X
تبلیغات
آینده
آینده
بزرگراه اجتماعی
+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: صديقه توانا

دوران طلايي آموزش پشت نيمكت هاي مدرسه
    امروزه كودكان در عصر اطلاعات و دنياي ارتباطات قرار دارند كه اين مسئله، هوشياري درباره اين مخاطبان كم سن و سال را وظيفه اي انكارناپذير مي سازد.
    يكي از مباحثي كه دست اندركاران حوزه تعليم و تربيت ديني بايد به طور گسترده با آن آشنايي پيدا كنند، نحوه استنباط كودكان در سنين مختلف از موضوعات و مفاهيم ديني است. به يقين شالوده تفكر ديني آنان را مي توان در همين مفاهيم و برداشت هاي گوناگون جست وجو كرد و اگر درصدد هستيم تا پيام رساني مذهبي، متناسب با ويژگي هاي دانش آموزان را برنامه ريزي كنيم، ناچاريم در دنياي كودكانه آنان گام نهاده و از ديد آنها به معارف ديني بنگريم.
    به اعتقاد كارشناسان مسائل تربيتي، مراحل رشد و تكامل درك ديني كودكان و نوجوانان به دوره هاي سه گانه تفكر مذهبي، شهودي، مذهبي عيني و مذهبي انتزاعي تقسيم مي شود. براين اساس، مي توان تعليم و تربيت ديني كودكان را در دو دوره كلي خردسالان 5 تا 9 سال و كودكان 9 تا 13 سال برنامه ريزي كرد.
    تعليم و تربيت ديني خردسالان بايد توام با بازي، شوخي، سرگرمي و داستان گويي باشد تا ارتباط مربي و متربي از جاذبه ها و تاثير لازم برخوردار باشد. در دوره دوم نيز استفاده از داستان، شعر، سرود، نمايشنامه و فعاليت هاي عملي و هنري مختلف و سرگرمي هاي گوناگون، يكي از ضرورتهاي تعليم و تربيت به شمار مي آيد.
    
    
    وقتي پايه هاي اعتقادي محكم باشد
    مجتمع آموزشي حافظان وحي به منظور تربيت بچه هايي مومن، صالح و سالم و آشنا به امور ديني و قرآني از همان سنين كودكي، 16 سال قبل در شمال شرق تهران افتتاح شد. در اين مجتمع معلمان و مسئولاني دلسوز و متعهد به آموزش قرآن به شيوه اشاره و حفظ و مفاهيم و قصص قرآني مي پردازند و بچه ها با 300 موضوع مختلف آيات الهي در سنين كودكي آشنا و مانوس مي گردند.
    خانم بتول حقي مسئول مجتمع آموزشي حافظان وحي و يكي از موسسين مدرسه در گفت وگو با گزارشگر كيهان ضمن توضيحاتي در خصوص اهداف تاسيس اين مجتمع و نحوه آموزش قرآن به نونهالان مي گويد: «در سال اول مجتمع، و در دوره اول كار آموزشي خود را با 200 نفر دانش آموز دختر و 180 نفر دانش آموز پسر آغاز كرديم و تا به امروز كه در اين مركز فقط در مركز پيش دبستاني 150 نفر به آموزش قرآن به شيوه اشاره مي پردازند.»
    از خانم حقي در مورد وضعيت تحصيلي بچه ها در اين مجتمع مي پرسم كه در پاسخم مي گويد: «دانش آموزاني كه وارد اين مركز مي شوند تا سال سوم راهنمايي در كنار درس هاي آموزشي و تحصيلي مصوب آموزش و پرورش، به فراگيري آيات الهي در زمينه حفظ و مفاهيم مي پردازند.»
    به او مي گويم اينكه بچه هاي شما در اين مجتمع در يك فضاي متفاوت تر از مدارس ديگر و جامعه رشد مي يابند و تربيت مي شوند، آيا فكر نمي كنيد اين نونهالان در سالهاي بعد يا هنگام ورود به اجتماع خيلي دچار تضاد و دوگانگي شوند كه در پاسخم اين طور مي گويد: «وقتي پايه هاي اعتقادي بچه ها در خانه و مدرسه محكم شود، اگر دچار تضاد هم شوند، چيزهاي ضدارزش براي آنها خيلي سخيف و پست به نظر مي آيد چون معتقديم كودكان و نوجوانان وقتي در شرايط يكسان آموزشي در خانه و مدرسه قرار بگيرند و پايه هاي ديني، مذهبي و اعتقادي آنها از ابتدا به صورت صحيح و اصولي شكل گيرد، هيچ تندباد حوادثي آنها را نمي لرزاند، اگر بچه ها ارزشها را به صورت درست درك كنند قطعاً فرزنداني مصلح خواهند شد و در نتيجه جامعه اي صالح خواهيم داشت.»
    از وي در مورد راه هاي تقويت ديني و تاثير افزايش چنين مدارسي در سراسر كشور سوال مي كنم كه در پاسخم مي گويد: «اساسي ترين كار در درجه اول آگاهي پدر و مادر از مسائل ديني است كه براي اين كار بايد ساعتهاي زيادي زمان صرف كنند تا بتوانند آموزش درستي براي بچه هاي خود داشته باشند بدون اينكه بخواهند از روش اجبار استفاده نمايند. ضمن اينكه ثبت نام بچه ها در چنين مدارسي قطعاً كمك بزرگي به تقويت بنيه هاي ديني بچه ها در كنار مسائل علمي و آموزشي آنها مي كند.»
    وي به آموزش هاي لازم خانواده ها در آموزش و پرورش و كلاس هاي خاص والدين هم تاكيد مي كند و مي گويد: «مسئولان امر تربيتي بايد كلاس هاي خاصي براي آگاهي پدران و مادران در خصوص چگونگي برخورد صحيح با بچه ها داير كنند ضمن اينكه در مدارس به خود بچه ها هم آموزش هاي لازم داده شود. مدارس ما بايد دختران را براي مادر شدن و پسران را براي پدر شدن آماده كنند در حالي كه متاسفانه شاهديم سيستم آموزشي در شرايط فعلي به سمتي پيش مي رود كه دختران را براي كارهاي مردانه و پسران را براي كارهاي زنانه آماده مي سازند. خانم حقي مي گويد: «در حال حاضر خيلي تقسيم بندي درستي روي ارزش هاي اعتقادي نداريم.»
    دليل اين گفته خود را افزايش رشته هاي صددرصد پسرانه در دانشگاه ها براي دختران ذكر مي كند و مي گويد: «67درصد صندلي دانشگاه ها را دختران اشغال كرده اند و اكثر آموزشگاه ها دختران را تشويق به ادامه تحصيل مي كنند، حال آنكه مدارس ما بايد دختران را براي مادر شدن پس از اتمام تحصيل تشويق نمايند نه اينكه مشوق آنها شوند كه حتما بايد با انتخاب شغل در اجتماع حضور يابند و در نهايت آن وظيفه اصلي كه تشكيل خانواده و تربيت فرزنداني صالح و نيكوكار و مومن است به ورطه فراموشي سپرده يا كم رنگ شود.»
    خانم حقي با اظهار تاسف از اينكه برخي از خانواده ها دختران و پسران خود را براي ازدواج كه يك سنت است آماده نمي كنند مي گويد: «متاسفانه خانواده هاي مرفه با ازدواج فرزندان خود و ريخت و پاش هاي اضافه و ترويج چشم و هم چشمي و تجملات، اصل ازدواج و تربيت فرزنداني مومن و متعهد را زير سوال مي برند و خوشبختي فرزندان و آيندگان خود را ناديده مي گيرند، زوج هاي جوان بايد ياد بگيرند كه قبل از بچه دار شدن روي تربيت نوزاد خود تفكر كنند و راه درست را برگزينند و لقمه حلال بخورند و بذر تعليم تربيت را قبل از تشكيل نطفه در زمين زندگي مشتركشان بپاشند.»
    
    
    فرآيند طولاني و پيوسته تربيت
    تربيت كودك فرايندي طولاني و به هم پيوسته دارد. و يكي از مسائل مهم جامعه هم تربيت كودكان و نوجوانان است كه اگر به شكل علمي و با استفاده از دستورات ديني و تعاليم حيات بخش اسلام و شيوه هاي عالمانه ائمه«ع» و علماي رباني به آن پرداخته و براساس آن عمل شود، بسياري از مشكلات تربيتي، اخلاقي و مفاسد اجتماعي از بين خواهد رفت.
    مجتبي جعفريان كارشناسي مسائل ديني و مربي امور تربيتي در گفت وگو با گزارشگر كيهان با تاكيد بر اين موضوع كه اگر فرزند تربيت ديني داشته باشد بركاتش به خود او و ديگران خواهد رسيد، خاطر نشان مي كند: «كودكي كه توسط والدين و با كمك آنها با خدا آشنا مي شود، هيچ وقت احساس پوچي نمي كند و در تمام زواياي زندگي اش تكيه گاه محكمي خواهد داشت و با همين تكيه گاه در برابر سختي ها و مشكلات استقامت مي كند.»
    جعفريان مراقبت هاي قبل از تولد را در تقويت آموزش ها و تربيت ديني فرزندان حائز اهميت مي داند و مي گويد: «آنچه در ساختن شخصيت انسان موثر است، خيلي بيش تر از مدرسه و جامعه آغاز مي شود و به مسئله تغذيه، شيرمادر، روحيات والدين و... مربوط است. اهل معرفت و انسان هاي دقيق و ارزشي در به وجود آمدن نسلي پاك، نجيب، باايمان و اهل صلاح و فلاح به اين نكات و ريزه كاريها هم توجه مي كنند. در زندگي نامه بسياري از بزرگان دين با شهيدان اسلام مي خوانيم و مي شنويم كه مادرانشان در ايام بارداري و شيردادن مواظب حالات روحي خود بوده اند، با وضو به آنها شير مي دادند، غذاي حلال مي خوردند و در هر مجلسي شركت نمي كردند و ... ضمن اينكه مادر در ايام بارداري يا هنگام شيردادن چه صداهايي بشنود (ترانه يا تلاوت قرآن) چه تصاوير و فيلم هايي ببيند، در چه جلساتي شركت كند و باچه كساني معاشرت داشته باشد، همه در تكوين شخصيت معنوي فرزند موثر است.»
    
    
    درخواست فرزند صالح داشته باشيم
    يكي ديگر از مراقبت هاي دوران قبل از تولد كه تاثير فراواني در تربيت ديني بچه ها دارد، دعا و نيايش و درخواست فرزند صالح از خداوند است.
    مجتبي جعفريان در ادامه صحبت هاي خود با گزارشگر كيهان با استناد به حديثي از حضرت علي«ع» در همين موضوع مي گويد: «از حضرت علي«ع» روايت شده كه فرمودند: من از خداي خود فرزنداني زيبا روي و خوش قامت نطلبيدم، بلكه از پروردگارم خواستم فرزنداني به من عطا كند كه مطيع خدا و خائف از او باشند، تا هرگاه به آنان مي نگرم كه مطيع خدايند، چشمانم روشن گردد. »
    وي همچنين به سن مناسب براي تربيت ديني بچه ها هم اشاره مي كند و مي گويد: «بهترين زمان براي اين امر دوره نونهالي است، چرا كه فطرت خداجوي نونهالان دست نخورده است و اين كار مربي را بسيار ساده مي كند. قلب كودك در اين سن چونان زمين خالي است كه هر بذري را در آن بكاريد رشد خواهد كرد: »وي به والدين توصيه مي كند كه آموزش مستقيم ارزش هاي ديني را از 2 سالگي آغاز كنند. چرا كه حس مذهبي كودك نيز از اين سن آغاز مي شود.
    اين مربي امور تربيتي همچنين راه هاي تثبيت آموزه هاي ديني را تداوم والدين، تهيه امكانات جذاب مثل سجاده، عطر، چادر و... تمرين و ممارست، حضور در محافل مذهبي، ارتباط با خانواده هاي مذهبي و الگودهي مناسب ذكر مي كند و مي گويد: «القاي ارزش هاي ديني تا حدود 6 سالگي به طور مستقيم ممكن است، زيرا كودكان تا اين سن مقاومت رواني فراواني در مقابل آموزه هاي ديني ندارند. اما از اين سن به بعد با توجه به افزايش مقاومت رواني آنان بايد از شيوه هاي القايي غيرمستقيم مثل داستان، شعر، شرح حال بزرگان، فيلم، كارتون و نمايشنامه استفاده كرد.»
    
    
    مدرسه، طلايي ترين دوران رشد
    طلايي ترين دوران آموزشي بچه ها در مدارس سپري مي شود و مي طلبد كه مسئولان امور آموزش اهتمام ويژه اي به اين مسئله مهم داشته باشند.
    از اين مربي امور تربيتي در مورد فعاليت هاي آموزش و پرورش در راه تثبيت ارزش هاي ديني و اخلاقي دانش آموزان سوال مي كنم كه در پاسخم مي گويد: «تاسيس نهاد مقدس امور تربيتي در بدنه آموزش و پرورش اولين و مهم ترين گام در جهت رشد معنويت و تحكيم عقايد در ميان كاركنان و دانش آموزان بود كه به مرحله اجرا درآمد.
    برگزاري مسابقات قرآني، معارف اسلامي و هنري با هدف ارتقاي معنويت، توجه به مراسم صبحگاه و ظهرگاه و غني سازي محتواي برنامه ها براي آشنايي دانش آموزان با قرآن، ادعيه، احاديث، اخلاق، برگزاري اردوها با هدف آشنايي بامراكز مذهبي و ديدار با علما و مراجع تقليد نيز برخي از مهم ترين سرفصل هاي برنامه هاي آموزش و پرورش در راستاي تقويت باورها و اعتقادات ديني دانش آموزان است.»
    جعفريان توجه و عنايت ويژه به اقامه نماز جماعت در مدارس و غني سازي و پربار نمودن ساعات درس قرآن و تاسيس مراكز خاص قرآن آموزي را از ديگر برنامه هاي مذهبي بيان مي كند و راه اندازي 10 هزار مدرسه قرآن در سراسر كشور با هدف ياددهي، روخواني و روانخواني قرآن براي تمام اقشار جامعه را گام بسيار مثبتي دراين زمينه مي داند.
    
    
    راه هاي تربيت كودك از نظر اسلام
    تربيت امري فرآيندي است و در تمام مدت عمر اتفاق مي افتد، اما هر چيزي داراي بهترين زمان است و از جمله بهترين زمان تربيت، دوران كودكي و نوجواني است.
    حجت الاسلام خليل منصوري محقق و پژوهشگر در گفت وگو با گزارشگر كيهان با بيان مطلب فوق مي گويد: «دراين دوره كودك همانند خشت خام است كه هر نقشي را به خود مي گيرد. از اين روست كه سفارش بسياري براي تاديب كودكان در اين دوره بيان شده است. اميرمومنان علي(ع) به امام حسن(ع) سفارش مي كند كه اين زمان بهترين زمان تربيت و تاديب كودكان است؛ آن حضرت در وصيت به فرزندش امام حسن(ع) مي فرمايد: دل جوان، مانند زمين كشت نشده است. آنچه در آن افكنده شود، مي پذيرد. از اين رو، پيش از آن كه دلت سخت گردد و خردت سرگرم شود، به تربيت تو همت گماشتم. (نهج البلاغه، از نامه 31).»
    وي تاكيد مي كند:«نبايد بگذاريم تا شخصيت كودك شكل گيرد و آن گاه اقدام به تربيت و تاديب كنيم. اين سادگي است كه كودك را رها كنيم تا به حال خودش باشد و آن گاه پس از شكل گيري شخصيت اقدام به تاديب كنيم. برخي از مردم حتي مومنان، دختران خردسال را با وضعي نامناسب به اجتماعات مي برند و لباس هاي نامناسب به آنان مي پوشانند و موهاي ايشان را برهنه مي گذارند. سپس توقع دارند كه در هنگام بلوغ شكل و ظاهري ديگر به خود گيرد و حجاب داشته باشد، درحالي كه تا پيش از اين نيمه عريان در اجتماع رفت و آمد داشته است. اين دختر كه شخصيت او اين گونه شكل گرفته و به اين وضعيت عادت كرده است، ديگر به سادگي تحت پوشش حجاب نمي رود؛ چون عادت به اين پوشش جديد ندارد و نسبت به آن مقاومت مي كند؛ زيرا در زمان فرمانبرداري و تقليد كه دوست داشت مانند مادرش چادر بر سر كند، اجازه داده نشده تا با تقليد اين سنت و جامعه پذيري به وي منتقل شود، اكنون كه دوره وزارت است، ديگر وزير نخواهد بود و خود مدعي راه ديگري است و پوشش خود را كه به آن عادت كرده است ادامه مي دهد.»
    گزارش روز
    
 روزنامه كيهان، شماره 20039 به تاريخ 12/7/90، صفحه 5 (گزارش روز)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:31 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: بخش علم و فناوري

به اعتقاد بسياري از روانشناسان بخش عمده از شخصيت افراد در كودكي شكل مي گيرد و در اين ميان والدين نقش بسيار مهم و تاثير گذاري در تكوين روحيات و خلقيات كودكان دارند چرا كه آنان با تربيت صحيح مي توانند كودكان را براي فرداي سالم و پرشور آماده سازند و يا اينكه راه در پيش روي آنها به سوي انحرافات گشايند . همواره روشهاي متعددي در خصوص چگونگي تربيت فرزندان مطرح مي شود. عده اي بر اين باورند كه كودكان نبايد زياد آزاد باشند و عده اي ديگر نيز معتقدند فرزندان اجازه دارند تا طريقه زندگي شان را خود انتخاب كنند. با اين حال بايد گفت نه مي توان آن چنان با تساهل در خصوص تربيت فرزندان رفتار كرد و نه مي توان فرزندان را تحت كنترل شديد قرار داد چرا كه نتايج چنين برخورد هايي مي تواند بسيار خطرناك باشد.روانشناسان بر اين باورند كه نوجوانان و كودكان از تاثير پذيري فوق العاده اي برخوردار هستند . آنان به دليل تازه بودن تجربه هاي زندگي غالبا هر رويدادي و اتفاقي را به عنوان مبناي تحليلي خويش قرار مي دهند و شايد همين امر باشد كه منجر به انحطاط فكري و اخلاقي فرزندان مي شود.در واقع بايد گفت پدر و مادر ايده آل والديني هستند كه شيوه هاي تربيتي و قانوني را براي بچه هاي خود در نظر بگيرند و با آن سبك تربيتي خاص – كه مي تواند متناسب با اعتقادها، طبقه اجتماعي، اقتصادي وفرهنگي زن و شوهر باشد- او را پرورش دهند. در اين شيوه هاي تربيتي نبايد افراط و تفريط باشد. گاهي آن قدر به بچه ها سخت مي گيريد كه بعد به دليل قوانين سخت دلتان مي سوزد و مدتي او را رها مي كنيد تا هر آنچه مي خواهد بكند. اين اشتباه ترين اقدام در زمينه تربيت بچه ها است. چون افراط و تفريط، بچه ها را جسور و گستاخ مي كند و آنها در اين صورت، شما را لايق والد بودن نمي دانند. نكته مهم ديگر اين است كه در مورد سبك تربيتي بايد با همسرتان مشورت كنيد و در اجراي آن ثبات قدم داشته باشيد. اينكه پدر و مادر هر كدام ساز مخالف بزنند، بدترين شيوه تربيتي است.
    
    در همين زمينه يك روانشناس باليني با بيان
    اينكه حمايت هاي افراطي منجر به سركشي افراطي در بزرگسالي مي شود، گفت: پدر و مادر بايد بيشتر انرژي خود را بر روي استقلال و افزايش آستانه تحمل فرزند خود بگذارند.دكتر رامين خدابخشي افزود: ابراز محبت خود يك مقوله معمولي است اما ابراز بيش از حد آن مي تواند مشكلاتي را به همراه داشته باشد.وي ادامه داد: اين روزها مادرها، بيش از حد لازم دلواپس فرزندان خود هستند و بسياري از والدين براي اينكه محبت هاي افراطي خود به فرزندشان را توجيه كنند عنوان مي كنند كه زمانه ما عوض شده است و بچه ها به مراقبت بيشتري نياز دارند.خدابخشي ضمن بيان اين مطلب كه اين ميزان محبت از سوي والدين لازم نيست و توجيهي ندارد، اظهار كرد: نتايج نشان داده است كه محبت بيش از حد به كودك اثر منفي دارد. در حالي كه براساس آمارها و مشاهدات باليني ما كودكان امروز در مقايسه با نسل هاي پيشين، زندگي راحت تري دارند. امكاناتي كه يك كودك از طبقه متوسط امروز دارد در اختيار بچه هاي آن زمان نبود.اين روانشناس باليني با بيان اينكه نظارت والدين بر اغلب فعاليت هاي بچه ها اعم از غذا خوردن و تماشاي تلويزيون گرفته تا روابط با دوستان و ثبت نام در انواع كلاس هاي ورزشي، موسيقي، زبان انگليسي بسيار زياد شده است، گفت: يك دليل آن اين است كه امروز والدين بچه هاي خود را بسيار خاص و متفاوت مي دانند و از آنها مراقبت هاي ويژه اي مي كنند.با اين حال بايد دانست در خانواده رفتار والدين با هم ، موثرترين الگو براي فرزندان مي باشد . اين روابط ، الگويي است براي درك كودكتان از برقراري ارتباط درست و شايسته .
    
    
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7377 به تاريخ 12/7/90، صفحه 17 (علم و فناوري)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: مليحه سعيدي

موسيقي، بخش جدايي ناپذير از زندگي روزانه مردم است. كودكان ايراني همواره به صورت طبيعي با موسيقي همراه بوده و با ضرباهنگ هاي مختلف رشد مي كنند. آنها در بازي هاي كودكانه خود با موسيقي آشنا شده و به يادگيري آن مي پردازند. همين جورچين هاي فيزيكي و انتزاعي در زندگي آنها باعث رشد و به رديف شدن ملودي هاي خودآگاه و ناخودآگاهشان مي گردد.
    اين اعتقاد كه همه شاخه هاي هنري ازجمله موسيقي كه بيشتر با روح و روان كودكان مرتبط است بايد در طول عمر يك انسان رشد كند تا او را از مواجهه با اصوات ناهنجار و آلودگي هاي صوتي در امان نگه دارد و از امراض روحي و رواني دور سازد بايد به گونه اي با كودك همراه باشد كه بتواند در ذهن و روح او تاثير گذارده و ريتم و نظم را به او بياموزد.
    آشنايي با نغمه ها، ريتم ها و آهنگ ها و شناختن سازها بايد براي كودكان و نوجوانان يك امر كاملاً عادي باشد و اين باور كه نواختن و دانستن موسيقي مي تواند در شكل گيري و خلاقيت ذهني كودكان تاثير بگذارد را تقويت كند.
    همه انسان ها اين استعداد و توانايي خدادادي را دارا هستند و موفق نشدن در اين مسير حاصل عدم تلاش آنهاست. حال آن كه وقتي اين مهم به صورت امري عادي درآيد و مردم به ضرورت، درك و فهم موسيقي و انس كودك با موسيقي هاي گوش نواز و بي ايراد را جزو الفباي زندگي كودك خود بشمارند و او را به شنيدن اصوات خوب راهنمايي كنند، كودك با احساس خوب رشد مي كند.
    اين است كه والدين بايد همه تلاش خود را در جهت آشنايي او با موسيقي كلاسيك (اصيل) ايراني به كار گيرند تا كودكان نوشتن، خواندن و گوش دادن به موسيقي را كه همانا به وجودآورنده نظم، لطافت، همياري و حركت جمعي است، بياموزند. مهم اين است كه آنها در بستر درستي از شنيدن، اجرا و همكاري در زمينه موسيقي قرار گيرند چون اگر بستر مناسب فراهم شود داخل شدن و رسيدن به سرچشمه آسان خواهد بود.
    اثر «سبزه ريزه ميزه» گامي است كه با آگاهي از نياز روح كودكان و براي آشنايي با فرهنگ و تمدنمان در دستگاه ها و آوازهاي موسيقي ملي ايران خلق و براي به كارگيري در برنامه روزانه كودكان و ديگر گروه هاي سني تهيه و تنظيم شده است.
    ٭نوازنده قانون و آهنگساز
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4905 به تاريخ 12/7/90، صفحه 19 (ايران فرهنگي)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نگاهي به رواج نماد هاي بيگانه در نوشت افزار كودكان

نويسنده: م-ح

كيف، كفش، جامدادي، مدادتراش، پاكن، دفتر، خودكار، مداد رنگي، پاستل، آبرنگ، جلد كاغذي، برچسب، ليوان دانش آموزي و....تنها بخشي از وسايل اوليه اي است كه هر دانش آموز ايراني براي يك سال تحصيلي خود تهيه مي كند؛ اما با وجود اين، تنوع در لوازم و وسايل و فراواني ميليوني مخاطبان آن هيچ ارگاني متولي فرهنگ سازي در اين زمينه نيست و اين سوپراستارهاي غربي و شرقي ايران هستند كه در اين بازار مكاره، يكه تازي مي كنند. تصاوير شخصيت هاي كارتوني و اسطوره هاي بيگانه روي لوازم التحرير دانش آموزان خودنمايي مي كند. بر روي اين لوازم التحريرها عكس هاي باربي، لاك پشت هاي نينجا، مرد عنكبوتي، يانگوم و سوسانو جايگزين عكس شخصيت هاي فرهنگي و كهن اين مرز و بوم و مشاهير علم و ادب همچون ابوعلي سينا، سنايي، خوارزمي، خواجه نصير الدين طوسي، عطار، فردوسي، حافظ، سعدي و خيام شده اند. كارشناسان معتقدند، با توجه به ويژگي هاي شخصيتي كودكان و نوجوانان، نبايد آنان را در معرض تصاوير و طرح هاي غيربومي قرار داد و به نوعي بر دل و فكر آنها القا كرد.اين امر درحالي است كه شخصيت هاي كارتوني و عناصر سريال هاي خارجي سالهاست كه مهمان لوازم التحرير دانش آموزان هستند. لوازم التحرير با طرح هاي مختلف در بچه هاي پيش دبستان و دبستان تاثير پذيري بيشتري دارد و كودك به همه پديده هايي كه در محيط او قرار دارند، توجه زيادي دارد.
    
    اردشير انتظاري،جامعه شناس در اين باره مي گويد:« به نظر من، لوازم التحرير همچون رسانه است كه پيام هايي دارند كه در آن مستترند و بايد درباره آن حساس بود.لوازم التحرير بايد از جذابيت و زيبايي خاصي برخوردار باشد و نبايد نگاه سلبي داشت. ما نمي توانيم هميشه به كودك بگوييم كه اين غذا بد است، آن ديگري ميكروب دارد و ... به هرحال او نياز به غذا دارد و بايد آن را تامين كرد. به همين دليل، مسئولان فرهنگي بايد هنرمندان را وارد اين جريان كنند و از آنها طرح ها و ايده هاي جديد و نو و مناسب سن كودكان بخواهند».
    
    كودكان و نوجوانان روحيه زيباشناسي دارند و طالب زيبايي و جذابيت هستند. نمي توانيم آنها را سركوب كنيم. دانشمندان بر اين باورند كه 70 درصد از ضمير انسان در مثبت انديشي، خلاقيت، تفكر انتقادي و منطقي، بينش علمي، صداقت و....در سن هشت تا سيزده سالگي شكل مي گيرد. به همين دليل والدين، معلم و دولت بايد دقت ويژه اي نسبت به اين موضوع داشته باشند و براي اين دوره برنامه خاصي دنبال كنند، چرا كه در غير اين صورت، كودكان از بيرون تاثير مي گيرند.
    
    از نظر روانشناسي ثابت شده است كه جوانان بويژه نوجوانان علاقه بسياري به الگوسازي و اطاعت از الگوها دارند و اگر نتوانيم اين نياز آنها را به طور سالم و بومي برآورده كنيم، آنها براي رفع اين نياز از الگوهاي غير بومي استفاده مي كنند كه اين شروع تهاجم فرهنگي در سنين كودكي و نوجواني مي شود.
    
    سيد علي يزديخواه مديركل آموزش و پرورش شهرستان هاي استان تهران با اشاره به نفوذ تهاجم فرهنگي غرب ميان دانش آموزان از طريق لوازم التحرير وارداتي مي گويد:« جلوگيري از نفوذ فرهنگ غربي مقوله اي است كه همگان بايد به آن اهتمام ويژه اي داشته باشند.بي شك خريد اجناس متناسب با فرهنگ ديني ، اسلامي ، باكيفيت، بادوام و در عين حال با قيمت مناسب مدنظر والدين است همچنين اين نكته حائز اهميت است كه دانش آموزان را طوري تربيت كنيم تا فرهنگ غربي نتواند جايگزين فرهنگ اسلامي ما و در بين فرزندانمان باشد و اعتقادات ديني و ملي ما را تحت تاثير قرار ندهد.جلوگيري از نفوذ فرهنگ غربي مقوله اي است كه همگان بايد به آن اهتمام ويژه اي داشته باشيم و نگذاريم جامعه، فرزندان و خانواده ها درگير و مغلوب چنين فرهنگي شوند به طور مثال سرازير شدن كالاهايي با مظاهر غربي بويژه براي كودكان و نوجوانان در بازارچه ها و فروشگاه ها گوياي اين است كه هنوز توجه چنداني به تاكيدات و هشدارهاي بزرگان نشده و كودكان ما در معرض آسيب و تهديد از سوي دنياي غرب هستند».
    
    متاسفانه اين موضوع سال هاست به عناوين گوناگون در كشور مطرح مي شود و مسئولان فرهنگي و آموزشي نسبت به آن بي توجه هستند.موضوعات فرهنگي بسيار پيچيده است و نياز به همفكري و هماهنگي دارد. در سال هاي گذشته، هيچ گاه مسئولان فرهنگي و آموزشي كشور دور يك ميز ننشسته اند تا در اين باره چاره انديشي كنند و نقشه جامع و واحدي را كه نقش هر يك از نهادها در آن مشخص باشد، ارائه دهند.
    
    اميدواريم در سال هاي آينده با همكاري مسئولان و والدين اين موج كمرنگ تر شود و عرضه لوازم داخلي با تصاوير اسطوره هاي كشورمان افزايش يابد.چرا كه تبليغات و طرح هايي كه در پشت جلد دفترچه ها استفاده مي شود نبايد به فرهنگ ايران ضربه بزند.كشورمان از پشتوانه قوي فرهنگي برخوردار است اما در بيش تر زمان ها از كشورهاي ديگر تقليد مي كنيم و نتوانسته ايم در معرفي فرهنگ و تمدن اصيل خود كار قابل توجهي انجام بدهيم.به همين دليل است كه دانش آموزان به شخصيت هاي غربي كه از طريق تلويزيون، ماهواره و سايت ها پخش مي شود جذب مي شوند بنابراين بايد فرهنگ سازي مناسبي در اين زمينه صورت گيرد تا از چهره هاي نامناسب در نوشت
    افزار هاي كودكان استفاده نشود. فعاليت هاي زيادي بايد براي تغيير اين وضعيت انجام شود.بايد تلاش كرد تا الگوها، دانشمندان و مسائل فرهنگي كشورمان بيش تر در ميان دانش آموزان برجسته شود.
    
    
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7376 به تاريخ 11/7/90، صفحه 6 (گزارش)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط مهدی |

مصرف آب مركبات تازه مانند آب پرتقال در وعده صبحانه مي تواند اشتهاي كودكان بي ميل را افزايش دهد.
    تغذيه دانش آموزان از اهميت ويژه اي برخوردار است و بايد در رژيم غذايي آنها از همه گروه هاي غذايي وجود داشته باشد.
    تغذيه دانش آموزان بايد سرشار از ويتامين هاي محلول در چربي و ويتامين هاي محلول در آب كه بالغ بر 13ويتامين و 16 مواد معدني باشد كه اين ويتامين ها و مواد معدني از طريق تغذيه روزانه بايد براي دانش آموز تامين شود.
    دانش آموزان در طول تابستان به دليل اينكه مدارس تعطيل بودند عادت كرده بودند كه شب ها دير بخوابند و صبح نيز دير بيدار شوند اما پدر، مادرها بايد خواب دانش آموزان را تنظيم كنند و ساعت بيولوژيك بدن آنها بايد تنظيم شود.
    به دليل اينكه ريتم بيولوژيك بدن دانش آموزان در تابستان تغيير پيدا كرده بايد سعي كنند دانش آموزان شب ها زود بخوابند و صبح زود از خواب بيدار شوند و حتماً صبحانه مصرف كنند.
    زود خوابيدن دانش آموزان موجب تنظيم هورمون هاي بدن آنها مي شود كه تحت تاثير طلوع و غروب آفتاب عمل مي كند اگر دانش آموزان زود بخوابند بدن آنها بازسازي مي شود و ازنظر رشد بدني و مغزي بهبود پيدا مي كند اگر آنها زود بخوابند رشد قدي شان افزايش پيدا مي كند و صبح زود با نشاط از خواب بيدار مي شوند، صبحانه ميل مي كنند و آماده رفتن به مدرسه مي شوند.
    مادرها بايد صبحانه متنوع، كامل و كافي را براي كودكانشان درنظر بگيرند.
    بايد به علاقه كودك براي صبحانه توجه كرد مي توان در وعده صبحانه مواد غذايي مانند عدسي، سوپ، پنير، كره، مربا، تخم مرغ، شير و آبميوه هاي مركب مصرف شود.
    مادرها مي توانند در كنار صبحانه كودكانشان هويج، شاخه كرفس يا سيب قرار دهند كه ميل بچه ها را به صبحانه افزايش مي دهد همچنين صبحانه رنگين در اشتهاي كودك اثر مي گذارد.
    كودكاني كه بي اشتها هستند و ميلي به مصرف صبحانه ندارند مي توان آب مركبات تازه را براي آنان فراهم كرد. مصرف آب مركبات اشتهاي كودكان را تحريك مي كند و موجب مي شود كه صبحانه را كامل و با اشتها مصرف كنند.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20038 به تاريخ 11/7/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط مهدی |

گفت وگو با نسيم رضوي، كارشناس ارشد روان شناسي

نويسنده: شيوا بامداد

وقتي استحكام روابط زناشويي از بين مي رود و زن و مرد دچار ناسازگاري هاي همه جانبه مي شوند، راهي جز جدايي باقي نمي ماند اما بايد بدانيد طلاق علاوه بر اينكه اثرات منفي براي زوج ها به همراه دارد، صدمات روحي جدي را نيز به فرزندان وارد مي كند و در جسم و روح آنها آثار زيان باري به جا مي گذارد. فرزندان بدون اينكه تقصيري در جدايي والدين داشته باشند شاهد تشنج و درگيري در خانواده خواهند بود. طلاق براي كودك به معناي وارد شدن به دو دنياي متفاوت است كه بايد هر كدام را به طور جداگانه اي درك كند و خود را با شرايط جديد تطبيق دهد. كودكان طلاق در برابر كودكان عادي احساس تنهايي، استرس و بي پناه بودن مي كنند اما والدين بايد در اين شرايط دشوار،امنيت عاطفي و احساس اطمينان را به كودك شان منتقل كنند. نسيم رضوي، كارشناس ارشد روان شناسي چگونگي رفتار والدين و جلوگيري از آثار مخرب طلاق بر فرزندان را از نگاهي كارشناسانه شرح مي دهد.
    
