيشگيري از اين بيماري را به جوانان آموزش دهيم، اما متاسفانه به دليل وجود برخي محدوديت هاي اجتماعي و فرهنگي اين كار انجام نمي شود.
    نماينده مردم زاهدان در خانه ملت با تاكيد بر اين كه متاسفانه در اين زمينه خوب عمل نكرديم و موفق نبوديم، مي افزايد: بايد در اين زمينه بيشتر كار شود و محدوديت هايي كه بعضي ها احساس مي كنند وجود دارد برطرف شود تا بتوانيم در زمينه پيشگيري و آموزش قدم هاي مثبتي برداريم.
    شهرياري خاطرنشان مي كند: هم اكنون ارائه سرنگ هاي رايگان به مصرف كنندگان مواد مخدر، سبب كاهش مبتلايان از راه استفاده از سرنگ هاي مشترك شده است، اما متاسفانه آمار مبتلايان به ايدز از طريق ارتباطات جنسي روز به روز در حال افزايش است كه اين موجبات نگراني ما را فراهم كرده است. الگوي ابتلابه ايدز تغيير يافته بنابراين بايد به سمت اين برويم كه آموزش ها را شفاف تر كنيم؛ تا زماني كه آموزش ها شفاف نباشد اين مشكل حل نمي شود.
    
    روزي براي مبارزه
    در بسياري از كشورها سياست سكوت محافل رسمي در مورد بيماري ايدز، مردم را از دستيابي به اطلاعاتي كه مي تواند جان آنان را از مرگ نجات دهد محروم ساخته است.
    براي مبارزه با اين بيماري و آگاهي بخشي درخصوص آن در سال 1988 در نشستي در شهر لندن، سران و وزيران بهداشت 140 كشور جهان گرد هم آمده و به اتفاق آرا، اول دسامبر (يازدهم آذر) را به نام روز جهاني ايدز نامگذاري كردند. نامگذاري اين روز فرصتي را براي دولت ها فراهم كرد تا برنامه هاي خود را براي مبارزه با ايدز اعلام كنند. البته اين برنامه ها تنها مربوط به دولت ها نيست، بلكه تمامي موسسات غيردولتي و سازمان هاي محلي نيز مي توانند در اين حركت مهم شركت كرده و عليه اين بيماري به مبارزه بپردازند. به دنبال آن در سي و هشتمين مجمع عمومي سازمان ملل در 27 اكتبر همان سال، سازمان بهداشت جهاني برگزاري اولين روز جهاني ايدز اعلام كرده، بر اهميت تداوم اين مناسبت تاكيد كرد. از آن زمان تاكنون هر ساله يك موضوع براي محوريت فعاليت ها انتخاب مي گردد
    روز جهاني ايدز از سال 1988 نه تنها به خاطر افزايش بودجه ها بلكه براي افزايش آگاهي، آموزش و مبارزه با تبعيض ها تعيين شد. همچنين اهميت روز جهاني ايدز در اين است كه به عموم مردم ياد آور مي شويم كه ويروس ايدز از بين نرفته است و هنوز كارهاي زيادي است كه بايد انجام شود. از سوي ديگر بايد به جوانان آموزش داد تا با كسب اطلاعات و فراهم آمدن محيط اجتماعي حمايت كننده كه از ميزان آسيب پذيري آنان در مقابل اين ويروس خواهد كاست، از خود محافظت كنند.
    
    خانواده و ايدز
    افراد مبتلابه ايدز بسيار آسيب پذيرند، اين بيماران نيازمند حمايت هاي روحي و رواني خانواده هستند. وقتي بيمار در خانواده پذيرش شود و استرس نداشته باشد اين آرامش خاطر مي تواند در سير ويروس تاثيرگذار باشد و آن را كنترل كند. از سوي ديگر حمايت خانواده از افراد بيمار، نه تنها به عنوان يك فرد بيمار و نيازمند اهميت دارد، بلكه با كاهش احتمال رفتارهاي پرخطر آنها باعث تضمين سلامت جامعه هم خواهد شد. اگر بيمار در خانواده پذيرفته شود، افرادي كه مشكوك به بيماري هستند، براي تشخيص و درمان بهتر و سريع تر مراجعه مي كنند و در نتيجه بيماران بيشتري شناسايي مي شوند و ويروس، بهتر در جامعه كنترل مي شود. اما اگر برخورد خانواده با بيماران، منفي باشد و آنها منزوي شوند، بيماري حالت زيرزميني و مخفي به خود مي گيرد و قسمت عمده بيماري در جامعه پنهان خواهد ماند و طبيعي است كه روز به روز آمار بيماران مبتلابه ايدز بيشتر خواهد شد. در بسياري از كشورها كه در مبارزه با اين بيماري موفق بوده اند، سعي شده تا افراد خانواده را به حمايت از مبتلايان ترغيب كنند و بيماران را در فعاليت هاي روزمره مشاركت دهند. متاسفانه در كشور ما در بسياري از موارد، اين بيماران از سوي خانواده و جامعه مورد بي مهري قرار مي گيرند، تا آنجا كه ممكن است از تماس آنها با اطرافيان و نزديكان مثل همسر و فرزندان جلوگيري شود كه البته شدت تبعيض و طرد افراد با روش ابتلاي آنها نيز ارتباط دارد.
    
    براي آينده
    هرچند هنوز ميزان شيوع ايدز در كشور پايين است و هنوز مشكلات اقتصادي و اجتماعي، خود را نشان نداده است ولي اگر مراقبت نشود در آينده چنين نخواهد بود. ممكن است ما هنوز در مقايسه با برخي كشورهاي اروپايي، آمريكايي و بويژه آفريقايي كه در وضعيتي بحراني به سر مي برند، در موقعيتي به ظاهر كم خطر باشيم، اما به هيچ وجه نبايد رشد ابتلابه بيماري در سال هاي اخير، رشد رفتارهاي پرخطر (بويژه در بين جوانان) و خطر همه گير شدن به علت كمبود دانش در مورد بيماري را ناديده گرفت. خطر همه گيري ايدز در ايران جدي است، زيرا كشور ما در منطقه اي واقع است كه از پرجمعيت ترين و فقيرترين مناطق جهان است و براساس نظر سازمان جهاني بهداشت با دارا بودن پايين ترين معيارهاي اقتصادي و انساني، امكان همه گيري آلودگي و بيماري ايدز در قرن بيست و يكم در آن بسيار زياد است. بايد توجه داشت كه مداخله فوري در گروه هاي پرخطر و بويژه معتادان تزريقي به همراه رعايت سخت و قانونمند روابط جنسي و پايبندي به اصول مقدس زناشويي و ارزش هاي اخلاقي تنها سد مطمئن در مقابل گسترش آلودگي در جامعه است.
    
    خطر در كمين است
    «ايدز» بيمار خود را انتخاب نمي كند. عدم آگاهي افراد بخصوص جوانان از راه هاي انتقال ويروس ايدز شانس ورود اين ويروس به بدن آنها را بالابرده و شيوع آلودگي به آن را در جامعه افزايش مي دهد. هيچ تفاوتي هم ندارد كه اين اشخاص به چه قشري تعلق داشته باشند. ويروس ايدز مرز و كشور نمي شناسد و مي تواند همه را به يك نسبت مبتلاكند.از طرفي چون بيماري تا مدت هاي طولاني علامت ندارد، ممكن است خيلي از مناطق با اين كه تعداد زيادي افراد آلوده دارند، از وجود آنها بي خبر باشند.
    با وجود تمامي پيشرفت هاي علم پزشكي، هنوز درماني قطعي براي اين بيماري مهلك پيدا نشده است و تنها با پيشگيري مي توان با اين بيماري مبارزه كرد. ايدز خطري بالقوه است، اگر از آن غفلت شود مي تواند آينده هر كشوري را با مشكلات جدي مواجه كند و تمام دستاوردهاي بهداشتي درماني آن كشور را در مدتي كوتاه بر باد دهد. براي جلوگيري از اين اتفاق در تمام دنيا براي كنترل اين بيماري دستگاه هاي مختلف با همكاري بين بخشي مشاركت مي كنند. تجربه جهاني مقابله با ايدز نشان داده است كه وزارت بهداشت هيچ كشوري نمي تواند به تنهايي اين وظيفه سنگين را بر عهده گيرد و دخالت نيروهاي مردمي بدون ترديد اجتناب ناپذير است. در ايران نيز مانند ساير كشورهاي جهان نقش سازمان هاي غيردولتي در فعاليت هاي ضد ايدز روز به روز پررنگ تر مي شود.
    آمارهاي جهاني نشان مي دهد امروزه بيش از نيمي از افرادي كه بتازگي در دنيا به عفونت اچ آي وي آلوده شده اند در سنين 15 تا 24 سال قرار دارند. اگر جوانان حقايق مربوط به اچ آي وي و بيماري ايدز را ندانند، قادر به محافظت از خود نخواهند بود. نوجوانان بايد پيش از آن كه درگير مسائلي چون اعتياد، فعاليت جنسي و... شوند به حقايق پي ببرند. اطلاع رساني عمومي به جوانان در مدارس و دانشگاه ها موجب مي شود تا سطح آگاهي آنان افزايش يابد. راهكارهاي پيشگيري از اين بيماري در بطن عملكردها و باورهاي اجتماعي و فرهنگي نهفته است كه بسياري از آنها دروني، شخصي و خصوصي است لذا بايد جوانان به حقايق مربوط به بيماري ايدز و نحوه پيشگيري از آن به طور روشن و صريح آگاهي يابند. فرهنگ پيشگيري از طريق رسانه ها در جامعه گسترش يابد تا از بسياري از آسيب ها جلوگيري شود. در كشورهاي اروپايي، ساخت فيلم هاي مستند آموزشي ايدز بويژه براي جوانان تجربه اي موفق در آگاه سازي عمومي بوده است. جوانان تمايل زيادي به شنيدن نصيحت ندارند. با ساخت فيلم هاي آموزشي مي توان ابعاد اين بيماري را به تصوير كشيد و راه هاي پيشگيري را آموزش داد. در ايران علي رغم گذشت بيش از 3 دهه از شيوع اين بيماري، خيل عظيمي از جوانان درباره مسائل جنسي و عفونت هاي منتقله از طريق تماس جنسي اطلاعات زيادي ندارند و بسياري از آنها نمي دانند ايدز چگونه شيوع مي يابد و هرگز باور ندارند كه خودشان در معرض خطر هستند. جامعه ايران جامعه اي مذهبي است. اين فضاي مذهبي جامعه در كنترل گسترش بيماري ايدز موثر است. نهادهاي مدني كه از دل جامعه برخاسته اند، نيز با آگاهي از وضعيت بومي و فرهنگي كشور، مي توانند در مسير پيشبرد برنامه هاي جهاني كنترل و مبارزه با ايدز فعاليت مي كنند.
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3007 به تاريخ 10/9/89، صفحه 14 (جامعه)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط مهدی |

عوامل مختلفي در افت تحصيلي دخالت دارند كه دانش آموز يكي از آنهاست


افت تحصيلي و تكرار پايه در طول دوره تحصيل در مدرسه يكي از مسائلي است كه در نظام هاي آموزشي مختلف به كرات ديده مي شود.
    در نظام آموزشي كشور ما نيز ارقام و آمار قابل ملاحظه اي در اين باره ارائه مي شود. كلاس اولي ها در دوره هاي ابتدايي و متوسطه بيشترين آمار مردودي را دارند، اما مهمترين مسئله در اين ميان تاثير عناصر مختلف در بروز چنين مشكلي است نه صرفاً مولفه اي با عنوان يادگيرنده، در حالي كه همواره چه از سوي خانواده ها و چه از سوي معلمان و مربيان آموزشي انگشت اتهام به سوي دانش آموزان نشانه مي رود.
    وقتي كودكان در يك كلاس و در يك مدرسه كنار هم قرار مي گيرند هر كدام از آنها در خانواده اي با فرهنگي خاص تربيت و رشد يافته اند كه شايد چندان شباهتي به يكديگر ندارد.
    به طور مثال در مناطق دو زبانه كودك تا زمان ورود به مدرسه به زبان مادري خود تكلم مي كند كه كاملاً متفاوت است از آنچه در مدرسه با آن روبه رو مي شود، اما همين كودك در كلاس درس وقتي در كنار همكلاسي هاي فارسي زبان خود قرار مي گيرد از نظر آموزشي با آنها مقايسه مي شود در حالي كه اين نوع ارزشيابي قابل قبول نيست. اگر كودكان مناطق دوزبانه در دروس خود با مشكل مواجه شوند كه نياز به همراهي و كمك خانواده داشته باشند در محيط خانواده نيز به احتمال زياد با زبان مادري به حل مشكل آنها كمك مي شود كه ممكن است در محيط آموزشي مسئله لاينحل باقي بماند. بنابراين در بررسي وضعيت تحصيلي و آموزشي كودكان نبايد فضايي را كه آنها در آن رشد و نمو يافته اند مورد غفلت قرار داد، چرا كه از تاثيرگذاري آن نمي توان چشم پوشيد.
    از طرفي دانش آموزاني كه با معيارها و شاخص هاي يكسان مقايسه مي شوند خانواده هاي آنها در پايگاه هاي اجتماعي مختلفي طبقه بندي مي شوند كه سطوح اقتصادي و تحصيلي آنها با هم متفاوت است، به اين معني كه اگر دانش آموزي در فرايند آموزش خود نياز به مساعدت و همياري ديگران داشته باشد براي او معلم خصوصي مهيا مي شود، اما همكلاسي او والدين بي سواد و كم سوادي دارد كه نمي تواند روي كمك آنها حساب باز كند.
    محتوا و حجم كتاب هاي درسي نيز ازجمله مولفه هايي است كه در افت تحصيلي بي تاثير نيست، تكيه صرف روي كتاب هاي درسي و محفوظات دانش آموزان اغلب از چشم پنهان مي ماند، اما شيوه ارزشيابي كمي كه با آن محفوظات بچه ها محك مي خورد شيوه مطرودي است كه در آن نوعي ناتواني كودك در حفظ كردن دروس مورد سنجش قرار مي گيرد نه توانايي هاي او.
    توانايي و مهارت معلم نيز بسيار مهم است، اگر او از تخصص و مهارت لازم بي بهره باشد، نمي تواند دانش آموزان با توانمندي هاي مختلف را به شكل علمي و اصولي رهبري كرده و به پيشرفت آموزش و پرورش آنها كمك كند.
    به هرحال بايد به اين نكته آگاه باشيم كه اگر اصطلاح «افت تحصيلي» را در كنار نام دانش آموزي مي نشانيم، خود او چندان در اين اتفاق ناخوشايند مقصر نيست و بايد عناصر تاثيرگذار در پيدايش اين مسئله را موردبررسي و بازبيني قرار دهيم، پيش از آن كه افت تحصيلي روح و روان كودك، خانواده و جامعه را بيازارد و آنها را متحمل هزينه هاي اقتصادي كند.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4663 به تاريخ 9/9/89، صفحه 13 (زنگ اول)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط مهدی |

وقتي صحبت از گير كردن زبان مي شود، اغلب ما حالتي را تصور مي كنيم كه در اثر ترس يا هيجانات روحي شديد، فرد قادر به تكلم نيست اما منظور ما در اين نوشتار حالت نسبتا شايعي است كه در آن زبان به كف دهان چسبندگي دارد و نمي تواند خوب حركت كند.جلوي آينه دهان خود را باز كرده و زبان خود را به طرف بالاببريد، خواهيد ديد كه رشته و پرده اي از زير زبان به كف دهان چسبيده است. به اين رشته فرنولوم مي گويند. وقتي نوزادي به دنيا مي آيد فرنولوم زبان او نسبتا ضخيم است و قسمت زيادي از زبان را به كف دهان متصل مي كند. با رشد كودك، فرنولوم نازك تر شده و پسروي مي كند، يعني چسبندگي زبان به كف دهان به قسمت هاي عقبي زبان محدود مي شود. در بعضي از كودكان ممكن است فرنولوم محكم به زبان چسبيده باشد و مانع حركت كامل زبان شود كه به آن چسبندگي يا گير زبان مي گوييم.
    
    در نوزادان
    نوزادي كه زبانش گير دارد، ممكن است در مكيدن و شيرخوردن با مشكل روبه رو شود و در نتيجه خوب وزن نگيرد، بنابراين والدين به دليل خوب وزن نگرفتن، نوزاد را نزد متخصص اطفال مي برند و معمولاهمكاران متخصص اطفال هستند كه اين نوزادان را براي درمان بيشتر نزد جراح گوش و حلق و بيني يا فوق تخصص جراحي اطفال ارجاع مي دهند. در بچه هاي نوپا و بزرگ تر بعد از اين كه كودك دندان درآورد، شير دادن به كودك مبتلابه گير زبان ممكن است براي مادر دردناك باشد و ممكن است مادر مجبور شود كه شير دادن طبيعي را قطع كند.
    براي تكلم به طور معمول زبان قابليت بسيار زيادي براي جبران محدوديت حركتي ناشي از گير زبان دارد، اما در مبتلاياني كه محدوديت حركتي زبان زياد باشد، ممكن است اداي بعضي از حروف و كلمات براحتي امكان پذير نباشد. در اين كودكان حدود 3 سالگي، اشكالات تكلمي بخصوص اداي حروفي مثل سِ، شِ، زِ، ممكن است جلب توجه كند. اگر بيش از نيمي از سخنان و كلماتي كه يك بچه 3 ساله ادا مي كند توسط افراد غريبه درك نشود، بايد كودك از نظر گير زبان بررسي شود.
    وقتي نوزادي مبتلابه گير زبان است، براحتي نمي توان پيش بيني كرد آيا بعدا دچار مشكلات تكلمي خواهد شد يا خير، اما اگر موارد زير وجود داشته باشد به احتمال زياد هنگام به حرف افتادن مشكلات تكلمي ظاهر خواهد شد:
    نوك زبان يك فرورفتگي داشته باشد يا به عبارت ساده تر نوك زبان دو شاخه باشد.
    نوزاد نتواند زبانش را از دهانش بيرون بياورد.
    نوزاد نتواند زبانش را به سقف دهانش برساند.
    والديني كه مي خواهند بدانند آيا كودك آنها از اين نظر مشكل دارد يا نه مي توانند آزمايش ساده اي را انجام دهند. كافي است يك بستني قيفي به كودك خود بدهند، اگر كودك در ليسيدن بستني با مشكلي مواجه نباشد به احتمال زياد زبان وي گير ندارد.ظاهر صورت بچه هاي بزرگ تر كه مبتلابه گير زبان هستند ممكن است در اثر اين مشكل دچار تغييراتي شود. مثلافاصله داشتن دو دندان پيش پايين از يكديگر ممكن است نشانه اي از گير زبان باشد.
    
    درمان
    با جراحي مي توان گير زبان را برطرف كرد. اين عمل بسيار ساده است و معمولاعارضه اي هم ندارد. بسته به سن كودك اين عمل با نيمه بيهوشي و حتي با بي حسي موضعي نيز قابل انجام است. به رغم اين كه اصلاح جراحي اين اختلال بسيار راحت است، نتايج اين عمل هم بسيار خوب است و تكلم راحت و اعتماد به نفس را به كودك بر مي گرداند.
    
    دكتر محمدحسن عامري / متخصص گوش، حلق و بيني
    
 روزنامه جام جم، شماره 3006 به تاريخ 9/9/89، صفحه 16 (سلامت)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 10:6 قبل از ظهر  توسط مهدی |
با جدا كردن تيزهوشان از جامعه و آموزش در منزل، آنان را منزوي نكنيم

نويسنده: كتايون مصري

«بهمن يك تيزهوش است. وقتي عكس او در 11 سالگي كنار پدر و مادرش روي جلد بسياري از ماهنامه ها و مجلات هفتگي قرار گرفت، خيلي از پدرها و مادرها آرزو كردند كه فرزند آنها هم مانند بهمن باشد. بهمني كه از 4 سالگي در خانه زير نظر پدر و مادرش با كتاب هاي دبستان آشنا شد. بهمني كه تا 15 سالگي ليسانس گرفت و حالادر 19 سالگي وارد دوره دكتراي مهندسي برق شده است.»
    آرزوي بسياري از والدين است كه فرزندي تيزهوش داشته باشند، هرچند كه بسياري از والدين با قبولي فرزندشان در آزمون هوش يك مدرسه يا گرفتن اولين نمره20 او را تيزهوش مي نامند اما تيزهوشي در حد استثنايي بودن و در بزرگسالي به نخبه تبديل شدن، ويژگي است كه شايد تنها يك درصد از مردم يك جامعه به آن دسترسي داشته باشند.
    
    تيزهوش يا نخبه چه كسي است؟
    براي تعريف واژه تيزهوش يا نخبه اتفاق نظر اندكي وجود دارد. تيزهوشي به صورت هوش عمومي بالا، استعداد در حوزه تحصيلي خاص و تعامل بين توانايي و خلاقيت بالاتعريف شده است. كودكان تيزهوش در بسياري موارد شناخته نمي شوند.
    اولين شرط تيزهوشي داشتن بهره هوشي (IQ) بالاي 130 است و در كنار بهره هوشي، قدرت خلاقانه، توانايي در استدلال و توانايي و ابتكار را نيز بايد لحاظ كرد.
    در سنين پيش از مدرسه كارشناسان معمولااستفاده از خزانه لغات وسيع، مهارت كلامي و به كار بردن جملات كامل، علاقه در مشاهده دقيق و كنجكاوانه، علاقه مندي به كتاب، توجه به ساعت ها و تقويم ها در سنين كم، تمركز روي موضوعاتي خاص، مهارت فوق العاده در نقاشي، توجه و كشف رابطه علت و معلولي، رشد توانايي خواندن در سنين كودكي، توانايي رهبري جمع همسن و سال، مهارت هاي حركتي و... را از صفات بارز تيزهوشي مي دانند كه البته شدت اين معيارها با توجه به محل زندگي افراد متفاوت است. فرزانه غريبي، كارشناس ارشد روان شناسي در مقاله اي اين ويژگي را براي كودكان تيزهوش و شناسايي آنان برمي شمارد:
    
    1 ـ نسبت به يادگيري حريص اند و مفاهيم پيچيده و جزييات را بسرعت جذب مي كنند.
    2 ـ اعتماد به نفس بالايي دارند.
    3 ـ داراي روحيه تعاون و همكاري بوده و مسووليت پذيرند.
    4 ـ انضباط فردي دارند و به ارزش هاي اخلاقي و معنوي پايبندند.
    5 ـ قدرت استدلال دارند و دستورهاي آمرانه را بدون بازنگري نمي پذيرند و...
    متاسفانه هرچند تعداد اين كودكان كه تيزهوش خوانده مي شوند زياد نيست، اما عد ه اي كه مي توانند با عنوان تيزهوش خوانده شوند به خاطر وجوه تربيتي و آموزشي نادرست، به صورت تك بعدي پرورش مي يابند.
    «بهمن در 19 سالگي، وقتي همه چشم ها به او بود، مقابل دوربين عكاسي خبرنگار يك مجله، دست و پايش را گم كرد. بهمن كه از نظر تحصيلي نمره اي كمتر از 18 نگرفته بود و ركورد رشد تحصيلي را شكسته حالادر اين سن وقتي قرار است از خودش و خانواده اش بگويد، دهانش خشك مي شود، انگشتانش مي لرزد و مانند كودكي كه به وحشت افتاده، از پاسخ به سوالات طفره مي رود.»
    همه استادان بهمن تاييد مي كنند كه او ضريب هوشي بالاي 130 دارد و نمرات تمام واحدهاي درسي او الف است، اما شيوه تربيتي او، منجر شده كه هوش هيجاني و اجتماعي او رشد نكند و از اين رو بهمن هيچ دوستي غير از پدر و مادرش ندارد، چون توان ارتباط و تعامل با همسن و سالانش را ندارد.
    
    آموزش تيزهوشان از چه سني؟
    معمولاگفته مي شود كه كودكان تيزهوش را مي توان يك سال زودتر از سن شروع آموزش رسمي يعني 6 سالگي آموزش داد. پدر و مادر بهمن آموزش او را از 4 سالگي در منزل آغاز كرده اند. والدين بسياري از كودكان تيزهوش ترجيح مي دهند، فرزندان خود را در منزل آموزش دهند و او را تنها براي آزمون پايان سال به مدرسه بفرستند و چون معمولاكودكان تيزهوش از اين آزمون ها سربلند بيرون مي آيند تصور بر اين است كه اين شيوه آموزش مناسب است، اما دكتر عبدالله شفيع آبادي ـ روانشناس ـ به طور قاطع آموزش صرف كودكان نخبه در منزل را مردود اعلام مي كند و مي گويد: اين شيوه آموزش را به هيچ وجه توصيه نمي كنم و مدرسه يك محيط رسمي براي آموزش است كه هر فرد بنا بر توانمندي از امكانات اين محيط رسمي استفاده مي كند.
    افراد تيزهوش براي آموزش به مكان و نظام ويژه اي نيازمندند. معلمان اين افراد هم بايد به نوعي باهوش و خلاق تر از ساير همكاران خود باشند تا به خاطر سوالات بچه هاي تيزهوش مات و مبهوت نمانند.
    اين روانشناس توصيه مي كند: كودكان تيزهوش بايد در جامعه زندگي كنند. آموزش در بين ساير افراد، شيوه تعامل با ديگران را نيز به او مي آموزد. انتظارات افراد تيزهوش از جامعه بالاست و به همين نسبت جامعه نيز از آنان انتظارات بالايي دارد، اگر در خانه و نزد والدين آموزش ببينند بسياري از مهارت ها را نمي آموزند.
    