    طلاق در دنياي كودكان به چه صورت است؟
    طلاق براي كودكان پراسترس، ناراحت كننده و گيج كننده است، ممكن است كودكان براي اينكه زندگي آنها به چه صورت درخواهد آمد دچار اضطراب و درگيري فكر شوند و به دليل نقطه نظرهاي والدين شان احساس عصبانيت نسبت به آنها پيدا كنند. مساله طلاق امري مهم شمرده مي شود و از نظر هيچ كدام از اعضاي خانواده آسان نيست، با اين حال والدين مي توانند در اين مورد به گونه اي رفتار كنند تا اين شرايط براي فرزندانش قابل تحمل تر شود. كمك كردن به فرزندان براي كنار آمدن با مساله طلاق مي تواند به اين صورت باشد كه اول؛ ثبات را در خانه به وجود بياورند و در درجه بعد توجه بيشتري به نيازهاي بدني و روحي رواني فرزندان شود. براي مثال والدين مي توانند ديدگاه مثبت و اطمينان بخشي را به فرزندان شان القا كنند. براي رسيدن به اين هدف پدر يا مادر در درجه اول بايد مراقب وضعيت فعلي شان باشند و سعي كنند با همسر قبلي خود رابطه خالي از جنجال و دعوا داشته باشند. والدين نبايد فرزندشان را نسبت به همسرشان بدبين كنند و ذهن فرزند خود را نسبت به طلاق به گونه اي صلح آميز و عاري از كينه آماده كنند. علاوه براين والدين بايد سعي كنند محبت كافي غيرشرطي به فرزندان شان عرضه كنند. به طور كلي صبر و حوصله، اطمينان و گوش دادن مي تواند تنش را در كودكان كاهش دهد و به آنها كمك كند تا با شرايط جديد كنار بيايند.
    
    قبل از جدايي، والدين بايد چگونه رفتار كنند؟
    كودكان ذاتا به حالت ثبات در خانه تمايل دارند و والدين مي توانند با مراقبت و ايجاد روال خاص و ساختار به خصوص اين ثبات را ايجاد كنند. در اين شرايط ايجاد وضعيت مناسب براي كودكان بايد در اولويت قرار گيرد. والدين براي برقراري آرامش بايد به شدت از جروبحث در مقابل فرزندان اجتناب كنند. يادتان باشد كودكان نياز دارند تا هم پدر هم مادر را در زندگي شان احساس كنند البته اين كار با نوشتن نامه و تلفن نيز امكان پذير است. پدر و مادر نبايد فضايي به وجود بياورند تا فرزندان مجبور به قضاوت در مورد والدين شان شوند يا بخواهند جانبداري كنند، بلكه بايد محبت را در دل فرزندان نسبت به همسرشان افزايش دهند.
    
    چطور والدين بايد فرزندان شان را از طلاق خود مطلع كنند؟
    اگر والدين مي خواهند فرزندان شان را از جدايي خود باخبر كنند بايد صادقانه و به زبان ساده واقعيت را براي آنها مطرح كنند. پدر و مادر بعد از بيان علت طلاق بايد به فرزندشان ابراز محبت كنند و به آنها بفهمانند كه طلاق شان هيچ خدشه اي به علاقه آنها نسبت به فرزندشان وارد نمي كند، اين موضوع از اهميت بسياري برخوردار است. والدين بايد با فرزندان شان صادق باشند بدون اينكه در مورد مسايل قضاوتي روي همسرشان تاكيد كنند و كسي را براي چنين اتفاقي سرزنش نكنند. والدين قبل از طلاق، آمادگي هاي لازم را با كودكان انجام دهند و هنگام بيان توضيحات حتما در مورد همسرشان با احترام صحبت كنند. اين مساله را نيز بايد خاطرنشان شوم كه سن فرزندان هم در نظر گرفته شود، كودكان كم سن وسال نياز به توضيحات كمتر و ساده تري دارند ولي كودكان بزرگ تر احتياج به توضيحات بيشتري دارند. والدين بايد در مورد يك سري تغييرات احتمالي در زندگي آينده فرزندان شان با آنها صحبت كنند، با توجه به اين شكل مسايلي كه مطرح مي كنند حتما واقعي باشد و از داستان سرايي پرهيز كنند. والدين مي توانند اتفاقاتي را كه پيش آمده به زبان ساده براي فرزندان شان تعريف كنند و به آنها اجازه دهند تا احساسات شان را در اين مورد بيان كنند و والدين بدون اينكه دفاعي برخورد كنند با دل وجان به حرف هاي آنها گوش كنند. اطمينان بخشي و از بين بردن ترس و سوءتفاهم در درجه بعدي از اهميت شاياني برخوردار است و البته محبت غيرشرطي را نيز نبايد فراموش كرد. والدين بايد به كودكان اطمينان دهند كه به هيچ عنوان آنها علت طلاق نيستند.
    
    چگونه مي توان حس اطمينان را در كودك ايجاد كرد؟
    در مورد بيان احساس كودكان بايد به آنها كمك كرد چون آنها نمي توانند از طريق كلمات، احساسات واقعي شان را ابراز كنند، بنابراين والدين بايد آنها را ياري كنند تا حرف هايشان را صادقانه و بدون ترس بيان كنند و از اينكه شما را با حرف هايشان برنجانند بيمي نداشته باشند. حمايت و محبت به فرزند، او را در مقابل اين گونه حوادث بيمه مي كند و اين اطمينان بخشي، استرس را از كودك دور مي كند. كودك بايد از ادامه يافتن ارتباط با پدر و مادر اطمينان خاطر داشته باشد و بداند كه هر دو والدين به همان اندازه قبل به او علاقه دارند و در صورت بروز مشكل همه خانواده با كمك هم از پس آن برخواهند آمد.
    
    آيا روند زندگي گذشته كودك پس از طلاق ادامه خواهد داشت؟
    ايجاد نظم در زندگي فرزندان، عامل بسياري موثري است. اين نظم هم براي كودك كم سن و هم بزرگ ضروري است. وقتي كودك در زندگي احساس نظم مي كند، امنيت بيشتري را حس مي كند. زندگي نامنظم به احساس ناامني مي انجامد براي مثال والدين مي توانند هنگام خوردن غذا، انجام تكاليف فرزندان را مشخص كنند كه اين مساله موجب ايجاد نظم ذهني مي شود و از احساس آشوب و بي نظمي جلوگيري مي كند. قوانين منزل، تشويق، پاداش و نظم گذشته بايد ادامه پيدا كند. با شكستن قوانين تنها فرزندتان را لوس خواهيد كرد.
    
    چگونه سازگاري كودك با طلاق حاصل مي شود؟
    كودكان براي رشد سالم احتياج به محيط آرام دارند. والدين بايد اهميت اين موضوع را در نظر بگيرند و با وجود ناسازگاري هايشان تصميم بگيرند تا محيطي آرام و بدون تنش براي فرزندان شان ايجاد كنند و بر سر اين موضوع به توافق دو نفره برسند. كودك در محيط درگيري والدين آسيب مي بيند البته طلاق نيز راه حل درستي نيست و مشكلي را حل نمي كند اما مي تواند بين پدر و مادر توافقي باشد. كودكان به دو سال يا بيشتر زمان احتياج دارند تا بتوانند با اين مساله سازگاري پيدا كنند. اين تصميم به ميزان درگيري و حمايت هاي بعد از طلاق بستگي دارد. بعضي از كودكان با طلاق پدر و مادر سازگاري پيدا مي كنند و برخي نيز مشكل بيشتري در دوران بزرگسالي پيدا مي كنند
    .
    واكنش كودك به جدايي چيست؟
    از آنجا كه كودكان پيش دبستان مهارت هاي لازم كنار آمدن با تغييرات را ندارند، احتمال بروز مشكلات سازگاري در آنها نسبت به كودكان بزرگ تر بيشتر است و خودشان را به شدت گناهكار مي دانند. در سن شش تا هشت سالگي اين احساس گناه كمتر ديده مي شود ولي احساس غمگيني بسياري را به دليل از دست دادن يكي از والدين تجربه مي كنند. كودكان بين 9 تا 12 سال به نحوي بهتر طلاق والدين را درك مي كنند و نوجوانان كه قدرت درك بالاتري دارند، هم علت طلاق را درك و هم آن را مفهوم سازي مي كنند، بنابراين مي توانند سازگاري بهتري داشته باشند. عكس العمل دختران و پسران متفاوت است. دختران معمولاگوشه گير و مضطرب مي شوند ولي پسران پرخاشگر مي شوند و سعي مي كنند تا از اطاعت سر باز زنند.
    
    پدر و مادر بعد از طلاق بايد چه رفتاري با كودك داشته باشند؟
    با توجه به نوع برخورد و رفتار والدين، كودكان دچار مسايل متفاوتي مي شوند، مهم ترين مساله در طلاق، سازگاري والدين و ادامه داشتن ديدارها به يك اندازه با هر دو آنهاست. كودكاني كه داراي خلق وخوي خاص هستند دچار پيامدهاي بيشتري بعد از طلاق مي شوند. پدر و مادر بعد از طلاق نبايد وظايف اصلي خود را فراموش کنند و انتظار نداشته باشند كه كودكان نيازهاي احساسي آنها را برآورده كنند. ديدار كودك با ديگر والدين بايد منظم و قابل پيگيري باشد و بعد از ديدار ديگر والدين از كودك بازجويي نكنند و نسبت به نيازهاي فرزندشان حساس باشند.
    
    طلاق چه پيامدي روي رفتار كودكان دارد؟
    به طور كلي تحقيقات نشان داده كودكاني كه والدين شان طلاق گرفته اند نسبت به خانواده هاي معمولي داراي مشكلات بيشتري در مدرسه نظير مشكلات رفتاري، ديدگاه هايي منفي نسبت به خود، ناسازگاري با همسالان و والدين هستند. البته همه كودكان طلاق دچار اين مشكلات نمي شوند ولي تعداد بالايي از آنها با معضلاتي اين چنيني درگير مي شوند. در حقيقت يافته هاي تحقيقاتي در اين مورد دوپهلو است. از سويي اكثر كودكان طلاق مشكلات جدي كه احتياج به كمك حرفه اي داشته باشند، ندارند و از طرف ديگر تعداد بسياري از بچه هاي طلاق دچار مشكل مي شوند. اين كودكان احساس ناراحتي بيشتري مي كنند و حتي چنين مشكلاتي تا پايان دوره نوجواني با آنها همراه خواهد بود. طلاق حتي در دوران جواني هم مي تواند اثرات گذشته را زنده نگه دارد. براي مثال يادآوري دوري از پدر يا مادر تا 10سال بعد هم مي تواند دردآور و غمناك باشد. از آنجايي كه جواني هم دوره اي است كه براي ايجاد روابط جديد با والدين به سختي مي گذرد، مي تواند براي اين افراد ايجاد اشكال كند. سوال مهم اين نيست كه كودكان طلاق مشكلات بيشتري دارند يا نه، بلكه اين است كه چه چيزي باعث ايجاد تغيير بين كودكان معمولي و كودكان طلاق مي شود؟
    جواب اين سوال فقدان والده مورد علاقه، مشكلات اقتصادي، استرس، تضادهاي والدين و چيزهاي ديگر است. يافته هاي جديد، توجه ما را از اثرات طلاق به خاطرات تلخ و احساس درماندگي ناشي از طلاق بر كودكان جلب مي كند. بايد به اين مطلب اشاره كرد كه چگونه مي توان به كودكان طلاق از همان ابتدا كمك كرد تا خاطرات شان را از حالت تلخ و احساس درماندگي خارج كنند.
    
    آيا فرزند طلاق افسرده مي شود؟
    همه كودكان در زمان هايي احساس غم و ناراحتي مي كنند. توجه داشته باشيد اگر وقفه اي در فعاليت كودك ايجاد شود، مي تواند اثرات افسردگي در آنها داشته باشد. طلاق والدين و از دست دادن يكي از آنها مي تواند علت بروز افسردگي در كودكان باشد، البته تمام بچه هاي طلاق از افسردگي رنج نمي برند.
    
    والدين براي جلوگيري از صدمات روحي و حفظ روابط سالم چه كاري بايد انجام دهند؟
    اگر والدين آرامش خود را حفظ كنند و از نظر احساسي متعادل باشند، كودكان نيز احساس بهتري پيدا مي كنند. والدين مي توانند براي جلوگيري از مشكلات رواني، ورزش كنند و غذاي سالم بخورند، چون به طور معمول ورزش مي تواند استرس ناشي از طلاق را كاهش دهد و خوردن غذاهاي سالم باعث احساس دروني بهتر مي شود. بهتر است والدين ارتباط شان با دوستان خود را حفظ كنند، ممكن است با جدايي زن و مرد برخي از روابط خانوادگي قطع شود ولي ديدار با دوستان، ذهن والدين از محيط طلاق را آزاد مي كند و باعث مي شود بر اين موضوع ناراحت کننده تمرکز نکنند. كار ديگري كه به والدين كمك مي كند، نوشتن احساسات افكار و خلقيات شان است كه مي تواند تنش را آزاد كند و عصبانيت و ناراحتي را از بين مي برد. والدين مي توانند با دوستان شان در مورد تلخي عصبانيت خود صحبت كنند. والدين بايد مراقب باشند تا احساسات منفي خود را با كودكان شريك نشوند. آنها مي توانند لبخند را وارد زندگي كنند و طنز و شوخ طبعي را به خود و فرزندان شان هديه دهند، اين مساله باعث از بين بردن استرس مي شود و در نهايت استفاده از راهنمايي مشاوران را فراموش نكنند.
    
    
 روزنامه شرق ، شماره 1358 به تاريخ 11/7/90، صفحه 10 (روانشناسي)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط مهدی |
مهم ترين عامل تاثيرگذار در قد نهايي يك كودك پدر و مادر او هستند. به عبارتي از يك پدر و مادر قدبلند فرزند بلندقدي زاده مي شود و عكس آن نيز در مورد زوج هاي كوتاه صادق است. در واقع ما مي توانيم با دانستن قد پدر و مادر يك كودك، قد نهايي او را حدس بزنيم. فرمول محاسبه قد به اين ترتيب است:
    {2 / (قد پدر + قد مادر)} يعني معدل قد پدر و مادر را در پسران بعلاوه 7 مي كنيم و در دختران منهاي 7 مي كنيم تا قد نهايي آنها را حدس بزنيم. اما اين تنها يك حدس خام است زيرا گاهي ژن هاي بلندي و كوتاهي قد در خانواده پدري يا مادري وجود دارند ولي پدر يا مادر كودك چندان بلند نيستند. در اين موارد مي توان احتمال اين كه قد كودكان اين خانواده از فرمول گفته شده فراتر باشد را در نظر داشت. البته اين موضوع در مورد كوتاهي قد نيز صادق است.
    جداولي وجود دارند كه براساس قد كودكان جوامع مختلف نوشته شده است و پزشكان بر اساس آنها مي توانند رشد قدي يك كودك را نسبت به همسالان پسر يا دختر بسنجند. بر اساس اين اعداد ما مي توانيم بگوييم كه يك كودك در كدام صدك قدي جامعه قرار دارد. تعيين اين صدك از اين جهت اهميت دارد كه بتوانيم بين يك كوتاهي معمولي كه به افراد بالاتر از صدك 3 اطلاق مي گردد با كوتاهي شديد كه به كودكان كمتر از صدك 3 گفته مي شود فرق قائل شويم. همان طوري كه در هفته گذشته گفتيم درمان با هورمون رشد در دسته اخير مجوز دارد و درمورد كوتاهي هاي خفيف، درمان عاقلانه نيست و تاثيرگذار نيز نمي باشد. البته در اين موارد هم حتما بايد قد پدر و مادر را در نظر گرفت.
    به عنوان مثال اگر قد يك پسر 12 ساله 140 سانتي متر باشد او در صدك دهم جامعه است به عبارت ديگر در كل جامعه از 90 درصد پسران كوتاه تر و از حدود 10 درصد بلندتر است. به اين مورد كوتاهي شديد گفته نمي شود. حال پسري را تصور كنيد كه در سن 12 سالگي قدي معادل 135 سانتي متر دارد.اين كودك در صدك سوم قدي قرار مي گيرد و بايد به او توجه ويژه اي شود.
    بايد دانست كه اهميت اصلي توجه به قد كودكان و نوجوانان تشخيص بيماري هايي است كه مي توانند رشد كودك را مختل كنند و بررسي منحني رشد كودكان در اين رابطه اهميت بيشتري از ميزان مقطعي قد آنان دارد. در واقع وقتي كودكي به موازات صدك پنجم رشد مي كند و شيب منحني او نسبت به منحني نرمال خوب است، اگرچه كوتاه قد است ولي چندان نگران كننده نيست. در حالي كه كودكي كه چند سانتي متر از او بلندتر است ولي به مدت مثلا6 ماه هيچ رشد قدي ندارد يا رشد قدي كمي دارد به طوري كه منحني رشدش شيب بالارو خيلي كمتري از منحني نرمال دارد بيشتر نگران كننده است.
    بيماري هايي مثل راشيتيسم ، بيماري هاي كليوي، سوءتغذيه شديد و انواعي از نقايص ژنتيكي موجب افت رشد و كوتاهي قد مي گردند كه در مبحث هفته بعد به آنها پرداخته مي شود.
    
    دكتر رضا كريمي / متخصص بيماري هاي داخلي
    
 روزنامه جام جم، شماره 3241 به تاريخ 11/7/90، صفحه 16 (سلامت)
+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:25 بعد از ظهر  توسط مهدی |

كودكان معمولااز رفتن به مطب پزشكان هراس دارند. گاهي جو حاكم بر اتاق انتظار باعث اضطراب آنها مي شود و گاهي نيز مشاهده پرستار يا پزشك به هراس شان مي اندازد. اين حالت را «سندروم لباس سفيد» مي نامند.
    با به كار بستن توصيه هاي زير مي توانيد نگراني كوچولوي خود را كاهش دهيد:
    ¤ از خانه شروع كنيد: شما مي توانيد از فرزند خود بخواهيد برخي از كارهايي را كه در مطب انجام مي شود در خانه انجام دهد مثل ايستادن بر روي ترازو، در دهان گذاشتن دماسنج و...
    به اين تربيت او متوجه مي شود كه پزشك و پرستار هدفي جز كمك كردن ندارند.
    ¤ مطالعه كنيد: در زمينه ترس كودك تان از پزشك به مطالعه كتاب هاي مفيد بپردازيد.
    ¤ توضيح علت رفتن به مطب: به كودك خود در مورد علت رفتن به مطب توضيح دهيد، به طوري كه او بتواند پزشك را در جريان بيماري اش قرار دهد.
    يادتان باشد حتي يك كودك كم سن و سال هم مي تواند علت رفتن به مطب را درك كند.
    ¤ دروغ نگوييد: با فرزند خود رو راست باشيد. اگر به دروغ به او بگوييد كه به وي آمپول نمي زنند اعتماد خود را نسبت به پزشكان و پرستاران از دست مي دهد. اگر قرار است به كودك تان واكسن تزريق شود اين موضوع را به او بگوييد. آمپول ممكن است دردناك باشد ولي درد آن به زودي پايان مي يابد و در عوض ايمني فرزندتان در مقابل بيماري ها تضمين مي شود. با زباني قابل فهم با كودك خود حرف بزنيد و به او بگوييد كه تزريق واكسن براي سلامتي او ضروري است و پرستاران به اين علت به وي واكسن مي زنند كه دوستش دارند.
    ¤ با آمادگي به مطب برويد: اسباب بازي مورد علاقه فرزندتان را به همراه داشته باشيد. اين كار به او آرامش مي دهد.
    ¤ در مورد تمام مسائل به كودك خود توضيح دهيد: كودكان طبيعتا كنجكاو هستند. از اين ويژگي استفاده كنيد و قبل از رفتن به مطب در مورد تمام وسايلي كه احتمالامورد استفاده قرار مي گيرد به وي توضيح دهيد. اين كار آرامش او را به همراه خواهد داشت. برخي از اضطراب ها در ترس از ناشناخته ها ريشه دارد. تمام انسان ها به طور غريزي از ناشناخته ها مي ترسند و به همين دليل از موقعيت هاي خطرناك احتراز مي كنند. كودكان نيز در اين زمينه با ما تفاوتي ندارند.
    آنها داراي اين ترس غريزي هستند و زماني كه نمي دانند چه چيزي در انتظارشان است اين ترس بيشتر مي شود. به كودك خود بگوييد براي كمك به اوست كه وسايل مختلف در مطب گذاشته شده است.
    اطمينان از آرامش كودك مهم ترين مساله است. كودك شما بايد بداند كه هر كاري انجام مي دهيد به نفع اوست.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20038 به تاريخ 11/7/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:24 بعد از ظهر  توسط مهدی |

ديدگاه تخصصي در مورد تربيت دختران را بدانيد

نويسنده: سهيلانوري

انسان ها ويژگي هاي خاص خود را دارند به همين دليل تربيت امري دشوار تلقي مي شود و يكي از مهمترين مسئوليت هاي والدين برشمرده شده است.
    مريم رامشت روانشناس و مدرس دانشگاه معتقد است: تربيت دختران و پسران تنها ويژگي هاي خاص خود را دارد، اما به اين معنا نيست كه تربيت دختران ساده تر از تربيت پسران است يا بالعكس.
    وي ادامه مي دهد: متاسفانه در جامعه ما اين ديدگاه وجود دارد كه كنترل پسران بسيار دشوار و در مقابل محافظت از دختران بسيار سخت تلقي مي شود. از اين رو دغدغه بسياري از والدين اين است كه پسرها را چطور كنترل كنند و دختران را چطور محافظت نمايند. در صورتي كه تمامي روش هاي تربيتي به توانايي هاي والدين در مديريت احساس، رفتار و هيجان فرزندان بازمي گردد.
    رامشت مي افزايد: بديهي است كه دلمشغولي هاي والدين در اين زمينه ها متفاوت خواهد بود. بايد گفت هم تربيت دختران و هم تربيت پسران دشوار است و هر كدام از اين روش ها ويژگي هاي منحصر به خود را دارا هستند و اين قابليت هاي والدين در شناسايي چنين ويژگي هايي است كه ثمره تربيتي قابل قبولي را به بار خواهد نشاند.
    اين روانشناس اظهار مي كند: هر فردي از آغاز تولد، از يكسري غرايز و تمايلاتي برخوردار است كه برخي از آنها بالفعل و برخي از آنها بالقوه هستند.
    نيازهايي مانند گرسنگي، تشنگي و... كه از طريق كودك ابراز مي شود نيازهاي بالفعل او به شمار مي آيند اما نيازهايي مثل نياز به پيشرفت و يا كسب موقعيت مناسب اجتماعي، نيازهاي بالقوه اي هستند كه از ابتداي تولد بروز نمي يابند و والدين بايد بر خصوصيات دختران و پسران اشراف كامل داشته باشند تا در تربيت صحيح آنها و برآورده كردن نيازهاي معقول فرزندان كاملاً موفق عمل كنند.
    به طور كلي پسران رفتار و برخورد با جنس مخالف را از مادر و دختران چنين رفتارهايي را از پدر مي آموزند.
    رامشت علي رغم تاييد اين نظريه عقيده دارد: دختران از لحاظ حسي و عاطفي به مادر نزديك تر هستند و پسران اين نزديك شدن را با پدر دارند.
    
    ويژگي هاي اخلاقي
    از خصوصيات اخلاقي دختران مي توان به موارد زير اشاره كرد: دختران نيازمند اين هستند كه فردي به صحبت هايشان گوش دهد، در واقع گوش شنوا براي دختران در اولويت قرار دارد.
    اما پسران بيشتر به دنبال حل مسئله هستند، دختران اهل گفت وگو و بيشتر نيازمند دريافت محبت هستند، به همين دليل قدرت توجه و احساس در دختران به نسبت پسران بيشتر است.
    دانستن اين ويژگي ها بسيار مهم است زيرا عمق نياز به احساس و عاطفه دختران با پسران متفاوت است. در پسران احساس استقلال بزودي خود را نشان مي دهد اما در دختران با گذشت زمان پديدار مي شود.
    دختران همكاري بيشتري در امور منزل دارند و در مقابل از پسران توقع كمتري در اين خصوص وجود دارد و اين موضوع براي دختران چالش برانگيز خواهد بود و تصور مي كنند در حقشان اجحاف شده است. واقعيت اين است كه بايد فرزندان را آنگونه كه هستند پذيرفت نه آنگونه كه ما مي خواهيم.
    در بسياري از اوقات رفتار و گفتار اطرافيان در مورد دختران مناسب نيست در صورتي كه بايستي به آنان بفهمانيم برايشان ارزش قائل هستيم.
    در مقابل دختران نيز بايد رفتاري متعارف و معقول داشته باشند و به والدين توصيه مي شود در صورت بروز رفتاري غيرمتعارف از سوي وي،
    او را طرد نكنند.
    دكتر رامشت ادامه مي دهد: دختران در مقابل جنس مخالف، باور مثبتي ندارند چرا كه قالب سنتي، براي پسران جايگاه قوي تري قائل شده است و حتي در بعضي مواقع ديده مي شود والدين اجازه مي دهند برادر به جاي خواهرش و براي او تصميم گيري كند، غافل از اين كه اين روش غلط و اشتباه است.
    درواقع انتقال نقش براي دختران به مراتب كمتر از پسران امكانپذير است و در بعضي از خانواده ها، به اشتباه پسر نقشي را ايفا مي كند كه مسئول آن نيست و حتي به جاي پدر براي خواهرش تصميم گيري مي كند.
    از ديدگاه رامشت والدين كمتر تمايل دارند دخترشان به دنبال ريسك پذيري باشد و به طور معمول دختران اهل ريسك نيستند. معمولاً دختران از محيط اطراف تاثير مي پذيرند و رضايت بيروني برايشان از رضايت دروني مهمتر تلقي مي شود.
    از اين رو بهتر است دختران مورد تشويق قرار گيرند تا به رضايت دروني برسند، نقاط ضعف خود را بشناسند، باورشان كنند و سعي داشته باشند اين نقاط ضعف را ارتقا بخشند و به نقاط قوت تبديل كنند. وي اضافه مي كند: در بعضي مواقع دختران نسبت به خود دچار احساس منفي و فرافكني و پرخاشگري مي شوند. تغييرات هورموني نيز در دختران بيشتر از پسران موثر است به همين دليل دختران در اين دوره احساسات منفي خود را بيشتر به سمت مادرشان فرافكني مي كنند.
    بنابراين اگر والدين يك دختر نوجوان نسبت به او درك عميقي داشته باشند، سرنخ احساس و عاطفه را در دخترشان پيدا مي كنند، علاوه بر اين مادر بايد مديري دانا و توانا باشد تا دختر بهترين الگوگيري را از اوداشته باشد همچنين مادر نابساماني هاي احساسي او را به حساب كنترل نداشتن خشم در دوران رشدش بگذارد، به اين معنا كه حتي اجازه دهد فرياد بزند تا تخليه هيجاني شود. والدين فراموش نكنند كه حقوق مساوي براي دختر و پسرشان قائل شوند و فرصت مساوي براي تصميم گيري به آنها بدهند.
    از دوران كودكي توانايي فكر كردن و حل مسئله را در آنها تقويت كنند و اين فرصت را در اختيار دختران كه احساسي ترند، بيشتر قرار دهند. در حقيقت فرصت تجربه سالم، بيشتر به دختران داده شود. به والدين توصيه مي شود نه تنها در مقابل دخترشان قرار نگيرند بلكه در كنار او حركت كنند و با او تغيير كنند، رفتارهاي مقتدرانه را كنار بگذارند و با دخترشان ارتباطي دوستانه برقرار كنند، به استقلال او احترام بگذارند و تفكرات و تصورات او را ارزشمند بدانند و براي رسيدن به موفقيت همراهي اش كنند و در نهايت اينكه به لحاظ تربيتي، حقوقي و اجتماعي بين دختران و پسران تفاوت قائل نشوند تا زمينه هاي احساس تبعيض به وجود نيايد.
    
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4903 به تاريخ 10/7/90، صفحه 16 (شادمانه)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط مهدی |

ميلياريا(miliaria) كه عرق سوز نيز خوانده مي شود، به علت انسداد غدد عرق درپوست ايجاد مي شود. ضايعات آن به شكل وزيكول هاي (تاول هاي پوستي كوچك پر از مايع كه ممكن است در عرض چندساعت ظاهرشده و ناپديد گردند) قرمز كوچك هستند كه معمولابر روي قسمت هاي پوشيده بدن ايجاد مي شوند.
    عرق سوز، شيرخواران را نيز گرفتار مي كند و معمولاطي ماه اول ايجاد مي شود.
    
    
    علائم عرق سوز
    بروز وزيكول ها به صورت گروهي يا بثورات قرمز بدون وزيكول در مناطقي از بدن كه زياد عرق مي كند.
    اين وزيكول ها معمولاهمراه با خارش و سوزش شديد و احساس داغي هستند.
    برآمدگي هاي كوچك قرمز ناشي ازافزايش دما اغلب بيشتر در افراد مسن و كودكان ديده مي شود، اما مي تواند براي هركسي و در هر سني بروز كند.
    
    
    نقاط درگير
    در نقاطي از بدن كه سطح پوست با همديگر در تماس باشد، ايجاد مي گردد لذا معمولادر چين هاي پوست بدن بچه هاي چاق و افراد سنگين وزن به وجود مي آيد.
    اين ضايعات همچنين در پشت كساني كه به مدت طولاني بستري باشند، به وجود مي آيد.
    براي جلوگيري از عرق سوزشدن، نوزادان را خشك و خنك نگهداريد و درهواي گرم يا هواي مرطوب، لباس نخي خنك به آنها بپوشانيد.
    
    
    علت عرق سوز
    عرق سوز به علت مسدودشدن موقتي مجراي عرق درسطح پوست ايجاد مي گردد.
    وقتي عرق نتواند به سطح پوست برسد، عرق تازه تشكيل شده از ديوار مجراي عرق نشت كرده و درسطح پوست پاسخ التهابي ايجاد مي كند.
    ضايعات عرق سوز به شكل تاول هايي به اندازه نوك سوزن هستند كه با هاله قرمزرنگي احاطه شده اند.
    گرما و رطوبت، ناراحتي را تشديد مي كند.
    
    
    عوامل خطر
    چاقي
    آب و هواي گرم و مرطوب
    عوامل ژنتيكي مثل پوست لطيف و حساس
    استفاده از زيرپوش هاي پلاستيكي
    
    
    درمان عرق سوز
    خنك و خشك نگه داشتن پوست
    پوشيدن لباس روشن و گشاد نخي و درآوردن لباس هاي اضافي
    حمام با آب خنك و به دنبال آن استفاده از پودربچه (بعد از دوش گرفتن، پوست را به آهستگي خشك كنيد و پودر بچه بر روي پوست بپاشيد تا خشك بماند)
    استفاده از پمادها يا كرم هاي نرم كننده پوست، 6 يا 7 بار در روز، استفاده از كمپرس آب سرد براي تسكين خارش و تسريع بهبودي، استفاده از جوراب هاي نخي و كفش هاي با جنس چرم خالص
    باز و درمعرض هوا قراردادن پوست ناحيه مبتلا
    تعويض پوشك شيرخوار به محض خيس شدن
    بچه هاي مبتلابه عرق سوز بايد به ملايمت با آب خالي يا آب و صابون ملايم شسته شوند.
    به طوركلي، عرق سوز در عرض يك هفته بهبود مي يابد، ولي اگر عرق سوز شديد باشد يا اقدامات درماني فوق پاسخ ندهد، بايد به متخصص پوست مراجعه كنيد.
    
    
    دارو درماني
    داروها بايد تحت نظر پزشك مصرف شوند.
    به كاربردن كرم هاي استروييدي، 2 تا3 بار در روز و مصرف آنتي بيوتيك هاي خوراكي در صورت وجود عفونت باكتريايي ثانويه لازم است .
    
    
    عرق سوز شدن بزرگسالان
    هيچ وقت لباس هاي چسبناك و پلاستيكي نپوشيد. لباس اطراف ناحيه عرق سوز بايد آزاد باشد، يا بر روي منطقه مبتلادستمال خنك بگذاريد و اجازه دهيد درمعرض هوا خشك شود.
    اگر سابقه عرق سوزشدن داريد، از آفتاب سوختگي خود را حفظ كنيد، زيرا واكنش التهابي بدن نسبت به آفتاب سوختگي ممكن است شعله وركننده حمله جديد عرق سوز باشد.
    از محيط هاي گرم و مرطوب دوري كنيد.
    در آب و هواي گرم و مرطوب تا بهبود عرق سوز، فعاليت خود را كاهش دهيد.
    رفتن شخص به يك محيط خنك تر و قراردادن قسمتي از بدن كه عرق سوزشده درمعرض هوا، به رفع مشكل كمك زيادي مي كند.
    