    كودكان تيزهوش و تعامل اجتماعي
    نخبگاني مانند بهمن كه در ابتداي جواني مدرك دكتري مي گيرند و غبطه بسياري از خانواده ها را برمي انگيزند، كم نيستند. لعبت كلامي ـ مادر 2 دانشجوي دختر ـ آرزو مي كند كه كاش فرزندان او هم تيزهوش بودند. با ديدن تصوير بهمن روي جلد يك مجله مي گويد: خوش به حال پدر و مادرش، آدم يك بچه داشته باشد مثل اين ... (عكس بهمن را نشان مي دهد) ، اما كمتر كسي به ساير ويژگي هاي بهمن توجه مي كند.وقتي رو به روي بهمن براي مصاحبه نشستيم، او جز مهندسي كه رشته مورد علاقه اش است نتوانست به هيچ سوالي به طور كامل جواب بدهد. بي حوصله و كمي عصبي بود. گاهي مضطرب دست به موهايش مي كشيد؛ خلاصه گفتگوي 5 / 1 ساعته با او نشان داد كه او هرچند بهره هوشي بالاي 130 دارد، ولي هيچ دوستي ندارد، جز با مادر و پدرش با هيچ كس ارتباط ندارد، سينما نمي رود، با تئاتر و تلويزيون و مطبوعات بيگانه است، حتي نمي دانست جام جم، روزنامه است نه مجله! زندگينامه متفكران بزرگي مانند اينشتين يا بوعلي سينا و پروفسور حسابي را غيرقابل مطالعه مي داند چون به آنها نيازي ندارد، درباره همسر آينده اش فرصت نداشته فكر كند، تنها آرزويش دانشمند شدن است، علاقه اي به سياست ندارد. در كوچه حياط دانشگاه سوئيتي به او و مادرش داده اند و زندگي مرفهي دارد و ...
    نسرين صفري ـ مشاور تحصيلي و كارشناس ارشد علوم تربيتي ـ با شنيدن وضعيت بهمن مي گويد: متاسفانه مطبوعات و رسانه ها با مصاحبه با نخبگان افراد را بزرگ مي كنند و آنها را به عنوان الگو به جامعه معرفي مي كنند، در حالي كه اين افراد واقعا نخبه نيستند چون دچار رشد نامتوازن شخصيتي شده اند. اين مشاور با تاكيد بر اين كه بسياري از دانش آموزان در دبيرستان ها تيزهوش هستند ولي شناسايي آنان دشوار است، اضافه مي كند: تيزهوشي و نخبه بودن فقط به نمره 20 گرفتن و در فيزيك و شيمي و رياضي عالي بودن نيست، يك فرد نخبه بايد هوش اجتماعي بالايي هم داشته باشد، قدرت رهبري، مهارت كلامي، توان استدلال، علاقه به كتاب و ساير منابع اطلاعاتي، توان ارتباط با جمع و تاثيرگذاري بر سايرين در بسياري از تيزهوشان وجود دارد، اما متاسفانه در خيلي از خانواده ها، پدر و مادرها به اين ويژگي ها توجه نمي كنند و با تاكيد بر نمره، كودكان و نوجوانانشان را تك بعدي تربيت مي كنند.
    
    با كودك تيزهوش مان چه كنيم؟
    هر چند معمولاهوش كودكان و نوجوانان با ميزان موفقيت آنان در آزمون هاي هوش سنجيده مي شود و از اين رو بسياري از كودكان تيزهوش از همسن و سالانشان جدا مي شوند، اما برحسب تجربه روانشناسان، اين جداسازي، رشد ساير توانمندي هاي كودكان و نوجوانان تيزهوش را كند مي كند.
    از اين رو حضور در جمع و اجازه اظهارنظر مي تواند كودكان و نوجوانان تيزهوش را علاوه بر رشد بهره هوشي منجر به رشد هوش هيجاني كند. به اين منظور معمولاتوصيه مي شود:
    تيزهوشان را دچار غرور كاذب نكنيد: تحمل شكست از اين رو براي تيزهوشان مشكل است كه به خاطر هوش و موفقيتشان همواره تحسين شده اند، اين امر آنان را دچار غرور كاذب مي كند. غروري كه مانع ارتباط دوستانشان با ساير همسن و سالانشان مي شود، ادامه اين روند آنان را منزوي خواهد كرد.
    از پاسخ به سوالات او طفره نرويد: كودكان و نوجوانان تيزهوش سوالات متفاوتي مي پرسند، سوالاتي كه بسياري موارد از سن شان فراتر است، به جاي اين كه با بي حوصلگي آنان را از سر باز كنيد، در پي پاسخ قانع كننده به آنان باشيد. در مدارس نيز معلمان بايد مراقب باشند تا با پاسخ هاي سرسري افكار اين گونه كودكان را از مسير درست منحرف نكنند، اين كودكان و نوجوانان معمولابه زياده پرسي متهم مي شوند، در حالي كه اين امر خصيصه اصلي تيزهوشي آنان است.
    و بالاخره اين كه سعي نكنيد هر طور شده از كودكان و نوجوانانتان، تيزهوش بسازيد: در پي پرورش استعدادهاي طبيعي او باشيد. م هم اين نيست كه فرزندان ما تيزهوش باشند بلكه بايد استعدادهاي آنان متاثر از عوامل محيطي و امكاناتي كه برايشان فراهم مي كنيم، شكوفا شود.
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3003 به تاريخ 6/9/89، صفحه 14 (آموزش)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 10:4 قبل از ظهر  توسط مهدی |

سخت گيــري والديــن در شيــوه غذاخوردن كودكان باعث مي شود كودكان در خوردن غذا ايرادگير شوند. تحقيقات نشان مي دهد در صورتي كه بيشتر روي نوع غذايي كه كودك از مصرف آن امتناع كرده و لجبازي مي كند تمركز شود باعث مي شود كودك تمايل بيشتري به مصرف موادغذايي بي ارزش و تنقلات پيدا كند.
    به عقيده محققان كنترل بيش از حد غذاي كودكان سبب مي شود فرزندان در مقايسه با ساير كودكان تمايل كمتري به مصرف غذا داشته باشند. آزمايشي كه روي 213 مادر همراه با كودكان 7 تا 9 ساله انجام شده نشان داد، ميزان تنش و استرسي كه مادران هنگام صرف وعده هاي غذايي به كودكان شان وارد مي كنند با كاهش علاقه كودكان به صرف موادغذايي ارتباط مستقيم دارد. در اين تحقيق از مادران، درباره واكنش كودكان هنگام صرف موادغذايي سوالاتي پرسيده شد.
    در نهايت اين تحقيق نشان داد كه ميان اصرار مادران براي پيروي از الگوهاي صحيح غذايي و ايرادگير شدن كودكان در غذاخوردن رابطه اي مستقيم وجود دارد.
    همچنين اين آزمايش نشان داد كه هر چه مادران غذاي كودكان شان را محدودتر مي كنند به همان اندازه كودكان تمايل شان به پرخوري بيشتر مي شود.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4660 به تاريخ 6/9/89، صفحه 12 (ايستگاه

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط مهدی |

وزير دادگستري از تشكيل 4 كارگروه تخصصي در مرجع ملي حقوق كودك در وزارت دادگستري خبر داد و گفت: مرجع ملي كنوانسيون حقوق كودك با همكاري 16 سازمان و وزارتخانه و تعامل با سازمان هاي مردم نهاد فعاليت مي كند.
    مرتضي بختياري در گفت وگو با مهر در پاسخ پرسشي مبني بر اين كه بسياري از NGO ها براين باورند كه وزارت دادگستري نمي تواند از حقوق كودكان بدرستي دفاع كند، افزود: هنوز مدت زيادي از مصوبه هيات دولت براي فعاليت مرجع ملي حقوق كودك در وزارت دادگستري نگذشته است ولي سازمان هاي مردم نهاد مطمئن باشند كه برنامه هاي زيربنايي خوبي در مرجع تعريف شده است.
    وزير دادگستري با بيان اين كه متاسفانه تاكنون فعالان حقوق كودك و سازمان هاي مردم نهاد در حوزه كودكان به صورت پراكنده و غيرمتمركز فعاليت داشته اند، تصريح كرد: بخشي از كرسي هاي شوراي سياستگذاري مرجع ملي حقوق كودك به سازمان هاي مردم نهاد تعلق دارد و به تمامي اعضاي مرجع گفته شده است سازمان هاي مردم نهاد فعال كودك، حوزه كاري خود را براي همكاري با مرجع معرفي كنند.وي با بيان اين كه 16 سازمان و وزارتخانه اعضاي كميته ملي سياستگذاري و هماهنگي مرجع ملي حقوق كودك را تشكيل مي دهند، گفت: وزارتخانه هاي دادگستري، امور خارجه، بهداشت، اطلاعات، كار، آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد و سازمان زندان ها، مركز امور زنان، سازمان ملي جوانان، سازمان صداوسيما، مركز ملي آمار، امور بين الملل قوه قضاييه، نيروي انتظامي و نماينده سازمان هاي مردم نهاد از اعضاي اصلي كميته سياستگذاري و هماهنگي مرجع ملي حقوق كودك در ايران هستند.
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3003 به تاريخ 6/9/89، صفحه 17 (جامعه)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: فرشته الياسي

به اعتقاد بسياري از بزرگان تعليم وتربيت و روانشناسان اولين عاملي كه در ايجاد عادت به مطالعه تاثيرگذار است خانواده است .چنانچه مي دانيد عادت به مطالعه يك امر اكتسابي است در نتيجه اين عادت مانند الگوهاي رفتاري ديگر در روند اجتماعي شدن كودك در او ايجاد مي شود .اگر پدر و مادرعادت به مطالعه داشته باشند و بخشي از شبانه روز را به مطالعه كتاب يا روزنامه اختصاص بدهند و كودك در طول روزها وشب هايي كه با آنها مي گذراند ببيند كه پدر و مادرش كتاب مي خوانند وببيند كه در مورد كتاب ها و نكته هاي خاص از آنها بحث و اظهارنظر مي كنند، كودك خيلي زود با كتاب آشنا مي شود. اول تقليد و سپس با ديدن كتاب هاي تصويري كه در آنها است اشياي پيرامون خود را پيدا مي كند.بازشناسي به او كمك خواهد كرد كه ناخودآگاه به سوي كتاب جلب شود واين امر به تدريج در او به صورت يك عادت
    در مي آيد.چنانچه كودك از بازي كردن خوشش
    مي آيد بعد از اين از تماشاي كتاب لذت خواهد برد.اين گونه كودكان كه مراحل اوليه و در عين حال اسامي آشنايي با كتاب را در خانواده گذرانيده اند در محيط مدرسه خيلي زود وبدون مشكل به كتاب ومطالعه عادت
    مي كنند و اين عادت خيلي زود و بدون كمترين اصراري در وجودشان جايگزين مي شود و پايدار مي ماند.
    در نتيجه بحث هاي فوق يادآور مي شود.
    خانواده هاي ما به عنوان يكي از منابع اصلي جامعه پذير كردن كودكان در عصر كنوني تا حدي خاصيت خود را از دست داده و نهاد هايي چون آموزش و پرورش و رسانه ها جاي آن را گرفته اند.والدين به دليل اشتغالات كاري و فكري در بيرون از خانه كمتر از گذشته در تربيت فرزندان خود دخيل هستند .
    اما با اين حال والدين مي توانند از كودكي فرزندان خود را با كتاب آشنا كنند و آن را به عنوان دوستي مهربان كه مي تواند از آن چيز هاي زيادي ياد بگيرند معرفي كنند و تصويري جذاب و
    دوست داشتني از كتاب در ذهن آنان ايجاد كنند تا فرهنگ كتاب و كتابخواني در آنان دروني شود.لازم است نهاد هاي
    مشاوره اي و تربيتي خانواده ها را در اين زمينه راهنمايي كرده و راه كار هاي علاقمند كردن كودكان به كتاب را به آنان آموزش دهند.هر چند ما در اين زمينه هزينه كنيم به معناي سرمايه گذاري خواهد بود كه بركات مادي و معنوي بسياري را براي كشور ما به ارمغان خواهد آورد. بهترين تشويق براي ايجاد عادت به مطالعه دركودكان اين است كه خودوالدين اقدام به مطالعه كنند.
     اين كار بايد به صورت عملي انجام شود زيرا با تشويق زباني نمي توان در كودك ايجادانگيزه نمود. خانواده بايد مواظب دوستان فرزندانشان باشد دوستي كه اهل مطالعه وكتاب خواندن باشد حتما در گرايش كودك به مطالعه موثر خواهد بود.والدين به عنوان جايزه به فرزندان خود كتاب هاي مورد علاقه آنها و مخصوص سن كودك هديه بدهند.
     ساعات مشخصي از روز را به مطالعه اختصاص دهند، مخصوصا به مطالعه كتاب هاي غيردرسي. ايجاد كتابخانه هاي كوچك خانواده مي تواند درايجاد علاقه و انگيزه به مطالعه در كودك كمك نمايد.‏
    
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7140 به تاريخ 6/9/89، صفحه 10 (حرف امروز)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 10:1 قبل از ظهر  توسط مهدی |

كتاب «زيبايي شناسي ادبيات كودك» نوشته دكتر مهدي حجواني توسط پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي منتشر شده است. در آخرين اثر دكتر حجواني، نقد رويكرد آموزش محور در ادبيات كودك و اثبات رويكرد زيبايي محور، مورد توجه قرار گرفته است.حجواني در اين كتاب نشان مي دهد كه ادبيات كودك بيشتر فرآيندي خلاق و ناخودآگاه و جوششي است تا نقشه و طراحي آموزشي از پيش انديشه شده براي ايجاد تغييرات پايدار در كودك.
    او در اين كتاب قبل از هر چيز زيبايي شناسي ادبيات كودك را از ديدگاه نظري بررسي كرده و سپس تلاش كرده كه اولويت و اصالت زيبايي به آموزش در حوزه ادبيات كودك را به طرح چند سوال و پاسخ به آنها اثبات كند. در واقع صرف نظر از محقق شدن يا نشدن ادبيات كودك در عالم واقع، تلاش شده تا امكان تحقق آن اثبات شود. نويسنده در بخشي از كتاب در تببين چيستي ادبيات كودك مي نويسد: «بين ادبيات كودك و ادبيات بزرگسال تفاوتي نيست مگر از ناحيه مخاطب.» او همچنين ذاتي بودن زيبايي و عرضي بودن آموزش در ادبيات كودك را چنين استدلال مي كند: «مي توان داستان يا شعري كودكانه را يافت كه بر اساس اهداف آموزشي (به مفهوم علمي اش) شكل نگرفته باشد، اما نمي توان اثري را متصور شد كه ادبيات باشد ولي از وجوه زيبايي شناختي و جوهره ادبي خالي باشد.» يك فصل اصلي كتاب «زيبايي شناسي ادبيات كودك» نيز به بررسي همين موضوع از ديدگاه تحولات تاريخي اختصاص يافته و موضوع را به تفكيك ايران و جهان بررسي كرده است. حجواني براي مرور مصداقي آنچه در 2 فصل ابتدايي كتاب بيان كرده، در 2 فصل جداگانه كتاب هاي «شازده كوچولو» و «هري پاتر» را به تفصيل نقد و بررسي كرده و چنين نتيجه مي گيرد كه اين آثار، گرچه نتيجه آموزشي در بردارند، اما ارزش خود را در درجه اول از جنبه هاي زيبايي شناختي خود كسب كرده اند و نه نكات آموزشي شان.
    بيشتر مخاطبان شايد «مهدي حجواني» را با مجموعه «الف، دال، ميم» بشناسند،اما يكي از بنيانگذاران نهاد پيك قصه نويسي در حوزه هنري، سردبيري فصلنامه پژوهش نامه ادبيات كودكان و نوجوانان از سال 74 تاكنون، سردبيري كتاب ماه كودك و نوجوان، نويسنده برگزيده پس از انقلاب، منتقد برگزيده را در كارنامه خود دارد.
    حجواني تاكنون 14 كتاب را ترجمه و 5 كتاب را نيز بازنويسي كرده است.از او 3 كتاب تاليفي نيز روانه بازار كتاب شده و حالاجديدترين اثرش را پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي منتشر كرده است. «زيبايي شناسي ادبيات كودك» در هزار نسخه تيراژ و با قيمت 4 هزار و پانصد تومان در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4660 به تاريخ 6/9/89، صفحه 21 (نقد و نظر)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط مهدی |

در دنيا يا ( رابطه ) است يا ( ضابطه ) وبايكي از دو راه،مشكل آدم تامين مي شود. اگر كسي وضع مالي اش خوب است، پوشاك وغذا ومسكن خودش را مي خرد ويك زندگي معقولي دارد،اين با ضابطه زندگي مي كند واگر وضع زندگي اش خوب نيست، با ضابطه نمي تواند زندگي كند، با رابطه زندگي مي كند. دوستاني دارد، پدري دارد، برادري دارد، فرزندي دارد، ارحام و عشيره اي دارد؛ با اين روابط عاطفي يا اجتماعي، بالاخره زندگي او به هر وسيله است بايد پيش برود. ما در دنيا با اين دو راه زندگي مي كنيم! يا آنچه را كه خودمان كسب كرديم، با مال خودمان مشكلمان را حل مي كنيم؛ يا بالاخره از دوستي، برادري، پدري، ارحامي كمك مي گيريم.
    در قرآن كريم اصرار روي نفي اين دو نكته است كه درعالم پس ازمرگ، نه ضوابط هست، نه روابط :لاب يع ف يه و لاخ لال (1). » خ لال » يعني خلّت و خليل بازي و دوست بازي و دوست گيري و رفاقت و رحامت. آن روز،روزي است كه: يف رّ المرء م ن اخيه و امّ ه و ابيه (2). هر كسي از بستگانش فرار مي كند. چون آن روز كسي پسر كسي نيست ! همه با هم خاك مي شوند، همه با هم از خاك بر مي خيزند. ديگر توالد و توليدي نيست، پدر و پسري در كار نيست! آن كه در دنيا بود كه رخت بر بست،اين كه در آخرت است؛ همه از خاك بودند، همه از خاك سر در بياورند.
    
    
    نبود هيچ يك از انواع تجارت و روابط دوستانه در صحنه برزخ و قيامت
    لذا فرمود : از روزي بپرهيزيد كه لاب يع ف يه . اين « بيع » نماد تجارت است. اينكه مي فرمايد : لاتاكلوا اموالكم ب ينكم ب الباط ل لاان تكون ت جارهً (3)، يا ر جال لاتلهيه م ت جاره و لاب يع (4)چون اين تجارت و اين بيع،نماد مطلق كسب است. مثل اينكه مي گويند : لاتاكلوا اموالكم ب ينكم ب الباط ل. مال يكديگر را از راه حرام نخوريد. آن كسي كه غصب مي كند، جامه غصبي در بر كرده؛ او مال مردم را ( خورده ) ! با اينكه اين خوراكي نيست،امااين خوردن، نماد است براي مطلق تصرّف. چون مهم ترين كار ( اكل ) است، از كارها به عنوان نمادينش، ( اكل ) ياد مي كنند. در قيامت هم همين طور است ! اينكه فرمود : لاب يع، معنايش اين نيست كه اينجا مضاربه و مساقاه و مزارعه و اجاره و صلح و عقود هست! لاب يع، يعني روابط تجاري نيست. پس هيچ كسي نمي تواند بخرد، هيچ كسي هم نمي تواند بفروشد.
    و لاخلال؛ خليل داشتن و دوست يابي و از راه دوست،آدم مشكلش را حل بكند، اين هم نيست. پس انسان اگر با دست پر نرود، آنجا احدي به دادش نمي رسد. اين حرف ها را ما بايد در دنيا ياد بگيريم.
    
    
    رعايت « قناعت » در زندگي براي دستيابي به حيات طيّبه
    دشمنان ما صف بسته اند، مخصوصاً براي ا غواي جوانها ! جوانها هم بايد خودشان توجه داشته باشند؛ چه پسران، چه دختران. سن ازدواج را بالانبرند؛ اين بر خلاف دستور شريعت است، بر خلاف خواسته غريزه است كه ذات اقدس له داده. حيات طيّبه اي كه در سوره مباركه نحل آمده همان ( قناعت ) است. ما كه مي گوئيم شيعه علي بن ابيطالب هستيم؛ آيا بايد فرمايش او را گوش بدهيم يا نه؟! از او عاقل تر كيست؟
    آن حضرت فرمود : آيه 97 سوره مباركه نحل مي فرمايد اگر كسي مومن بود، يك؛ عمل صالح داشت، دو؛ فلنحي ينّه حياهً طيّ بهً (5). وجود مبارك حضرت امير مي فرمايد: حيات طيّبه،« قناعت » است (6). يك آدم قانع، زندگي خوب دارد. اين تشريفات سنگيني كه براي ازدواج درست كردند؛ هم بر خلاف عقل است، هم بر خلاف نقل. خطرات فراواني هم ضمن اين، دامنگير جامعه مي كند. ما سعي كنيم هم در مسائل زندگي مان از ائمه (عليهم السّلام) كمك بگيريم، هم در مسائل علمي مان و اينها امامان ما هستند، ما هم جزء كساني هستيم كه اينها را با امامت قبول كرديم.
    
    
    ائمه (ع) و پيروان آنان، ضعيفان در زمين و عاليان در ملكوت
    وجود مبارك امام باقر (ع) ديد پسرش امام صادق كه يك كودك چند ساله بيشتر نبود، دارد جلويش حركت مي كند. فرمود : اين پسرم از كساني است كه: م ن الّذ ين قال الله سبحانه و تعالي ف يه :و نريد ان نمنّ علي الّذ ين استضع فوا ف ي الارض و نجعلهم امهً و نجعلهم الوار ثين (7). فرمود : اين امام مستضعفان است و از كساني است كه مستضعف در زمين است؛ امّا مستعظم در سماء است. اينكه دارد : و نريد ان نمنّ علي الّذ ين استضع فوا ف ي الارض (8)، كلمه: ف ي الارض پيامش اين است كه : اينها پيش زميني ها ضعيفند.
    امّا آن كه مرحوم كليني نقل كرده، ديگران هم آوردند كه: من علّم و تعلّم و عم ل ل لّه دع ي ف ي ملكوت السّموات عظيماً (9)، همين است. اگر كسي براي رضاي خدا درس بخواند، يك. براي رضاي خدا عمل بكند، دو. براي رضاي خدا آن علم عمل كرده و به بار نشسته را به جامعه منتقل كند، سه؛ او در ملكوت عالم ( آيت الله عظمي ) است. دراين القاب دنيائي كه مي دانيد خبري نيست ! دع ي ف ي ملكوت السّموات عظيماً.حالااين نعمت ها را آدم چرا از دست بدهد؟! ما يك كمي كه با اين مسائل آشنا بشويم، بقيه براي ما حل است.
    