    
    جلوگيري از عرق سوزشدن نوزادان
    نوزادان را خشك و خنك نگهداريد. در هواي گرم يا هواي مرطوب لباس نخي خنك و عرق گير به آنها بپوشانيد.
    نوزادان را در فضايي قرار دهيد كه تهويه هواي مناسب داشته باشد يا از پنكه با دور آرام استفاده كنيد، ولي آن را در فاصله دور از پنكه قرار دهيد تا حدي كه فقط يك باد ملايم به كودك برسد.
    كرم و پماد به پوست آنها نماليد. اين مواد جلوي عرق سوزشدن آنها را نمي گيرد، بلكه فقط روزنه هاي پوستشان را مي بندد.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20037 به تاريخ 10/7/90، صفحه 7 (دانش و پژوهش)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:22 بعد از ظهر  توسط مهدی |

ايجاد الگوي سالم غذايي در كودكان

نويسنده: حميد خواجه‏پور

هفته گذشته به والدين عزيزي كه فرزند خردسال دارند، پيشنهاد كرديم از فرصت به ‏دست ‏آمده استفاده كنند و با توجه به اينكه تغذيه كودك در سنين پايين نيازمند دقت و اهتمام ويژه است، چه بهتر كه در اين فرصت، بازنگري هم در منوي غذايي خود داشته باشند. اين نكته از دو جنبه قابل توجه است. جنبه اول، اهميت توجه به سرمشق‏گيري در سنين پايين است. در كتب و مراجع مختلف روانشناسي رشد، نقش پررنگ پيروي از الگو و سرمشق گرفتن از اعمال اطرافيان در شكل‏گيري عادات و رفتارهاي شخصيتي كودك به كرات ذكر شده است و بديهي است كه در رابطه با الگوي تغذيه نيز اين مهم صادق است. با طبخ غذاي سرخ‏كرده و به راه انداختن بوهاي وسوسه‏انگيز و مصرف اين گونه غذاها توسط ديگر اعضاي خانواده، نمي توان انتظار داشت كه در درازمدت، كودك از غذاي ديگري كه برايش آماده كرده‏ايد، ميل كند. تازه مگر اين دوگانگي غذاي منزل با غذاي كودك تا چه زماني قابل اجراست؟ انتظار درك فوايد غذاي سالم نيز از سوي كودك با استفاده از توضيح زباني بسيار دور از ذهن است، مضاف به اينكه پيش چشمش خلاف آن را هم عمل كنيم! بنابراين با اصلاح منوي غذايي اصلي خانواده (البته به مرور) مي توانيم علاوه بر تسهيل در تهيه غذاي منزل، در عمل هم به كودك خود نشان دهيم كه حرف و عمل‏مان يكي است. جنبه دوم قضيه آنجاست كه متاسفانه در سنين بالاتغيير عادات غذايي كاري است دشوار و زمان‏بر. اما با وجود برخي اهرم‏ها و دلايل همزمان در فرصت اشاره‏شده، اقدام به تصحيح تغذيه جاري به نظر كمي راحت‏تر خواهد بود.
    از جمله اين اهرم‏هاي كمكي كه از نظر ذهني و شرايط محيطي موجود، اين دوران را به يكي از بهترين زمان‏هاي ممكن جهت تغيير رويه در نوع تغذيه تبديل مي كنند، مي توان به وجود الزام فكري و ايجاد احساس نيرومند و پرقدرت وظيفه پدر و مادري در تامين غذاي سالم براي كودك خود اشاره كرد. اراده قوي مادر براي تضمين سلامت فرزند خويش و آمادگي انجام هر كاري در اين جهت مي تواند به خوبي در رسيدن به هدف يادشده، ياريگر وي باشد. وقتي اوليا دريابند كه الگوپذيري در كودك و همراهي با او تا چه حد در شكل‏گيري ذايقه سالم و پيروي از يك رژيم غذايي كامل و در نتيجه رسيدن كافي مواد غذايي مورد نياز به بدن در حال رشد وي اهميت دارد، مسلم است كه در اين راه قادر به هر كاري خواهند بود. مخصوصا اگر اين حس در آنها به وجود آيد كه اين حركت، گامي در جهت دستيابي به سلامتي بيشتر و بهتر خود آنها هم خواهد بود.
    اهرم يا به عبارت بهتر، فاكتور ديگري كه قاعدتا در اين دوران بهتر و بيشتر در دسترس است، اطلاعات صحيح تغذيه‏اي هستند. دستيابي و برخورد بيشتر والدين به تذكرات و راهنمايي‏هاي اطبا يا مشاوران تغذيه در چگونگي تهيه غذاي سالم در اين دوران و كنجكاوي والدين براي كسب معلومات جديد و صحيح مي تواند مزيد بر علت باشد. اين دانسته ها آنها را كمك مي كند كه بدانند كدام يك از عادات غذايي آنها غلط بوده يا براي تامين مايحتاج غذايي خود بهتر است از چه روش هايي جهت طبخ يا تهيه غذا استفاده كنند. اينجاست كه با كمي دقت مي‏بينيم ورود چيپس يا پفك و نوشابه به منزل بايد قطع شود؛ چرا كه همان كلسيم اندكي هم كه به سختي از راه غذا به دست مي‏آيد به راحتي با نمك موجود در پفك يا تركيبات موجود در نوشابه از بدن كودك در حال رشد، دفع مي شود يا تشنگي ايجادشده در اثر مصرف چيپس و پفك و جذب آب مصرفي بعد از آن چگونه مي تواند اشتهاي فرزند خردسال مان را كور كند و ديگر قادر به تغذيه وي با غذاي سالم نخواهيم بود و از همين قبيل. البته ممكن است اين سوال به ذهن برخي مخاطبان گرامي خطور كند كه بالاخره چي؟ كودك مان وقتي به مدرسه برود، ذايقه‏اش با اين قبيل مزخرفات هم آشنا مي شود، آن‏وقت چه؟ بله، شايد هم زودتر طعم اين گونه مواد را (به عنوان مثال در ميهماني يا در خانه همسايه) بچشد، ولي برخورد كودكي كه از ابتدا برخوردار از الگوي مناسب تغذيه‏اي بوده با كودكي كه از اين موهبت بي‏نصيب مانده به مانند برخورد فردي باادب، آموزش‏ديده و غني از تفكرات خانوادگي مناسب در برابر بزه و تخلفات موجود در جامعه در قياس با كودكي است كه از راهنمايي‏ها و سرمشق‏گيري هاي مناسب بي‏بهره بوده است. به هر ترتيب، نمي توان وجود ناهمواري‏هاي موجود در جامعه را كه ناشي از بي‏مسووليتي يا ناآگاهي متوليان امر در نحوه اطلاع‏رساني به مصرف‏كننده يا تصحيح ارايه مواد غذايي ناسالم را در سطح جامعه است دليلي بر اهمال خويش قرار دهيم. اميد كه در هفته آينده برگرديم به بحث اصلي و اشاره‏اي داشته باشيم به چگونگي آشنايي كودك و ذايقه وي با هرم غذايي.
    *كارشناس تغذيه
    
    
 روزنامه شرق ، شماره 1357 به تاريخ 10/7/90، صفحه 8 (پزشكي)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط مهدی |

مترجم: آذر شايان

رقابت ميان برادران و خواهران مترادف با حسادت و نزاع ميان آنهاست و تقريبا تمام والديني كه بيش از يك فرزند دارند با اين معضل روبه رو هستند. اين معضل غالبا بلافاصله پس از تولد فرزند دوم آغاز مي شود و معمولادر تمام دوران كودكي فرزندان ادامه مي يابد. البته به احتمال قوي فرزندان شما سرانجام خواهند توانست رابطه خوبي با يكديگر برقرار كنند و روحيه همكاري را بياموزند.
    
    
    علل
    عوامل زيادي در رقابت خواهران و برادران نقش دارند:
    ¤ تمام كودكان براي نشان دادن هويت خود با برادران و خواهران به رقابت مي پردازند. به تدريج كه كودكان از خود شناخت پيدا مي كنند به دنبال يافتن استعدادها و علائق شان هستند و مي خواهند وجوه تفاوت خود را با خواهران و برادرانشان نشان دهند.
    ¤ كودكان احساس مي كنند به حد كافي از توجه شما بهره مند نيستند.
    ¤ كودكان ممكن است احساس كنند كه با تولد يك فرزند ديگر، رابطه آنها با والدين شان لطمه مي بيند.
    ¤ مراحل رشد فرزندان بر روي تجربه اندوزي و شيوه آنها براي جلب توجه شما تاثير مي گذارد.
    ¤ كودكاني كه گرسنه، بي حوصله يا خسته هستند احتمال بيشتري وجود دارد كه نزاع را شروع كنند.
    ¤ كودكان ممكن است راههاي موثر پيشنهاد بازي را بلد نباشند و به همين دليل به نزاع بپردازند.
    ¤ ممكن است يك كودك والدين خود را به ياد خويشاوندي دردسرساز بيندازد و اين مسئله روي رفتار آنها تاثير منفي مي گذارد.
    ¤ كودكان غالبا در خانواده هايي به نزاع مي پردازند كه والدين آنها اين كار را طبيعي مي دانند.
    ¤ در خانواده هايي كه اعضاي آن فرصت غذاخوردن در كنار يكديگر را ندارند احتمال نزاع كودكان بيشتر است.
    ¤ استرس والدين باعث مي شود توجه كمتري به فرزندان خود داشته باشند و اين مسئله، رقابت آنها را افزايش مي دهد.
    ¤ وجود استرس در زندگي كودكان باعث مي شود قدرت تحمل آنها كاهش يابد و به نزاع بپردازند.
    ¤ واكنش والدين در مقابل مشاجرات در نحوه رفتار كودكان تاثير مي گذارد.
    
    
    چند توصيه به والدين
    - ميان فرزندان خود تبعيض قائل نشويد.
    - فرزندان خود را با يكديگر مقايسه نكنيد. به عنوان مثال چنين جملاتي بر زبان نياوريد: «برادر تو نمرات خوبي در رياضيات مي گيرد. چرا نمرات تو اين قدر پايين است؟»
    - بگذاريد هركدام از فرزندان شما بنابر شخصيت خود رفتار كند و به او برچسب نزنيد.
    - از موفقيت هاي هركدام از فرزندان خود لذت ببريد.
    - فرزندان خود را براي همكاري تربيت كنيد.
    - به زمان شروع مشاجرات توجه كنيد، آيا مشاجرات غالبا قبل از خواب نيمروز يا صرف غذا روي مي دهد؟ شايد تغيير در برنامه روزانه- مثل دادن تنقلات و يا يك فعاليت آرام- بتواند مانع از مشاجرات شود.
    - به كودكان خود راههاي مثبت جلب توجه را ياد دهيد. به آنها بياموزيد چگونه براي بازي كردن به خواهران و برادران خود نزديك شوند و اسباب بازي هاي خود را با آنها تقسيم كنند.
    - منصف بودن اهميت زيادي دارد ولي اين مسئله به مفهوم مساوي دانستن ديگران نيست. ممكن است هركدام از كودكان امتيازات خاص خود را داشته باشد ولي اگر بدانند كه اين عدم برابري به علت مسئوليت بيشتر يكي از آنهاست. اين مسئله را منصفانه خواهند دانست.
    حتي اگر شما با تمام فرزندان خود برخورد يكساني داشته باشيد باز هم گاهي احساس مي كنند كه ميان آنها فرق مي گذاريد. خود را براي اين مسئله آماده كنيد و در مورد تصميمات خود به فرزندان تان توضيح دهيد.
    فرزندان شما بايد مطمئن شوند كه براي برآوردن نيازهاي آنها تمام تلاش خود را خواهيد كرد.
    براي فعاليت هاي خانوادگي سرگرم كننده برنامه ريزي كنيد.
    اگر فرزندان شما تجربيات خوشايندي در كنار يكديگر داشته باشند در مواقع بروز مشاجرات بهتر عمل مي كنند.
    هر كدام از فرزندان بايد زمان و فضاي كافي در اختيار داشته باشند. فرصت كافي به آنها بدهيد تا در غياب خواهران و برادران خود با دوستان شان بازي كنند.
    
    
    در كنار فرزندان خود باشيد
    در صورت امكان روزي چند دقيقه را به هر كدام از فرزندان تان اختصاص دهيد. اين كار تاثير بسيار مثبتي دارد.
    وقتي با كودك خود تنها هستيد نظر او را راجع به كارهاي برادران و خواهران اش جويا شويد. با اين كار هم در جريان روابط آنها قرار مي گيريد و هم متوجه مي شويد كه گاهي احساس مثبتي نسبت به يكديگر دارند!
    به نظرات فرزندان خود راجع به خانواده به دقت گوش دهيد، وقتي كودكان بدانند كه به علائق آنها توجه دارند كمتربهانه مي گيرند.
    از تفاوت هاي فرزندان تان استقبال كنيد.
    كاري كنيد هر كدام از فرزندان تان بدانند كه فردي خاص هستند.
    
    
    حل مشاجرات
    تحقيقات نشان مي دهد كه شما بايد به مشاجرات كودكان خود توجه داشته باشيد (بدون اينكه كسي از اين كار رنجيده خاطر شود). تا آنجا كه امكان دارد اجازه دهيد فرزندان شما مشكلات خود را حل كنند ولي يادتان باشد كه كودكان كم سن و سال نياز به دخالت شما دارند. هرگز در مشاجرات از يكي از طرفين جانبداري نكنيد. فرزندان خود را به آرامش دعوت كنيد و سپس در مورد اتفاقي كه افتاده از آنها توضيح بخواهيد.
    به كودكان خود براي يادگيري مهارت هاي حل مشاجرات كمك كنيد و راه سازش، احترام گذاشتن به يكديگر و تقسيم منصفانه اموال را به آنها بياموزيد.
    از فرياد كشيدن يا سخنراني كردن بپرهيزيد زيرا اين كارها كمكي به شما نمي كند.
    مهم نيست كه چه كسي مشاجره را آغاز كرده است. هر دو طرف را بابت نقض قوانين مسئول بدانيد.
    به كودكان خود فرصت دهيد كه احساسات خود را نسبت به يكديگر بيان كنند. آنها بايد ياد بگيرند بدون اعمال خشونت، فرياد كشيدن و برچسب زدن در مورد احساسات خود حرف بزنند.
    به كودكان خود ياد دهيد كه در مذاكرات به دنبال «برنده» شدن نباشند.
    به كودكان بياموزيد كه خودشان مشكلات شان را حل كنند، البته شما مي توانيد پيشنهاداتي ارائه دهيد ولي تصميم گيري نهايي با آنها خواهد بود.
    اگر شما مدام از دست فرزندان تان عصباني هستيد تعجبي ندارد كه آنها نيز از دست يكديگر خشمگين شوند! به مديريت خشم خود بپردازيد و به كودكان خود نيز اين مهارت را بياموزيد.
    در زمان آرامش، مهارت حل مشاجرات را به كودكان خود بياموزيد.
    الگوي خوبي براي فرزندان خود باشيد.
    
    
    دخالت والدين
    ¤به مشاجرات خطرناك بايد بلافاصله پايان داده شود. كودكان را از يكديگر جدا كنيد و وقتي آرام شدند در مورد اتفاقاتي كه افتاده با آنها حرف بزنيد. كودكان بايد بدانند كه خشونت جايي در خانواده ندارد.
    ¤اگر كودكان شما مدام با يكديگر درگيري فيزيكي پيدا مي كنند و همواره يكي از آنها مظلوم واقع مي شود بايد دخالت كنيد و بلافاصله از مشاوران كمك بگيريد.
    ¤كودكان را در وضع قوانين دخالت دهيد. وضع قوانين و روشن كردن مجازات متخلفان مانع از بروز مشاجره مي شود، به چند نمونه زير توجه كنيد:
    - در مشاجرات صدمه زدن به ديگران (كتك زدن، لگد زدن، نيشگون گرفتن و) مجاز نيست.
    -استفاده از القاب زشت، فرياد كشيدن و ناسزا گفتن ممنوع است.
    -اگر كودكان بر سر يك اسباب بازي با يكديگر دعوا كنند هيچكس حق ندارد تا مدتي از آن اسباب بازي استفاده كند.
    -هر كودكي كه خود را برتر از ديگران بداند از كمترين امتياز برخوردار خواهد شد.
    -اگر كسي فرزند تنبيه شده را مسخره كند خودش تنبيه مي شود.
    -دعوا كردن در اتومبيل ممنوع است.
    -هركدام از كودكان به نوبت از يك سلسله مزايا-مثل نشستن بر روي يك صندلي خاص در اتومبيل - استفاده خواهند كرد.
    ¤اگر يكي از كودكان خواست از برادر يا خواهر خود كالايي را قرض بگيرد. بايد كالاي ديگري را به او بدهد كه تا زماني كه قرض خود را ادا نكرده در نزد طرف مقابل خواهد ماند.
    
    
    جلسات خانوادگي
    اگر فرزندان شما كم سن و سال نيستند هرازگاهي با حضور آنها جلسات خانوادگي تشكيل دهيد و در اين جلسات در مورد مسائل خانواده تصميم گيري كنيد.
    والدين، كودكان و تمام افرادي كه به نحوي در خانواده نقش دارند بايد در اين جلسات شركت كنند، زمان مناسبي را براي اين جلسات تعيين كنيد و به همه اجازه دهيد به ابراز عقيده بپردازند.
    يادتان نرود نظر هر كسي با ديگري تفاوت مي كند و جلسات خانوادگي فرصت خوبي براي سهيم شدن در عقايد ديگران، رسيدن به تفاهم و يافتن راه حل هاي مناسب مي باشد.
    جلسات خانوادگي به شكل گيري روحيه همكاري و مسئوليت پذيري كمك مي كند و از شدت ناراحتي ها و طغيانگري فرزندان مي كاهد.
    در ضمن فرصت خوبي براي ابراز علاقه به ديگران، نشان دادن همبستگي، اعتمادسازي و تقويت اعتماد به نفس مي باشد.
    حمايت هاي اجتماعي كه كودكان در خانواده مي آموزند در تمام طول زندگي به كمك آنها خواهد آمد.
    
    
    مباحث
    ¤در مورد مسائل خانوادگي، نگراني ها، علائق و اتفاقات خوشايند هفته قبل بحث كنيد
    ¤به اولويت بندي مسائل بپردازيد
    ¤موضوعي را كه بايد در مورد آن بحث شود مشخص كنيد
    ¤راه حل هاي ممكن را ارائه دهيد
    ¤موثرترين راه حل ها را مشخص كنيد
    ¤پياده كردن راه حل ها را برنامه ريزي كنيد
    ¤يك فعاليت سرگرم كننده را براي هفته پيش رو تعيين كنيد.
    
    
    قوانين
    ¤هر كسي فرصت اظهار نظر دارد
    ¤هيچ كس حق ندارد حرف ديگران را قطع كند
    ¤همه مي توانند احساسات خود را بيان كنند
    ¤همه بايد به دقت به حرف هاي ديگران گوش دهند
    ¤هيچ كس نبايد به تحقير ديگران بپردازد.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20035 به تاريخ 7/7/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: نسيبه رجبي

اگر فرزند شما خواب مفيد 10-12 ساعت در شبانه روز را رعايت نمي كند، بايد او را مجبور به پيروي از آن كنيد. تحقيقات نشان داده است كه حتي يك ساعت كسر خواب براي كودكان زير سه سال، زماني كه دبستان را آغاز مي كنند، ممكن است در درازمدت سبب بوجود آمدن مشكلات رفتاري و شناختي گردد.
    اكنون به تاثيرات خواب كم بر موفقيت كودكان در مدرسه مي پردازيم.
    
    
    مشكلات تمركزي
    وقتي كودكي مشكلاتي در مورد شنيدن جزئيات مباحث آموزشي يا تمركز بر روي فعاليت هاي برنامه ريزي شده دارد يا در پاسخگويي به سوالات كند باشد، علت اصلي آنها اغلب كمبود خواب مي باشد. در مديريت زماني و اولويت دهي به وظايف نيز مشكلاتي به وجود مي آ يد. به همين دليل كودكان شانس يادگيري نكات درسي در مدرسه را از دست مي دهند.
    
    
    كاهش وظيفه شناسي
    در صورتي كه كودك پيش دبستاني شما براي توصيف نقاشي اي كه در مدرسه كشيده است دچار مشكل مي شود، او بايد از خواب بيشتري بهره گيرد. در سال 1998 در مجله خواب مطلبي منتشر گرديد مبني بر اين كه يك شب كمبود خواب به خلاقيت لفظي و انديشه انتزاعي كودكان آسيب مي رساند.
    
    
    كند ذهني
    خواب شب كافي، مغز يك فرد كوچك را تازه نگاه مي دارد و به او در حفظ اطلاعات كمك مي نمايد. زماني كه خواب با موج كوتاه هماهنگ گردد يا زماني كه روياها به وجود مي آيند، حركات سريع چشم در خواب يا REM نقش عمده اي در تقويت حافظه ايفا مي نمايند. وقتي فرزند پيش دبستاني شما در مدرسه نام رنگها يا لغات جديدي را با آهنگي جديد مي آموزد، حركات سريع چشم (REM) به يكپارچه كردن ا ين اطلاعات جديد در مغز كمك مي كند.
    
    
    بيش فعالي
    وقتي كوچولوي شما در طول روز احساس خستگي مي كند، مثل شما خميازه نمي كشد و چرت نمي زند، بلكه او شروع به جست وخيز خواهد كرد. دليل اين كار چيست؟ كودكان با اين عمل خود پيام خستگي خود را مي فرستند. در اين شرايط آنها خارج از كنترل و آزاردهنده مي شوند. و در صورتي كه نتوانند وضعيتي ثابت داشته باشند، يادگيري آنها با مشكل مواجه خواهد شد.
    
    
    ناتواني در كنترل احساسات
    كج خلقي، گريه هاي مداوم، اوقات تلخي كردن، بي صبري، از نشانه هاي بيخوابي شبانه در كودكان است. پيش دبستاني اي كه كسري خواب دارد، كمتر قادر به كنترل احساسات خود خواهد بود. در نتيجه، بدخلقي ممكن است، جايگاه اجتماعي او در گروه همسن و سال هايش دچار تزلزل گردد. در صورتي كه اين كودكان با بچه هاي ديگر پرخاشگر و لجباز هستند، ارتباطات اجتماعي آنها نيز تحت فشار قرار مي گيرد.
    
    
    مسائل بهداشتي
    كم خوابي ممكن است سيستم ايمني بدن را تضعيف كرده و بدن را بيشتر مستعد قرارگيري در معرض عفونتها و بيماريها قرار دهد. همچنين تعادل هورمون هاي بدن به خصوص هورمونهاي حياتي براي رشد را از بين مي برد. و با اين كه اين مطلب ثابت شده نيست، اما مي تواند باعث زود بيمار شدن كودك شما و در نتيجه غيبت از مدرسه گردد.مي دهم!
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20035 به تاريخ 7/7/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط مهدی |

 سوالات خود را هر هفته شنبه ساعت 11 تا 12 يا 16 تا 17 با شماره تلفن 88757758 با مشاوران در ميان بگذاريد و پاسخ ها را روز چهارشنبه در همين صفحه بخوانيد.
    
    دكتر غزال زاهد
    فوق تخصص روانپزشكي
    دكتر مهين اسلامي
    استاد دانشگاه علوم پزشكي كرمان
    دكتر محبوبه فيروزكوهي
    استاد دانشگاه علوم پزشكي زاهدان
    دكتر فريبا عرب گل
    استاد دانشگاه شهيد بهشتي
    دكتر ميترا حكيم شوشتري
    روانشناس كودك
    دكتر ليلي انگجي
    روانشناس و عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي
    دكتر نسرين اميري
    روانپزشك كودك
    
    
    هاشمي از تهران
    فرزندم سه سال دارد. مدتي است به محض ناراحت شدن، ناخن هايش را با دندان مي جود اما ديگر رفتارهايش بسيار پسنديده است. بسيار دست و دلباز، مهربان و عاطفي است اما كندن ناخن هايش آزرده خاطرم مي كند. چه راه برخوردي را پيشنهاد مي كنيد؟
    دكتر زاهد
    به طور كلي جويدن ناخن دو علت عمده دارد. اولين علت رفتار كليشه اي يا عادتي است كه مدتي ادامه پيدا مي كند و بعد از مدتي از بين خواهد رفت اما دومين علت علامتي از اضطراب است كه يا در كوتاه مدت از بين مي رود و يا نمايانگر اختلال جدي تري است. در مواردي كه كندن ناخن به شكل رفتاري عادتي است، به شرايط محيطي ارتباط چنداني ندارد و ممكن است وجود هيجان، كندن ناخن ها را تشديد كند اما در مواقع ديگر ناديده گرفتن اين رفتار، تذكر ندادن به كودك، پرت كردن حواس او و تغيير دادن شرايط بسيار كمك كننده خواهد بود. اگر اين نوع رفتار، در اثر وجود اضطراب پديدار مي شود بايد علت اضطراب كشف شود و اگر محيط خانه، محيطي همراه با تنش است و كودك نسبت به آن محيط عكس العمل نشان مي دهد بايد والدين تلاش كنند تا جو حاكم را تغيير دهند. برحسب مورد تشخيص داده شده ممكن است نياز به دارودرماني باشد و در غيراين صورت درمان شناختي رفتاري در خصوص اختلالات اضطرابي كودكان موثر است. باتوجه به اين شرح حال والدين بايد موارد ياد شده را مورد بررسي قرار دهند و اگر تصور مي كنند با امن كردن محيط زندگي و تغيير شيوه هاي رفتاري، اين حركات از فرزندشان دور مي شود بايد در اين خصوص تلاش كنند و در غيراين صورت مراجعه به روانپزشك كودك و نوجوان از راه هاي بسيار موثر در بهبود اينگونه رفتارها از سوي فرزندتان خواهد بود.
    
    ش از تهران
    پسري 12 ساله دارم. مدتي قبل به صورت پنهاني، مقداري از پول هايي را كه در منزل بود برداشت و پس از اينكه من و مادرش متوجه كم شدن پول ها شديم مبلغي را به صورت پنهاني برگرداند و با مابقي پول براي خودش خريد كرد. عقايد من و مادرش در خانه و در رابطه با فرزندان، شبيه به هم نيست و پسرم با من ارتباط بهتري برقرار مي كند، زماني كه كم شدن پول ها و اينكه فهميده ايم كار او بوده است را برايش بازگو كردم، به اين كار اعتراف كرد، اما پنهان كاري هايش آزرده خاطرم مي كند. چه راهكاري را براي برخورد با او توصيه مي كنيد؟
    دكتر زاهد
    شرح حال ارائه شده، شكايت بسياري از والدين است و براي از بين رفتن اين رفتارها بايد به نكات زير توجه كرد:
    بروز چنين رفتارهايي از سوي نوجوانان به ميزان صميميت و نزديكي آنها با والدين بستگي دارد زيرا در عين حال كه والدين به اجراي قوانين در خانه پايبند هستند بايد احساس صميميت و نزديكي را در فرزندشان به وجود آورند. از اين رو داشتن ارتباطي نزديك با پدر براي پسري در سن
    12 سالگي بسيار مهم است. نكته مهم ديگر پول توجيبي نوجوانان است. زماني كه براي نوجوان مبلغ پول توجيبي ثابتي تعيين نشود و يا مبلغ زيادي در فاصله زياد برايش در نظر گرفته شود، (به فاصله دو ماه)، بديهي است كه او توانايي مديريت صحيح اين مبلغ را ندارد.
    در اين صورت به يك باره تمام پولش را خرج مي كند و در نهايت كه ديگر پولي برايش باقي نمانده است دست به چنين رفتارهاي ناپسندي مي زند. در عين حال زماني كه والدين ارتباطي صميمي با فرزندشان ندارند و انعطاف پذير نيستند و مدام با خشونت برخورد مي كنند، موقعيت هاي خاص فرزند را درك نمي كنند و در اين صورت احتمال خطا بالامي رود. نكته مهم قابل تامل آن است كه شايد نوجوان از نظر شخصيتي نسبت به همسالان خود نافرمان تر باشد و به اندازه بعضي از هم سن و سالانش مطيع نباشد، از اين رو در صورتي كه شرايط فوق نيز براي اين نوجوان وجود داشته باشد، زمينه ساز چنين رفتارهاي نادرستي خواهد شد. باتوجه به موارد ياد شده واضح است كه براي جلوگيري از اين رفتارها، بايد والدين با نوجوانشان بهتر برخورد كنند، پدر به عنوان يك دوست و همدم براي فرزندش ايفاي نقش كند. كمبودها و توقعات نوجوان از والدين از طريق صحبت كردن با او شناخته و برطرف شود، پول توجيبي در حد معقول و توان خانواده به صورت ثابت براي نوجوان در نظر گرفته شود و تشويق به پس انداز شود. در ضمن همسو بودن و همفكري پدر و مادر از مهم ترين اصول است و بايد قوانيني كه براي فرزندشان در نظر مي گيرند مورد موافقت شان قرار گيرد زيرا زماني كه نوجوان تزلزل را در يكي از والدين و خشونت را در ديگري ببيند زمينه سوءاستفاده برايش فراهم مي شود و سعي مي كند با اعمال روش هاي خاص حس دل رحمي يكي از والدين را برانگيزد. در صورت رعايت راهكارهاي مطرح شده، شاهد رفتاري صحيح از سوي نوجوان خواهيد بود اما در غيراين صورت مراجعه به روانشناس و در صورت نياز روانپزشك براي گرفتن راهكارهاي مناسب الزامي است.
    
    كيخاني از تهران
    نوه ام پسري دو ساله است كه از قرار گرفتن در جمع بيزار است، به تنهايي و با سايه اش بازي مي كند، اگر به مكاني ناآشنا وارد شود بشدت گريه مي كند. زمان ادرارش را نمي گويد و پس از اينكه ادرار كرد اعلام مي كند، پدر و مادرش پس از 25 سال بچه دار شدند و تنها فرزندشان است، از ابتداي شيرخوارگي تا سن يكسالي در كنار من بزرگ شده است. علاوه بر اين به تازگي حس حسادتش هم برانگيخته شده و مدام جيغ مي كشد. چه راهكار صحيحي را براي برخورد با او توصيه مي كنيد؟
    دكتر زاهد
    جيغ كشيدن هاي مكرر در كودكان دلايل مختلفي دارد. براي مثال ممكن است پدر و مادر نسبت به فرزندشان بي توجه باشند و كودكي كه در چنين محيطي رشد مي كند براي جلب توجه والدين، شروع به جيغ كشيدن مي كند. علاوه بر اين ممكن است اينگونه رفتارها ناشي از اختلالات روانپزشكي خاص باشد. همچنين معمولاً كودكي كه با مشكلات تكلمي روبه رو باشد آستانه ناكامي پائيني دارد و زماني كه توانايي بيان منظور خود را نداشته باشد. شروع به جيغ كشيدن مي كند و به مرور زمان كه قدرت تكلمش كامل شود، از ميزان پرخاشگري هايش كاسته مي شود. حسادت و ديگر رفتارهاي او نيز ممكن است به دليل تك فرزند بودنش باشد به همين دليل نحوه صحيح برخورد والدين و اطرافيان با او، كاهش اينگونه رفتارها را نيز به همراه دارد.
    در مورد بازي هايش نيز كه نوعي بازي نمادين و تخيلي است، در صورت نداشتن مشكلات رفتاري ديگر، جاي نگراني وجود ندارد.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4900 به تاريخ 6/7/90، صفحه 17 (اميد)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط مهدی |

اوايل مهر، زماني مناسب براي واكسيناسيون آنفلوآنزاي فصلي
    مدير واحد بيماري هاي مركز بهداشت استان مركزي گفت: بهترين زمان براي واكسيناسيون آنفلوآنزاي فصلي، اواخر شهريور و اوايل مهر است.
    دكتر علي منصوري افزود: واكسن آنفلوآنزا در انواع فصلي يا انساني است و با شروع فصل سرما معمولاموارد آن افزايش مي يابد.
    اين واكسن تنها در پيشگيري از بروز آنفلوآنزاي انساني تاثير دارد و به علت ورود واكسن از كشورهاي خارجي و كمبود آن، بهتر است اين واكسيناسيون براي افراد پرخطر انجام شود.
     وي تاكيد كرد: بر اين اساس، واكسيناسيون آنفلوآنزا براي افراد پرخطر توصيه مي شود. كودكان، كهنسالان، زنان باردار و افراد داراي بيماري هاي زمينه اي مانند ديابت، فشارخون، بيماري هاي كليوي و ريوي ازجمله افراد پرخطر هستند. / ايسنا
    
    ممنوعيت استفاده از گياهان دارويي براي از شير گرفتن كودك
    يك كارشناس مامايي گفت: گاهي مادر با آغشته كردن نوك سينه خود به داروهاي گياهي تلخ نظير صبر زرد و كلپوره سعي مي كند تا كودك را از شيرخوردن منصرف كنند كه استفاده از اين داروها به دليل مسهل بودن يا مسموميت زايي توصيه نمي شود.
    فاطمه حسين زاده افزود: قطع شيردهي براي شيرخوار از لحاظ عاطفي دشوار است چراكه مادر براي او منبع شادي، نشاط و غذا بوده است.
    از اين رو منع ناگهاني از شيرخوردن برايش سخت و نگران كننده مي شود و بايد بتدريج، بدون اعمال خشونت و جايگزيني غذاهاي مناسب تعداد دفعات شيردهي را كم كرد تا كودك خود را از عشق و محبت مادرانه محروم نداند.
    بعلاوه بسياري از مادران در اين مرحله، از در آغوش گرفتن كودك خود امتناع مي ورزند تا كودك كمتر درخواست شير كند و اين نكته را از ياد مي برند كه محروم شدن از گرماي محبت مادري موجب مي شود كودك احساس نگراني كرده و با بداخلاقي و گريه اعتراض خود را اعلام كند.
    وي تاكيد كرد: در روش ناگهاني از شيرگرفتن كودك، مادر با استفاده از زردچوبه، چسب زخم، رژلب و با زخمي يا بد جلوه دادن سينه، حس ترحم كودك را برمي انگيزد تا شيرخوار براي اين كه مادر احساس ناراحتي نكند، از شير خوردن منصرف شود؛ از معايب اين روش، آثار رواني وارد شده بر روح كودك و ترسيدن وي است ضمن اين كه بعد از رفع مانع، كودك مجددا براي خوردن شير اقدام مي كند و حرف هاي مادر را دروغ مي پندارد. /فارس
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3236 به تاريخ 5/7/90، صفحه 20 (سلامت)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: مريم سادات كاظمي

نخستين مطالعات درباره عكس العمل نوزادان در رفتارهاي اجتماعي، به حدود 40سال پيش برمي گردد.
    مادران بايد اين موضوع را مدنظر داشته باشند كه فرزند آنها يك عروسك نيست كه از درك رفتار ديگران و واكنش در برابر آنها عاجز باشد؛ بلكه او به خوبي تمام مسائل پيرامون خود را مي فهمد. نوزاد حتي از دوران جنيني تمام احساسات و هيجانات را درك كرده و آنها را درحافظه خود نگه مي دارد. به علاوه حتي قبل از تولد، يك واكنش متقابل بين مادر و جنين وجود دارد و بايد گفت كه حداقل نيمي از رفتار و سلوك كودك مانند پدر و مادراست. ازنخستين روزهاي تولد، نوزاد قادراست به رفتارهاي والدين پاسخ دهد. به كمك حواس پنجگانه مي تواند همه احساسات را شناخته و به روش مختلف با اطرافيانش ارتباط برقرار كند. روابط اجتماعي و عاطفي، جايگاهي ويژه درمراحل ابتدايي رشد كودك دارد. ازبدو تولد، نوزاد حالت روحي و واكنش هاي خاصي ابراز مي كند. اين مجموعه گرايشات ذاتي، خلق و خوي او را شكل مي دهند.
    