    
    قناعت فوق العاده امير مومنان (ع) در عصر حكومت بر كلّ خاورميانه و ضرورت پيروي از آن حضرت
    وجود مبارك حضرت امير (ع) كلّ خاورميانه در اختيار او بود. الآن خاورميانه تقريباً 40 ـ 50 كشور و دولت است. از آسياي مركزي گرفته تا غرب حجاز، از مصر به آن طرف. براي مصر كه كشور پهناوري است،يك استاندار فرستاد ! كلّ اين خاورميانه در اختيار حضرت بود، آنوقت نگاه مي كند به عسل، مي گويد : خيلي خوشرنگي، ولي من نمي دانم طعمت يا مزه ات چيست ! حالااز ما نخواستند آنجور بشويم و نمي توانيم. امّا قانع زندگي كردن خيلي آسان است ! منتها يك مقدار عقل مي خواهد.
    وقتي جامعه عاقل باشد، ديگر چشم و هم چشمي نمي كند؛ هزينه ازدواج را مي آورد پائين، مهريه وجهيزيه را مي آورد پائين،در آن صورت، تفاهم پيدا مي شود. ديگر بعد از ازدواج به بيگانه نمي نگرد؛ چه پسر، چه دختر. آنوقت اين زندگي شكل مي گيرد. هم آن مسائل علمي سامان مي پذيرد، هم اين مسائل عملي.
    بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در جلسه درس اخلاق در ديدار با جمعي از طلاب و دانشجويان به مناسبت سالروز شهادت حضرت امام محمّد باقر (ع) ـ قم ؛ 14/ 9/ 1387
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    (1) ابراهيم/ 31 (2) عبس/ 34 و 35 (3) نساء/ 29 (4) نور/ 37
    (5) نحل/ 97 (6) نهج البلاغه/ حكمت 229 (7) الكافي/ 1/ 306
    (8) قصص/ 5 (9) الكافي/ 1/ 35
    خوان حكمت روزهاي دوشنبه وپنج شنبه منتشر مي شود.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 19802 به تاريخ 8/9/89، صفحه 14 (اخبار كشور)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 9:58 قبل از ظهر  توسط مهدی |

يك متخصص اطفال به والديني كه به كودكان خود آجيل يا خوراكي هايي از اين قبيل مي دهند توصيه كرد تا حتما اين مواد را به صورت آسياب شده و پودر در اختيار كودكان قرار دهند.
    دكتر محمدحسين سلطانزاده مي گويد: دانه هاي روغني، حبوبات و غلات بهترين منبع اسيدهاي چرب ضروري در رژيم غذايي بوده و براي تكامل مغز كودكان مفيد و لازم است چرا كه اين مواد علاوه بر مقادير زيادي پروتئين، داراي ويتامينE، ويتامين هاي گروهB، املاح معدني و عناصر كمياب نيز هستند. به علاوه حاوي موادي به نام پاريفارين براي تقويت فعاليت سيستم ايمني و موادي به نام اكسون براي كمك به ساخت سلول هاي بدن و پيشگيري از پيري زودرس هستند.
    به والدين توصيه مي شود براي استفاده از مغزها بهتر است از كنجد آسياب شده يا روغن كنجد براي تهيه حريره در غذاي شيرخواران شروع كرد. سپس مي توان بادام و در درجه بعدي تخمه كدو تنبل را به غذاي كودك اضافه كرد البته لازم است اين مواد را در زمان مصرف به صورت پودر درآورده و سپس مخلوط با غذا به شيرخوار داد.
    به دليل احتمال بروز حساسيت توصيه مي شود بادام زميني و فرآورده هاي آن در سن كمتر از سه سالگي مصرف نشوند ضمن اين كه توصيه مي شود والدين از دادن آجيل هاي پودر نشده به كودكان كمتر از سه سال خودداري كنيد زيرا امكان خطر پريدن در دستگاه تنفس و ايجاد خفگي وجود دارد.
    براي اينكه مواد مغذي موجود در آجيل به طور كامل از آن خارج شده و جذب بدن شود بايد خيلي خوب جويده شوند يا آنها را به صورت پودر شدن تهيه و سپس مصرف كرد به ويژه دانه هاي ريز از قبيل كنجد بهتر است از اين طريق مصرف شود.
    در همه سنين افراد بايد از آجيل تازه خام و بدون نمك استفاده كنند ضمن اين كه حرارت باعث بروز تغييراتي در تركيب مواد مي شود.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 19802 به تاريخ 8/9/89، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط مهدی |
نويسنده: مستوره برادران نصيري

وزير بهداشت در آستانه روز جهاني ايدز(10 آذر) درحالي نسبت به افزايش 5 برابري انتقال ايدز از طريق روابط غيراخلاقي در كشور هشدار مي دهد كه پيش از اين نيز با عنوان «آتشفشان ايدز در راه است»، موضوع آلوده بودن نيمي از زنان روسپي به ويروس اچ آي وي (HIV) را رسانه اي كرده بود.
    دكتر مرضيه وحيد دستجردي در حاشيه گردهمايي «توليد دارو و تجهيزات بيوتكنولوژي» در جمع خبرنگاران با ابراز نگراني از افزايش موارد ايدز از طريق ارتباطات غيراخلاقي به خصوص در نسل جوان تاكيد كرد: با ادامه اين روند تعداد مبتلايان از اين طريق 5 برابر خواهد شد.
    موج اول ايدز در كشور ما با ورود فرآورده هاي خوني آلوده آغاز شد،پس از آن اعتياد تزريقي شيوع ايدز را چند برابر كرد و حالاموج سوم ايدز با روابط غيراخلاقي و محافظت نشده تهديد جديد اين بيماري شده است.
    وزير بهداشت در همين خصوص به معتادان تزريقي اشاره كرد و گفت: در زمينه معتادان تزريقي كه عامل اصلي بيماري ايدز و HIV در كشور هستند، خوشبختانه توانسته ايم شيوع آن را در اين گروه كنترل كنيم و تعداد بسيار كمي در هر سال مبتلابه اين بيماري مي شوند.
    به گفته دستجردي اما آنچه كه براي ما خطر بزرگ و جدي است، مسائل مربوط به ارتباطات غير اخلاقي است كه منجر به بيماري ايدز و HIV شده و ممكن است آنچه كه براي آينده پيش بيني مي كنيم با اين روند پيش رو، ظرف 4 تا 5 سال آينده، ميزان مبتلايان از اين طريق 5 برابر شود.به گزارش ايسنا، او تصريح كرد: با توجه به شناسايي بيش از 20 هزار مورد مبتلابه ايدز و وجود 3 تا 4 برابر موارد اين ميزان كه تاكنون شناسايي نشده اند، اين بيماري در كشور كنترل شده است، اما تنها از جنبه اخلاقي نگران هستيم كه مردم و بخصوص نسل جوان بايد رعايت كنند.
    اين هشدار وزير بهداشت، وقتي چهره تهديد به خودش مي گيرد كه به حرف هاي چندي پيش اين مقام مسوول مراجعه كنيم.دستجردي اعلام كرده بود: براساس آزمايش انجام گرفته روي 200 نفر از زناني كه به اظهار خود در تهران به روسپيگري مشغول هستند، مشخص شد 50 درصد آنان ناقل ايدز هستند.
    به گفته او هركدام از اين افراد در طول سال مي توانند حداقل 5 نفر را به ايدز مبتلاكنند.
    وزير بهداشت با هشدار جدي به جوانان در خصوص رعايت نكات اخلاقي و انجام مراقبت هاي بيشتر، تصريح كرده بود: در گذشته بيماري ايدز بيشتر از طريق معتادان تزريقي در جامعه شيوع پيدا مي كرد، اما در حال حاضر اين الگو تغيير يافته و انتقال بيماري ايدز در اكثر موارد از طريق تماس هاي جنسي است.
    
    از روانگردان ها تا روابط غير اخلاقي
    در كنار خطر افزايش ايدز با روابط جنسي غيراخلاقي، هشدارهاي ديگري نيز وجود دارد كه پاي روانگردان ها را وارد اين مثلث تهديد ايدز، افزايش روابط جنسي نامشروع و استفاده از روانگردان ها مي كند.
    برهمين اساس، عضو كميته كشوري ايدز هشدار داد كه ورود مواد روانگردان در بين جوانان خطر جديدي براي موج سوم ايدز است.
    دكتر مينو محرز، به ايسنا گفت: مصرف مواد روانگردان به طور كاذب سبب افزايش ميل جنسي در افراد مي شود و توانايي تصميم گيري و تفكر را از جوانان مي گيرد، بنابراين افرادي كه اين مواد را مصرف مي كنند به سمت رفتارهاي پرخطر هدايت مي شوند.
    به گفته او اخيرا مصرف مواد روانگردان و الكل توسط جوانان خطر جديدي براي موج سوم ايدز است و اگر نتوانيم با مداخله مناسب، افزايش ابتلابه بيماري ايدز را در كشور كنترل كنيم بايد منتظر موج سوم از طريق رفتارهاي پرخطر در 5 سال آينده باشيم.
    دكتر محرز عنوان كرد: بيشترين مبتلايان به ايدز در كشور جوانان و نوجوانان هستند. از اين رو خانواده ها مي توانند با آموزش از ابتلابه اين بيماري جلوگيري كنند. همچنين نوع آموزش خانواده به فرزندانشان در گروه هاي سني مختلف، متفاوت است.
    تاثيرگذاري والدين براي پيشگيري از رفتارهاي پرخطر از سنين پيش دبستاني شروع مي شود، در واقع حتي نوع مراودات خانواده در الگوسازي جوانان در آينده موثر خواهد بود.اين عضو كميته كشوري ايدز پيش از اين به فارس گفته بود: بيش از 90 درصد موارد جديد ابتلابه ايدز در ايران از طريق تماس جنسي و به خصوص در شهرهاي بزرگ و درگروه سني 25 تا 30 سال است. اين آتشفشان خفته به زودي بيدار مي شود و حالت انفجاري در كشور خواهد داشت.
    
    آخرين آمار ايدز در كشور
    براساس آمار جمع آوري شده از دانشگاه هاي علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني تا اول مهرماه امسال در مجموع 21 هزار و 890 فرد مبتلابه HIV / AIDS در كشور شناسايي شده اند كه 2/92 درصد آنها را مردان و 8/7درصد را زنان تشكيل مي دهند. تاكنون 2603 مبتلابه ايدز شناسايي شده و 3927 نفر از مبتلايان فوت كرده اند.
    براساس اين گزارش، 7/46 درصد از مبتلايان به HIV در زمان ابتلا، در گروه سني 25 تا 34 سال قرار داشته اند كه بالاترين نسبت در بين گروه هاي سني را به خود اختصاص مي دهند.
    علل ابتلابه HIV در بين كل مواردي كه از سال 1365 تاكنون در كشور به ثبت رسيده به ترتيب، تزريق با وسايل مشترك در مصرف كنندگان مواد (9/69 درصد)، رابطه جنسي (3/9درصد)، دريافت خون و فرآورده هاي خوني (1/1درصد) و انتقال از مادر به كودك (7/0 درصد) بوده است. راه انتقال در 19 درصد از اين گروه نامشخص مانده است.در مقايسه اين آمار با مواردي كه ابتلاي آنان در سال 1388 گزارش شده است، اعتياد تزريقي 1/71 درصد، برقراري روابط جنسي 18 درصد و انتقال از مادر مبتلابه كودك 7/1 درصد را تشكيل داده است. در 2/9 درصد از موارد شناسايي شده در اين سال، راه انتقال نامشخص بوده و هيچ مورد جديد ابتلااز راه خون و فرآورده هاي خوني گزارش نشده است.
    چه بايد كرد؟
    حالاكه ايدز در كشور، جوانان يعني بيشترين گروه جمعيتي را نشانه گرفته است و از طرفي روابط غيراخلاقي موج سوم شيوع ايدز را شامل مي شود چه بايد كرد؟
    وزير بهداشت در سخنانش راه توصيه را در پيش گرفته است. دستجردي گفت: آنچه كه به مردم توصيه مي كنيم رعايت مسائل اخلاقي و سلامت و دوري از مواردي است كه مي تواند افراد را از اين طريق مبتلابه بيماري كند. بنابراين بخصوص به نسل جوان توصيه مي كنيم به هشدارهاي وزارت بهداشت توجه كنند. همچنين خانواده ها بايد مراقبت هاي جدي از فرزندان خود به عمل آورده و آموزش هاي لازم را جدي بگيرند و بدانند كه جان آنها در معرض خطر است و اگر اين بيماري از اين طريق شعله ور شود، در آينده انفجاري از ايدز در كشور رخ خواهد داد.
    