    
    واكنش هاي مادر و نوزاد
    نخستين روزهاي تولد نوزاد، جوي مبهم و خلائي عاطفي را براي مادر به وجودمي آورد كه همين حالات به مرور سرچشمه مهر و محبت مادر مي شود. تلاقي نگاه هاي مادر و كودك، در تقويت اين علاقه بسيار تاثيرگذار است. غريزه مادري بلافاصله پس از تولد طفل برانگيخته نمي شود. چند روز اول پس از تولد نوزاد، مادر احساس خستگي مي كند و از اينكه نتواند سلامت كودكش را حفظ كند، نگران و مضطرب است. او با اين توجيه كه اطرافيان مراقب فرزندش هستند،خود را تسلي مي دهد. درچهارمين روز شكفتن غنچه زندگي، مادر با آغوش گرفتن، نوازش و صحبت با نوزادش، رابطه خود با او را مستحكم تر مي كند. تحقيقات ديگري دراين زمينه همچنين گوياي اين مطلب است كه رفتارهاي صميمانه مادر با فرزندش، تا چه حد در رشد شخصيت او موثر است. اين رفتارها نسبت به توانايي مادر در تامين نيازهاي كودكش تعريف مي شود. بعضي از مادران با محبت و آرامش و برخي ديگر با سختگيري و جديت، به اين خواسته ها پاسخ مي گويند. رفتارهاي متقابل مادر و نوزاد، به اعمال پزشكان و پرستاران در هنگام وضع حمل مادر نيز بستگي دارد. تا چند سال پيش، پس از زايمان نوزاد را كنار مادر نمي گذاشتند و اين ارتباط ناديده گرفته مي شد كه همين امر مي توانست مانعي در ايجاد رابطه مطلوب باشد. نوزاد نه تمثالي از يك شخص بزرگسال است و نه يك موجود بي اهميت؛ بلكه او نيز انسان است. روابط عاطفي پيش از برقراري ارتباط كلامي، تا مدت ها مورد توجه نبود. درحالي كه اين روابط زمينه لازم و اصلي براي آموزش همه جانبه كودك است. در خلال همين رفتارهاي ساده روزمره مانند در آغوش گرفتن، تعويض لباس ها، شير دادن و... است كه نوزاد تصويري از واقعيت و حقيقت را براي خود ترسيم كرده و تجربياتش شكل مي گيرد.
    
    
    گريه و بي قراري هاي نوزاد
    هر مادري ده ها راه و روش براي آرام كردن فرزند خود مي شناسد، اما نكته مهم اين است كه همه اين رفتارها از يك دلبستگي واحد نشات مي گيرد كه نوزاد آن را به خوبي درك مي كند. بدين ترتيب او خيلي زود بين احساسات متفاوت خود ارتباط برقرار مي كند كه همين رابطه باعث خلق تصويري از يك مادر آرام و مطمئن در ذهنش مي شود. در طول دو ماهه اول، مادر در پاسخ به رفتارهاي كودك واكنش هاي مختلفي نشان مي دهد كه اين رفتارها از طرفي عكس العمل هاي جديدي از او را در پي دارد. اين روند خود به خود به كودك مي آموزد كه واكنش اطرافيان در برابر هر نوع از رفتارهايش چگونه است. همچنين رابطه عاطفي مادر و نوزاد در خلال اين رفتارها، قدرت يادگيري نوزاد را تسريع مي كند. در اين صورت او مي تواند اطلاعات و مسائل مختلفي را فراگرفته، به خاطر بسپارد، ويژگي هاي يك موضوع را در يك زمان خاص درك كند و احساسات گوناگون پدر و مادر مانند خشم، شادي، غم و... را بشناسد.
    گرچه نمي توان انكار كرد كه يك رابطه ويژه بين مادر و جنين در طول دوران بارداري و پس از زايمان وجود دارد، اما اين معنا نيست كه محبت و علاقه به كودك، صرفا به ويژگي هاي بيولوژيك مادر مربوط مي شود. محققان به اين نتيجه رسيده اند كه در خانواده هايي كه پدر به اندازه مادر و يا حتي بيش از او، به امور كودك رسيدگي مي كند، علاقه و وابستگي نوزاد به پدر درست مانند حالت طبيعي كه نوزاد اين احساس را به مادر دارد، است. حتي ممكن است همين حالت براي هر شخصي كه نيازهاي اساسي و احساسي او را تامين كند نيز شكل گيرد.
    نوزاد در بدو تولد اين آمادگي را دارد كه با هر كسي ارتباط برقرار كند؛ مشروط بر اين كه چنين شخصي كاملارفتارهاي او را شناخته و نيازهاي او را برآورده كند. به طور كلي، خوب است كه بزرگترها به بهترين روشي كه براي كودك خوشايند است مانند آرام و با لحن كودكانه صحبت كردن، حركت دادن دست ها و... با او ارتباط برقرار كنند.
    
    
    رشد احساسات و شخصيت
    در طول شش ماهه اول زندگي، نوزاد اساسا به لطف و كمك والدين نيازمند است. پس از اين دوران، در مورد آزادي عمل، استقلال و ارتباط با جهان پيرامون خود، تا حدي آگاهي كسب مي كند. تا 3 سالگي، كودك همچنين رفتارهاي متضادي از خود نشان مي دهد. در اين مرحله كه بحران سه سالگي است، والدين بايد با صبر و جديت با مسائل و مشكلات مرتبط با آن برخورد كنند. درواقع نخستين مرحله دوران كودكي از بدو تولد تا سه سالگي است كه زمينه ساز رشد شخصيت كودك در آينده است.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20032 به تاريخ 4/7/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: نگاهي به قوانين مربوط به حقوق كودكان

كودك آزاري از جرايم عمومي بوده و رسيدگي به پرونده هايي با اين گونه موضوعات نياز به شاكي خصوصي ندارد.‏
    
    براساس قانون حمايت از كودكان و نوجوانان مصوب 25 آذر سال 1381، كليه اشخاصي كه به سن 18 سال تمام هجري شمسي نرسيده اند از حمايت قانوني مذكور برخوردار هستند. براساس ماده 220 قانون مجازات اسلامي، هرگاه پدر يا جد پدري فرزند خود را بكشد قصاص نمي شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول و تعزير محكوم خواهد شد. حال وقتي ما چنين قانوني داريم كه در آن به صراحت اين موضوع اعلام شده است، اين ولايت خارج از چارچوب قانون تا حدودي موجب مي شود كه حس مالكيت بر روي فرزندان وجود داشته باشد. همچنين براساس ماده 59 قانون مجازات اسلامي در صورتي كه اقدامات والدين و اولياي قانوني و سرپرستان صغار و محجورين كه به منظور تاديب يا حفاظت آنها انجام شود مشروط به اينكه اقدامات مذكور در حد متعارف، تاديب و محافظت باشد، جرم محسوب نمي شود و در حقيقت تعريفي از اين حد متعارف وجود ندارد.‏
    
    در قانون حمايت از كودكان و نوجوانان به موارد خوبي اشاره شده است. براساس ماده 3 اين قانون، هر گونه خريد، فروش، بهره كشي و به كارگيري كودكان به منظور ارتكاب اعمال خلاف از قبيل قاچاق، ممنوع و مرتكب حسب مورد علاوه بر جبران خسارات وارده به شش ماه تا يك سال زندان و يا به جزاي نقدي از ده ميليون ريال تا بيست ميليون ريال محكوم خواهد شد.همچنين براساس ماده 4 قانون مجازات اسلامي، هر گونه صدمه ، اذيت ، آزار و شكنجه جسمي و روحي كودكان و ناديده گرفتن عمدي سلامت و بهداشت رواني ، جسمي و ممانعت از تحصيل آنان ممنوع و مرتكب به سه ماه و يك روز تا شش ماه حبس و يا تا ده ميليون ريال جزاي نقدي محكوم مي شود. براساس ماده 5 قانون مجازات اسلامي، كودك آزاري از جرايم عمومي بوده و احتياج به شكايت شاكي خصوصي ندارد.چنانچه فردي از آزار و اذيت كودكي مطلع شد، مي تواند شكايت كند و اين موضوع احتياج به شاكي خصوصي ندارد، در واقع لازم نيست حتماً از بستگان شخصي باشد كه مورد آزار و اذيت قرار گرفته است.براساس ماده 6 قانون حمايت از كودكان و نوجوانان، كليه افراد، مو سسات و مراكزي كه به نحوي مسئوليت نگهداري و سرپرستي كودكان را بر عهده دارند، مكلفند به محض مشاهده موارد كودك آزاري مراتب را براي پيگرد قانوني مرتكب و اتخاذ تصميم مقتضي به مقامات صالح قضائي اعلام كنند، تخلف از اين تكليف موجب حبس تا شش ماه يا جزاي نقدي تا پنج ميليون ريال خواهد بود.
    
    بيشتر از اينكه احتياج به قانون داشته باشيم، نيازمند فرهنگ سازي در زمينه نگهداري از كودكان هستيم.در قانون مدني آمده است كه اگر پدري صلاحيت نداشته باشد، نگهداري و حضانت طفل در زمان جدايي به مادر تحويل داده مي شود، در حقيقت ما قوانيني براي حمايت از كودكان داريم.در ماده 5 قانون مجازات اسلامي، آمده است كه كودك آزاري از جرايمي است كه احتياج به شاكي خصوصي ندارد. در حقيقت شايد افراد جامعه ما از اين موضوع اطلاع نداشته باشند. به طور مثال كودك آزاري مي تواند توسط همسايه اطلاع داده شود در حالي كه هم اكنون همسايه تصور مي كند كه مقامات ذي صلاح، شكايت وي را تحويل نخواهد گرفت و از نظر قانوني اين حق را ندارد. ‏
    
    در جامعه اي زندگي مي كنيم كه افراد آن از عواطف و ا حساسات بالايي برخوردارند، چنانچه مردم بدانند، در صورتي كه فردي فرزند خود را مورد آزار و اذيت قرار دهد، آنها نيز مي توانند اين موضوع را اطلاع دهند و به عنوان شاكي وارد عمل شوند، قطعاً با توجه به خصوصيات اخلاقي ايراني ها آنها با سرعت وارد عرصه عمل شده و از اين اقدام والدين جلوگيري مي كنند. ‏
    
    اگر حدس مي زنيد كه كودكي تحت آزار و اذيت قرار دارد با پزشك اطفال و مركز حمايت از كودكان تماس گرفته و از آنها كمك بخواهيد. پزشكان از نظر اخلاقي ملزم هستند، هرگونه نشانه هاي آزار كودكان و يا غفلت و بي توجهي نسبت به آنها را گزارش دهند.حتي ممكن است در صورت لزوم شما را به درمانگران ديگري معرفي كنند تا هرگونه اطلاعات مورد نياز براي بررسي ها، جمع آوري شود. پزشكان حتي اگر لازم باشد، در دادگاه براي كسب حمايت براي كودكان، شهادت داده و در صورتي كه گمان كنند ممكن است كودكان تحت آزار جنسي قرار گيرند، دادخواست جنايي تنظيم خواهند كرد.هر اقدامي كه طبيعتي آزار دهنده دارد بايد فوراً گزارش شده و براي رفع آن كمك گرفته شود. تاخير در گزارش، شانس كودكان را براي بهبودي كامل كاهش مي دهد. اغلب اوقات كودكي كه با او بدرفتاري شده و يا مورد آزار قرار گرفته، افسرده شده و رفتارهاي خشونت آميز، گوشه گيري و يا خودكشي از او سر خواهد زد. وقتي اين كودكان بزرگ مي شوند به مخدرات و دارو روي مي آورند و تلاش مي كنند به صورتي فرار كنند و يا اين كه آزار، اذيت و آسيبي را كه از سوي ديگران ديده اند، انكار نمايند. تحمل آزار در دوران كودكي ممكن است در بزرگسالي به خودكشي و افسردگي منجر شود.اگر كودكي تحت آزار شديد قرار دارد، شايد شما تنها كسي باشيد كه مي توانيد به او كمك كنيد. در گزارش و اعلام اين آزار به افراد ذيصلاح درنگ نكنيد.بي توجهي و تكذيب مشكلات، تنها اوضاع را وخيم تر مي كند. با اين كار شانس كودكان را براي بهبود كامل به شدت كاهش مي دهيد. در بيشتر اوقات، كودكاني كه تحت آزار و يا بي توجهي قرار مي گيرند، جراحات و صدمه هاي عاطفيشان بسيار شديدتر از جراحات جسميشان است. كودكاني كه با آنها بدرفتاري شود بيشتر خودكشي كرده و يا افسرده مي شوند.از طريق برقراري ارتباط نزديك با اين كودكان، مي توان به ميزان جراحت هاي وارده از نظر عاطفي و جسمي پي برد. بزرگسالاني كه در كودكي تحت آزار قرار داشته اند، با مشكلات بيشتري مواجهند و رفتارهاي پر خطر در آنها بيشتر وجود دارد.‏
    
    
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7370 به تاريخ 4/7/90، صفحه 6 (گزارش)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط مهدی |

بنياد ملي بازيهاي رايانه اي كتاب جديدي با عنوان «رده بندي سني بازيهاي رايانه اي ESRA» منتشر كرد. بنياد ملي بازيهاي رايانه اي كتاب جديدي با عنوان «رده بندي سني بازيهاي رايانه اي ESRA» منتشر كرد. در مجموعه كتاب هاي بنياد ملي بازيهاي رايانه اي كه با هدف بالابردن سطح دانش فعالان حوزه بازيهاي رايانه اي و علاقه مندان به اين مقوله به چاپ رسيده است به موضوعاتي همچون تاريخچه بازيهاي رايانه اي در جهان و ايران، اصول بازينامه نويسي، معرفي ناظم ملي رده بندي سني بازيهاي رايانه اي ESRA، خانواده و مراحل رشد كودك از ديدگاه جامعه شناسي و ارتباط آن با كنترل موثر فرزندان در استفاده از بازيهاي رايانه اي و ... اشاره شده است.
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7370 به تاريخ 4/7/90، صفحه 24 (صفحه آخر)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط مهدی |

بهتر است نگوييد كه دوست نداريد فرزند باهوشي داشته باشيد چون باور نمي كنيم. محققان معتقدند «هوش» علاوه بر زمينه ژنتيك، تا حدي هم اكتسابي است و در طول زندگي و به نسبت شرايط محيطي از آغاز تولد تا بزرگسالي و براساس آموزش هاي فرد در او شكل مي گيرد و راه هايي را براي تقويت آن پيشنهاد مي كنند. به نظر مي رسد كه هوش انسان، هم ارثي و هم اكتسابي است. در واقع با اينكه هوش پديده اي ژنتيكي و استعدادي خدادادي است، توانايي هاي ذهني افراد طي دوران زندگي و از دوران كودكي آنها كم كم شكل مي گيرد. براساس تحقيقات علمي انجام شده، با به كار بردن روش ها و برنامه ريزي هاي خاصي در زندگي روزمره و در فضاي آموزشي كودكان، مي توان قدرت تفكر و هوش آنها را پرورش داد. شما هم مي توانيد از اين روش براي باهوش تر كردن فرزندتان استفاده كنيد.
    
    بازي براي هوش
    شطرنج، جدول، پازل و ديگر بازي هاي فكري، همگي براي مغز كودك همچون ورزش هستند. بازي هايي مانند سودوكو (جدول اعداد) علاوه بر اينكه مي توانند سرگرمي لذت بخشي براي كودك شما باشند، تقويت كننده توانايي تفكر استراتژيك، حل مشكلات و تصميم گيري در وضعيت هاي پيچيده هستند. انواع بازي هاي فكري را در خانه داشته باشيد و علاوه بر اين، گاهي مسائلي را به طور خيالي طرح كنيد و براي حل اين مشكلات و مسائل ساختگي، از كودكانتان كمك بخواهيد. بگذاريد با وضعيت هاي دشوار و موقعيت هاي پيچيده تصميم گيري مواجه شده و راه هاي پيشنهادي خود را براي حل مسائل به شما بازگو كنند.
    
    ورزش، ورزش، ورزش!
    مطالعات گروهي از دانشمندان آمريكايي نشان داده ارتباط مستقيمي بين فعاليت هاي ورزشي كودكان دبستاني و موفقيت تحصيلي آنها وجود دارد. بنابر تحقيقات اين گروه، شركت كردن كودكان در فعاليت هاي ورزشي، افزايش ميزان اعتماد به نفس، مهارت در كارهاي گروهي و توانايي هاي مديريتي و رهبري را به دنبال دارد.‏‎ ‎پس به جاي اينكه پس از خوردن شام، جلوي تلويزيون لم بدهيد، بهتر است با كودكتان توپ بازي كرده يا به پياده روي برويد. بد نيست كودك خود را به شركت در تيم هاي ورزشي مدرسه اش تشويق كنيد.
    
    شير مادر، عصاره هوش
    شير مادر اولين غذاي مغز كودك است. تحقيقات انجام شده نشان مي دهد كه شير مادر از دو جهت براي كودك مفيد است؛ يكي اينكه از خطر احتمالي ابتلاي كودك به بيماري جلوگيري مي كند و ديگر اينكه به تنهايي يك غذاي كامل براي نوزاد است. دانشمندان دانماركي به اين نتيجه رسيده اند كه تغذيه نوزاد از سينه مادر، كودك را هم سالم تر و هم باهوش تر مي كند.
    
    كامپيوتر در خدمت هوش
    شايد تعجب كنيد چون بازي هاي كامپيوتري شهرت بدي پيدا كرده اند و بسيار مورد انتقاد قرار مي گيرند. بله، درست است كه بسياري از آنها وحشيانه، بي فايده و غيرفكري هستند اما ما در مورد انواعي از بازي هاي كامپيوتري صحبت مي كنيم كه مهارت هاي فكري و استراتژيك و قدرت تصميم گيري و خلاقيت كودك را پرورش داده و كارگروهي را به او آموزش مي دهند. امروزه در دنيا بعضي شركت هاي معتبر ساخت بازي هاي كامپيوتري، در تلاش هستند تا بازي هاي آموزشي اي بسازند كه پرورش دهنده حافظه و توانايي هاي ذهني كودكان خردسال (حتي كودكان نوپا) باشند. تحقيقات اخير نشان مي دهد كودكاني كه انواع بازي هاي كامپيوتري آموزشي را بازي مي كنند، نسبت به آنهايي كه اين بازي ها را تجربه نكرده اند از قدرت درك و تجسم تصويري بيشتري برخوردارند.
    
    جالب است بدانيد معلمان بريتانيايي، امروزه در كلاس هاي درسشان از انواع بازي هاي كامپيوتري آموزشي استفاده مي كنند.
    
    صبحانه يادت نره!
    نتايج معتبر تحقيقات دقيقي كه انجام شده، نشان داده است كه خوردن صبحانه باعث تقويت حافظه، تمركز و قدرت يادگيري مي شود. كودكاني كه صبحانه نمي خورند، معمولازودتر خسته شده و كم طاقت تر و زودرنج تر هستند. اين دسته از كودكان نسبت به آنهايي كه روز خود را با خوردن صبحانه شروع مي كنند، از سرعت عمل كمتري برخوردارند. با وجود كمبود وقت و برنامه هاي روزانه شلوغ امروزي شايد كمتر كسي فرصت پيدا كند كه هر روز بنشيند و صبحانه مفصلي نوش جان كند. اما كودك خود را حتي فقط با خوردن يك ليوان شير هم شده، صبحانه خورده، روانه مهد كودك يا مدرسه كنيد تا تمركز بيشتري داشته باشد.
    
    خوب بخور تا باهوش بشي
    
    قند، چربي هاي اشباع و ديگر خوراكي هاي بي فايده را از برنامه غذايي كودكان حذف كنيد و به جاي آن، مواد مغذي و مفيدي كه به رشد ذهني آنها كمك مي كند، جايگزين كنيد. سال هاي اوليه دوران كودكي بسيار اهميت دارد و لازم است تمامي مواد لازم را در رژيم غذايي كودك قرار دهيد.تغذيه نادرست باعث مي شود كودكان از مدرسه و همسالان خود عقب بمانند و دچار افت تحصيلي شوند. پس اگر مي خواهيد كودكتان در مدرسه نمره بهتري بگيرد، به تغذيه او هم توجه كنيد.
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7366 به تاريخ 29/6/90، صفحه 6 (نقد و نظر)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: زينب سليم

در چند دهه اخير پديده جديدي به نام افسردگي كودكان شكل گرفته است كه شايد زياد قابل باور نباشد. كودكان كه منبع نشاط و شادابي هستند نيز در كمين افسردگي قرار دارند چراكه نوع زندگي در دنياي جديد با آنچه پيشتر ها بوده است تغيير زيادي كرده است . امروزه بخش عمده اي از وقت مادران به حوزه اشتغال در بيرون از منزل اختصاص مي يابد و كودكان نيز يا در مهدهاي كودك و يا در كنار فيلم هاي پر از خشونت و بازي هاي پر از هيجان بزرگ مي شوند .
    
    طبق آمار در حدود پنج درصد كودكان و نوجوانان در جامعه از افسردگي رنج مي برند. كودكاني كه زير فشار استرس هستند، در معرض خطر بيشتري براي افسردگي مي باشند. اين كودكان اختلالات توجه، يادگيري يا اضطراب دارند. افسردگي مي تواند جنبه خانوادگي داشته باشد. پزشكان بر اين باورند كودك افسرده فاقد انرژي لازم است و احساس خستگي مي كند . از لحاظ ظاهر نيز رنگي پريده دارد. تمركز حواس او پايين مي آيد؛ چنانچه قادر به توجه كردن و تمركز داشتن نيست و خود را فردي بي ارزش و بي كفايت احساس مي كند. افكار مربوط به مرگ هم در او بروز مي كند. فكر خودكشي ( البته بدون طرح و نقشه معين ) نيز در بعضي كودكان افسرده ديده مي شود. كودكان افسرده به لحاظ پايين بودن سطح توجه تمركز، اغلب قادر به درس خواندن نيستند. يادگيري آنها كُند مي شود و علاقه اي به درس و مدرسه نشان نمي دهند. افت تحصيلي براي آنها پيش مي آيد و حتي برخي از آنان ، پس از چند روز تعطيلي و به مدرسه رفتن ، ابراز
    بي علاقگي مي كنند. به تدريج اين فقدان تمايل ، به ترس از مدرسه تبديل
    مي شود. در اين شرايط والدين معمولاً علت را در مدرسه جستجو
    مي كنند؛ در حالي كه اغلب ، علت اين نوع ترس، افسردگي كودك است و از آنجا كه كودكان افسرده بسيار به مادر وابسته مي شوند نگران از دست دادن مادر يا بيمار شدن او هستند و به اين ترتيب از مدرسه دوري مي كنند. سردرد، دل درد ، سرگيجه و حالت تهوع از ديگر نشانه هاي جسماني افسردگي است. از علائم رفتاري نيز
    مي توان به اين موارد اشاره كرد: كودكان افسرده معمولاً دروغ مي گويند ،
    گاهي دزدي مي كنند و بعضاً تمايل به كار خلاف دارند.
    
    البته در اين اثنا نقش فضاي خانواده و علي الخصوص ارتباط ميان مادران و فرزندها در پيشگيري از افسردگي بسيار حايز اهميت و حياتي است.
    
    تحقيقات و همچنين نظر كارشناسان نشان مي دهد كه عدم حضور مادر در خانه منجر به افسردگي در ميان كودكان خواهد شد .
    روانشناسان معتقدند اشتغال مادر در 2 سال نخست زندگي كودك باعث مي شود «دلبستگي» كه براي رشد سلامت رواني بسيار ضروري است، به طور صحيح شكل نگيرد كه اين امر از علل افسردگي در بزرگسالي است.
    
    تحقيقات علمي نشان مي دهد بچه هايي كه مادرانشان ارتباط اوليه قوي با آنان برقرار كرده بودند و از تجارب مثبت تري برخوردار بودند، با وجود اشتغال تمام وقت مادر، از عزت نفس، استقلال و نظم بيشتر و عواطف و هيجانات مثبت تري در مقايسه با بچه هايي كه مادران مجرد (مطلقه، متاركه كرده و بيوه) داشتند، برخوردار بودند. عزت نفس بالا، اظهار حالات هيجاني و عاطفي مثبت در فرزنداني كه مادران شاغل داشتند به عواملي مانند ساعات حضور مادران در خانه يا ساعاتي كه با فرزندانشان مي گذرانده اند و يا حتي احساس نزديكي بين فرزند و والدين مربوط نبوده است، بلكه به عواطف مثبت تري كه مادر در ارتباط با فرزند نشان مي داده و همچنين زمان بيشتري كه پدر با آنان مي گذرانده و احساس دوستي و صميميتي كه با پدر داشته اند، مربوط بوده است.»
    
    البته حضور پدر در خانواده و كاهش تنش ها در فضاي خانه نيز
    مي تواند در پيشگيري از افسردگي در كودكان تاثير گذار باشد . البته در صورتي كه افسردگي ، حاصل عوامل دروني باشد ، درمان آن قدري متفاوت است و بايستي كودك نزد روانپزشك متخصص برده شود و سپس روان درماني صورت گيرد. اما براي درمان افسردگي هاي محيطي ( كه بيشترين نوع افسردگي كودكان را شامل مي شود ) ساختن فضايي دوستانه و صميمانه ، فضايي كه كودك در آن احساس كند همه دوستش دارند و نيازهايش را به موقع و بجا برآورده
    مي كنند ، از مهمترين عوامل است.
    
    پدر و مادر افرادي هستند كه كودك به آنها علاقه بسيار دارد و وجودشان بويژه در دوران كودكي لازم است. به علاوه ، ارتباطات منفي و عاري از عشق و پذيرش ، مي توانند افسرده ساز باشند ؛ بنابراين وجود محيطي سرشار از عشق و محبت و روابطي سالم و صميمي براي كودكان ضروري است و نبايستي آنان را از اين نعمت محروم كنيم.
    
    همچنين بايد بكوشيم روابط بچه ها با دوستان و بستگان به طريقي مثبت و موثر پيوسته برقرار باشد. آرزوها ، خواسته ها و تمايلات منطقي و طبيعي پاسخ داده شوند و سعي كنيم جلوي فقدان آنچه را كه ضروري و لازم است بگيريم.
    
    به عقيده پزشكان، افسردگي مادر در دوران كودكي فرزندش نيز بر رفتارهاي اجتماعي وي در دوران بزرگسالي تاثير دارد، اما در مورد پدران، نتايج تغيير روحيه و افسردگي آنها به سرعت روي كودكان مشخص مي شود و رشد رواني آنها را دچار اختلال مي كند.در واقع افسردگي والدين بر رفتارهاي اجتماعي دوران بزرگسالي كودكان تاثير به سزايي داشته و مي تواند آينده آنها را نابود كند.پسراني كه پدرشان مبتلابه افسردگي هستند، دو برابر بيشتر از دختران در دوران پيش از مدرسه دچار اختلالات رفتاري و احساسي مي شوند،همچنين زناني كه در دوران بارداري دچار افسردگي هستند، نه تنها به جنين خود آسيب مي رسانند، بلكه فرزندشان بعد از تولد نيز از رشد رواني و جسمي كندتري نسبت به ساير كودكان برخوردار خواهد شد به طوري كه احتمال بروز مشكلات رفتاري و ادراكي در كودكاني كه مادرشان دچار افسردگي است، 50 درصد بيشتر از ديگران است.
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7366 به تاريخ 29/6/90، صفحه 18 (علم و فناوري)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:49 بعد از ظهر  توسط مهدی |


همه توده هاي پستان سرطاني نيستند
    يك فوق تخصص جراحي پستان گفت: توده هاي پستان در بين زنان بسيار شايع هستند، ولي همه اين توده ها سرطاني نيستند و ابتلابه آنان نبايد موجب وحشت زنان شود.
    دكتر نسرين السادات علوي افزود: برخي از توده هاي پستان، كيست هستند و با درمان دارويي يا تخليه با سوزن ظريف قابل درمان هستند. بعضي از اين توده ها نيز خوش خيم هستند و همه آنها احتياج به عمل جراحي ندارند و در صورت نياز به عمل نيز عمل جراحي ساده و بدون عارضه اي خواهند داشت.
    وي گفت: بيمار براي اين عمل جراحي نياز نيست به مدت طولاني بستري شود، با وجود اين به همه زنان توصيه مي شود كه در صورت مواجهه با علائمي مانند توده در پستان، ترشح از نوك پستان، تغيير رنگ و حالت پوست، زخم و پوسته پوسته شدن سر پستان و سفتي دائمي قسمتي از آن كه پس از عادت ماهانه از بين نمي رود به پزشك مراجعه كنند تا در صورت نياز، اقدام لازم براي تشخيص و درمان بيماري انجام شود. وي با بيان اين كه زنان و دختران پس از 20 سالگي هر ماه يكبار در انتهاي عادت ماهانه با يك معاينه ساده وضعيت پستان هايشان را بررسي كنند، توصيه كرد: زنان از 30 تا 40 سالگي سالانه يك بار براي معاينه پستان خود به پزشك مراجعه كنند و پس از 40 سالگي با صلاحديد پزشك هر يك تا 2 سال يك بار ماموگرافي انجام دهند. / ايسنا
    
    تخم مرغ براي كبد كودكان ضرر ندارد
    يك متخصص تغذيه با اشاره به اين كه مادر ها نگران چربي يا آسيب رسان بودن تخم مرغ به كبد فرزند شان نباشند، گفت: اين عقايد نادرست است و مصرف تخم مرغ باعث ايجاد آسيب به كبد كودك نمي شود ضمن آن كه تخم مرغ به علت دارا بودن منابع غني پروتئين براي استفاده در وعده غذايي صبحانه بسيار مفيد است.
    تيرنگ نيستاني افزود: با شروع فصل مدارس، بيشتر دانش آموزاني كه شيفت صبح به مدرسه مي روند به علت تعجيل براي از دست ندادن سرويس، دير نرسيدن به مدرسه و به تبع آن اضطراب و بي اشتهايي با مشكل نخوردن صبحانه روبه رو مي شوند./ ايسنا
    
    كدام بند ناف ها زودتر مي افتد؟
    يك فوق تخصص نوزادان گفت: آغشته كردن بند ناف نوزاد به شير مادر در مقايسه با الكل موجب بهبود و افتادن سريع تر آن مي شود.
    موسي احمدپور نوزادان را بيش از هر گروه ديگري در برابر عوامل خطر، آسيب پذير دانست و گفت: بند ناف نوزاد مي تواند راه ورود مستقيم عوامل بيماري زا به بدن نوزاد باشد، به طور معمول بند ناف طي 7 روز اول خشك شده و جدا مي شود و گاهي ممكن است جدا شدن بند ناف تا 15 روز به تاخير بيفتد كه طي اين مدت بايد بند ناف را تميز و خشك نگه داشت و از آلوده شدن آن به مدفوع نوزاد جلوگيري كرد.
    اين فوق تخصص نوزادان ادامه داد: استفاده از بتادين نيز براي مراقبت از بند ناف نوزاد توصيه نمي شود، زيرا سبب اختلال در عملكرد تيروئيد نوزاد مي شود، الكل نيز صرفا باعث خشك شدن بند ناف مي شود.
    احمدپور درخصوص پيشگيري از بروز عفونت در نوزاد گفت: بايد از تعداد ملاقات كننده هاي نوزاد كاسته شده و نوزاد توسط ديگران بخصوص افراد بيمار بوسيده نشود؛ مادر نيز بايد قبل از هر بار شيردهي دست خود را شسته و هر 24 ساعت يك بار سينه خود را بشويد؛ هفته اي 2 نوبت حمام كردن نيز براي نوزاد كافي است زيرا حمام كردن بيش از 2 بار در هفته موجب خشك شدن پوست نوزاد مي شود./ فارس
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3231 به تاريخ 29/6/90، صفحه 16 (سلامت)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:49 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: دكتر ربابه شيخ الاسلام

‏سالمندي براي آنهايي كه از دوران جواني مراقب سلامت خود بوده و سلامتي خود را با اعتقاد به اينكه مسئول سلامت خود هستند حفظ كرده اند دوران آرامش بخش و زيبايي است. بچه ها بزرگ شده و ازدواج كرده اند و شايد نوه اي هم باشد كه گاهي بابا بزرگ يا مادر بزرگ صدايمان كند و روزهايي هم هست كه همه دور هم جمع مي شويم و احساس خوب يك خانواده كامل را با تمام سلولهاي وجودمان حس مي كنيم.
    
    خيلي از سالمندان در اين دوران احساس پير بودن و پير شدن را ندارند. آنهايي كه زندگي اجتماعي فعالي داشته اند كمتر كسالت و بيماري را تجربه مي كنند . كارهاي مشاركتي براي يك هدف اجتماعي بسياري از سالمندان را استوار و شاداب نگه مي دارد.
    اگر شما جزء اين گروه نيستيد و احساس تنهايي مي كنيد ،اگر بچه ها از شما دورند و ممكن است سالي يك بار يا حتي كمتر آنها را ببينيد و اگر اغلب احساس دلتنگي و بيماري مي كنيد راههاي خوبي وجود دارد كه مي تواند شما را از اين حال بيرون بياورد.‏
    
    همه ما تجربه اين را داشته ايم كه در يك روز دلگير كه بي حوصله بوده و حتي احساس كسالت داشته ايم با رفتن به خانه يك دوست يا رسيدن يك مهمان سرزده يا قرار گرفتن در جريان يك حادثه كه كمك ما براي حل آن موثر بوده چقدر حال و هوايمان عوض شده است.
    
    زيباترين احساس در اين دوران كمك به كساني است كه ما خود شاهد هستيم با كمك ما چه تغييراتي در زندگيشان به وجود آمده است.
    
    اگر حياط داريد براي خود گل بكاريد. به درختاني كه اطرافتان هستند با ديده دل نگاه كنيد. آنها را حس كنيد، تغييراتشان را نظاره كنيد. طبيعت اطراف خود، آسمان، ابرها ، ستارگان ، كوهها ، گلها و حتي حيوانات را بنگريد . بي تفاوت از كنار هر چيزي رد نشويد.
    
    گاهي سالمندان يك محله با هم غريبه هستند و شايد همديگر را نمي شناسند . آيا فكر كرده ايد شما خودتان مي توانيد در محل خودتان يك گروه درست كنيد. پيدا كردن دوستاني كه شرايط مشابهي دارند سخت نيست و آقايان معمولاراحت تر با رفتن به پارك ها اين گروه را به وجود مي آورند . اگر تلاش شما نتيجه داد و گروهي تشكيل داديد برنامه هاي خوبي را مي توانيد با هم داشته باشيد.
    
    فكر نكنيد اگر بيماريهاي اين دوران را داريد بايد خانه نشين شويد و در پيله تنهايي خودتان رنج بكشيد. هميشه چيزهاي خوبي براي سرگرم شدن وجود دارد: مطالعه يك كتاب خوب، ديدن يك فيلم ، بافتن يك شال گردن ساده ، پختن غذاهاي جديد، رفتن به خريد، عضو شدن در يك باشگاه و...‏
    
    اگر وزنتان زياد است و زانو درد مانع اين اقدامات است با پزشك تماس بگيريد. او نيز به شما مي آموزد كه چگونه بدون اينكه سختي بكشيد كم كم وزن خود را كم كنيد. هيچ مشكلي نيست كه قابل حل شدن نباشد. نگذاريد اين مشكلات شما را از پا بيندازد. براي بيماريهايتان حتما به توصيه هاي پزشكي كه به شما كرده اند توجه كنيد. سالي يك بار براي چكاپ كامل و آزمايش خون برويد تا از ميزان قند و چربي و كلسترول خود مطلع شويد. از ميزان فشار خون خود آگاه باشيد. ‏
    
    ساده غذا بخوريد، ميوه و سبزي زياد تر مصرف كنيد. نان
    سبوس دار مصرف كنيد. غذا را خوب بجويد تا كاملالقمه در دهانتان با بزاق مخلوط و كاملاحل شود. اين كار به دستگاه گوارش كمك مي كند كه غذا بهتر هضم و جذب شود. گوشت سفيد ، ماهي و گاهي سويا به جاي گوشت قرمز، برايتان بهتر است . سبزيجات پخته و خام آسان هضم مي شوند. شبها غذاي سبك بخوريد .حتما
    صبح ها نرمش هايي كه يا مي دانيد يا مي توانيد از كتابها و يا برنامه هاي تلويزيون بياموزيد، انجام دهيد. بعضي دارو ها براي پيشگيري از ابتلابه بيماريها براي شما لازم است مثلاآسپرين با دوز كم (آسپرين مخصوص كودك) هر شب يك عدد ميل كنيد. با مشورت با پزشكتان مكملهايي مثل كلسيم يا مولتي ويتامين مصرف كنيد. · فراموش نكنيد شما روزانه به 6 تا 8 ليوان آب هم نياز داريد. دو ليوان صبح بعد از بلند شدن از رختخواب قبل از انجام نرمش ها صرف كنيد .صبحانه را حتما بخوريد چون وعده اصلي براي شادابي و فعاليت روزانه تان است. ميان وعده ميوه بخوريد و باز تا شب چند ليوان آب. يك ساعت قبل از غذا و چند ساعت بعد از غذا بهترين زمان است.‏
    
    ساليانه يك بار براي معاينه چشم هايتان به چشم پزشك مراجعه كنيد. مراقبت از چشم ها در اين دوران بسيار مهم است. اگر پياده روي مي كنيد در محل هايي كه هوا آلوده نيست راه برويد. اگر در اطراف شما پارك مناسبي نيست، ورزش بيشتر در خانه را جايگزين كنيد.
    
    اگر فشار خون داريد هر روز دارو هايتان را طبق دستور پزشك مصرف كنيد. اگر ميزان داروها را فراموش مي كنيد يك جعبه كوچك براي ايام هفته از داروخانه بخريد و دارو هاي هر روز را جدا جدا در روزهاي هفته كه روي جعبه نوشته شده بگذاريد تا هيچ وعده دارو فراموشتان نشود. اگر مبتلابه ديابت هستيد حتما به متخصص تغذيه مراجه كنيد و زير نظر او باشيد.
    
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7366 به تاريخ 29/6/90، صفحه 19 (سلامت)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:48 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: علي اكبر اسماعيل پور

بار ديگر در آستانه بازگشايي مدارس قرار گرفته ايم، پس از تعطيلات طولاني تابستان، سال تحصيلي جديد آغاز مي شود. هر چند ابهام هاي فراوان در عملكرد مديريت آموزش و پرورش كشور ازجهات مختلف هر ساله بدون پاسخ مي ماند و اين سيستم هرسال مبهم تر از گذشته هدايت تحصيلي ميليون ها كودك و نوجوان را بر عهده دارد اما همين حداقل ها هم براي بسياري از كودكان كشورمان دور از دسترس است: كودكان خارج از چرخه تحصيل كه سال هاست دغدغه اصلي فعالان حقوق كودك شده اند. براي بسياري از كودكاني كه چه در كارگاه ها به اشتغال جانفرسا مشغولند و چه در خيابان هاي شهر هاي بزرگ و كوچك براي كسب درآمد تلاش مي كنند، شايد هيچ روزي به اندازه نخستين روز مدرسه دردآورتر و جانكاه نباشد. درست هنگامي كه اين كودكان براي يك روز پرمشقت ديگر آماده مي شوند، با اندوه و حسرت همسالان خود را با كيف و كفش و لباس هاي نو مشاهده مي كنند كه به همراه پدر يا مادر خود عازم مدرسه هستند، اين كودكان مدرسه و نيمكت وصداي معلم را تنها در روياهايشان تجسم مي كنند و اينچنين است كه «بهار دانايي» براي ميليون ها كودك كشورمان همواره رنگ خزان برخود دارد. اين در حالي است كه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بر تحصيلات رايگان و اجباري پايه ابتدايي براي كودكان تاكيد دارد. علاوه بر اين ماده 28 پيمان نامه جهاني حقوق كودك آموزش باكيفيت و رايگان را حق همه كودكان مي داند. فعالان حقوق كودكان حداقل از سال 78 تاكنون درباره تبعات محروميت از آموزش ميليون ها كودك خارج از چرخه تحصيل هشدار مي دهند و اين در حالي است كه اين هشدار 12 ساله و پي در پي اين نهاد ها و رسانه هاي مجازي و غيرمجازي هيچگاه نتوانست حساسيتي در اذهان متوليان امور كودكان ايجاد كند. آموزش كودكان محروم از تحصيل تنها در حد خانه هاي كودك تشكل هاي مدني در حاشيه جنوب شهر تهران و شايد چند كلانشهر ديگر باقي مانده است و البته تلاش اين نهاد هاي مدني بنا به دلايل بسيار زياد نتوانست «دولت» را در انجام اين وظيفه فراموش شده اش متقاعد سازد. از سال 78 تاكنون كه بحث كودكان كار و خياباني و سپس كودكان خارج از چرخه تحصيل مطرح شده است، كارگروه هاي مختلف با مشاركت نمايندگان نهادهاي مسوول و با صرف بودجه هاي ميلياردي شكل گرفت اما وجود آمار 5/3 ميليوني كودكان خارج از تحصيل خود گوياي شكست اين طرح هاست. بازگشت به مدرسه كودكان خارج از تحصيل با شعارهاي صرف يا طرح هاي ضربتي حاصل نمي شود و تنها عدالت اجتماعي و رفاه نسبي است كه فرصت تحصيل اين كودكان را فراهم مي كند. در حالي كه كنوانسيون جهاني حقوق كودك دولت ها را ملزم كرده است در برنامه ريزي ها و سياستگذاري ها منافع عاليه كودكان را در اولويت قرار دهند، طي سال هاي اخير در اتخاذ سياست هاي اقتصادي هيچگاه منافع كودكان محروم در نظر گرفته نشده است. كساني كه با كودكان كار و خيابان سرو كار دارند و از نزديك در جريان وضع مالي خانواده هاي اين كودكان قرار دارند به خوبي آگاهند كه اشتغال اين كودكان اجتناب ناپذير است. يعني به دليل فقر روزافزون خانواده ها به ناچار بخشي از بار تامين معاش خانواده بر عهده كودك است و به دليل عدم وجود حداقل ابزارهاي حمايتي از طرف دولت، كودكي كه چه بسا از طرف پدر يا مادر معتاد به اشتغال مجبور مي شود، به ادامه اشتغال جانفرسا محكوم بوده و با وجود اينكه اجبار به اشتغال از مصاديق آشكار كودك آزاري محسوب مي شود، هيچ اراده يي براي نجات اين نوع كودكان از آزار بزرگ ترها حاكم نيست. نظارت بر عملكرد دولت ها جهت آماده كردن شرايط به نفع كودكان محروم از تحصيل، جزو وظايف اصلي نهاد هاي مدني حمايت از كودكان است. وظيفه يي كه در سال هاي اوليه تاسيس اين نهاد ها به خوبي انجام مي شد اما به مرور با اينكه تعداد اين نهاد ها بيشتر شده، از طرف ديگر از جايگاه واقعي خود دورتر شده اند. به جاي تحليل شرايط و آسيب هايي كه متوجه اين كودكان است، صرفا به نهاد هايي اجرايي بدل شده اند و حتي در تبديل شدن به بازوان اجرايي دولت ها با همديگر به رقابت سنگين برخاسته اند.
    بودجه هاي ميلياردي نفتي در اختيار دولتمردان است و آن وقت اين تشكل ها سعي دارند با كمك هاي محدود مردمي به مقابله با هجوم فقر برخيزند. براي مبارزه با تبعيض و فقر و محروميت كودكان تشكل هاي غيردولتي بايد به جايگاه اصلي خود كه همان نقش نظارتي است بازگردند و نقش اجرايي آنها هم در حد الگو سازي و ارايه به نهاد هاي دولتي و نظارت مداوم بر اجراي آن باشد. بازگشت اين كودكان به مدارس و بهبود شرايط زندگي آنها چندان دور از دسترس نيست و همچنان كه پيش تر نيز مدافعان حقوق كودكان اعلام كرده اند، با توجه به آمار رسمي، كه اين كودكان حدود 6/4 درصد از جمعيت كشور را تشكيل مي دهند، تخصيص نيم درصد از درآمد هاي حاصل از فروش نفت، تخصيص فقط بخش كوچكي از بودجه هاي نظامي – در شرايطي كه كشور در زمان صلح بسر مي برد -، اختصاص درصدي از درآمدهاي كلان حاصل از حذف يارانه ها و... مي تواند سايه سهمگين فقر را به عقب براند.
    
    
 روزنامه اعتماد، شماره 2268 به تاريخ 3/7/90، صفحه 13 (جامعه)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:48 بعد از ظهر  توسط مهدی |

يك فرصت طلايي ديگر

نويسنده: حميد خواجه‏پور*

از هنگامي كه پس از بيان برخي كليات و مباني علم تغذيه، تصميم گرفتيم به بررسي مختصر و تيتروار اهم مسايل تغذيه‏اي در مراحل مختلف زندگي انسان بپردازيم، مهم ترين هدف ستون خوراك‏بان، اين بود كه با ذكر نكات اساسي تغذيه‏اي كه رعايت آنها مي تواند در هر مرحله از زندگي، ما را در پيشگيري از ابتلابه بيماري‏هاي گوناگون در مراحل بعدي عمر ياري كند، گامي در كاهش هزينه ها و مرارت‏هاي ناشي از پيمودن مراحل درماني طاقت‏فرسا و گاه طولاني برداريم؛ چراكه هزينه هاي پيشگيري، همواره كمتر از درمان بوده و سختي‏هاي متعدد درمان‏هاي مختلف را نيز به دنبال نخواهد داشت.
    اگر به قسمت‏هاي گذشته نظري افكنيم، مي‏بينيم كه گاه در برهه هاي خاصي از زندگي فرصت هاي طلايي از نقطه‏نظر تغذيه‏اي وجود دارد كه با كمي دقت و توجه ويژه به نكاتي خاص ولي بسيار ساده مي توان فوايد بي‏نظيري را در آينده نصيب خود كرد كه همچون يك سرمايه‏گذاري به موقع، متضمن دسترسي به سودي كلان در آينده خواهد بود. اين مساله در اكثر مواقع همچون سرمايه‏گذاري مالي امكان تكرار هم ندارد و در طول عمر هركس تنها يك بار امكانپذير است. چرا كه گذر از هر مرحله سني تنها يك بار اتفاق مي‏افتد و بازگشت به آن و جبران مافات، غيرممكن است. به عنوان مثال، در دوران بارداري ديديم كه چطور مي توان با تامين مايحتاج غذايي جنين با استفاده صحيح از دانسته هاي تغذيه‏اي و عمل به آنها، سلامت جسم و روان كودك را تضمين كنيم و مسلم است كه اين فرصت طلايي در زندگي فقط و فقط يك بار نصيب هر فرد مي شود. يا در قسمتي ديگر ديديم كه مادر شيرده مي تواند بعد از زايمان در جهت اصلاح وزن خود از فرصت طلايي به دست آمده بهترين استفاده را كند و با رعايت يك سري نكات تغذيه‏اي، هم در تامين مواد مغذي نوزاد خود موفق باشد و هم سلامت خود را در آينده تضمين كند. به هرحال در اين قسمت مي خواهيم به يك فرصت بي‏نظير ديگر كه پيش پاي والدين عزيز قرار دارد، بپردازيم و آن اصلاح منوي غذايي مورد استفاده در خانواده با الگوبرداري از غذاي كودك سه ساله است.
    آنچه كه در سال سوم زندگي بيش از هر چيز ديگر در نحوه تغذيه طفل نوپا نمود پيدا مي كند، همساني تمايلات تغذيه‏اي كودك با عادات غذايي ديگر اعضاي خانواده است. كودك از اين پس به صورتي كاملاوابسته به عادات غذايي موجود در خانواده و منوي غذايي كه از سوي والدين يا اطرافيان در اختيار وي قرار داده مي شود، به مرور همان مواد غذايي را مورد استفاده قرار مي دهد كه ديگران در طول روز مصرف مي كنند و به اين ‏ترتيب، ذايقه او شكل مي‏گيرد. يكي از بزرگ ترين مسايلي كه در تغذيه صحيح كودكان، گريبانگير والدين گرامي است، متفاوت بودن غذاي توصيه‏شده براي كودكان با آن چيزي است كه روزانه در منزل، طبخ و ميل مي شود. اساس تغذيه كودك در تمامي منابع مكتوب موجود تغذيه‏اي يا توصيه هايي كه والدين از زبان پزشك يا مشاوران تغذيه مي‏شنوند بر مبناي استفاده از مواد غذايي گوناگون به شكل آب‏پز شده و بدون استفاده از افزودني‏هاي مضري همچون شكر يا نمك به مقدار زياد است. اين غذاها سرشار از سبزيجات گوناگون، غلات، حبوبات وگوشت كم‏چرب هستند و خودداري از سرخ كردن مواد غذايي مورد استفاده در غذاي كودك از اهم نكاتي است كه والدين با آن روبه‏رو هستند. عدم مصرف فست‏فود، مخصوصا انواع سوسيس، كالباس و هله‏هوله هاي بي‏خاصيت و بلكه خطرناكي مانند بيسكويت، پفك و چيپس از ديگر توصيه هاي تغذيه‏اي در اين دوران است. اما والدين عزيز بايد توجه كنند كه اين دستورات تغذيه‏اي فقط براي چند سال اول زندگي نيست. ممكن است اولين دليلي كه به ذهن مادران گرامي براي استفاده از چنين توصيه هاي غذايي در سنين پايين خطور كند، عدم تكامل دستگاه گوارشي خردسالان و ناتواني آنها در هضم و جذب غذاهاي چرب و پرادويه باشد و به همين دليل آنها روال كار خود را بر اين اساس استوار مي كنند كه بعد از دوسالگي، كم‏كم ذايقه كودك را با همان غذاي معمول خانواده (همچون قرمه‏سبزي با يك بند انگشت روغن روي آن در حالي كه سبزي موجود از فرط سرخ كردن به قير مي‏ماند) آشنا كنند و خلاص. اما دليل اصلي استفاده از منوي غذايي سالم و احتراز از مصرف غذاهاي فوق‏الذكر براي خردسالان، نرسيدن مواد غذايي و عناصر تغذيه‏اي لازم در سنين رشد به بدن كودكمان در اثر تطميع اشتهاي آنها با اين گونه مواد غذايي و سرباززدن طفل از صرف غذاي اصلي و مناسب سن شان است. از طرف ديگر، ابتلابه بيماري‏هاي متعددي همچون انواع سرطان يا بيماري‏هاي قلب و عروق، نتيجه كج‏روي ذايقه كودك و عادت به اين گونه اغذيه نامناسب است. بنابراين، بياييم به جاي اينكه از سال سوم زندگي، ذايقه كودك خود را با غذاي موجود خراب كنيم، منوي غذايي خود را اصلاح كنيم. به عبارت ديگر مي توان از اهرم نگراني حاصل از تغذيه سالم كودك خود كه ما را مجبور مي كند غذايي را به صورت مجزا و متفاوت با غذاي نامناسبي كه روزانه براي ساير اعضاي خانواده طبخ مي شود، استفاده كنيم، غذاي روزمره خود را نيز با همان دستورالعمل‏هاي ساده و مفيد آماده سازيم. اين مطلب را هفته آينده پي مي‏گيريم.
    *كارشناس تغذي
    
    
 روزنامه شرق ، شماره 1351 به تاريخ 3/7/90، صفحه 8 (پزشكي)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: گاليا توانگر

سوزاندن خرمن عمر با آتش خشم
    جاي خالي چشم راستش به چشمه اي بي آب مي ماند و زير پوست صاف چشم چپش اميد به شفاي حضرت ابوالفضل(ع) برق مي زند. دلش براي ديدن خورشيد صبحگاهي گنجشك شده است و دوست دارد يك بار ديگر رنگ آبي روسري اش را كه هفت سال پيش به سرمي انداخت، ببيند.
    هزار آرزوي نشكفته كه به انتظار بهار در فصل صبر، آرام و بي صدا به حيات خويش ادامه مي دهند، در ذهن دارد. بايد عروس خوشبختي مي شد، بايد كارشناسي اش را مي گرفت و در شركت محل كارش خوش مي درخشيد. مي خواست به افق هاي روشن فردا پيوند بخورد و اين حق تلاش بي پايانش بود. اما... نشد!
    در بعدازظهر مه آلود پاييزي 12آبان 83 ساعت چهارونيم تندباد خشم مهار نشدني جواني بي فكر با اسيد جانش را سوزاند. باغ آرزوهايش را به آتش كشيد و او مبهوت شعله هاي اين خشم مي توانست تنفر را در قلبش پرورش دهد. با اين حال اتفاقاً شد!! آمنه توانست علي رغم اين كه به صفر رسيده بود، با توسل به بخشش و مهرباني كه ويژگي بارز دختر ايراني است، شاهكاري خلق كند و دوباره آرزوهايش را به شور تنفس برساند.
    صفحات حوادث روزنامه لبريز فجايعي است كه براساس خشم مهار نشدني حادث شده اند. گاه يك درگيري براثر مسئله پيش پا افتاده اي مثل تصادف دو خودرو و متعاقب آن مشت زني دو طرف به مرگ يكي از طرفين انجاميده است. اين روزها بشر به خاطر پذيرش زندگي مدرن فشارهاي روحي سنگيني را تحمل مي كند و به نظر مي رسد اين فشارها درحد فشارهايي است كه انسان اوليه براي حفظ حياتش با آن مواجه بوده، لذا سيستم دفاعي بدن براثر تنش هاي قوي بسيار تحريك پذير شده است. اگر خشم ناشي از مصرف موادمخدر و توهم زايي اين مواد را مجزا كنيم، درنوع ديگر خشم انسان بي اعتقاد، انساني كه روند تربيت اخلاقي و شخصيتي اش دچار نقصان بوده با اين توجيه كه مجاز است به هر شيوه اي احقاق حق كند، با توسل به خشومت در صدد تحقق حق هاي خيالي اش برمي آيد.
    ما در اين سلسله گزارش ها در تلاشيم تا ضمن بيان روند وقوع برخي از فجايعي كه براساس مسائل كوچك و خشمي عظيم رخ داده اند، متذكر شويم كه خشم شيوه مناسب برخورد با چالش ها نيست و اگر خشم هاي كوچك را مهار نكنيم، ممكن است اندك اندك هيولايي هراس آور را در درون خود رشد دهيم كه سرانجام خودمان را به خاك سياه مي نشاند.
    پسرم هرچه بخواهد با زور به دست مي آورد!
    فوق ديپلم الكترونيك از دانشگاه آزاد واحد جنوب است. قبل از حادثه اسيدپاشي عكاسي مي كرده و چون رشته اش در دبيرستان گرافيك بوده، به نقاشي هم علاقه دارد. اين روزها سرگرم تدوين كتاب خاطراتش ست، كه جلد يك آن باعنوان چشم در برابر چشم آخر اين ماه به بازار مي آيد و جلد دوم آن فصل سبز رستن است كه در مرحله تدوين به سر مي برد. جلد يك دربردارنده حس منفي انتقام است و جلد دوم به آرامش بخشش مي پردازد.
    او مي خواهد كار نقاشي را- بي آن كه رنگ ها را ببيند- از دريچه چشم دلش شروع كند. بعد از حادثه اسيدپاشي هم اين طور نبوده كه با دريافت كمك هاي خيرين و دنبال كردن روند درماني اش در كشور اسپانيا هيچ مشكلي را تجربه نكرده باشد. اتفاقاً گذر از مشكلات بزرگ و باور نكردني بعد از حادثه، باعث شده خيلي پخته تر به پيرامونش و فلسفه زندگي نگاه كند.
    از خيلي ها زخم خورده و خيلي ها هم پناه و همراهش بوده اند. آمنه مي گويد: «همه ما خاكستري هستيم. من مجيد موحدي را بخشيدم، چون نمي خواستم سال هاي ارزشمند زندگي را كه پيش رو دارم، دائماً اسير يك نقطه و يك حادثه باشم. مي خواستم رها شوم و به آرامش برسم. هنوز هم هدف هايي دارم كه بايد پيگري شان كنم. ديگر پشت ترافيك در خيابان هاي شلوغ حرص نمي خورم.
    همه آرزويم اين است كه يك بار ديگر خورشيد صبحگاهي را ببينم. من هميشه روياهاي مثبت زيادي در خواب مي بينم. بويژه بعد از سفر به مشهد مقدس و زيارت امام رضا(ع) كه همان جا تصميم گرفتم موحدي را ببخشم. موحدي را به خاطر خودش يا خانواده اش نبخشيدم. تا آخر رفتم كه ثابت كنم حكم اسيدپاشي قصاص است و بعد به خاطر خدا، كشور، مردمم و دكترهايي كه گام به گام با من همراه بودند و دائماً توصيه مي كردند، ببخشم، از چشم در برابر چشم گذشت كردم.»
    در خاطرات آمنه انسان هاي بد و خوب زيادي گذر كرده اند و مي كنند. اولين انسان خوبي كه بعد از حادثه چهره نه چندان واضحش در خيال او هميشگي شده، راننده تاكسي بوده كه در ثانيه هاي وحشتناك سوزش صورتش بدو بدو از پشت ماشين برايش آب آورد تا به صورتش بزند. و به او توصيه كرده بود كه دست به صورتش نكشد، فقط آب را بپاشد، چون گوشت و پوست صورتش با اندك فشاري جدا مي شد!
    آمنه درحين تعريف خاطراتش آرام آرام عينك مشكي بزرگي را كه تقريباً نيمي از صورتش را پوشانده، برمي دارد و جاي خالي چشمهايش را نشانمان مي دهد.
    وي تعريف مي كند: «موحدي را در دانشگاه اولين بار سركلاس آزمايشگاه ديدم. پدر من باز نشسته وزارت دفاع و مادرم مربي مهد هستند. به همين دليل واحدهاي آزمايشگاهي ام را براي ترم هاي آخر گذاشتم كه هزينه بردار بودند. خودم هم كار در شركتي را آغاز كرده بودم. مجيد موحدي چهار سال از من كوچكتر بود و جزء ورودي هاي جديد به حساب مي آمد. اولين بار صندلي اش را كنارم گذاشت و وقتي بنا به گفته استاد در گروه هاي چند نفره مشغول انجام كار و بستن مدار شديم، اذيت و آزارش را شروع كرد. با پا به صندلي و پايم مي كوبيد، اعتراض كردم. عذرخواهي نكرد. و اين ويژگي عذرخواهي نكردنش را تا همين امروز هم با خود دارد! فقط وقتي مي خواستم استاد را در جريان بگذارم، روانه گروه ديگري شد.»
    وي ادامه مي دهد: «هميشه از طرح لبخند مجيد كه رديف دندانهايش گويي برق مي زد و نوع رفتارش مي ترسيدم. او به جاي آن كه با محبت ابراز وجود كند از همان ابتدا با پررويي، بي ادبي، پرخاشگري و تهديد جلو آمد. چطور مي توانستم چنين شخصي را پذيرا باشم. مادرش بارها براي خواستگاري با منزل ما تماس گرفت. آخرين بار كه نه شنيد، گفت: پسر من را نمي شناسي. خيلي مغرور است و هرچه را بخواهد با زور به دست مي آورد!!»
    
    
    خشم كودكانه و يك عمر پشيماني
    همه چيز از اين نقطه جرقه زد و شعله ور شد كه مجيد موحدي آن جوان بي فكر ياد نگرفته بود، گاهي انسان ناگزير است در قبال خواسته اش پاسخ نه بشنود. غرور افسار گسيخته اش تاب تحمل شنيدن نه نداشت و درپي خشم مهار نشدني، خود و ديگري را به دره اي از مشكلات و تاريكي كشاند. همه ما خشم را تجربه كرده ايم، مزه تلخ و شيرين احساسات منفي و مثبت را چشيده ايم، اما نبايد به اين خشمي كه ژنش از زمان اجدادمان (انسان هاي نخستين) در DNA ما يادگاري مانده، پر و بال دهيم. انسان سالم كسي است كه مي داند چطور جلوي احساسات مخربش بايستد و آنها را به احساسات بهتر تبديل كند؟ وگرنه خشم مختص انسان هاي اوليه بوده كه در شكارهايشان به اين ويژگي براي دفاع نياز داشتند.
    همايون قسمتي روانشناس خانواده از خطه كردستان توضيح مي دهد: «فردي كه خشم خود را نشان مي دهد، تابع من كودك درون است و هيچ گونه كنترلي روي رفتارهاي خويش نخواهد داشت. اريك برن روانشناس معتقد است كه كودكان معمولاً در بازي هاي خود ناخودآگاه رگه هايي از خشم را نشان مي دهند، چون هنوز قدرت تعقلشان رشد نكرده و تابع كودك درونشان هستند. هر چه فرد بالغ تر مي شود، انتظار داريم با تكيه بر قدرت تعقل پرورش يافته براي رويارويي با چالش ها راه حلي جز ابراز خشم مهارنشدني پيدا كند، چرا كه هر راه احساسي و بروز خشم، نتيجه اي جز يك عمر پشيماني نخواهد داد.»
    اين روانشناس خانواده ميزان تسلط افراد به خشمشان را بسته به ميزان توكل آنها، قدرت صبر و مقاومتشان در برابر مشكلات و فرازونشيب هاي زندگي دانسته و مي گويد:«بزرگان ديني ما همواره سفارش كرده اند كه بهترين رفتار در برابر خشم بي امان فرد مقابل اين است كه سكوت پيشه كنيد و خودتان هم اگر ناكام شديد، صبر و حوصله به خرج دهيد، اما به راستي كدام يك از ما در برابر تنش هاي كوچك از گارد محافظ سكوت استفاده مي كنيم؟ در يك تصادف به جاي آن كه منتظر پليس و قانون بمانيم تا كار بالانگيرد، ميانه خيابان را قرق كرده، كمر فرد مقابل را به آسفالت چسبانده و روي سينه اش مي نشينيم تا سيلي خشم به صورتش بزنيم!! يك لحظه فكر كنيم اين كتك كاري چه نتيجه اي در تعيين ميزان خسارت توسط قانون خواهد داشت؟!»
    قسمتي متذكر مي شود كه هر چه براحساساتمان كنترل نداشته باشيم، در برابر ديگران مغلوب و شرمنده تر خواهيم شد. وي مي گويد: «زندگي امروز طوري است كه بايد آستانه تحمل خويش را ارتقا ببخشيم و در برابر عكس العمل هاي منفي ديگران عاقلانه برخورد كنيم، نه اين كه تابع احساسات خارج از چارچوب عقل و منطق باشيم. هر خطا و جرمي را كه بررسي كنيم، درمي يابيم كه مجرم در يك لحظه عقلش تعطيل بوده و به احساسات منفي محض رجوع كرده است.»
    
    
    500هزار تومان براي جبران خسارت خشم هيولايي!
    مجيد موحدي بعد از آخرين پاسخ منفي اي كه به مادرش داده شد تا دوماهي آفتابي نشد، اما بعد هر روز پشت كيوسك تلفن نزديك شركت (محل كارآمنه) ساعت ها كمين مي كرد. بارها گفته بود، من حتي هزار تومان هم در جيب نداشتم. با هزار تومان از يافت آباد مي رفتم سيدخندان و ساعت ها كمين مي كردم. در مكالمه رودررويي كه با آمنه داشت، مدعي شده بود كه مادرش گفته آمنه پاسخ مثبت داده است! مجيد ادعا كرده بود، خيال كرده جواب آمنه به مادرش كه تلفني خواستگاري كرده بود، مثبت است. در اين مدت كار پيدا كرده، لباس نو خريده و همه اينها به خاطر آمنه بوده است. شايد مجيد موحدي هم گول حرف هاي تسلي بخش خانواده اش را خورده، و دلگرم شده بود، اما با دريافت حقيقت و ناكامي بازهم مجاز به آفريدن چنين فجايعي نبود. اگر مجيد واقعاً عاشق و صادق بود، هيچ عشقي را سراغ نداريم كه اين چنين فجايع تلخي آفريده باشد. عشق اگر حقيقي باشد، احساسات منفي در آن راهي ندارد و سازنده است. مجيد مي توانست ساعت هاي كمين پشت كيوسك را به ساعت هاي كار و كسب درآمد تبديل كند و از نقطه ديگري تلاشش را از سرگيرد.
    خلاصه سماجت موحدي تا آن جا ادامه پيدا مي كند كه آمنه تصميم مي گيرد يكي از همكاران شركتش را به جاي همسرش به او نشان دهد، البته هيچ گاه اين اقدام صورت نگرفت و آمنه تنها زباناً مدعي شده بود كه ازدواج كرده و موحدي بايد دست از سرش بردارد.
    موحدي بعدها در بازجويي گفت: «دنبال اين بودم كه شوهرش را با اسيد بسوزانم.»
    بيچاره آقاي همكار كه معجزه آسا از اين مهلكه جان سالم به در برده، وگرنه بيگناه ديگري كه روحش هم خبر نداشت، قرباني اين خشم مهار نشدني مي شد.
    مادر آمنه روزي را در دادگاه به ياد مي آورد كه خانواده موحدي تنها 500 هزار تومان! روبه روي آنها گذاشتند و گفتند اين مبلغ را بگيريد و از پسرمان بگذريد!!
    آيا تربيت نادرست اين فرزند و مغرور بارآوردن او باعث نشد كه سرانجام در دنياي توهم گونه اي كه همه حق ها از آن اوست و دنيا بايد هميشه پاسخ مثبت بدهد، به ورطه هلاكت فروافتد؟ ديگر صدها 500هزار تومان هم قادر نيست نه تنها زندگي آمنه را بلكه زندگي افرادي چون مجيد را به روز اولش بازگرداند.
    