    ضرورت آموزش شفاف
    اما عضو كميته كشوري ايدز نقش آموزش شفاف را در انتقال ايدز بسيار مهم دانست: اصولاآموزشي مفيد و موثر خواهد بود كه مهارت محور باشد و سبب تغيير رفتار در افراد شود. علاوه بر آن بايد در سنين قبل از باروري اين آموزش ها شروع شود.
    محرز سكوت درخصوص آموزش همگاني براي كنترل راه هاي جنسي انتقال ايدز در ايران را مشكل ساز خواند و به «جام جم» گفت: والدين در اين خصوص با فرزندانشان صحبت نمي كنند، مدارس به توزيع جزوه هاي پيشگيري از ايدز بسنده مي كنند، از رسانه ها هيچ صحبتي از استفاده از كاندوم و روش هاي پيشگيري نمي شود، پس نوجوانان و جوانان بايد چگونه از اين مسائل آگاه شوند؟
    به گفته او، توجيه سياستگذاران، توجه به هشدار هاي وزارت بهداشت و اطلاع رساني شفاف درخصوص كنترل راه هاي انتقال اين ويروس مي تواند راهگشا باشد.
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3005 به تاريخ 8/9/89، صفحه 1 (صفحه اول)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط مهدی |

نبود آرامش و امنيت عاطفي و رواني بين اعضاي خانواده به خصوص بين والدين با فرزندان از عمده ترين مشكلات خانواده هاست.
    خانواده محور اساسي در تربيت فرزندان است. خانواده در ايجاد بناي قدرت در فرد نقش پررنگي دارد به گونه اي كه اگر قدرت هاي موجود در افراد توسط خانواده به نحو شايسته اي، پرورش نيابد فرزندان در آينده دچار اختلالات رفتاري مي شوند.
    كسب مباني قدرت در خانواده موجب مي شود افراد به سادگي در مقابل آسيب هاي بيروني از خود محافظت كنند اما اگر اين مباني به فرزندان آموزش داده نشود در سنين بالاتر كه از خانواده جدا مي شوند با عدم امنيت در جامعه مواجه خواهند شد.
    اگر كودكان آرامشي را كه لازمه يك خانواده سالم است در محيط خانه كسب نكنند مباني قدرت در وجود آنها متزلزل مي شود.
    افرادي احساس ضعف و ناتواني مي كنند كه اعتمادبه نفس پاييني دارند برهمين اساس قدرت برخورد با مسائل و آسيب هاي اجتماعي در اين افراد تضعيف مي شود.
    خانواده ها بايد احساس امنيت رواني را در سنين پايين در فرزندان خود ايجاد كنند و به مسئله «فرزندپروري» توجه بيشتري داشته باشند.
    مادران و پدران براي موفقيت در ايجاد امنيت در فرزندان خود بايد آموزش هاي لازم را كسب كنند به طوري كه خود احساس امنيت بيروني و اجتماعي كافي را داشته باشند.
    خانواده هايي كه اطلاعات كاملي در زمينه تربيت فرزند ندارند نمي توانند در امر «فرزندپروري» موفق عمل كنند؛ همچنين استفاده از تجربيات افراد ناآگاه خطرناك است زيرا پيشنهادهاي نادرست ممكن است خانواده ها را در اين مسير دچار آسيب كند.
    نقش موثر خانواده در ايجاد امنيت رواني در فرزندان نقش بسزايي دارد. اين امنيت با عشق و عاطفه خانواده نسبت به فرزندان ايجاد مي شود؛ به طور طبيعي انسان ها خواستار محبت هستند در واقع مورد علاقه واقع شدن يك نياز براي فرد محسوب مي شود؛ فرزند نياز به محيطي سرشار از عشق و علاقه در بين اعضاي خانواده خود دارد.
    فرزندان بايد عشق و عاطفه را در خانواده تجربه كنند. كساني كه عشق واقعي را در خانواده تجربه مي كنند از شادي هاي حقيقي بهره مند مي شوند كه اين امر مانع از گرايش آنها به سوي نيازهاي كاذب مي شود.
    براي اينكه بتوانيم خانواده اي سالم داشته باشيم بايد به مباني انساني كه به مرور زمان به هيچ وجه تغيير نمي كند، بازگرديم.
    روانپزشكان روش محروم كردن را روشي مورد تاييد در تنبيه كودكان مي دانند. به عبارتي مي توان كودك را از يك سري امتيازات مثل تماشاي برنامه هاي تلويزيوني، رفتن به منزل دوستان ياخريد وسايل خوشحال كننده و... محروم كرد.
    در هرخانه يك سري اصول كلي حاكم است كه بايد از افراط و تفريط از آنها پرهيز شود. در تربيت كودك بعضي از خانواده ها آزادي كامل و مطلق را به نفع كودك مي دانند ولي برخي ديگر سيستم استبدادي و قوانين زياد و خشك بر كودك تحميل مي كنند كه هر دو روش اشتباه است.
    بهتر است در خانواده يك سري اصول كلي و خط قرمزهايي براساس هنجاري هاي آن خانواده وجود داشته باشد. همچنين والدين بايد بر روي اصولي كه مي خواهند فرزندشان تربيت شود توافق و ثبات داشته باشند و بين پدر و مادر دو ساز ناهمگون زده نشود.
    همچنين والدين در موقعيت هاي مختلف ثبات داشته باشند. به عبارتي ديگر اگر والدين در يك موردي قانوني بگذارند، نبايد بطور دائم براي آن استثناء قائل شوند.
    روان شناسان روشهاي تربيت كودك را به دو دسته تنبيه و تشويق تقسيم مي كنند. تنبيه از نظر لغوي به معني بيداركردن، آگاهي دادن و آنچه كه در ذهن مساوي با ضرب و شتم برخوردهاي تند است، مي باشد.
    هدف از تنبيه اصلاح، آگاهي دادن و هدايت است. هيچ وقت تنبيه به معناي خشم خود را فرونشاندن، تحقير كردن و اذيت و آزار طرف مقابل نيست و هرجا والدين احساس مي كنند خود را تخليه كرده و خشم خود را فرو مي نشانند، اين عمل به معناي تنبيه نيست.
    تنبيه الزاماً فيزيكي نيست. در تربيت كودك اغراق نيست اگر بگوييم تنبيه فيزيكي جايي ندارد و چنانچه بعضي از والدين بخواهند جايي براي تنبيه قائل شوند آن را به عنوان آخرين گام بكار ببرند.
    تنبيه فيزيكي نبايد باعث درد و آسيب به كودك شود و هدف از اين تنبيه آن است كه پدر و مادر با اين روش ناراحتي خود را از رفتار كودك نشان داده و توجه وي را به بدي و زشتي رفتارش جلب كنند كه نهايتا مي تواند در حد يك پشت دستي زدن يا آرام پشت باسن كودك زدن باشد.
    تنبيه كلامي شكل ديگري از بروز تنبيه است. زماني كه كودك رفتاري برخلاف هنجارهاي موجود در خانه انجام دهد، پدر و مادر در حد كلامي با گفتن «از آن رفتار شما ناراحت شدم»، «از برخورد شما عصباني هستم» يا «كار شما كار خوبي نيست» و در كنار آن اخمي كنند، ترش رويي كنند يا موقتا ارتباط عاطفي صميمانه را كمرنگ كنند و لازم است در زمان انجام كارهاي گفته شده، رفتار كودك مورد سرزنش قرار گيرد نه شخصيت وي.
    حتي الامكان نبايد از تنبيه فيزيكي استفاده كرد در واقع بايد موارد اين نوع تنبيه زياد نباشد؛ چرا كه اگر رفتار كودك را دائماً سرزنش كرده يا به وي تذكر دهيم، اثر تنبيه كمرنگ مي شود.
    به والدين توصيه مي شود از سرزنش شخصيت كودك و نسبت دادن صفات زشت به وي پرهيز كنند. وي را توهين و مسخره نكنند، با كنايه و طعنه با كودك حرف نزنند. همچنين جلوي ديگران بيش از حد از او انتقاد نكنند.
    تنبيه بايد كاملامتناسب با رفتار كودك باشد؛ به طوري كه نبايد براي رفتاري كه خيلي بد نيست تنبيه بدي در نظر بگيريم. همچنين علت تنبيه مشخص باشد و علت آن براي كودك توضيح داده شود. همچنين بين تنبيه و رفتاركودك فاصله زماني زيادي نباشد.
    آسيب جسمي، افزايش خشونت، پرخاشگري و لجاجت، افت تحصيلي و تا حدودي بهره هوشي، احتمال مشكلات روانپزشكي مانند افسردگي، رفتارهاي ضداجتماعي و وابستگي به مواد از عوارض تنبيه زياد كودك است.
    همچنين افت اعتماد به نفس، ايجاد شخصيتهاي منفعل و وابسته و عدم پرورش روحيه قاطعيت در كودك از ديگر عوارض تنبيه فيزيكي يا كلامي زياد مي باشد.
    در بعضي از موارد، رفتار منفي كودك را به روي خود نياوريد كه اين روش در اوايل شروع آن رفتار كاربرد دارد.
    يادآوري مي شود در برخي مواقع بهتر است از روش تشويق استفاده كرد كه مي تواند به شكلهاي كلامي، رفتاري و خريدن هديه و جايزه اعمال شود.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 19802 به تاريخ 8/9/89، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: حامد سرافراز

دنيا در آموزه هاي اسلامي از جايگاه بسيار مهمي برخوردار است؛ زيرا تنها راه دست يابي انسان به كمال قرب و متاله و خدايي شدن و در غايت خلافت يابي، از مسير دنيا مي گذرد. بنابراين، مي بايست به دنيا به عنوان پرورشگاه كمالي انسان نگريست؛ چرا كه در اين دنياست كه انسان مي تواند ظرفيت ها و استعدادهاي نهفته در ذات خويش به عنوان اسماي كمالي را فعليت بخشد و در مقام مظهريت الهي قرار گيرد و مظهر ربوبيت خداوندي شود. با اين همه بايد توجه داشت كه انسان براي دست يابي به اين مقام مظهريت، بايد رنجها برد و خون دل ها بخورد؛ زيرا فعليت يابي به هر دو شكل اشتداد از طريق كميت و تراكم اسماي الهي در ذات و يا كيفيت و اشتداد از راه رشد مرتبتي، نيازمند پوست كندن هاي بي پايان است. از اين رو شخص ممكن است حتي در شرايطي قرار گيرد كه فعليتي را از دست دهد و تنقص يابد و اين درد را همانند درد زايمان مادر يا كودك تحمل كند. به سخن ديگر، دنيا با همه خوبي ها و زيبائي هايش براي آدمي، مركز باز پرورش و بازپروري سخت و جانكاهي است كه هرگونه غفلت و سرگرم شدن به معناي خسران و زيان ابدي است.
    نويسنده با اين نگرش به سراغ آموزه هاي وحياني رفته است تا تحليل قرآن را از خطر فرو افتادن در دام دنيا تبيين و گوشزد كند. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
    بي گمان اگر بخواهيم درباره دنيا بدون توجه به نسبت ها، تبيين روشن و درستي ارايه دهيم، بايد گفت كه دنيا، يكي از كمال ترين ، زيباترين، بهترين، برترين و خوب ترين هاي نظام هستي است كه نيكوتر از آن باتوجه به شرايط و مقتضيات و قابليت ماده نمي توان تصور كرد. هر چند كه نظام ديگر مادي كه پس از قيامت برپا مي شود از جهاتي از اين نظام، احسن و نيكوتر است، ولي آن نظام خود داراي شرايط و مقتضيات و قابليت هايي است كه نتيجه طبيعي آن برتري آن نظام بر اين نظام خواهد بود.
    
    
    دنيا، بهترين و زيباترين نظام هستي
    با اين همه، آن چه به عنوان دنيا شناخته مي شود، نظام كاملي است كه اگر قابليت ها وجود داشت، خداوند همان را مي آفريد ولي از آن جايي كه چنين قابليتي نبود، خداوند باتوجه به نهايت قابليت اين نظام احسن، دنيا را آفريد. از اين رو بارها خداوند به دنيا و همه كمالات و زيبايي ها و نعمت هايش اشاره مي كند. هر چند كه اين نظام دنيايي هرگاه با نظام آخرت و سراي ديگر سنجيده شود، در جايگاه دومي قرار مي گيرد، ولي در جايگاه خود از برترين ها، كمال ترين ها و زيباترين هاست.
    خداوند در آيات بسيار، به يكايك زيبايي هاي دنيا پرداخته و از آن ها به عنوان نعمت هاي الهي و نشانه هاي خداوندي ياد كرده است.
    اما اگر بخواهيم همان گونه كه نسبت دنيا را با آخرت سنجيديم، سنجش و ارزيابي نسبت به انسان و دنيا داشته باشيم، مي بايست به دو مطلب مهم و اساسي توجه داشته باشيم؛ زيرا عدم توجه به هر يك مي تواند موجب گمراهي درحوزه معرفت شناختي انسان شود و براساس آن توصيه هاي نادرستي ارايه گردد.
    