    
    مرگي خاموش!
    -مامان امروز سعيد تو مدرسه كتابم را از روي نيمكت پرت كرد؟
    -از بس بي عرضه اي! چرا از حقت نمي تواني دفاع كني. دفعه ديگر يك سيلي به صورتش بزن. بعد به ناظم بگو!
    آيا دنيا صحنه جنگ است؟ اين سوال اساسي است كه در زمينه تربيت كودكان اين نسل بايد از پدر و مادرها بپرسيم. وقتي كودك از همين ابتدا به جاي استفاده از قدرت تعقل و مقابله منطقي با چالش پيش رويش تشويق شود از ميانبر مخرب خشم استفاده كند، روشن است كه فردا نيز براي رويارويي با مشكلات دائماً تكرار خواهد كرد: «سربه سر من نگذاريد، من فردي عصبي هستم و بدمي بينيد!» اينها همان افرادي هستند كه در بزرگسالي هميشه در جيبشان چاقو و تيزي پيدا مي شود. برخورد آنها با نزديك ترين كسانشان چيزي جز مشت و لگد نيست.
    مريم سلطان پور، مشاور خانواده مي گويد: «خشم به موازات احساسات منفي، تنفر و بدبيني ها تصاعدي رشد مي كند. معمولاافراد خشمگين انسان هايي هستند كه بدبيني و تنفر درونشان را تيره كرده است.
    اين افراد قدرت تغيير شرايط با رفتار معقولانه و محبت آميز و نيز بروز پاسخ هاي سنجيده را ندارند، لذا با تكيه بر رفتارهاي هيجاني و كودكانه به خيال خودشان مي خواهند از كوتاه ترين راه به سر منزل مقصود برسند.» خشم انسان امروزي كه معمولادرپي توقعات زياد و عدم سازش با پيش آمدهاي حتي جزيي بروز پيدا مي كند، سبب مي شود كه چربي توليد شده در رگ ها به كبد سرازير شود. سلطان پور مشاور از قول دكتر ردفورد ويليامز در كتاب خشم مي كشد! توضيح مي دهد: «خشم سبب مي شود چربي توليد شده در رگ ها به كبد سرازير شود و در آن جا تبديل به كلسترول خواهد شد. بالارفتن فشار خون در اثر وجود كلسترول اضافي، بافت هاي له شده و باقيمانده اجساد گلبول هاي سفيد ميكروب خوار و پلاك ها را در خراش ديواره رگ ها جمع كرده، لخته را تشكيل مي دهد. اين خشم اغلب از تصورات منفي و بدبينانه خود فرد نشات مي گيرد. او هميشه تصور مي كند كه مردم، شرور، بدجنس و خودخواه هستند و هرگز حاضر نيست واقعيت را آن طور كه هست قبول كند. هر بار كه او اين چنين قضاوتي مي كند نقطه اي در عروق كرونر او مجدداً دچار ضايعه مي شود و هر بار، چربي خون تبديل به كلسترول شده، در خون سرازير مي شود و همراه با گلبول هاي سفيد ميكروب خوار و بقاياي سلول هاي ماهيچه اي، به سمت نقطه آسيب ديده كشيده مي شود.»
    وي ادامه مي دهد: «اين كلسترول در نوعي سلول هاي كف مانند ذخيره مي شوند و بعد از گذشت چند سال، رشد كرده به صورت لخته هايي در جداره عروق جمع مي شوند و سبب مسدود شدن راه خون به سمت عروق كرونر مي شوند. بالاخره روزي فرامي رسد كه اين لخته ها در اثر ضربه اي از ديواره رگ ها جدا مي شوند. مثلايك روز كه پشت ترافيك فريادي سرمي دهيد! حالاديگر لخته ها آن قدر بزرگ شده اند تا بتوانند مابقي مسيري را كه خون به رگ ها مي رساند مسدود كنند. لخته به وجود آمده ديگر نخواهد توانست در مسير شريان ها حركت كند و راه را براي خون تغذيه كننده ماهيچه قلب بگشايد. بنابراين آن قسمت از عضله قلب كه تغذيه نمي شود، مي ميرد. اين فرآيندي است كه سالانه 50 هزار آمريكايي را به كام سكته قلبي مي فرستد.»
    سلطان پور در تكميل گفته هايش مي گويد: «با هر بار خشمگين شدن مقادير زيادي سم و آدرنالين در حد بالاوارد خون مي شود. اين مواد قدرت تعقل را تسخير مي كنند، به گونه اي كه انسان نمي داند در حين خشمگين شدن چه مي كند؟ در سخنان قاتل پل مديريت بارها تكرار شد كه خيال مي كرده تنها سه ضربه چاقو به همكلاسي اش زده است، در حالي كه 30 ضربه چاقو حين چند ثانيه به بدن مهسا توسط قاتلش كوشا زده شد!»
    گزارش روز
    
 روزنامه كيهان، شماره 20031 به تاريخ 3/7/90، صفحه 5 (گزارش روز)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: فاطمه مهر علي

مهد كودك در جامعه پذيري كودكان از اهميت زيادي برخوردار است تا جايي كه برخي از كارشناسان تاثيرپذيري حضور نونهالان در اين مراكز را بيشتر از خانه و خانواده مي دانند اما اين كاركردها هنگامي موثر خواهد بود كه توام با برنامه هاي تربيتي و آموزشي مناسب به نونهالان باشد.
    اين اهميت و تاثيرپذيري باعث مي شود كه نگاه به مهدهاي كودك تغيير كند و برنامه هاي آموزشي و تربيتي آن با وسواس بيشتري مورد توجه قرار گيرد. در مهدكودك، خردسالان با فراگيري نقاشي، شعر، سرود، بازي و... با رويدادها و محيط اطراف خود آشنا مي شوند اما همه كاركردهاي مهدهاي كودك نمي تواند به اين كلاس ها ختم شود.
    نونهالان در مهدهاي كودك مي توانند با كسب انواع مهارت هاي اجتماعي و زندگي براي زندگي آينده آماده شوند اما گمان مي رود اكنون برخي مهدها از اين اصل مهم فاصله گرفته اند.
    اين مراكز چنانچه برنامه آموزشي و تربيتي مناسبي براي كودكان ارائه كنند نقش اساسي و مهم در تربيت كودكان خواهد داشت و مي تواند محيطي امن و عاري از هر انحرافي براي تربيت آنان فراهم سازد. بنابراين براي به ثمر نشستن اين نهال ها و رشد درست آنان بايد محيطي امن و عاري از هر شيوه غلطي براي تربيت شان فراهم ساخت.
    به باور برخي كارشناسان، تاثيرپذيري كودكان در مهد به مراتب بيشتر از خانه و خانواده است. اگر مربيان، افرادي آموزش ديده، كارآمد و متخصص در زمينه تربيت كودكان باشند خواهند توانست به بهترين شكل ممكن كودكان را تربيت كنند.
    بسياري از كودكان با رشد روزافزون شمار مادران شاغل، بيش از نيمي از روز خود را در مهدها سپري مي كنند و رفتارها، ارزش ها و الگوهاي بسياري را از اين مكان ها كسب مي كنند، حال اين مربيان و مسئولان مهدها هستند كه بايد ضمن عنايت به وظيفه خطير تعليم و تربيت و بهره گيري از شيوه هاي مثبت و كارآمد، در ساختن نسل آتي كمر همت ببندند. به اعتقاد كارشناسان، وظيفه مهم اين مراكز آشنا كردن كودكان با هنجارها، ارزش هاي جامعه و آموختن رفتار اجتماعي و نيز آشكار كردن استعدادهاي نهفته در آنان است، به طوري كه در آينده با ورود به مراكز آموزشي و هنري، اين استعدادها هر چه بيشتر بارور شود.
    در اين مراكز كودك رفتارهاي مورد پذيرش در جامعه را مي آموزد. كودكاني كه دوران كودكي را در مهد مي گذرانند بهتر و راحت تر مي توانند با محيط اطراف خود ارتباط برقرار كنند و در ارتباطات اجتماعي خود كمتر به مشكل برخورد مي كنند و نسبت به ديگر كودكان به مراتب، جامعه پذيرتر هستند.
    بسياري از والدين بر اين باورند كه پدر و مادر بايد به طور مطلق مسئوليت تربيت كودكان خود را برعهده بگيرند ولي روانشناسان معتقدند خانواده ها مي توانند بخشي از تربيت كودكان را به مراكزي مانند مهد كودك ها بسپارند.
    يك روانشناس درباره اين مراكز مي گويد: مهدهاي كودك به عنوان نخستين پل ميان خانه و جامعه بوده هرچند كانون خانواده به كودكان مجال رشد را مي دهد اما براي ورود به جامعه، بچه ها نيازمند تجربه هاي گسترده تري هستند.
    اكرم سرلك در خصوص انتخاب مهدها مي گويد: والدين بويژه مادران بايد در انتخاب مهد فرزند خود دقت خاصي داشته باشند و هر چند ملاك اصلي را در انتخاب مهد تامين نيازهاي روحي، جسمي و آموزشي كودكان بدانند، اما بايد از مديران مهدهاي كودك رعايت استانداردهاي تعيين شده توسط دستگاه هاي ذيصلاح را هم خواستار باشند.
    اين روانشناس مي گويد: آنچه موجب مي شود والدين در انتخاب مهد دست به گزينش بزنند در وهله نخست ميزان شهريه و در مراتب پائين تر، نزديكي به محل كار يا خانه است.
    سرلك مي افزايد: معمولاً والدين خانواده هايي كه كودكان خود را به مهد مي سپارند شاغل هستند و كمتر خانواده اي است كه مادر خانواده خانه دار باشد و فرزند خود را به مهد بفرستد، البته با به وجود آمدن مشكلات اجتماعي و خانوادگي، شمار كودكان در مهدها افزايش يافته و اين مراكز مورد استقبال مردم قرار گرفته اند.
    اين روانشناس با تاكيد بر اين كه كودكان تا پايان سن دو سالگي بايد در محيط خانواده پرورش يابند، مي افزايد: بهترين زمان براي فرستادن بچه ها به مهدكودك، سه سالگي است زيرا تا 2 سالگي بايد در كنار پدر و مادر باشند و به امنيت رواني برسند و وابستگي هاي عاطفي در آنها شكل بگيرد.
    مادر يكي از كودكان مي گويد: در برخي مهدها در ازاي 30 كودك يك مربي وجود دارد كه نتايج مطلوب و مثبتي ندارد و موجب بروز ناهنجاري در كودكان مي شود كه با واكنش والدين هم روبه رو مي شود.
    رضايي از جمله اين پيامدهاي منفي و جبران ناپذير كه در نتيجه غيراستاندارد بودن برخي مهدها بوجود مي آيد، مي گويد: فقر حركتي، عدم آموزش كافي، ايجاد حس حسادت و خشونت در كودكان، خواب اجباري و نامناسب بودن تغذيه موجب لطمات جسمي و روحي در كودكان مي شود كه به مرور زمان آشكار مي شود.
    وي همچنين مي افزايد: بهترين راه براي مقابله با اين مشكل، شناسايي مهدهاي استاندارد، ديدار والدين از محل و نيز آگاهي از نوع تغذيه و برنامه آموزشي اين مراكز است.
    رضايي همچنين تحصيلات مربيان و برقراري رابطه دوستانه با كودكان را از ديگر ويژگي مهدها برشمرد.
    مادر ديگري مي گويد: پذيرش بچه ها در مهدهاي كودك متناسب با فضاي موجود آن نيست به گونه اي كه در اتاق هايي كه فضاي چنداني ندارد، تعداد زيادي كودك پذيرفته مي شوند. اصغرزاده مي افزايد: با توجه به اين كه بچه ها در سنين رشد و نمو هستند و فعاليت آنها زياد است، كلاس هايي كه هم اكنون در برخي از مهدهاي كودك وجود دارد، براي آنها مناسب نيست.
    مدير يك مهدكودك ديگر نيز درباره اعتراض برخي از والدين درباره فضاي مهدهاي كودك مي گويد: مهدكودك بايد از نظر فضا با اصول آموزش و پرورش مطابقت داشته باشد اما به دليل اين كه همه مهدهاي كودك در منازل مسكوني است، ممكن است تا حدي اين موضوع رعايت نشود.
    وي عقيده دارد در كنار آموزش بايد به تفريح بچه ها نيز به خوبي پرداخته شود تا احساس نكنند كه از بازي دور مانده اند و نوعي دلزدگي براي آنها ايجاد شود.
    معاونت امور اجتماعي و پيشگيري از آسيب هاي سازمان بهزيستي در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي ايرنا گفت: بهزيستي در سال هاي اخير با برگزاري جشنواره هاي قرآني، فرهنگي، توسعه ترويج قرآن، آموزش هاي علمي و آموزش قرآني براي 10 هزار مربي سعي كرده است تا فضاي معنويت و قرآن را در مهدهاي كودك تثبيت كند. علي محمد زنگانه افزود: امسال نيز ايجاد پايگاه الكترونيكي فعاليت هاي قرآني كودكان زير 7 سال، راه اندازي تلفن گوياي داستان هاي قرآني، حضور يك مربي قرآن در هر مهد كودك و انتشار نشريه قرآن كودك در دستور كار اين سازمان قرار دارد.
    وي اظهارداشت: بيش از 14 هزار و 500 مهد كودك در مدت 30 سال فعاليت بهزيستي به كودكان خدمات ارائه مي كنند.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4893 به تاريخ 28/6/90، صفحه 12 (به زيستن)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: سرهنگ محمدكريم خسروي *


    عابران پياده همواره بخشي از قربانيان اصلي سوانح و حوادث ترافيكي در كشور هستند. طبق آمار پزشكي قانوني از حدود 23هزار كشته ناشي از تصادفات رانندگي سال 89 تعداد 5 هزار و 324 تن يعني حدود 23 درصد را عابران پياده اعم از زن، مرد، پير و جوان تشكيل مي دهند و از اين تعداد يك هزار و 723 تن كودكان زير 10سال - 32 درصد از مجموع كشته ها - شامل عابران مي شود.
    كهنسالان و كودكان به لحاظ ويژگي هاي اين دوران همواره در معرض تهديد سوانح ترافيكي هستند كه علاوه بر لزوم آموزش و همراهي و پيش بيني محل هاي خاص آمد و شد اين گروه ها، نيازمند توجه جدي رانندگان است.
    هر چند كه همه رانندگان، دوران كودكي را تجربه كرده اما باز هم آشنايي با خصوصيات اين دوران ضروري است. از اين رو در زيرمجموعه عامل انساني، رفتار كودكان در ترافيك بايد مدنظر قرار گيرد.
    
    عوامل محدود كننده توانايي كودكان در چرخه ترافيك
    1 - كودكان در مقايسه با بزرگسالان از تجربه و آموزش كمتري برخوردارند.
    2- به لحاظ كوتاه بودن قد، به راحتي نمي توانند موانع را تشخيص دهند و در برخي اوقات بويژه هنگام حركت دنده عقب راننده خودرو يا وسايل نقليه ممكن است ديده نشوند.
    3- مشكل ديگر كودكان تشخيص و شناسايي محدود خطرات احتمالي جاني است. زيرا كودكان عمدتاً به يك وظيفه فكر مي كنند و به ساير وقايعي كه در كنارشان مي گذرد، توجهي ندارند.
    4- درك ناگهاني رفتارهاي پرخطر براي آنان مشكل است. به همين خاطر ممكن است كودكان با شرايط عبور از خيابان آشنا باشند ولي يك تغيير مسير ناگهاني راننده موجب حواس پرتي و دستپاچگي و مخدوش شدن فرآيند ادراك آنها در تصميم درست مي گردد.
    5- بروز رفتارهاي غيرقابل پيش بيني توسط كودكان (به رغم آنچه به آنها آموزش داده باشند.)
    6- عدم تكامل حس شنوايي كودكان نسبت به بزرگسالان كه ممكن است در تشخيص صداهاي ترافيك دچار اشتباه شوند.
    7- هنگامي كه كودكان از عرض يك خيابان دوطرفه عبور مي كنند، سرعت زياد وسايل نقليه در يك جهت خيابان ممكن است موجب دستپاچگي در تغيير رفتار ترافيكي كودكان گردد.
    8- پرتحركي و پرانرژي بودن كودكان ممكن است در يك چشم به هم زدن حوادث دلخراشي را به وجود آورد.
    9- كودكان درك كاملي از مرگ، جراحت و خطر ندارند پس صرف وجود وسايل هشداردهنده در سطح معابر در مواجهه با كودكان كافي نيست.
    10- تشخيص كودكان از ميزان سرعت و مسافت وسايل نقليه با درك درستي همراه نيست. به همين دليل هنگامي كه آنها بدون كمك بزرگترها از خيابان عبور مي نمايند ميزان خطر افزايش مي يابد.
    11- كودكان برخلاف بزرگسالان از گوشه چشم نگاه مي كنند و وسعت ميدان ديد آنها محدود است و امكان دارد خودرويي كه در حال نزديك شدن است را نبينند.
    
    كاهش عوارض اشتباه ترافيكي كودكان
    به نظر مي رسد آموزش فراگير نخستين راه حل است كه به طور تدريجي در دامنه گسترده اي بايد طي ساليان متمادي انجام شود و اين روند از ترافيك كم آغاز مي گردد و با رشد كودكان و يادگيري عمقي آنها نوبت به مسائل پيچيده تر مي رسد.
    براساس تحقيقات انجام شده در مجامع علمي و نقطه نظرات عموم كارشناسان ترافيكي، بهترين مقطع آموزش كودكان در دبستان و حتي پيش از دبستان مي باشد كه خوشبختانه اين حركت در كشور ما با شكل گيري و ابتكار پليس با نماد همياران پليس ايجاد شده است كه علاوه بر ارتقاي سطح آموزش كودكان، موجب تغيير رفتار بزرگسالان نيز گرديده است.
    البته براي ايمني ترافيك كودكان نگرش بزرگسالان نيز مي بايستي اصلاح شود و محدوديت هاي كودكان هم بايستي آموزش داده شود.
    
    مهمترين نكات براي مراقبت و آموزش مستقيم ايمني كودكان
    - ساده ترين و موثرترين اقدام، گرفتن دست كودكان در معابر است.
    - رعايت قوانين و مقررات مثل كمربند، عبور از خط عابر پياده و غيره توسط والدين موجب مي شود كه كودك اين موارد را به عنوان هنجار فراگيرد.
    - هنگام عبور، از فضاي لابه لاي خودروهاي پارك شده استفاده نكنيد چرا كه بيش از 30درصد تصادف هاي منجر به مرگ كودكان ناشي از اين رفتار است.
    - سبز بودن چراغ مخصوص عابران پياده تضميني براي ايمني نيست پس هنگام عبور باز هم لازم است به اطراف نگاه كنيم و در صورتي كه وسايل نقليه پشت چراغ قرمز متوقف بودند از عرض خيابان عبور كنيم.
    به رغم اينكه پياده رو مسير ايمن تري نسبت به سواره رو است خطرات بالقوه مانند دسترسي به پاركينگ و حركت دوچرخه سوار و موتورسوار را بايد مدنظر داشته باشيم.
    - خودرو را به قفل كودك مجهز نموده و از طرفي اين عادت در كودكان تقويت شود كه از در منتهي به جدول پياده رو استفاده نمايند.
    - به كودك نبايد در محيط ترافيك اجازه دوچرخه سواري داد.
    - براي جابه جايي كودكان خردسال از وسايل محدودكننده همانند (صندلي مخصوص كودك) استفاده كنيد.
    خوشبختانه در قانون جديد رسيدگي به تخلفات رانندگي حق و حقوق تكليف عابران نيز توامان در قانون پيش بيني شده است.
    همچنين تكليف سازمان هاي مسئول در ايجاد معابر ايمن نيز تصريح گرديده است كه از جمله مي توان به ايجاد معابر ايمن اعم از روگذر و زيرگذر و نقاط خط كشي براي عابران پياده اشاره كرد كه شهرهاي كشور، امروز به صورت جدي نيازمند آن هستند.
    اميد است در سايه آموزش، فرهنگ سازي و رعايت مقررات توسط عابران و رانندگان و اجراي دقيق قانون بتوان تصادف هاي منجر به مرگ و مصدوميت هاي عابران پياده را به حداقل هاي ممكن رساند.
    * كارشناس رسمي و كارشناس عالي تصادفات
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4893 به تاريخ 28/6/90، صفحه 14 (جامعه)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط مهدی |

با توجه به افزايش آسيب پذيري دختران و زنان يكي از حلقه هاي مفقود نظام قضايي كشور عدم حضور روانشناسان قانوني در دادگاه ها است. آموزنده است كه بدانيم عدم ارزيابي رواني- اجتماعي دختران و زنان فراري توسط متخصصان موجب صدور احكام نادرست و ناعادلانه شده و چنين شرايطي به گسترش آسيب هاي رواني- اجتماعي منتهي مي شود. توجه به اين مهم در كاهش آسيب هاي رواني- اجتماعي بسيار موثر است. ضروري است كه نظام قضايي كشور هر چه سريع تر به جذب روانشناسان قانوني و بهره مندي از تخصص آنها بپردازد. بديهي است چنين اقدامي در توجه به شان، منزلت و حقوق انساني افراد دچار آسيب رواني نقش بسزايي داشته و به پيشگيري از صدور احكام نادرست و ناعادلانه خواهد انجاميد.
    هوش يكي از مباحث اصلي و بسيار مهم روانشناسي را تشكيل مي دهد. هوش كلمه يي است كه در مكالمات روزمره و تخصصي به كار رفته و هر كسي معناي آن را مي فهمد، و لي تعريف آن مشكل بوده و براي افراد و زمينه هاي مختلف معاني متفاوتي دارد. متداول ترين تعريف هوش عبارت است از «شايستگي و استعداد يادگيري افراد».
    وكسلر هوش را «مجموعه شايستگي هاي فرد در تفكر عاقلانه، رفتار منطقي و سودمند و اقدام موثر در سازش با محيط» تعريف كرده است. در پژوهشي در سال 83، بهره هوشي 316 نفر از دختران و زنان فراري به قرار زير بود:
    9/8 درصد بهره هوشي (60 تا 70) يعني عقب مانده ذهني، 28 درصد بهره هوشي (71 تا 90) يعني در سطح مرزي و بقيه هوشبهر بالاتري داشتند. از آنجايي كه هوش كيفيتي قابل رويت و احساس شدني نيست اكثر خانواده هايي كه فرزندان شان هوشبهر مرزي داشتند و نيازمند كانون توجه ويژه يي بودند از مشكل مربوط به عملكرد آسيب ديده هوش فرزندشان اطلاع نداشتند، لذا از يك سو آسيب زا بودن خانواده و از سويي ناتواني دختران و زنان در انطباق با اين شرايط زمينه هاي فرار آنها را از محيط خانواده ميسر مي ساخت. هر چند در پژوهش انجام شده حدود 9/8 درصد دختران و زنان تشخيص عقب ماندگي ذهني را داشتند، با اين حال توجه به 28 درصد از دختران و زناني كه بهره هوشي شان در سطح مرزي بود حايز اهميت است. از آنجايي كه هوش بر ظرفيت هدايت زندگي، مقابله و تسلط يافتن بر مشكلات اجتماعي- اقتصادي دلالت دارد، نحوه واكنش افراد در رويارويي با شرايط بحراني مي تواند به چگونگي استفاده فرد از توانايي هاي هوشي يا نارسايي هاي آن مربوط شود. دختران و زناني كه هوشبهر (50 تا 70) دارند معمولاً سن عقلي آنان از كودكان 10 ساله تجاوز نمي كند. در اين افراد استعدادهاي ذهني بطور كلي ضعيف است. در اعمال عالي ذهني، در قضاوت و استدلال نارسايي دارند و به راهنمايي، نظارت و مراقبت افراد آگاه احتياج دارند. از توجه، دقت و تمركز فكري زود خسته مي شوند. با آنكه ديرآموزند ولي كارهاي فني و حرفه يي را در شرايط مساعد فرا مي گيرند اما قدرت ابداع و ابتكار ندارند. معمولادر تحصيلات دوره ابتدايي به درجات مختلف مي توانند توفيق يابند. اين افراد از نظر اجتماع قادر به زندگي مستقل نيستند و هر چه محيط پيچيده تر و تغييرپذير تر باشد، سازش براي آنان دشوار تر است. به علت عدم رشد كامل شخصيت اين افراد زود باور، تلقين پذير و در حل مشكلات و دفاع از منافع خود عاجزند. به دليل پايين بودن هوشبهر، اين دختران و زنان توسط اعضاي خانواده، بستگان يا در محيط اجتماع براحتي مورد سوء رفتار جسمي، جنسي و بهره كشي قرار مي گيرند. دختران و زناني كه عملكرد هوشي مرزي دارند معمولاداراي ضعف قواي فكري هستند. بنابراين قادر به قضاوت صحيح و استدلال مطلوب نيستند. كاركرد هوشي آسيب ديده نه تنها زندگي فرد مبتلا، والدين، خواهرها و برادرها را تغيير مي دهد بلكه روند رابطه خارج از خانواده را نيز مختل مي كند. در خانواده هايي كه كودك با درجاتي از عقب ماندگي ذهني متولد مي شود والدين ناچارند با غصه نداشتن يك كودك «آرماني» كنار بيايند. از سويي فشار رواني معمول با دوره هاي گذرا نظير ورود به مدرسه، ارتباط با همسالان، در مرحله نوجواني و اخراج از مدرسه، ممكن است به واسطه كاركرد هوشي آسيب ديده تشديد شود. وجود يك كودك مبتلابه كاركرد هوشي آسيب ديده در خانواده بر روابط زناشويي نيز تاثير مي گذارد. برخي از والدين در معرض جدايي قرار مي گيرند، تعدادي از آنها با سوء رفتار جسمي، جنسي و مسامحه با اين كودكان موجبات فرار آنها را مهيا مي كنند، چنين والديني از پذيرش كودكان شان بعد از فرار خودداري مي كنند. تجاوز به حقوق انساني اين افراد در خانواده و بويژه در جامعه براحتي صورت مي گيرد. خشونت، سوء رفتار جسمي و بهره كشي جنسي به كرات در تاريخچه زندگي اين قربانيان وجود دارد. شيوع آسيب ديدگي جنسي اين دختران و زنان، بيماري هاي مقاربتي همچنين احتمال آلودگي اين افراد به ويروس هپاتيت و HIV بسيار بالاست. در پاره يي از موارد اين دختران و زنان توسط اعضاي خانواده يا سايرين به قتل مي رسند. از آنجايي كه دختران و زنان با كاركرد هوشي آسيب ديده در بين افرادي كه به دلايل متعدد از خانه فرار كرده اند براحتي قابل تشخيص نيستند (خصوصا افرادي با كاركرد هوش مرزي) لذا ضروري است متخصصاني كه در ارتباط با اين دختران و زنان فعاليت دارند حتما به ارزيابي كاركرد هوشي در كنار ساير ابزارهاي تشخيصي بپردازند. بديهي است آگاه سازي خانواده ها و مسوولان از نيازهاي خاص اين دختران و زنان مي تواند به درك بيشتر، آگاهي بهتر و برنامه ريزي دقيق تر در جهت ساماندهي آنها منتهي شود.
    
    
 روزنامه اعتماد، شماره 2264 به تاريخ 28/6/90، صفحه 12 (زنان)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: نسيبه رجبي

مدرسه ها به زودي باز مي شوند و بايد همه چيزهايي را كه مورد نياز هستند به سرعت آماده كرده، معقول باشيم وبه فرزندمان كمك كنيم تا سال تحصيلي بي نظيري را آغاز كند.
    درابتدا به راه حل هايي براي مشكلات ديوانه كننده صبحگاهي اشاره مي كنيم:
    حتما از شب قبل كارهاي خود را مرتب كنيد.
    تا جايي كه برايتان امكان دارد، كارها را شب انجام دهيد. ناهار و كيف مدرسه فرزندتان را آماده و بسته بندي كرده و لباسهايش را حاضر كنيد.
    سعي كنيد صبح ها كمي زودتر از بقيه اعضاي خانواده بيدار شده، دوش بگيريد و يك فنجان شير يا چاي بنوشيد.شك نداشته باشيد كه با اين كار هم كمتر عجله مي كنيد و هم براي شروع يك روز خوب آماده خواهيد شد.
    برنامه روزانه اي براي صبح فرزندانتان تعيين كنيد و آنها را وادار نماييد تا هر صبح كارهاي ضروري و نظافت شخصي خود، مانند مسواك زدن و لباس پوشيدن را با ترتيب و نظم خاصي كه شما آن را برنامه ريزي كرده ايد، انجام دهند، به طوري كه بدانند پس از هر كار بايد كدام كار را اول انجام دهند. به او كمك كنيد تا فهرستي تهيه كند تا بتواند بدون يادآوري اطرافيان كارهايش را تنظيم نمايد.
    از بحث و جدل هر روزه درمورد انجام كارهايي كه بايد هر روز انجام گردد، مانند: خالي كردن سطل زباله يا تميز كردن ميز، بپرهيزيد و به جاي آن هر مسئوليت را به يك نفر واگذار كنيد.
    شب ها قبل از خواب وسايل و ظروف صبحانه فردا مانند كاسه، قاشق و فنجان ها را روي ميز بچينيد. آخر هفته ها به اندازه مصرف چند روز براي صبحانه نان شيريني درست كنيد.
    صبحها تلويزيون را خاموش نگاه داريد. گرچه ممكن است اين كار باعث غرزدن بچه ها شود، اما تماشاي كارتون و يا برنامه هاي تلويزيوني آنها را از انجام وظايف خود غافل مي كند.
    براي جلوگيري از آشفتگي وسايل، نزديك در خروجي خانه قفسه يا كمدي طراحي كنيد كه كوله پشتي ها، وسايل ورزشي و ديگر اقلام مدرسه فرزندانتان را در آن جاي دهيد.
    اگر صبح ها عصبي و هيجان زده باشيد، فرزندتان هم عصبي مي گردد. جاي اين كه به خاطر پوشيدن لباس به او غر بزنيد، مسابقه اي سرگرم كننده ترتيب دهيد تا ببينيد چه كسي زودتر آماده مي شود.
    اگر فرزندتان صبح ها به سختي از خواب بيدار مي شود و مدت زيادي وقت لازم دارد تا آماده شود، شب ها او را زودتر بخوابانيد و درباره ساعت خوابيدن او سخت گيري كنيد.
    سعي كنيد از اشتباهات خود درس بگيريد. اگر صبح بد و نااميدكننده اي داشتيد، به اين بينديشيد كه دليل اين همه استرس چه بوده. با بررسي آنچه كه امروزتان را خراب كرده، مي توانيد راه حلي بيابيد كه چطور فردايي بهتر داشته باشيد.
    
    
    روشهايي براي علاقه مند كردن كودك به مدرسه
    در صورتي كه كودك شما از مدرسه رفتن مي ترسد يا علاقه اي به آن ندارد، پيشنهاد مي كنيم مطلب زيرا را با دقت مطالعه كنيد. شما مي توانيد با كمك آن كمي اين مشكل را سهل تر نماييد.
    - اگر كودك خود را با حياط و وسايل و به طور كلي با محيط مدرسه آشنا سازيد، او مي تواند از همان روز اول رفتن به مدرسه از آنجا لذت ببرد. پس پيش از بازگشايي مدرسه، او را به مدرسه ببريد و حياط مدرسه را به او نشان دهيد.
    -قبل از شروع مدرسه با فرزندتان از كلاس درس او ديدن كنيد و براي كمك به برپايي آن داوطلب شويد.
    - براي كودكتان كتاب هايي بخوانيد كه درباره روز اول بازگشايي مدرسه هستند.
    - درمحيط مدرسه چيزهاي بيشتري به غير از كتاب و درس و تكليف شب وجود دارد. روي فعاليتهاي فوق برنامه مدرسه مانند موسيقي، هنر، ورزش، و اردو هم تاكيد كنيد.
    - پيش از آغاز مدرسه، ناهار فرزندتان را در ظرف غذاي مدرسه اش بريزيد. در آشپزخانه بوفه اي درست كنيد و اجازه دهيد خودش از فهرست خوراكي هايي كه شما به او مي دهيد، يكي را انتخاب كند.
    - يك مربي مهدكودك پيشنهاد كرده است كه براي كودكان خود از خاطرات خوب مدرسه تان تعريف كنيد.
    - اجازه دهيد كودكتان شخصا وسايل مدرسه اعم از كوله پشتي، جا مدادي، ظرف غذا و ساير وسايل مورد نياز خود را انتخاب كند و به اين مسئله بسيار اهميت قائل شويد.
    
    
    خداحافظي روز اول مدرسه
    براي اين كه روز اول مدرسه فرزندتان بدون اشك و با خوشحالي سركلاس برود حتما به اين نكات توجه كنيد.
    ¤ شما هرچه بيشتر بمانيد،جدايي سخت تر مي شود. اجازه دهيد فرزندتان بداند كه شما پس از اتمام كلاسش دنباي او مي آييد. پس هنگام خداحافظي حتما به او بگوييد «بعدا مي بينمت» و به محض اين كه او درصف مدرسه دركنار ديگر همكلاسي هايش قرارگرفت، او را ترك كنيد.
    ¤ براي خداحافظي از فرزندتان يك تشريفات خاص ترتيب دهيد تا هميشه آن كارها را انجام دهيد.
    ¤ از آموزگار فرزندتان اجازه بگيريد تا او يكي از وسايل خود را كه با آن احساس راحتي مي كند ، با خود به مدرسه ببرد. اما اين وسيله نبايد از چيزهاي مورد علاقه اش باشد. زيرا اين تضميني براي بازگشتن او به خانه است.
    ¤ يكي از مادران براي فرزندش دفترچه اي درست كرده تا در صورتي كه او بدون سر و صدا و با خوشحالي به مدرسه رفت درآن يك صورتك خندان بگذارد و درغير اين صورت يك صورتك اخمو بكشد. هر هفته جمعه اگر او موفق شده بود تا پنج صورتك خندان كسب كند، به پسرش به عنوان تشويق يك جايزه مي داد.
    ¤ اگر بتوانيد همكلاسيهاي فرزندتان را با اسم صدا كنيد، باعث آشنايي و احساس امنيت بيشتر در مدرسه براي او خواهيد شد. پس نام همكلاسيهاي فرزندتان را ياد بگيريد.
    ¤ درپايان، سعي كنيد با آموزگار فرزندتان رابطه نزديك و خوبي برقرار كنيد. دراولين فرصتي كه پيش آمد خود را به او معرفي كنيد و از او بپرسيد كه با كداميك از وسايل ارتباطي مانند تلفن، نامه يا ايميل، راحت تر مي توانيد با او در ارتباط باشيد. سپس همواره با او در تماس باشيد.
    ¤ براي انجمن اوليا و مربيان داوطلب شده، در اردوها همراهي كنيد يا درسخنراني ها وجلسات مدرسه شركت كنيد. اگر مشغله كاريتان زياد است و نمي توانيد درچنين مراسم هايي شركت كنيد، از آموزگار بپرسيد براي حمايت از آنها چه كاري مي توانيد انجام دهيد. اهداي وسايل يا خوراكي هايي براي شاگردان يا حتي كپي برگه هاي امتحاني هم مي تواند كمك شاياني باشد.
    ¤ در صورتي كه آموزگار فرزندتان انتقاد مفيد و سازنده از او كرد سعي كنيد منطقي باشيد و حالت تدافعي نگيريد. از او بپرسيد كه به منظور پيشرفت فرزندتان چگونه مي توانيد به او كمك كنيد و درمورد انتقادات او بيشتر فكر كنيد.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20027 به تاريخ 28/6/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط مهدی |

بررسي كارشناسانه تغييرات چرخه خواب و بيداري بدن در هر فصل

نويسنده: مهديه شايگان

همان طور كه نيازهاي مختلف بدن افراد با يكديگر متفاوت است، كيفيت و كميت خواب آنها نيز تفاوت دارد اما مسئله اي كه بايد به آن توجه كرد ساعت دروني بدن است.
    ساعت دروني بدن يا همان ساعت بيولوژيكي، زمان خواب و بيداري را براي هر فردي تعيين مي كند و در اصل ساماندهي در يادگيري، تقويت حافظه و حتي رشد افراد به عملكرد خواب و ساعت بيولوژيكي بدنشان بستگي دارد. زيرا خواب كافي و مناسب بخش مهمي از زندگي فردي را به عهده دارد و در حقيقت خواب فرآيندي است كه فرد براي آغاز يك روز با فعاليت مستمر و زيستن سالم به آن نياز دارد.
    روان شناسان و روان پزشكان اعتقاد دارند هرگونه اختلال در روند خواب، فرد را دچار صدمات روحي و رواني شديدي خواهد كرد. بنابراين تنظيم ساعت خواب از اهميت بسزايي برخوردار است.
    