    
    نقش غرايز طبيعي درگمراهي آدمي
    درمقام هستي شناختي و وجود شناختي بايد گفت كه دنيا يكي از نظام هاي احسن خداوندي است. اما درمعرفت شناسي بايد توجه داشت كه دنيا همان اندازه كه پرورشگاه كمالي آدمي و كارخانه آدم سازي و شدن هاي انساني است، همان اندازه هم خطرناك است. از اين رو در ارزش گذاري دنيا نسبت به آدمي بايد به دو نكته توجه داشت:
    نكته اول آن كه انسان براي رسيدن به مقام انسانيت نيازمند دنياست؛ چرا كه انسان تنها دراين موقعيت دنيوي است كه مي تواند اسماي الهي سرشته در ذات خويش را از قوه به فعليت برساند و از طريق عبوديت و به كارگيري شريعت و فعليت يابي اسماي الهي، متاله و خدايي شود و در مقام مظهريت ربوبي الهي قرارگيرد و خليفه خداوندي گردد. بنابراين، دنيا مهم ترين و بهترين پرورشگاه آدمي براي ساخت كامل انسان است. سازه كاملي كه از كارخانه دنيا بيرون مي آيد، سازه اي است كه قابليت حضور در بهشت و مقام قدس و فناي الهي را داراست و در سراي ديگر درجايگاه بلند خويش قرار مي گيرد. بنابر اين از نظر قرآن، دنيا به عنوان بخشي از نظام احسن هستي، نه تنها بازيچه و لعب نيست، بلكه به سبب ظرفيت ويژه و استثنايي، بهترين جايگاه را درنظام احسن به خود اختصاص داده است. از اين رو خداوند در آياتي از جمله 16 سوره انبياء و 38 سوره دخان، آفرينش دنيا را هدفمند و بر اساس فلسفه عالي معرفي مي كند.
    نكته دوم آن كه دنيا به سبب شرايط خاص خود، به گونه اي است كه دشمنان زيادي از درون و بيرون، آدمي را محاصره كرده و دركمين اويند. غرايز انساني كه با توجه به شرايط زميني و دنيوي درآدمي قرار داده شده و عاملي براي رشد و كمال يابي اوست، با توجه به شرايط مناسب و گرايش طبيعي به ماده، عامل طغيان درنفس مي شود و لذا همين غرايز طبيعي به شكل دشمن دروني بروز مي كند و با تسلط بر نفس آدمي، مديريت انسان را به دست مي گيرد و او را به سوي پستي ها مي برد. اين جاست كه از غرايز عنوان جديدي بيرون مي آيد كه از آن به هواهاي نفساني ياد مي شود. هواهاي نفساني، همان تسلط يابي غرايز طبيعي بر هستي انسان و مديريت يابي آن مي باشد. با آن كه نفس درمقام تعادل ميان تقوا و فجور قراردارد، ولي گرايش غرايز به طبيعت و پست ها و ماديات دنيوي در حد افراطي موجب مي شود تا نفس لوامه نتواند جلوي نفس اماره را بگيرد.
    به سخن ديگر، وجدان بيدار آدمي و فطرت سالم كه همان نفس لوامه و سرزنشگر است، دركشتي با نفس اماره شكست مي خورد و به زير مي رود و پنهان مي گردد تا زماني كه انسان به وسيله عامل بيروني ديگر، به خود آيد و راه تقوا را درپيش گيرد و نفس لوامه و وجدان بيدار و فطرت سالم، از زير هزارها تن خاك وسوسه و هواهاي نفساني بيرون آيد و جان تازه اي بگيرد. اما كم تر اتفاق مي افتد كه عقل دروني و پيامبر بيروني بتواند نفس لوامه و وجدان را بيدار و يا از زير فشارهاي آشكار و نهان نفس اماره و وسوسه ها و خواسته ها و هواهاي نفساني بيرون آورد. از اين رو در قرآن همواره به اين مهم اشاره شده است كه تنها هدايت را كساني مي پذيرند كه از تقواي عقلاني و فطري برخوردار باشند و تحت حكومت و تسلط وجدان و نفس لوامه قرار داشته باشند.(بقره، آيات 1 تا 5)
    مشكل ديگر آن است كه دشمن بيروني سوگند خورده اي همواره دركمين آدمي است و اجازه نمي دهد تا نفس لوامه از زير انبوه خاكسترهاي آتش هواهاي نفساني بيرون آيد و از سلطه نفس اماره به بدي رهايي يابد؛ چرا كه ابليس و شياطين ديگر، با استفاده از گرايش طبيعي غرايز به افراط و دنياگرايي، با قدرت نهان گري و خارج از ديد و رويت انسان، مي توانند با بهره گيري از ستون پنجم دشمن يعني غرايز و هواهاي نفساني و نفس اماره، مديريت انسان را به دست گيرند و ولايت پيدا كنند و آدمي را به سوي پستي ها و تنقص سوق دهند. شگفت اين كه انساني كه تحت ولايت ابليس و شيطان قرار مي گيرد گمان مي كند كه افكار و اعمال را خودش مديريت مي كند، در حالي كه همه آن ها القائات شيطاني است كه از درون به كمك ستون پنجمي ها صورت مي گيرد.
    بنابراين، دنيا با همه ظرفيت هاي كمالي براي آدم، بسيار خطرناكي است. تنها آدم هاي هوشيار و خردمند مي توانند از دام گسترده دنيا به اين معنا بگريزند و راه هاي كمالي را از دوزخ دنيا بيابند و بپيمايند. از اين رو وقتي به آيات قرآني مراجعه مي شود، زندگي دنيا به عنوان زندگي پست نسبت به زندگي آخرت يا بازيچه دانسته شده است؛ زيرا كساني كه در دام بازيگري هواهاي نفساني و نفس اماره بيفتند و در مسير ولايت ابليس و شيطان گام بردارند، هرگز رنگ سعادت و رستگاري را نخواهند ديد و سرمايه و فرصت عمر خويش را از دست مي دهند و زيانكار مي گردند.
    دنيا، بازيچه نفس اماره و ابليس
    چنان چه گفته شد، دنيا همان گونه كه پرورشگاه كمال آدمي و فعليت يابي مظهريت ربوبيت الهي است، پلي بر دوزخ است كه هر آن امكان سقوط آدمي در آتش هواهاي نفساني و وسوسه هاي ابليس و ولايت يابي شيطان در آن وجود دارد. لذا دنيا بازيچه نفس اماره و ابليس لعين بشمار مي رود.
    خداوند در آياتي از جمله 32 سوره انعام و 36 سوره محمد، زندگي دنيا را لعب و لهو مي شمارد. به اين معنا كه دنيا از نظر قرآن، جايگاهي خوب و نظام احسن است، ولي با توجه به نسبت آن به انسان، مي تواند به جاي كارخانه كمال يابي و خلافت، به كارخانه بازيچه سازي و خسران تبديل شود. كساني كه از صراط مستقيم عقل و شرع مي روند، سازه اي بيرون مي دهند كه خليفه الهي است، ولي كساني كه در صراط نفس و شيطان حركت مي كنند، بازيچه اي بيش توليد و بيرون نمي دهند.
    لعب كه ضد جد است به عملي گفته مي شود كه بي فايده باشد. البته تفاوت آن با لهو در اين است كه بازي و لعب داراي اجزاي منظم و اهداف خيالي است كه از جمله مي توان به بازي كودكانه اشاره كرد، ولي لهو اشتغال آدمي به كاري است كه حتي ممكن است فايده هم داشته باشد، ولي همين كار لهوي شخص را از انجام كارهاي مهم باز مي دارد. بنابراين سرگرم شدن به چيزي كه موجب باز ايستادن شخص از كاري شود كه براي فرد مهم است، عملي لهوي مي باشد.
    كساني كه گرفتار بازي دنيا مي شوند، كساني هستند كه عقل و انديشه خويش را به كار نمي گيرند. (انعام، آيه 32) بنابراين، چنان كه گفته شد، هواهاي نفساني و نفس اماره از سويي و ابليس از سوي ديگر، اجازه نمي دهند تا نفس لوامه، وجدان و عقل و فطرت بيدار شود و مديريت نفس را در اختيار گيرد.
    خداوند در اين آيه و آيه64 سوره عنكبوت به آدمي هشدار مي دهد كه اشتغال به دنيا و سرگرم شدن به آن به مثابه سرگرم شدن به بازيچه ها و امور لهوي است كه يا فايده اي ندارد يا شما را از كار اصلي باز مي دارد. به طور طبيعي كساني كه مشغول لهو و لعب دنيا مي شوند، خود را از حركت اصلي دور و يا باز مي دارند، از اين رو نمي توانند سازه اي را بيرون دهند كه در رضوان الهي قرار گيرد؛ زيرا قرار گرفتن در مقام رضوان و مغفرت الهي زماني است كه شخص قابليت حضور در اين مقام را با متاله شدن به دست آورد. كسي كه خدايي نشده و با سرگرم شدن به بازيچه هاي بي فايده و لهوهاي بازدارنده از كار مهم انسان سازي، خود را از خدايي شدن باز داشته است، اجازه حضور در آن مقام قدس را نمي يابد. از اين رو خداوند در آيه20 سوره حديد، اشتغال به لهو و لعب دنيا را زمينه ساز محروميت از مغفرت و رضوان الهي در آخرت بر مي شمارد.
    در حقيقت، در قيامت، هر كسي آن چه را ساخته و پرداخته، به نمايش مي گذارد. هر كسي آن چيزي است كه در دنيا ساخته است. كسي كه اشتغال به باطل و لهو و لعب داشته، چيزي جز باطل از خود نساخته كه هيچ وزن و حقيقتي ندارد تا در آخرت جلوه گري كند و لذا در آتش فراق و دوري از اسماي الهي قرار مي گيرد؛ زيرا كه هيچ اسمي را فعليت نبخشيده و هيچ نامي از نام هاي الهي سرشته در ذات خود را از قوه به فعليت در نياورده تا موجب انس او با خدا و لقاء الله شود. اين فراق فقدان اسم الهي است كه همه هستي او را در دوزخ مي سوزاند و خود را باطل و هيچ مي يابد. (زخرف، آيات74و 83)
    بي گمان در قيامت روشن مي شود شخص تا چه اندازه متاله و خدايي شده و از خسران و زيان رسته و چه كسي در آتش فراق نام ها مي سوزد. كسي كه در دنيا به لعب و لهو اشتغال داشت، حتي برخي از فعليت هاي ابتدايي خود را كه به نام وجدان، فطرت و عقل از آن ياد مي شود، از ميان مي برد و گرفتار تنقص به جاي تكامل مي شود. يعني اين گونه نيست كه ظرف دنيا تنها تكامل باشد؛ چرا كه گاه تنقص است؛ زيرا كسي كه حركت لعب و لهوي دارد و بدان اشتغال مي ورزد، از فعليت هاي ابتدايي به سوي قوه محض حركت مي كند و تنقص مي يابد. اين گونه است كه در برخي از درجات دوزخ فراق كساني را مي توان يافت كه قوه محض شده اند و در «درك اسفل من النار» قرار گرفته اند.
    عوامل غفلت زا
    انسان هايي كه با دسيسه نفس اماره و وسوسه ابليس و شياطين، گام به گام، فطرت، وجدان و عقل خويش را پوشيده داشته و دفن كرده اند، تحت ولايت شيطان قرار مي گيرند و همه حقايق هستي را وارونه مي بينند و تحليل مي كنند و با آن كه گاه در شك از حقيقتي هستند، آن را بازيچه قرار مي دهند (دخان، آيه9) و گاه ديگر، دين خدا را به بازيچه و ملعبه خود تبديل مي كنند (انعام، آيه70 و اعراف، آيه51) و با شعائر الهي بازي مي كنند. (مائده، آيه58 و الميزان، ج6، ص28)
    اين دسته افراد پست ترين افراد بشري هستند كه ظرفيت هدايت وحياني را نيز به سبب فريفتگي به دنيا به بازيچه تبديل مي كنند و عامل بيدار كننده را مخدر روح و روان خويش قرار مي دهند. (همان آيات پيشين)
    خداوند در آياتي به عالماني اشاره مي كند كه با آگاهي و علم، به بازي با دين مي پردازند و دين و وحي الهي را بازيچه مقاصد دنيايي خويش قرار مي دهند. (انعام، آيه91)
    كساني دچار لعب وسوسه هاي شيطاني و هواهاي نفساني نفس اماره مي شوند كه فطرت خويش را لگدمال كرده و وجدان بيدار و نفس لوامه را دفن نموده و از روي بي عقلي (انعام، آيه32)، از خدا و اهداف آفرينش كه بيرون از دايره لعب و لهو است (انبيا، آيه16 و دخان، آيه38) غافل شده اند.
    در حقيقت دوري از تقوا و عدم مديريت نفس اماره با كمك نفس لوامه و وجدان و فطرت و عقل، موجب مي شود تا انسان گرفتار غفلت از فلسفه و هدف آفرينش انسان و هستي شود و به كارهاي لهوي و لغوي و لعبي سرگرم شود. (انعام، آيه32 و آيات ديگر)
    انسان بايد همواره هوشيار باشد كه زمينه و ظرفيت دوگونه استفاده خير و شر، خوب و بد براي او در دنيا فراهم است. اگر از هدف آفرينش كه به دور از لعب است (انبياء، آيه16) غافل شود و زمام امور خود را به نفس اماره بسپارد تا شيطان وسوسه گر نيز بر او ولايت يابد، سرگرم به لعب و لهو و لغو دنيا مي شود و هرگز نمي تواند رنگ خدايي بپذيرد چه رسد كه متاله و خدايي شود.
    آن چه بيان شد تنها گوشه اي از غفلت آدمي و سرگرم شدن به لعب و لهو دنيا و زيان بزرگي است كه اين گونه بر خود تحميل مي كند. با نگاهي به همين آيات و تحليل و تبيين آن معلوم شد كه دنيا با همه ظرفيت براي كمال انسان تا چه اندازه خطرناك است و تنها هوشياران و بيداران و خردمندان هستند كه مي توانند از اين دام خطرناك و كمين ناپيداي ابليس و جهان برهند و به خدايي شدن لقاءالله دل ببندند.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 19801 به تاريخ 7/9/89، صفحه 6 (معارف)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 9:45 قبل از ظهر  توسط مهدی |

متخصصان از پيامدهاي مثبت مرخصي پدر پس از تولد فرزند بر سلامت جامعه مي گويند


خانواده به عنوان كوچكترين و مهمترين پايگاه اجتماعي رشد كودك، نقش مهمي در شكل گيري شخصيت افراد داشته و به عقيده متخصصان علوم اجتماعي، برنامه هايي كه از دوران قبل از بارداري و پس از آن تدوين و اجرا مي شود، بر چگونگي طي شدن اين روند موثر است.
    
    سدي در برابر استرس هاي عاطفي
    جديدترين تحقيقات نشان مي دهد، سلامت عاطفي و رواني مادر در دوران بارداري و شيردهي به طور مستقيم با سلامت جسم و روان جنين و نوزاد ارتباط دارد. از اين رو نقش پدر در فراهم كردن محيطي امن و آرام در خانواده مهم ارزيابي مي شود.
    به عبارت ديگر پدر خانواده با حركت در مسيري كه مادر را به آرامش نزديك كرده و از استرس هاي عاطفي و محيطي مي رهاند، سلامت جسمي و روحي همسر و فرزندش را تضمين خواهد كرد. يكي از مهمترين زمان هايي كه حضور پدر در خانه اهميت بيشتري پيدا كرده و مادر بيش از هر زماني به كمك هاي فكري و رواني همسرش احتياج دارد، ماه هاي نخست پس از تولد نوزاد است.
    
    پيامد دنياي صنعتي
    مطالعات نشان مي دهد، تاثير حضور پدر و مشاركت وي در به دوش كشيدن بار عاطفي مادر در دوران بارداري و پس از آن به اندازه اي اهميت دارد كه تاثير آن در كاهش آسيب هاي رواني و پيامدهاي پس از بارداري ازجمله افسردگي هاي پس از زايمان محسوس است.
    اين مسئله در دنياي صنعتي امروز كه افزايش شمار خانواده هاي هسته اي و كاهش ارتباطات اجتماعي قابل توجه بوده مادران را بيشتر در معرض خطر ابتلابه آسيب هاي رواني و افسردگي هاي ناشي از تنهايي قرار مي دهد.
    امروز، در بسياري از جوامع طرح مرخصي مردان پس از زايمان همسرانشان اجرا و با استقبال بسياري از خانواده ها مواجه شده است. مطابق با آمارهاي انجام شده، مردان پس از تولد فرزند، زمان زيادي را در خانه سپري كرده و از نزديك با مشكلات همسرانشان آشنا شده و اين مسئله منجر به تقسيم مسئوليت ميان والدين خواهد شد. به عقيده محققان حضور پدر در تامين نيازهاي غيراقتصادي همسرش در هفته هاي نخست تولد نوزاد، باعث كاهش آسيب هاي رواني و جسمي نوزاد و مادر خواهد شد و در طولاني مدت از جنبه اقتصادي نيز به نفع خانواده خواهد بود. دكتر ليلي انگجي، فوق تخصص روانپزشكي كودك، به تصويب رسيدن پيشنهاد مرخصي مردان پس از زايمان همسرانشان را مسئله اي مهم در كاهش آسيب هاي تهديدكننده نظام خانوادگي مي داند.
    اين روانپزشك اضافه مي كند، در بسياري از جوامع طرح مرخصي مردان پس از زايمان همسرانشان، مشمول پدران خانواده شده و آنها قبل از تولد فرزند با شركت در كلاس هاي روانشناسي تحت آموزش هاي لازم قرار گرفته و هفته هاي نخست تولد فرزندشان را در كنار مادر سپري مي كنند.
    به عقيده دكتر انگجي، اجرا شدن طرح حداقل 40 روز مرخصي براي پدران پس از تولد فرزندشان اين فرصت را به آنها خواهد داد تا در امور فرزندپروري به همسر خود كمك كرده و شيرين ترين لحظات زندگي را تجربه كنند. از طرف ديگر اين وضعيت به نفع نوزاد نيز خواهد بود و كودك از محبت پدري سيراب خواهد شد.
    مادران نيز بويژه آنهايي كه تولد نخستين فرزند را تجربه مي كنند، با شرايط جديد بهتر تطابق پيدا مي كنند و فرزندپروري براي آنها آسانتر خواهد شد.
    
    بهترين تصميم در خوشايند ترين رويداد
    دكتر مهدي زارع بهرام آبادي نيز در اين خصوص معتقد است، زايمان مادر و تولد فرزند يك رويداد خوشايند و در عين حال استرس آور و پرتنش براي خانواده محسوب شده و اين استرس نه تنها گريبانگير مادر خواهد شد، بلكه پدر و مادر همسران را نيز درگير مي كند. حمايت اعضاي خانواده مسئله مهمي است كه به ميزان قابل توجهي، از ميزان اين نقش ها و استرس ها كاسته و تطابق يافتن با اين تغيير جديد امكانپذير خواهد شد.
    اين روانشناس و مشاور خانواده اضافه مي كند، حمايت عاطفي از مادر وظيفه اصلي پدر خانواده است. در واقع شوهران به عنوان يك عضو مهم در شبكه اجتماعي نقش تعيين كننده اي در حفظ سلامت رواني مادر پس از زايمان ايفا مي كنند. بايد توجه داشت، تغييرات هورموني كه به واسطه بارداري و زايمان در مادر ايجاد مي شود، زمينه ساز ايجاد افسردگي هاي پس از زايمان بوده و باعث تغييرات خلقي در مادر مي شود. از اين رو زنان بيش از هر زماني به حمايت بيشتر همسران نيازمند هستند.
    حضور پدر در هفته هاي اول تولد نوزاد، سبب مي شود تا مادر با اين تغييرات كنار بيايد و به راحتي اين دوران سپري شود. در صورتي كه زمينه مناسب فراهم شود، سيستم بيولوژيكي بدن مادر به حالت عادي بازمي گردد. اين در حالي است كه در برخي زنان كه ممكن است، عوامل ژنتيكي و تغييرات هورموني زمينه ساز تظاهر علائم افسردگي شوند، حضور نداشتن موثر پدر و حمايت نكردن از همسر باعث پيشرفت و تشديد بيماري مي شود كه ممكن است، سال ها باقي مانده و سلامت مادر را تهديد كند.
    
    به يادماندني ترين حمايت
    دكتر ليلي انگجي، روانپزشك كودك، تفاهم داشتن زوجين و مسئوليت پذيري مردان را در بهره مندي بهينه از مرخصي مردان پس از زايمان همسرانشان مهم دانسته و معتقد است، در خانواده هاي موفق، پدران در مدت زماني كه حضور بيشتري در خانه دارند، قسمتي از مسئوليت هاي خانه داري را به عهده گرفته و با آموختن مهارت هاي فرزندپروري به همسر خود كمك مي كنند.
    اين روانپزشك معتقد است، بسياري از مردان، روش هاي همراه شدن با همسرشان در امور خانه داري و فرزندپروري را نمي دانند و حضور آنها در كنار همسرشان در مدت زمان مرخصي بي تاثير است.
    از اين رو شركت در كلاس هاي مهارت همسرداري، مراقبت هاي پس از زايمان و فرزندپروري قبل از تولد فرزندان مفيد خواهد بود. توصيه مي شود، والدين هر دو در اين كلاس ها شركت كرده يا با مشاهده برنامه هاي كمك آموزشي، برنامه اي را طرح كنند كه بهترين استفاده را از مرخصي پس از زايمان برده و موثرترين نتيجه را كسب كنند.
    دكتر مهدي زارع بهرام آبادي تغيير در سبك زندگي خانواده ها را يكي از دلايل به تصويب رسيدن قانون مرخصي مردان پس از زايمان همسران مي داند و معتقد است: در جامعه صنعتي امروزي شمار خانواده هاي گسترده رو به زوال مي رود و تعداد خانواده هاي هسته اي رو به افزايش است. از اين رو با پيدايش اين محدوديت ها، ارتباطات اجتماعي كمتر شده و بيشترين بار حمايت عاطفي و اجتماعي بر دوش مردان است.
    در صورتي كه اين پيشنهاد به مرحله اجرا درآيد، استرس و تنش خانواده كاهش پيدا مي كند، اين در حالي است كه حضور نداشتن پدر در خانواده استرس مرد را بيشتر كرده و ممكن است منجر به افت بازدهي و كارايي مردان در محيط كار شود.
    اين روانشناس اضافه مي كند، مردان بايد از مدت زمان مرخصي كمال استفاده را كرده و با انجام همكاري هاي لازم نشان دهند كه در قبال فرزند و همسر خود مسئوليت پذير بوده و حضوري كارآمد دارند. اين مسئله روابط عاطفي مستحكم و موثري را در آينده براي زوجين به ارمغان خواهد آورد.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4661 به تاريخ 7/9/89، صفحه 16 (گزارش)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط مهدی |

مترجم: نيلوفر اسعدي بيگي
برگرفته از: Familydoctor.org

عادات صحيح مراقبت و نگهداري از دندان ها مي تواند حتي قبل از رويش دندان ها هم شكل گيرد. پاك كردن لثه كودك با پارچه اي نرم و تميز بعد از غذادادن به او از تجمع باكتري ها جلوگيري مي كند. هنگامي هم كه دندان ها درآمدند، روزي 2 مرتبه با مسواكي نرم و مخصوص كودك، دندان هاي او را تميز كنيد.هنگامي كه كودك در سنين قبل از مدرسه است، استفاده از خميردندان را به او بياموزيد. البته دقت داشته باشيد مسواك را با لايه اي از خمير دندان نپوشانيد بلكه تنها كافي است مقدار كمي از آن را روي مسواك قرار دهيد. كودكاني كه سنشان كمتر است ممكن است خمير دندان را قورت دهند و خوردن بيش از حد خميردندان هاي حاوي فلورايد در درازمدت مي تواند باعث ايجاد لكه هاي دائمي روي دندان ها شود.
    
    پيشگيري از پوسيدگي دندان
    همه اعضاي خانواده بايد به دندان ها و حفظ سلامت آنها اهميت دهند و بخوبي از آنها مراقبت كنند. كودكان نيز بايد از همان دوران كودكي بياموزند چگونه بايد از دندان هاي خود مراقبت كنند. همه اعضاي خانواده بايد حداقل روزي 2 مرتبه دندان هاي خود را مسواك بزنند و البته بزرگسالان نخ دندان را هم نبايد فراموش كنند. مراجعه مرتب و دائمي به دندانپزشك نيز از ديگر مواردي است كه نبايد آن را ناديده گرفت. پدر و مادر مي توانند از دندانپزشك در مورد شيوه صحيح مسواك زدن دندان هاي كودك نيز مشورت بگيرند.
    
    رژيم غذايي و سلامت دندان ها
    يكي از توصيه هاي دندانپزشكان براي جلوگيري از پوسيدگي دندان، اجتناب از مصرف مواد غذايي شيرين، چسبنده و تنقلات ناسالم ميان روز است. براي اين منظور بهتر است مصرف مواد شيرين را كاهش دهيد و در طول روز آب كافي بنوشيد. شيشه شير كودكان نيز مي تواند مشكلات بيشتري براي سلامت دندان ها ايجاد كند. هنگامي كه مايعات درون بطري، شير يا آبميوه، براي مدتي طولاني در تماس با دندان ها باشد، قند موجود در آن مي تواند باعث پوسيدگي شود. در چنين شرايطي پوسيدگي دندان ها بيشتر شده يا ممكن است دندان ها تغييررنگ دهند. به همين دليل هيچ وقت نگذاريد كودك با شيشه شير به رختخواب برود يا در طول روز با آن در خانه بگردد. بنابراين خوب است به او بياموزيد از ليوان يا فنجان براي نوشيدن مايعات استفاده كند.
    
    مكيدن شست
    اين عادتي طبيعي براي كودكان است كه شست، ساير انگشتان يا پستانك خود را بمكند. بيشتر كودكان، خودشان اين عادت را تا 4 سالگي ترك مي كنند. در چنين شرايطي معمولامشكلي هم براي دندان ها پيش نخواهد آمد، اما اگر كودك پس از 4 سالگي هنوز اين عادت را دارد، بهتر است با دندانپزشك مشورت كنيد. وي مي تواند دندان ها را به دقت بررسي كند تا هنگام رشد آنها مشكلي ايجاد نشود.
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3004 به تاريخ 7/9/89، صفحه 16 (سلامت)

ترجمه

تمامی حقوق برای وبلاگ آینده محفوظ است.