    چرخه خواب
    دكتر رضا احمدي، روان شناس و مدرس دانشگاه مي گويد: طبق نظريه زيست شناسان جديد، چرخه خواب و بيداري انسانها كه براساس 24 ساعته بودن بدن است تغيير پيدا كرده و اين نظريه از 17 تا 52 ساعت در نوسان است.
    در اين زمينه دو نوع مختلف عادت خواب و بيداري، جغدگونه و چكاوك گونه مدنظر آنها قرار گرفته است. برخي افراد نحوه فعاليت ها و خواب خود را مانند جغدها تنظيم كرده اند بايد توجه داشت اين گروه بهترين راندمان را در ساعات شب دارند و در طول روز به خواب بيشتري نياز دارند، برخي افراد در دسته دوم يا چكاوك، افرادي هستند كه در طول شب استراحت كرده و در طول روز به فعاليت هاي روزمره مي پردازند.
    بسياري از دانش آموزان به يكي از اين دو سيستم عادت دارند با توجه به تفاوت در مرحله هاي خواب و بيداري، برخي از افراد كمتر از 24 ساعت را در طول يك چرخه طي مي كنند. همچنين ساعات خواب و بيداري متناوب و كوتاه تري دارند.
    از سوي ديگر افرادي كه بيش از 24ساعت يك چرخه خواب را تجربه مي كنند در ساعت هاي خواب و بيداري از مدت زمان بيشتري براي فعاليت و يا خواب استفاده مي كنند.
    دكتر آرش محققي، مدرس دانشگاه و روان پزشك معتقد است: خوابيدن فرآيندي است كه طي آن بدن فرصت بازسازي ذهني و جسمي اش را دوباره به دست مي آورد و افرادي كه جزو دسته هاي پرخواب يا كم خواب هستند با عوارض جسمي و روان شناختي شديد و ناتوان كننده اي روبه رو هستند.
    در پديده پرخوابي يا كم خوابي عوارضي مانند احساس سستي، كمبود انرژي، نداشتن تمركز، تحرك پذيري و ... فرد را دچار اين قبيل مشكلات مي كند آنچه در اين ميان اهميت دارد برخورد با اين مشكلات است كه بروز اين قبيل مسائل ممكن است به دليل سبك نادرست زندگي فرد، پيش آيد. دكتر احمدي در اين مورد مي گويد: خواب براي تثبيت اطلاعاتي است كه فرد در طول روز آموخته است زيرا اطلاعات بعد از خواب بهتر به ياد و خاطر سپرده مي شود.
    همچنين ميزان متابوليسم بدن با خواب بهتر تنظيم مي شود به طور مثال بعد از هر وعده غذايي كامل، خوابيدن در هضم اوليه غذا تاثير بسزايي دارد و ميزان گلوكز مصرفي مغز را تنظيم مي كند و اين ميزان گلوكز بيشترين غذاي مصرفي مغز به شمار مي رود.
    همچنين خواب مناسب باعث افزايش طول عمر مي شود و خواب براي طول عمر طبيعي، تنظيم فعاليت و استراحت ماهيچــه هاي بدن ضــــروري محسوب مي شود.
    
    نقش خواب براي كودكان
    خــــواب براي كودكان از اهميت خاصي برخوردار است و در اين ميان هيچ گاه كودكان را نبايد با يكديگر مقايسه كرد و بايد سطح انتظارات خود را با واقعيت هاي علمي تطابق داد از سوي ديگر بايد جمعيت كودكان بيشتر شود.
    مثلاً والدين بايد بدانند كودكان پسر چون فعاليت هاي بدني بيشتري نسبت به دختران دارند به طور قطع تنظيم توالي خواب و بيداري در آنها نسبت به دختران مشكل تر است ضمن اينكه به توصيه روان شناسان تا سن 15 سالگي از ساعت 10 شب به بعد آنها نبايد بيدار بمانند و رعايت اين مسائل تحت تاثير آموزش والدين به كودك و عوامل ژنتيكي اثربخش خواهد بود. طبق نظريه روان شناسان فيزيولوژيك سيستمي به نام Raf فعال ساز شبكه اي است كه مسئوليت خواب و بيداري افراد را به عهده دارد و مهم ترين نظريه سطح هوشياري است كه مسئوليت تنظيم هوشياري و ناهوشياري و خواب و بيداري به آن وابسته است. اين سيستم تحت تاثير دو عامل وراثت و محيط خانواده فعاليت مي كند و خواب كودكان نيز از سنين كودكي و اوليه تحت تاثير اين عوامل تنظيم مي شود.
    دكتر احمدي به والدين تاكيد مي كند: در صورتي كه سيستم خواب و بيداري در كودكان طبق نيازهاي جامعه تنظيم نشود در بزرگسالي به صورت يك عادت غيرقابل تغيير درآمده حتي ممكن است در زندگي زناشويي و محيط شغلي براي آنها اختلال ايجاد كند. يعني اگر كودكان در مدرسه براي چرت زدن و خستگي بيش از حد مورد اعتراض اولياي مدرسه قرار بگيرند در آينده و بزرگسالي افرادي خواهند شد كه مورد اعتراض همسر و روسا قرار مي گيرند.
    دكتر محققي، روان پزشك در ادامه مي گويد: كودكان بايد عادت كنند از اتاق خواب براي استراحت استفاده كنند و كارهايي از قبيل تماشاي تلويزيون، مطالعه و حل جدول را در اتاق خواب انجام ندهند و در محيطي خارج از محيط اتاق خواب اين فعاليت ها را دنبال كنند. همچنين زماني براي خواب مناسب است كه فاصله زماني مصرف غذا و خواب رعايت شده باشد.
    اگر در نوجوانان كم خوابي صورت گرفت بهتر است به دنبال علل اضطرابي باشند اگر اختلالات اضطرابي و كم خوابي از كودكي درمان نشود در بزرگسالي تاثيرات منفي برجاي خواهد گذاشت.
    يكي از مسائلي كه بايد بدان توجه خاص داشت رشد كودكان است زيرا در طول خواب برخي هورمون ها مانند هورمون رشد، ترشح شان تغيير پيدا كرده افزايش مي يابد.
    ممكن است اين مسئله در كودكان كم خواب به لحاظ تئوريكي مشكل ساز شود البته دلايل بي خوابي در كودكان مختلف است زيرا انسان ها به لحاظ سرشتي با يكديگر فرق دارند اما اختلالات كم خوابي و بي خوابي در دوران كودكي تا بزرگسالي همراه فرد خواهد بود و بسياري از مشكلات بزرگسالي به دليل بي خوابي نبوده بلكه به خاطر مشكلات اوليه دوران كودكي است و بهتر است افراد با اصول بهداشت خواب و ساعت خواب و بيداري منظم آشنا شوند.
    
    اهميت خواب مناسب
    بي خوابي در طول روز در افراد به سه شكل قابل مشاهده است؛ ميل به خواب رفتن، احساس خستگي مفرط و اختلال در حافظه و هوشياري از مواردي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.
    افراد بزرگسال در طول 24 ساعت شبانه روز، به 30/7 ساعت خواب نياز دارند
    و اين روند شامل 5 مرحله خواب و بيداري متوالي است بنابراين فقط طول خواب اهميت ندارد بلكه كيفيت خواب بسيار مهم است علاوه بر اين ساعت، نحوه خوب خوابيدن نيز حائز اهميت است و برخي اختلالات مربوط به كيفيت خواب است.
    دكتر احمدي مي گويد: برخي افراد در وضعيتي بيدار مي شوند كه هنوز ميل به خواب دارند يا احساس خستگي شديد مي كنند.
    اين افراد با توجه به ميزان و زمان خواب مناسب، از كيفيت خواب نامناسب رنج مي برند اما به دليل فراموشي ناشي از ناهوشياري موجود در خواب متوجه نيستند كه از 5 سيكل 5 مرحله اي خواب با كابوس و بيداري هاي طولاني مدت رنج برده اند و به طور كلي هر يك ساعت و نيم 5 سيكل كامل از امواج را دريافت مي كنند و سه موج مربوط به خواب سبك و دو موج مربوط به خواب سنگين است، بنابراين هنگامي كه فرد دچار كابوس يا بيداري شود يك سيكل يا يك چرخه معيوب مي شود و فرد نتوانسته يك چرخه كامل يا 5 مرحله را به خوبي طي كند بنابراين بعد از برخاستن از خواب احساس خستگي و بدن درد مي كند.
    
    رابطه خواب با شخصيت
    به گفته دكتر احمدي افراد برون گرا، بسيار معاشرتي و اجتماعي هستند. به دليل روابط بالابا ديگران معمولاً از محبوبيت اجتماعي بيشتري برخوردارند. بنابراين تمايل بيشتري به خوابيدن دارند و زمان استراحت آنها نيز زياد است.
    اما افراد درونگرا، دوستان اندكي داشته و فعاليت هاي فردي را به فعاليت هاي اجتماعي ترجيح مي دهند از اين رو تنظيم سيستم خواب، بيداري و نظم براي اين افراد نسبت به برنامه ريــزي براي پيشرفت فردي بسيار با اهميت تر است.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4893 به تاريخ 28/6/90، صفحه 16 (بيداري)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط مهدی |

كمرويي در ميان فرزندان اول خانواده و تك فرزندها بيشتر ديده مي شود، بويژه زماني كه والدين قادر نباشند زمينه تربيت و رشد اجتماعي مطلوب و هماهنگ آنان را با توجه با نيازهاي عاطفي و اجتماعي شان فراهم آورند.
    زهرا افسري كارشناس اداره روان وزارت بهداشت و درمان با بيان اين مطلب گفت: به طور كلي در بيشتر موارد، فرزندان اول خانواده و تك فرزندها با بزرگترها بيشتر همانندسازي مي كنند و تمايل آنان در برقراري ارتباط با بزرگسالان بيش از همسالان شان است.
    وي با اشاره به اين كه فرزندان اول خانواده و تك فرزندها در برقراري ارتباط با همسالان و همكلاسي هاي خود بيشتر با مشكل مواجه مي شوند، افزود: عموماً والدين انتظارات و توقعات متنوعي از تنها فرزند يا فرزند اول خود دارند و به علت همين انتظارات فوق العاده، اعمال فشارهاي رواني از طرف والدين و آرمان خواهي هاي فراوان آنها و احساس ناتواني اين قبيل فرزندان زمينه اضطراب و كمرويي در شخصيت آنان را بيشتر نمايان مي كند.
    وي اظهار كرد: وضعيت عاطفي - رواني، از دست دادن احساس خود ارزشمندي و برخورداري از خودپنداري كمتر، موجب مي شود در بعضي از موارد فرزندان اول در مقايسه با ساير فرزندان خانواده، به توفيقات كمتري در پيشرفت تحصيلي دست
    پيدا كنند.
    اين كارشناس اداره روان وزارت بهداشت و درمان با بيان اين كه مدرسه به عنوان نخستين جايگاه و تجربه اجتماعي كودكان، مي تواند نقش تعيين كننده اي در تقويت كمرويي يا پرورش مهارت هاي اجتماعي آنان ايفا كند، افزود: متاسفانه در بسياري از موارد، كمرويي كودكان در محيط مدرسه و فضاي كلاس درس تقويت مي شود و چنين رفتار ناخوشايندي در شخصيت كودك تثبيت مي شود.
    افسري افزود: در بيشتر موارد اولياي مدرسه رفتار انفعالي و آرام و سكوت مضطربانه كودك يا كودكان كمرو و ناتوان را به عنوان يك صفت پسنديده و ويژگي رفتاري مطلوب تلقي مي كنند و در برخي اوقات با تاييد و تشويق هاي خود، به طور مستقيم و غيرمستقيم سعي مي كنند آن را تقويت كنند كه به تدريج او را به يك موجود كاملاً كمرو و شخصيتي انفعالي تبديل مي كند.
    وي خاطرنشان كرد: علاوه بر خانه و مدرسه، عواملي چون محروميت ها و آسيب هاي اجتماعي، ناسازگاري هاي شغلي، سلطه ها و فشارهاي گروهي، مقايسه ها، پرخاشگري ها و قدرت مداري ها و كنترل شديد اجتماعي مي تواند از ديگر عوامل زمينه ساز فزوني اضطراب، تشديد كمرويي و رفتارهاي گوشه گيرانه باشد.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4891 به تاريخ 26/6/90، صفحه 12 (جامعه)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط مهدی |

    پژوهشگران توانستند سن دقيقي را كه در آن جنين توانايي تشخيص و تمايز ميان يك تحريك دردزا و يك تماس ساده را به دست مي آورد تعيين كنند.
    گروهي از محققان دانشگاه لندن زماني را كه جنين در فاز توسعه مي تواند درد را از يك تماس ساده تمايز دهد شناسايي كردند.
    نتايج اين تحقيقات مي تواند كاربردهاي مهمي در درمان و مراقبت از نوزادان نارس داشته باشد. در اغلب موارد، حساسيت به درد در اين نوزادان با نوزادان طبيعي تفاوت دارد. اين بررسي ها نشان مي دهد كه جنين بين هفته سي و پنجم تا سي و هفتم رشد خود در رحم مادر و درست مدتي قبل از تولد شروع به درك تفاوت ميان درد و يك تماس ساده مي كند.
    از آنجا كه نوزادان نمي توانند بگويند كه آيا از درد رنج مي برند يا خير، اين محققان امواج الكتروآنسفالوگرافيك فعاليت مغزي 46 نوزادي را كه 21 مورد از آنها نارس به دنيا آمده بودند ثبت و بررسي كردند.
    اين محققان در اين خصوص توضيح دادند: «نوزادان نارسي كه كمتر از 35 هفته دارند در هر دو مورد دريافت يك تحريك دردزا يا يك تماس ساده پاسخ هاي مغزي مشابهي را نشان دادند. اين زماني است كه مغز شروع به پردازش اين دو نوع مختلف تحريك به روشي مجزا و متمايز مي كند و اين فرايند بيش از آن كه يك تغيير ناگهاني باشد يك تغيير تدريجي است.»
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4891 به تاريخ 26/6/90، صفحه 5 (دانش)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: دكتر رضا احمدي *

روانشناس و مدرس دانشگاه *
    
    كودكان و نوجوانان بايد بدانند در كنار رشد جسمي شان، هوش و خلاقيت شان هم در حال رشد و پرورش است. هوش و خلاقيت مانند يكديگر نيستند اما بعضي وقت ها شبيه هم هستند، هوش امري خدادادي است كه پروردگار در نهاد همه انسان ها قرار داده است و با گذشت زمان تغيير مي كند اما خلاقيت آنها به شكل وسيعي رشد مي كند.
    كودكان و نوجوانان بايد آگاهي داشته باشند از سن 10 سالگي خلاقيت در آنها رشد سريع كرده و بعد از اين سن رشد خلاقيت كمتر مي شود.
    بهتر است با واژه خلاقيت بيشتر آشنا شويد و بدانيد خلاق بودن، آفريننده بودن، خلق كردن و توليد كردن از ديگر معاني و مفهوم خلاقيت است.
    انجام بعضي كارها باعث مي شود تا خلاقيت در كودكان و نوجوانان بالارود بعضي بازي ها مثل خميربازي، لوگوبازي و گل بازي چون كودك خودش آنها را تغيير شكل مي دهد و ساخته اي جديد را مي سازد باعث مي شود كه به راز درون آنها پي برده و راه را براي خلاقيت هاي ديگر پيدا كند.
    جذابيت بازي با آنها در كودكان علاقه ايجاد مي كند و باعث مي شود به سمت خلاقيت پيش بروند. علي رغم آنكه اين ابزارها و بازي ها بسيار ارزان قيمت بوده و دسترسي به آنها امكان پذير است.
    «گردش هاي علمي و تفريحي در كنار پدر و مادر در طبيعت مي تواند با خلاقيت همراه باشد. جست وجو در طبيعت با ديدن موم كندوي عسل، گل و خمير به راحتي مي توان بازي هايي را در طبيعت انجام داد كه خلاقيت را در شما شكوفا كند».
    به اين نكته بايد توجه كرد بازي با اسباب بازي هاي خيلي گران قيمت و پرهزينه مثل انواع عروسك ها، ماشين برقي و كنترلي، باعث مي شود تا رشد خلاقيت به تاخير بيفتد.
    «خلاقيت مسئله اي است كه در بزرگسالي باعث اختراعات و اكتشافات لوازم جديد مي شود اگر نتواني در سن كم خلاق باشي و اين ويژگي را پرورش دهي نمي تواني در بزرگسالي مخترع و مكتشف خوبي باشي.» پس با صحبت كردن و نقاشي كشيدن در بازي هايت مي تواني به وجود خلاقيت پي ببري.
    اگر با دوستانت بازي هاي دسته جمعي و گروهي انجام مي دهي و يكي از آنها يا حتي خودت پيشنهاد يك طرح و ايده جديد را مي دهيد بدان كه تو يا دوستت از بقيه خلاق تر هستي. حتي اگر به جاي استفاده از بوم و آبرنگ براي نقاشي از گچ يا زغال استفاده مي كني و به همين امكانات كم راضي هستي از همه خلاق تري. اگر هم به كشيدن نقاشي هاي عجيب و غريب با شكل هاي غيرواقعي علاقه داري تو يك هنرمند خلاق هستي و در سرت ايده هاي جالبي داري.
    اين رازها، خلاقيت را در تو شناسايي مي كند تا با اكتشاف در وجودت به خلاقيت خود پي ببري. در نظر گرفتن حتي نكته هاي ريز در نقاشي تو را يك قدم به خلاقيت نزديك مي كند و استفاده هميشگي از كامپيوتر و موضوعات تكراري در نقاشي و نگاه كردن به بازي كودكان خلاقيت نيست، بلكه كپي برداري از رفتارهاي كودكان ديگر است. پس اگر هر كدام از اين نشانه ها را در خودت پيدا كردي بدان حتماً يك كوچولوي خلاق هستي.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4891 به تاريخ 26/6/90، صفحه 15 (ايران زندگي)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: مريم سادات كاظمي

ممكن است فرزند شما يا يكي از نزديكانتان مجبور باشد از سنين پايين عينك بزند، اما متاسفانه بسياري از خانواده ها به رعايت اصول صحيح در انتخاب عينك توجهي ندارند كه اين امر مي تواند زمينه ساز مشكلاتي براي بينايي كودك در آينده شود.
    
    
    فرم عينك
    در هنگام خريد عينك براي كودك بايد به يك سري اصول مهم در اين باره دقت داشت. اولين و اساسي ترين نكته كه معمولاناديده گرفته مي شود اين است كه كودك بايد از عينك خوشش آمده و آن را دوست داشته باشد زيرا در غير اين صورت، عينك را به چشمانش نمي گذارد. به همين دليل است كه از سن 5تا 6 سالگي، كودك بايد نظر خود را براي انتخاب عينك بيان كند. علاوه بر اين، شخصيت كودك و ويژگي هاي بدني او نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. عينك نبايد روي بيني و گوش هاي كودك فشار وارد كند، چرا كه اين اندام ها در مقايسه با بزرگسالان حساس تر است. عينك بايد كاملامتناسب با حالت صورت بچه انتخاب شود، چرا كه صورت كودكان معمولاكاملاگرد و بيني آنها ظريف و كوچك است و گوش هاي آنها به طور كلي از سطح چشم هاي آنها كمي بالاتر است. همچنين كودكان بيشتر به بالانگاه مي كنند و اين خصوصيت آنها نيز بايد در انتخاب عينك مد نظر قرار گيرد.
    
    
    شيشه هاي عينك
    علاوه بر فرم عينك، شيشه ها نيز اهميت فوق العاده بالايي دارند. شيشه هاي عينك كودكان حتما بايد از جنس بسيار سبك و نشكن ساخته شود. چشم هاي آنها نسبت به بزرگترها در برابر اشعه ماوراءبنفش حساس تر است. تا قبل از 12 سالگي، چشم تا حد پاييني در برابر اشعه ماوراء بنفش از خود محافظت مي كند زيرا جليديه چشم فقط تا 75% كامل شده است. از 25سالگي، فيلتر محافظ چشم به خوبي عمل مي كند و تنها 10% از اشعه مضر به چشم مي رسد. براي پيشگيري از آسيب هاي اشعه خورشيد شيشه هاي عينك آنها بايد از نوع «فوتوكروم 100%» انتخاب شود، اما به اين معنا نيست كه كودك بايد هميشه در آفتاب عينك بزند. همچنين بعضي از شيشه هاي معمولي نيز مي تواند اين نقش محافظتي را داشته باشد.
    
    
    معاينه منظم توسط چشم پزشك
    يكي ديگر از نكات مهم در سلامت بينايي كودكان، معاينه منظم چشم هاست تا مشكلات بينايي (ارثي يا اكتسابي) به موقع تشخيص داده شود. به همين خاطر توصيه مي شود قبل از سن مدرسه حداقل سالي يك بار كودك توسط چشم پزشك معاينه شود.
    طبق يك قاعده كلي، هر چه مشكل زودتر تشخيص داده شود، درمان راحت تر و موثرتر خواهد بود.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20024 به تاريخ 24/6/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط مهدی |

ورود فرزند به كانون خانواده، شور و گرمي خاصي را براي پدر و مادر به همراه دارد. مسلما روزهاي اول نگراني از تربيت و پرورش ذهن والدين جوان را پر مي كند. اما طولي نمي كشد كه كم كم بر اوضاع مسلط مي شوند. يكي از اين موارد بسيار مهم در رشد شخصيت كودك، بازي هاست.به كمك همين بازيهاست كه بچه خيلي از مسائل را مي آموزد. شايد عجيب به نظر بيايد، اما بايد گفت كه هيچ بازي براي بچه ها، احمقانه و بيخود نيست. همه آنها راهي براي جست وجو و شناخت دنياي پيرامون است.
    
    
    پيش از 1 سالگي
    بازي هاي رياضي دراين سن، مفهومي ندارند؛ بلكه فعاليت هايي محسوب مي شوند كه بيشتر به نظم دادن ذهن و تقويت حافظه كودك كمك مي كند. در بازي هايي كه براي اين گروه سني طراحي مي شود، گرچه اعداد فقط يك نقش ساده مقايسه اي دارد، اما از تاثير مثبت آنها نيز نبايد غافل شد: «كودك با نام اعداد آشنا مي شود.»
    
    
    ¤ بازي انگشتان
    كودك را روبه روي خود بنشانيد. يك دستش كه كاملاباز است را روي دست خود بگذاريد. يكي از انگشتانتان را كف دست او بچرخانيد و قصه را تعريف كنيد: «يكي بود، يكي نبود. يك روز قلقلي با دوستانش به جنگل رفتند. (انگشت شستش را خم كنيد) اين يكي يك پرنده ديد. دومي پرهاي پرنده را كند (انگشت سبابه را خم كنيد). سومي آن را كباب كرد (انگشت سوم را خم كنيد). نفر بعد كباب را خورد (انگشت دوم را خم كنيد). بيچاره آخري كه هيچي بهش نرسيد شروع به دويدن كرد. در اين موقع با دو انگشتتان از انگشت كوچك بالابرويد و او را در آغوش بگيريد.
    
    
    ¤ آب بازي و اعداد
    وقتي كه بچه را به حمام مي بريد، چند بطري در اندازه هاي مختلف در اختيارش بگذاريد. در اين صورت، او علاوه بر اينكه مفاهيم اصلي مانند خالي بودن، پر بودن و... را ياد مي گيرد، وزن بطري ها را به كمك اندازه هاي مختلف و مقدار آبي كه گنجايش دارد، مي شناسد.
    
    
    از 1 تا 2 سالگي
    مفهوم رياضي با آموزش هاي ساده به كودك القا مي شود كه كم كم به دليل و منطق مي رسد.
    
    
    ¤ هرچي مثل هم هست، دركنار هم...
    دراين بازي، چند جفت اشياي مختلف مانند كتاب، قاشق، ميوه، كفش و... را آماده كنيد. آنها را درهم بريزيد و از فرزندتان بخواهيد تا هر آنچه را كه دو به دو شبيه است، كنار هم بگذارد. اين بازي همچنين مي تواند براي تقليد رنگ ها نيز انجام شود. دراين صورت مي توانيد از جوراب و لباس هاي رنگارنگ استفاده كنيد.
    
    
    ¤ بزرگ با كوچك
    پنج يا شش وسيله در اندازه هاي مختلف را به صورت نامرتب جلوي بچه بريزيد. سپس از او بخواهيد تا آنها را به ترتيب از كوچك ترين تا بزرگ ترين بچيند. اين كار را به راحتي مي توانيد با انواع ظروف و بطري ها انجام دهيد.
    
    
    ¤ اسباب بازي كجاست؟
    براي اين بازي يك جعبه لازم داريد. عروسك يا توپ كودك را در يك موقعيت نسبت به جعبه، بالا، پايين، داخل، پشت، جلو و كنار بگذاريد و آن را اعلام كنيد. چندبار اين تمرين را تكرار كنيد. حالااز فرزندتان بخواهيد تا با توجه به مكاني كه شما مي گوييد، اسباب بازي را همان جا بگذارد. توجه كنيد كه ابتدا با مفاهيم ساده تر مانند بالاو پايين شروع كنيد.
    
    
    از 2تا 3 سالگي
    مفاهيم رياضي كم كم براي كودك شناخته تر مي شود، به شرط آنكه اعداد از 10 بيشتر نشود.
    
    
    ¤ شمارش توپ ها
    ابزار اين بازي يك سبد و 10 توپ كاغذي است كه از روزنامه هاي باطله درست كرده ايد. توپ ها را در يك مسابقه با فرزندتان درون سبد بيندازيد و از او بخواهيد تا آنها را بشمارد.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20024 به تاريخ 24/6/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط مهدی |

زن به عنوان نگهدار كانون خانواده و مسئول اصلي تربيت فرزند، وظيفه مهمي در انسجام خانواده دارد اما هنگامي كه اين ركن اصلي خانواده به آسيب هايي از جمله اعتياد گرفتار شود همه بنيان و استحكام خانواده از هم مي پاشد. به گزارش ايرنا، در زمان حاضر افزايش گرايش زنان به سمت مصرف انواع مواد مخدر، ميزان
    آسيب پذيري كانون خانواده ها را افزايش داده و زنگ خطري براي سلامتي جامعه محسوب مي شود. برخي از كارشناسان معتقدند نقش هايي كه زنان در طول زندگي خود دارند از نقش هاي مردان پيچيده تر و حساس تر است و اعتياد اين قشر، معضلات و مشكلات جوامع را بيش از پيش افزايش مي دهد. به اعتقاد كارشناسان، اعتياد در زنان از جهت علل اعتياد، شيوع، سير بيماري، پاسخ به درمان و تاثير بر جامعه، اختلاف زيادي با اعتياد مردان دارد و مي تواند آسيب هاي جبران ناپذيري به كانون خانواده وارد كند. بر اساس گزارش ستاد مبارزه با مواد مخدر، 9/6 درصد از معتادان كشور را زنان تشكيل مي دهند و آمارهاي موجود در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي نيز نشان مي دهد در مقابل هر 100 مرد معتاد در كشور، هشت زن معتاد وجود دارد. طبق گزارش همين ستاد، مصرف كنندگان مواد اپيوييدي (شبه ترياك) در زنان در مقايسه با ساير مواد مخدر بيشتر است. دكتر` فرحناز محبوبي ` روانپزشك و درمانگر اعتياد در اين زمينه مي گويد: اعتياد در زنان بسيار مخرب تر از اعتياد مردان است زيرا زن معتاد در فرهنگ ما به راحتي از خانواده و دوستانش طرد مي شود. وي مي افزايد: زنان با توجه به مشكل درآمد و توانايي براي به دست آوردن مواد مخدر از راه هاي ديگر گاهي تن به كارهاي ضداخلاقي مي دهند و به راحتي مورد استفاده سودجويان قرار مي گيرند و اين باعث افزايش تخريب آنها شده و برگشت آنها به زندگي سالم را سخت تر مي كند. محبوبي با بيان اينكه اعتياد مسائل عاطفي زندگي زنان را تحت الشعاع قرار مي دهد، مي افزايد: زن به عنوان نگهدار كانون خانواده و مسئول اصلي تربيت فرزند، وظيفه مهمي را در انسجام خانواده دارد و زندگي خانوادگي اين افراد معمولاآشفته و گسيخته است. اين روانپزشك، شمار زنان معتاد در كشور را هزار نفر تخمين مي زند و ادامه مي دهد: مصرف ترياك، كراك و قرص هاي روانگردان در زنان معتاد بسيار بالااست. محبوبي با هشدار به اينكه مصرف مواد مخدر مي تواند باعث سقط جنين، عدم رشد مناسب جنين، مسموميت بارداري، جدا شدن زود رس جفت و زايمان زود رس شود، مي گويد: با توجه به اينكه نوزاد طي بارداري با مواد مخدر مواجه بوده است و متاسفانه بدن وي با ميزاني از مواد مخدر تطبيق يافته و بعد از زايمان و جدا شدن از منبع دريافت ماده نوزاد دچار علائمي مي شود كه بعضا اين علائم مي تواند باعث آزار و آسيب به نوزاد شود. دكتر` پرهام نظري ` استاد دانشگاه علوم پزشكي تهران نيز در اين زمينه مي گويد: اعتياد در زنان ميزان مرگ و مير و انتقال بيماري و عفونت از طريق اين مادران به كودك را افزايش مي دهد. وي با بيان اينكه اعتياد در زنان به خاطر برخي از محدوديت ها سخت تر از مردان است، ادامه مي دهد: در بحث درمان و ترك اعتياد حمايت هاي لازم از آنها به عمل نمي آيد و به همين دليل ترك اعتياد در زنان سخت تر از مردان است. اين روانپزشك اظهار مي دارد: اعتياد در زنان به شيوه تربيت فرزندان ضربه شديدي وارد مي كند تا جايي كه آينده آنها را با مشكل روبه رو مي سازد و بايد در اين زمينه آگاهي لازم داده شود زيرا معتاد شدن يك زن براي اجتماع و خانواده بسيار خطرناك تر از معتاد شدن يك مرد است. وي معتقد است اعتياد در زنان، ميزان مرگ و مير را در آنها بالامي برد ضمنا زنان معتاد از طريق اثبات توانايي هاي خود به مردان به اعمالي مثل مهماني ها، بي بند و باري ها، نبود نظارت خانواده ها، ضعف ايمان و دسترسي نداشتن به سرگرمي هاي سالم به اعتياد روي مي آورند. نظري، شناخت زنان نسبت به اثرات و پيامدهاي مواد مخدر را از ابزارهاي پيشگيري اعتياد در زنان مي داند و مي افزايد: تقويت باورها و ارزش هاي ديني، انتخاب همسر مناسب و كمك به فرزندان در انتخاب دوستان صالح از راه كارهاي ديگر است. به گفته اين روانپزشكان، اعتياد بلاي خانمانسوزي است كه به ويژه قشر زنان را به سمت نابودي سوق مي دهد و جان مادران امروز و آينده را براي تربيت نسل هاي برتر به خطر مي اندازد.
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7362 به تاريخ 24/6/90، صفحه 17 (بانو)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط مهدی |

زندگي ما داراي فراز و نشيب هاي بسياري است. جوان ها در طول زندگي موقعيت هاي متفاوتي را مي پذيرند و ايفا مي كنند. برخي از اين موقعيت ها زيبا، مثبت و لذت بخش و به يادماندني اند؛ در صورتي كه بعضي از آنها زشت، منفي، رقت بار و فراموش شدني هستند.
    موقعيت هاي زندگي و تصميمات حياتي آنها همگي مثبت و منفي، تلخ و شيرين، زشت و زيبا است، اما واقعي و به ياد ماندني اند.
    توانايي هاي جسمي، توانايي هاي ذهني و روحي، شرايط و موقعيت هاي اجتماعي و محيطي هر جوان وابسته به نقش هايي است كه آنها در طول زندگي مي پذيرند.
    در واقع، رفتار، عملكرد و يا وظيفه اي است كه جوان در شرايط و موقعيت هاي معين در گروه هاي اجتماعي و براساس برعهده مي گيرد. بسيار حائز اهميت است.
    
    
    تعهدات متفاوت در دوران متفاوت
    جوانان براساس ويژگي هاي فردي همچون سن، جنس، تحصيلات، نژاد، طبقه اجتماعي در طول زندگي، شرايط پذيرش و ايفاي مسئوليت هاي متفاوتي را پيدا مي كنند.
    اين مسئوليت ها با تغيير هر يك از ويژگي ها دستخوش تغيير مي شوند.
    در زندگي نيز جوانان براساس ويژگي هاي ياد شده تعهدات متفاوتي را در طول زندگي اجرا مي كنند.
    مهم اين است كه محتواي اصلي مسئوليت را خوب درك و آن را به بهترين نحو ممكن اجرا كرد. يكي از تاثيرگذارترين ويژ گي ها در پذيرش و تغيير موقعيت ها سن افراد است.
    اين در حالي است كه در بيشتر جوامع سن مانع از پذيرش بعضي از مسئوليت هاي اجتماعي مي شود. در اين جوامع، موقعيت ها و پست هاي اجتماعي، حقوق، وظايف و مزاياي ويژه، هميشه به گروه هاي سني خاصي تعلق دارد و افراد داراي سنين بالااز پذيرش اين نقش ها محروم مي شوند.
    اما مي بايست هميشه به اين واقعيت توجه كرد كه در هر حال با گذشت زمان و افزايش سن در طول زندگي، مسئوليت هاي اجتماعي كه افراد مي پذيرند و در قالب آن ايفاي نقش مي كنند، در حال تغيير است.
    جامعه نيز از سنين مختلف توقعات و انتظاراتي متفاوت دارند. براي مثال، در جامعه انتظاري كه از يك جوان در مورد ساعات، نوع و نحوه اشتغال مي رود، با يك فرد مسن بسيار متفاوت است.
    اصطلاح گروه هاي سني در بسياري از جوامع رايج است. در واقع اين وضعيت به ما مي گويد كه افراد در موقعيت ها و برهه هاي مختلف زندگي چه نقشي را بايد ايفا كنند.
    
    
    اصل تغيير وظيفه هاست
    بعضي از وظايف توسط قوانين تعريف مي شوند، در حالي كه بعضي از مسئوليت ها در فرهنگ و آداب جامعه شكل مي گيرند. در هر حال، اكثر موقعيت ها تحت تاثير سن قرار دارند، به طول مثال، در اكثر جوامع بشري محدوديت هاي فراواني براي كودكان و سالمندان وجود دارد كه ناشي از آن است كه ديگران گمان دارند كه آنان توانايي، ظرفيت، دانش و قدرت فيزيكي لازم براي ايفاي بسياري از نقش ها را ندارند.
    مسئله حائز اهميت در موقعيت هاي اجتماعي، اصل تغيير وظيفه هاست. افراد بويژه سالمندان بايد آمادگي لازم براي تغيير نقش ها را داشته باشند. آنان بايد بتوانند وظيفه هاي گذشته را كه زمان ايفاي آنها سپري شده است، به فراموشي بسپارند و مهياي پذيرش نقش هاي جديدي شوند.
    جوانان با گذراندن بلوغ جسمي و فكري به تشكيل خانواده مستقل و ترك والدين خود مي انديشند. تعداد زيادي از فرزندان به دلايل مختلف شغلي، تحصيلي و ساير موارد مجبور به ترك خانه پدري و حتي مهاجرت به شهرهاي دور و كشورهاي ديگر مي شوند.
    در اينجا، وظايف پدران و مادران دچار تغيير مي شود و پدرها و مادرها بايد اين تغيير موقعيت را به خوبي درك كرده، خود را آماده پذيرش وظايف جديد در برابر جوانان خود كنند. آناني كه نمي توانند اين تطابق را به خوبي درك كرده، از پذيرش نقش جديد عاجزند، خود و فرزندان خود را با مشكلات فراوان مواجه مي سازند.
    
    
    بروز مشكلات در زندگي
    در اين مورد ارائه خدمات مشاوره به جوانان و خانواده هاي آنان مي تواند در پذيرش نقش هاي جديد مفيد باشد.
    يكي ديگر از مسائلي كه در دوران زندگي مان دچار تغيير مي شود، تغيير شغلي ما است. با رسيدن به سن بازنشستگي، يا حتي دوره جواني فرد موقعيت شغلي خود را از دست مي دهد.
    به همين دليل تغييراتي در وضعيت اقتصادي و رفاه مادي او به وجود مي آيد. پيامدهاي اين مسئله با توجه به اختياري بودن و يا اجباري بودن آن در ميان ما متفاوت است، ولي آنچه اهميت دارد اين است كه نظام هاي حمايتي اجتماعي بايد به دنبال تعريف موقعيت هاي جديد و جايگزين كردن آن با نقش قبلي افراد به ويژه جوانان باشد.
    دردوره كهنسالي، احتمال فوت همسر و ادامه زندگي به تنهايي بسيار فراوان است. با توجه به اين كه نرخ اميد به زندگي در زنان بيشتر است و احتمال عواملي همچون تصادفات جاده اي، حوادث كار و جنگ براي مردان بيشتراست، تنهايي در زنان شايع تراست.
    بعد از فوت همسر در هر دوره سني، وظيفه همسري و بعضي از موقعيت هاي عاطفي كه افراد ايفا مي كنند از بين مي ر ود و حتي موقعيت هويتي افراد نيز دچار تغيير مي شود؛ بويژه اگر آنان وابستگي زيادي به همسرشان داشته باشند.
    اما نبايد فراموش كرد كه براي افراد هميشه فرصت هاي مناسب براي بازگشت به زندگي جديد وجود دارد. آنان بايد آمادگي ايفاي نقش هاي جديد را در خود فراهم آورند و درجست وجوي نقش هاي اجتماعي متناسب با سن، موقعيت و شرايط خود باشند.
    همه ما در دوران پيري ناتواني هايي مانند كاهش توان بدني، كم تحركي، درد مفاصل، كاهش قدرت بينايي، كاهش قدرت شنوايي، كاهش انعطاف پذيري و عضلات و اندام ها را تجربه مي كنيم. البته درجه و شدت آنان در افراد مختلف متفاوت است و بستگي زيادي به سبك زندگي آنان دارد.
    در دوران پيري وابستگي سالمندان به فرزندشان همچون وابستگي كودك به مادر است، وابستگي به افراد است كه اين وابستگي امكان دارد جسمي و يا مادي باشد.
    وابستگي مادي زماني است كه سالمندان براي برآوردن نيازهاي خود حتما به كمك هاي مادي ديگران محتاج باشند و استقلال مالي نداشته باشد.
    دراين جا، نقش خانواده، جامعه و نظام هاي حمايتي دولتي و غير دولتي از اهميت ويژه اي برخوردار است. آنان با كمك فرد سالمند مي بايست از تمامي امكانات، تجهيزات و منابع جامعه استفاده كنند تا استقلال فردي سالمند را حفظ كنند.
    دربسياري از مواقع، مي توان با كمك گرفتن از تكنولوژي، استفاده از وسايل توان بخشي، مناسب سازي محيط و... مشكلات جسمي و استقلال سالمندان را كاهش داد.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20024 به تاريخ 24/6/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: محمدمهدي فجري

اگر چه هدف اصلي بناي مسجد، ايجاد مكان خاصي براي عبادت و راز نياز با خداوند متعال است و علت نامگذاري آن به مسجد آن است كه جايگاه سجده و تواضع در پيشگاه خداوند متعال است؛ اما نبايد از جنبه هاي ديگر مسجد غافل گرديد. با نگاهي گذرا به تاريخ صدر اسلام و پس از آن، درمي يابيم كه مسجد از آغاز پيدايش تاكنون به عنوان مركز مهمي براي انجام رسالت رسول خدا(ص) منشا تحولات و خدمات، و پايگاهي براي ابلاغ پيامهاي الهي به شمار مي رفته است. درحال حاضر نيز مسجد در زمينه هاي مختلف داراي فعاليتهاي گسترده مي باشد و هر قدر اين فعاليتها و كاركردها از تنوع بيشتري برخوردار باشد مسلما از جذابيت و اقبال بيش تري برخوردار شده و مورد استقبال گسترده تري از سوي تمامي اقشار جامعه، به ويژه قشر جوان قرار خواهد گرفت كه نتيجه آن افزايش اعتقادات مذهبي و دين باوري در سطح جامعه مي باشد.
    ¤¤¤
    گرچه پرداختن به تمام كاركردهاي مسجد از صدر اسلام تاكنون در اين نوشتار نمي گنجد؛ اما معرفي برخي از كاركردهايي كه هم اينك در بسياري از مساجد قابل اجرا است، خالي از فايده نخواهد بود:
    
    
    1- كاركرد آموزشي
    روزگاري مسجد، يگانه پايگاه مهم آموزشي در كشورهاي اسلامي بود، اما امروزه متاسفانه مسئله آموزش در مساجد كم رنگ شده و مناسب است با برنامه ريزي و متناسب با امكانات موجود و استفاده از كارشناسان، برنامه هايي از قبيل: آموزش احكام و قرآن، مخصوصاً براي بانوان و نوجوانان و پاسخ به سوالات و... برگزار گردد. جايگاه جلسات علمي و آموزشي در مسجد از نگاه پيامبر اكرم(ص) به مراتب والاتر و ارجمندتر از جلسات دعا است؛ چنان كه در روايت است كه روزي رسول خدا(ص) به مسجد وارد شدند. در مسجد، دو مجلس جداگانه برپا بود. گروهي در حال ياد دادن و فراگرفتن دانش بودند و جمعي نيز به دعا و راز و نياز با خداوند مشغول. پيامبر(ص) فرمود: هر دو گروه به سوي نيكي گام برمي دارند؛ دسته اي خدا را مي خوانند و گروهي نيز آموزش مي بينند و نادانان را تعليم مي دهند؛ ولي اين گروه (تعليم و تعلم) كار برتري انجام مي دهد. من نيز به منظور آموزش دادن مردم مبعوث شده ام. آنگاه پيامبر(ص) در ميان گروهي كه سرگرم آموزش بودند، نشست.1
    البته توجه به اين نكته لازم است كه در مسجد هر آموزشي؛ چنانكه امام كاظم(ع) مي فرمايد: رسول خدا(ص) وارد مسجد شدند و متوجه گرديدند كه گروهي اطراف مردي حلقه زده اند، پرسيدند: اين مرد كيست؟ گفتند: علامه است. فرمود: علامه چيست؟ گفتند: آگاه ترين مردم نسبت به اصل و نژاد عرب، سرگذشت آنان، روزگار جاهليت و اشعار عربي. پيامبر(ص) فرمود: «ذلك علم لايضر من جهله و لاينفع من علمه ثم قال النبي(ص) انما العلم ثلاثه آيه محكمه او فريضه عادله او سنه قائمه و ما خلاهن فهو فضل؛2 اين دانشي است كه هر كه نداند، زياني برايش ندارد و هر كه فراگيرد، نفعي برايش نبخشد، سپس پيامبر خدا(ص) فرمود: همانا علم سه چيز است: آيه محكمه (اصول اعتقادي)، فريضه عادله (علم اخلاق) و سنت قائمه (مسائل فقهي و ديگر علوم مورد نياز جامعه)، غير از اينها فضل است.» يعني فراگرفتنش خوب است؛ ولي اگر كسي نداند عيبي بر او نيست.
    
    
    2- كاركردهاي فرهنگي
    پس از نقش عبادي و آموزشي، نقش فرهنگي در بين ديگر نقشها و كاركردهاي مسجد، داراي بيش ترين اهميت مي باشد. پيامبر اسلام(ص) محيط مسجد را كاملافرهنگي مي دانستند، تا جايي كه در حضور آن حضرت و با اجازه ايشان برخي مسابقات در مسجد برگزار مي شد و حضرت ضمن ابراز خرسندي از اين كار، با حوصله و بردباري كامل از چنين مسايلي استقبال مي كردند.3 گرچه امروزه مراكز آموزشي و فرهنگي گسترش يافته است؛ اما نبايد از اين كاركرد مهم مسجد غافل شد. و باور نمودن ابعاد فرهنگي آن برگزاري جلسات شبي با قرآن، مسابقات، كتابخواني و... از جمله برنامه هايي هستند كه مي توان با حمايت مسئولين منطقه به اجرا درآورد. همچنين حضور امام جماعت مدتي قبل و بعد از نماز در مسجد براي پرسش و پاسخ، مشاوره و... شرايطي ويژه جهت رشد فرهنگي مردم را به وجود مي آورد.
    
    
    3- كاركردهاي تبليغي
    هدف از تبليغ، رشد و افزايش معرفت ديني مردم و آشنا كردن آنان براي اداي وظايف ديني و اسلامي مي باشد. با رجوع به سيره تبليغي رسول خدا (ص) مشخص مي شود كه ايشان سه نوع مركز تبليغي داشته اند:
    
    الف. مراكز تبليغاتي موقت:
    اين مركز مربوط به زمان يا مكانهايي است كه مسجدي وجود نداشت و حضرت از خانه بعضي اصحاب براي اقامه نماز و تبليغ دين استفاده مي نمود.
    
    ب: مراكز تبليغاتي سيار:
    نظر به پراكندگي قبايل عرب، حضرت مجبور بودند شخصاً به اماكن مختلف سفركرده و از نزديك،پيام خويش را به مردم آن مناطق برسانند. هم اينك برخي از روستاها و نيز قبايل عشايري كشورمان از نعمت روحاني محرومند و مناسب است كه روحانيون نزديك به اين مناطق با هماهنگي برخي ادارات يا افراد متدين، وسيله نقليه اي تهيه و به اين مناطق سركشي نمايند.
    
    ج: مراكز تبليغي اصلي و ثابت:
    شايد هيچ پايگاهي به اندازه «مساجد» در تبليغ اسلامي ايفاي نقش ننموده باشد؛ از زمان رسول خدا (ص) تاكنون اذان، نماز، وعظ و خطابه از مهم ترين برنامه هاي مساجد بوده و مي باشد.
    اما بايد توجه داشت كه در زمان كنوني وعظ و سخنرانيهاي طولاني علاوه بر اينكه موجب خروج بسياري از مسجد مي شود،نتيجه اي درپي نخواهد داشت، از اين رو به نظر مي ر سد بايد سخنرانيها مخصوصاً سخنرانيهاي هفتگي و مستمر بسيار كوتاه و حتي المقدور به صورت پرسش و پاسخ صورت پذيرد.
    در سيره پيامبر اسلام (ص) مي بينيم كه آن حضرت براي جلوگيري از خستگي شنوندگان فقط برخي از روزها موعظه مي فرمود؛ عبدالله بن مسعود مي گويد «كان النبي يتخولنا بالموعظه في الايام كراهه السامه علينا4؛ رسول خدا (ص) از آن رو كه مبادا ما (شنوندگان) خسته و ملول شويم، برخي از روزها ما را موعظه مي فرمودند.»
    همچنين آن حضرت ديگران را نيز به آسان گرفتن در تبليغ و موعظه سفارش مي نمودند:«يسروا و لاتعسروا و بشروا و لاتنفروا 5 آسان بگيريد، سختگير مباشيد،بشارت بدهيد و مردم را گريزان نسازيد.»
    ترديدي نيست كه كار تبليغي در مسجد سرشار از مايه هاي معنوي و روحاني است. آموزه هاي الهي كساني را كه اندك زمينه اي براي هدايت دارند، شيفته و شيداي اسلام مي نمايد.
    
    
    4-كاركرد اخلاقي
    درطول تاريخ كلاس هاي ويژه اخلاق [فردي، اجتماعي، خانواده و...] در اوقات تعطيل و فراغت عمومي توسط علماي گذشته درمساجد برگزار مي شده است. هم اكنون نيز چنين برنامه اي دربرخي شهرهاي بزرگ همچون،قم، اصفهان و مشهد، توسط علما و در برخي شهرهاي كوچك تر با استفاده از اساتيد و روحانيون مجرب و متخلق به اخلاق - كه گرايش عمومي مردم به آنان بيشتر است- برگزار و مورد استقبال قرارگرفته است. مناسب است چنين برنامه اي- متناسب با استقبال مردم - در ضمن برنامه هاي مسجد،هفته اي يا ماهي يك بار انجام پذيرد. همچنين بيان احاديث و نكات اخلاقي «يك دقيقه اي» از ائمه هدي و زندگاني بزرگان دين، بين دو نماز مغرب و عشا بسيار اثرگذار و جذاب مي باشد.
    
    
    5-كاركرد اجتماعي
    اساس دين اسلام بر اجتماعي بودن قرارگرفته است تا انسان را از زندگي فردي و عزلت برهاند. به همين جهت مي بينيم اسلام عزلت و تنهايي همراه با راز و نياز -اعتكاف - را نيز در ميان جمع، آن هم درمسجد جامع مورد سفارش قرار مي دهد.
    اصولاً يكي از علل تاكيدات پيامبر اسلام (ص) و ائمه معصومين: بر حضور در نماز جماعت به صورت صفوف فشرده و منسجم،ايجاد روحيه تعاون در ميان نمازگزاران و افزايش بعد اجتماعي مسلمانان دركنار انجام اعمال عبادي آنان مي باشد. و اين حضور مي تواند از هرج و مرج و عنان گسيختگي كه جامعه به مرور زمان دچار آن مي شود، جلوگيري كند و تشكيل اين اجتماعات در مكان مقدس، مسجد، باعث مي شود تا مومنين تحت توجه و ارشاد عالمان و مبلغان ديني قرار گيرند. 6
    از سوي ديگر، با نمايش همبستگي و پيوستگي مسلمانان در مسجد، همدلي و همراهي آنان همه روزه اعلام مي گردد. همچنين مسجد عامل مهمي براي آشنايي با مومنين و اطلاع از حال يكديگر و كمك در وقت نياز و دعا در وقت گرفتاري يكديگر مي باشد. همچنين مسجد پايگاهي نيرومند در جهت انفاق و خيرات در راه خدا و برطرف كردن نياز نيازمندان و مركز مبارزه با ظلم حاكمان جور و انسجام نيرو و امكانات به منظور تداوم مبارزات و حفظ دستاوردها و پيروزي ها به شمار مي رفته و مي رود. امام رضا(ع) مي فرمايد: نماز جماعت بدان جهت مقرر شده است تا اخلاص، توحيد، اسلام و پرستش خدا همگي ظاهر، آشكار و مشهود باشند؛ زيرا در آشكار كردن اين امور، حجت خداي يگانه بر اهل خاور و باختر موجود مي باشد. همچنين [ به خاطر آن بايد احكام اسلام آشكارا عملي گردد و برانجام آن مراقبت كنند] تا منافق و سست دين نيز آنچه را [ به زبان] بدان اقرار كرده است، به جاي آورد و اسلام و مراقبت را آشكار سازد. تا اسلام و مراقبت بر آن را اظهار كند. و براي آنكه گواهي دادن مردمان به مسلماني يكديگر، روا و ممكن باشد. همچنين مساعدت در نيكوكاري و تقوا، جلوگيري از بسياري از نافرماني هاي خداوند عزيز و جليل [ با حضور در نماز جماعت محقق مي شود].» 7
    بنابراين با توجه به اين سخن گهربار، كارهايي مانند جمع آوري كمك براي نيازمندان، پرداخت وام، اعطاي خدمات درماني، اقدامات براي تسهيل ازدواج جوانان، برنامه ريزي براي عيادت و سركشي از بيماران مخصوصا بيماران اهل مسجد و اموري از اين قبيل، همگي از مصاديق تعاون بر «بر و تقوا» است.
    
    
    6- كاركرد سياسي
    يكي از كاركردهاي مهم مسجد، كاركرد سياسي است كه از زمان رسول خدا(ص) بر آن تاكيد شده و هم اكنون نيز اهميت آن به خوبي مشاهده مي شود. برهمين اساس، آن حضرت پس از بنيانگذاري نظام اسلامي، به منظور دخالت مسلمانان در شيوه حكومت و آگاه ساختن آنان با اهداف سياسي اسلام، مسجد را كه مركزي عمومي و محل تجمع مسلمانان براي اداي فرايض ديني بود، به عنوان پايگاه حكومت و نهاد سياسي اسلام برگزيد. در دوره هاي بعد نيز كاركرد سياسي مسجد فعال و بيش تر امور سياسي آن روز مانند معرفي خليفه، مراسم بيعت با وي، عزل و نصب استانداران و كارگزاران و... در مسجد صورت مي گرفت.
    در دوران انقلاب اسلامي ايران نيز پس از محور اعتقادي و عبادي، پررنگ ترين، فعال ترين و بارزترين بخش كار مساجد در محور سياست بوده است؛ چرا كه مساجد در آگاهي و بيداري توده ها در دوران قبل و بعداز انقلاب نقش موثري داشته اند و هم اكنون نيز استعمارگران جهان از مسجد بيش از هر نهاد انقلابي مي ترسند.
    امام خميني در تبيين بعد سياسي مسجد مي فرمايند: «اما راجع به اسلام، شروع كردند تبليغات كردن به اينكه اسلام يك مكتبي است كه مي گويد: ملايم، كم كم. لابد پيش مي آيند، يك مكتبي است كه مربوط به دعا و ذكر و يك روابطي مابين مردم و مابين خالق و سياست، كاري به آن ندارد، اسلام به حكومت كاري ندارد، به سياست كاري ندارد، اين را آن قدر تبليغات روي آن كردند كه در جامعه خود روحانيت هم به خورد آنها هم دادند كه بسياري از آنها هم همين اعتقاد را پيدا كردند... كه روحاني مسجد برود و نماز بخواند و عرض مي كنم از اين صنف كارها؛ درس بگويد و مباحثه بكند و آن آداب شرعيه را به مردم نشان دهد. آنها ديدند كه نماز روحانيون و نماز اسلام هيچ به آنها ضرر ندارد، هرچه مي خواهند نماز بخوانند.»8
    
    
    7-كاركرد مبارزاتي
    بررسي كتب تاريخي به خوبي روشنگر آن است كه از ابتداي اسلام تمامي فعاليت ها از جمله: گردآوري، تجهيز، سامان دهي و تجمع نيرو به هنگام احساس خطر و بيم از تعرض دشمن، در مسجد صورت مي پذيرفته است. مسجد نه تنها محل اعزام نيروها و طرح نقشه هاي جنگي بوده، بلكه رسول خدا(ص) دستور مي دادند در صورت وجود مسجد، چادر فرماندهي ايشان را در كنار آن نصب كنند؛ به طوري كه در جنگ با «بني نضير» به بلال دستور داد تا خيمه ايشان را در كنار مسجد كوچكي نزديك آن محل نصب كنند؛ اما زماني كه آن خيمه مورد شناسايي و هدف تير دشمن قرار گرفت، حضرت فرمودند تا خيمه را به كنار «مسجد فضيح» منتقل نمايند تا از تيررس دشمن به دور باشد. 9
    آنچه در طول مبارزات و فعاليت هاي انقلابي روشن گشت، آن است كه مساجد تنها جايگاهي هستند كه در جوي آكنده از وحدت، اخوت و معنويت، نيروهاي مبارز، مومن و شجاع را در خود جاي داده و از اين طريق، در جهت بيداري و آگاهي بخشي به گروه هاي مختلف مردمي، رسالت خويش را عينيت بخشيده است. به همين دليل است كه دشمنان از مساجد به عنوان مراكز نيرومند پشتيباني انقلاب و ستاد عملياتي رهبرانقلاب اسلامي درهراس و وحشت بوده و بارها مساجد را آماج حملات خود قرار داده اند و هم اينك نيز دشمنان داخلي و خارجي در صدد دوركردن مردم به خصوص جوانان از مساجد مي باشند.
    امام خميني بادرك اين حساسيت دشمنان، بارها خطر جدايي انقلاب از مساجد را مورد تاكيد قرار داده و فرموده اند: «اگر اين مسجد و مركز ستاد اسلام قوي باشد، ترس از فانتومها نداشته باشيد! ترس از آمريكا و شوروي و اينها نداشته باشيد! آن روز بايد ترس داشته باشيد كه شما پشت كنيد به اسلام، پشت كنيد به مسجد.»01
    
    
    8- كاركرد رسانه اي
    يكي از نيازهاي مهم بشر، وسايل ارتباطي است تا انسانها را از اخبار مهم مطلع ساخته و آنان را در حوادث به ياري يكديگر طلبيده و از حمله دشمنان آگاهي داده، آنان را آماده دفاع نمايد. دين مبين اسلام از 0041 سال پيش اين نياز را در نظر گرفته و مكاني به نام «مسجد» را به عنوان پايگاه ارتباطي بسيار مهم در افزايش پيوندهاي انساني و توسعه فرهنگي اسلام معرفي كرده است. به همين دليل كاركرد رسانه ارتباط جمعي با همه تحولات تكنيكي، زماني قرين توفيق قلمداد مي شود كه بتواند عميق ترين ارتباط و پيوند را با مخاطب برقرار سازد كه اين ويژگي فقط در مسجد يافت مي شود.
    هرچند ممكن است چنين تلقي شود كه با وجود وسايل ارتباط جمعي پيشرفته امروزي، اين نقش مساجد، اهميت قبلي خود را از دست داده است؛ ولي به دليل گسترش مساجد در تمامي نقاط شهري و روستايي از يك سو و از سوي ديگر، حرمت، قداست و معنويت خاصي كه مسجد نزد مسلمانان دارد، سبب شده است تا مساجد نقش مهم و غيرقابل انكار خود را در اين كاركرد ايفا نمايند.
    
    
    9- كاركرد رواني (روحي)
    اضطراب و نگراني يكي از بزرگ ترين ابعاد زندگي انسان و آرامش يكي از گمشده هاي مهم بشر است كه همواره در جست وجوي آن بوده و هست و از آغاز زندگي براي يافتن آن تلاش نموده است.
    قرآن كريم با جمله اي كوتاه و پرمغز، مطمئن ترين و نزديك ترين راه را براي رسيدن به آرامش نشان داده و مي فرمايد: (الابذكرالله تطمئن القلوب»؛ «بدانيد كه ياد خدا آرامش بخش دلها است.)
    (رعد/82)
    همچنين مي فرمايد: (هوالذي انزل السكينه في قلوب المومنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم)؛ «او كسي است كه آرامش را در دلهاي مومنان نازل كرد تا ايماني بر ايمانشان بيفزايند.» (فتح4)
    در بررسي آيات و روايات اين نكته مهم بدست مي آيد كه مسجد بهترين مكان براي آرامش قلبها و پناهگاهي براي زندگي پرتلاطم شهر به شمار مي آيد. آمار نشان دهنده آن است كه آرام ترين انسانها از نظر رواني انسانهاي مسجدي و افرادي كه با دعا و نيايش مانوس مي باشند، هستند و اين بخاطر آن است كه مسجد محل ذكر و ياد خداست و خود اين مكان به انسان آرامش مي دهد.
    همچنين حضور مستمر درمسجد سبب مي شود كه انسان از دغدغه ها و مشكلات فردي و اجتماعي جدا شود و به منبع اصلي فيض الهي وصل شود اين حالت رواني، سبب تفريح روح مي گردد چنانكه رسول خدا(ص) به عثمان بن مظعون مي فرمايد: فان الله سياحه امتي المساجد به يقين سياحت (و تفريح) امت من درمساجد است.11
    امام صادق(ع) به مسلمانان سفارش مي كنند كه به هنگام رويارويي با مشكلات و اندوه هاي دنيوي، به نماز و مسجد پناه ببرند؛ چنانچه مي فرمايند: «هنگامي كه اندوهي از اندوه هاي دنيا يكي از شما را فراگرفت، چه مي شود كه وضو گرفته به مسجد داخل شده و دو ركعت نماز بخوانيد و در آن دو ركعت، خدا را خوانده و دعا نماييد؛ مگر نشنيده اي كه خدا مي فرمايد: و از صبر و نماز ياري جوييد.» 21
    بنابراين هيچ كس مجاز نيست اين محيط آرامش و سكون را برهم زده و موجب اضطراب و دلهره حتي يك كودك را فراهم نمايد. به عنوان نمونه:
    عدم توجه مديريت مسجد سبب مي شود برخي متوليان مسجد در ماه محرم و صفر همه جاي مسجد را سياه پوش كنند و مسجد را به حسينيه تبديل نمايند به گونه اي كه درون يكي از مساجد به مدت دوماه خيمه عزا به پا شده بود و جز سياهي چيزي از در و ديوار مسجد نمايان نبود. درحالي كه اين قبيل برنامه ها درون مسجد تاملاتي را به وجود مي آورد از جمله آنكه:
    1) در هيچ جايي از سيره ائمه اطهار: سياه نمودن مسجد سابقه ندارد.
    2) با روحيه همه افرادي كه به مسجد رفت و آمد دارند سازگار نيست و آرامش دروني برخي از افراد همچون كودكان، بيماران اعصاب و روان و برخي زنان باردار را برهم مي زند.
    3) تاكيد اسلام بر همراه داشتن زينت در مسجد، به خاطر آن است كه انسان فطرتا از زينت لذت مي برد و با زينت به مسجد رفتن، سبب ايجاد جاذبه و ترغيب عملي ديگران به آمدن در آنجاست. درحالي كه سياه پوش نمودن كامل مسجد سبب گريزان نمودن برخي افراد همچون كساني كه براي اولين بار در مسجد حاضر مي شوند، مي گردد.
    بنابراين مناسب است به خاطر تعظيم شعائر و نيز رعايت روحيه برخي افراد، در ايام عزاداري نشانه هاي عزاداري مثل استفاده از كتيبه اشعار محتشم و يا چند پرچم سياه استفاده شود و در ايام ولادت از پرچم هاي سفيد و سبز و چراغاني استفاده شود.
    نكته مهم ديگري كه لازم است مورد توجه قرار گيرد، گذاردن تابوت در حياط برخي مساجد روستايي است. اين عمل موجب مي گردد برخي از افراد به خاطر ترس از تابوت، يا به طور كلي در مسجد حضور نيابند و يا با اضطراب و تشويش خاطر در مسجد حاضر شوند.
    آشنايي با كاركردهاي مسجد به ما كمك مي كند تا با بهره گيري از كمترين امكانات در جهت جذب مومنين، مخصوصا جوانان استفاده نموده و سپس از خداوند منان بخواهيم در كلام، عمل و فعاليت ما بركتي قرار دهد تا در نمازگزاران تاثيرگذار باشد. چنانچه بسياري از مبلغين گرامي با برگزاري جلسات هفتگي براي جوانان باعث شده اند عده زيادي از جوانان جذب حوزه شوند يا جزء جوانان بسيار خوب و مورد تاييد در آن منطقه گردند.
    ذكر اين نكته ضروري است كه تاثير فعاليت هاي فرهنگي- ديني معمولابه درازا مي كشد و نبايد انتظار داشت آثار يك برنامه در مدتي كوتاه ظاهر گردد؛ بلكه به عنوان مثال مي بينيم تلاش مردم به رهبري امام خميني؛ براي برپايي انقلاب پس از سال هاي متمادي نتيجه بخشيد و نظام اسلامي به ثمر نشست.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1- بحارالانوار، ج 1، ص 602).
    2- الكافي، ثقه الاسلام كليني، ج 1، ص 23.
    3- آيين مسجد، محمد علي موظف رستمي، گويه، اول، تهران، 1813، ج 2، ص 72-82.
    4- رواه البخاري في كتاب العلم، باب: ما كان النبي(ص) يتخولهم بالموعظه و العلم.
    5- عوالي اللئالي، ابن ابي جمهور احصايي، قم، 5041 ق، ج 1، ص 183.
    6- آيين مسجد، محمد علي موظف رستمي، ج 2، ص 36.
    7- وسائل الشيعه، ج 8، ص 782.
    8- فصلنامه حضور، شماره 50، ص 451.
    9- آيين مسجد، ج 2، ص 57-18.
    01- صحيفه نور، ج 12، ص 432.
    11- عوالي اللئالي 3/292.
    21- مجمع البيان في تفسيرالقرآن 1/712.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20024 به تاريخ 24/6/90، صفحه 6 (معارف)

+  نوشته شده در  جمعه 8 مهر1390 ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: مهسا رحيمي

استفاده صحيح از ماهواره، مي تواند تاثيرات مثبتي در راستاي افزايش معلومات داشته باشد و اين در حالي است كه استفاده نادرست از آن مي تواند بسيار مخرب باشد، لذا برخورد جدي با ماهواره، روزنه اي براي پيشرفت فرهنگ سازي ديني و مذهبي است.متاسفانه الگوگيري هاي غلط و ناصحيح به دليل سهل الوصول بودن ماهواره به راحتي القا مي شود. خشونت ها و رفتارهاي نادرست ارائه مي شوند. اين ما هستيم كه بايد
    پايه هاي فرهنگي مان ر0ا محكم كنيم وگرنه آسيب ها وجود دارند. ممكن است يك دانش آموز براي ارائه يك تحقيق خوب سراغ اينترنت و ماهواره برود و يك دانش آموز ديگر ساعت ها وقتش را پاي اينترنت و ماهواره به بطالت بگذراند.تمايلات انسان ها دو وجه دارد؛ يكي نياز و ديگري خواسته است. نيازها هميشه در اولويت هستند. تخصص مي خواهند و البته اطلاعات. اما خواسته ها با نيازها كاملامتفاوت هستند. ممكن است ما نياز به استفاده از يك تكنولوژي را داشته باشيم و ممكن است بخواهيم براي اينكه در مسير زندگي بيشتر به ما خوش بگذرد از يك تكنولوژي استفاده كنيم. اينها بايد كاملااز هم تميز داده شوند.علي زارعان، كارشناس ارشد رسانه در مورد روش هاي مقابله با آسيب هاي شبكه هاي ماهواره اي مي گويد:« كودكان 20 برابر بيش از بزرگسالان از تلويزيون اثرپذيري دارند.وقتي در يك خانواده تماشاي برنامه هايي مثل فارسي وان جزء فرهنگ عادي خانواده مي شود بايد به اين عارضه هم توجه كنيم كه بيست برابر مادر، كودكش از آن اثر مي پذيرد.وقتي موضوعي منع مي شود، بايد به سرعت براي آن جايگرين مشخص كنيم. منع منطقي تماشاي برنامه هاي ماهواره اي بايد با تشويق به تماشاي برنامه هايي با كيفيت همراه باشد.عدم توانايي تعيين تكليف والدين براي فرزندانشان يكي از ضعف هايي است كه سبب تماشاي بي برنامه شبكه هاي ماهواره اي مي شود.در بسياري از فيلم هاي خارجي ديده ايم كه پدر و مادر براي تنبيه كودكانشان مي گويند » حق نداري برنامه مورد علاقه ات را ببيني و تا فردا صبح نيز از اتاقت بيرون نيا« اين نوع تنبيه در خانواده هاي ايراني يك نوع شوخي تلقي مي شود.
    عدم كنترل فرزندان را نبايد با مهرباني يكي دانست و والدين بايد بتوانند براي فرزندانشان تعيين تكليف كنند.ضعف ديگري كه سبب افزايش مخاطبان شبكه هاي نازل ماهواره اي شده است عدم تربيت سواد بصري است.سواد بصري عنصري كليدي است كه بايد به كودكان آموزش داده شود اما متاسفانه كودكان ما كمترين بهره را از اين علم دارند.كودك ما بايد بتواند يك اثر فاخر را از يك اثر ضعيف تشخيص دهند. چرا سليقه مردم هند فيلم هاي هندي شد؟ اين به سطح سواد بصري اين جامعه برمي گردد.كشورهايي كه از سينماي ارزشمند و متعالي استقبال مي كند اين سواد بصري را پيدا كرده اند اما متاسفانه
    هم اكنون فيلم هاي سينمايي كه در سوپر ماركت ها و ... فروخته مي شود بسيار نازل است و دست كمي از فيلم هاي مبتذل خارج از كشور ندارد و ابتذال پنهان اثرش از ابتذال آشكار بيشتر است.حمايت از آثار كودك و نوجوان يك اصل است كه در تمام دنيا وجود دارد. لوح هاي فشرده كودكان و بازي هاي كامپيوتري مخصوص اين رده سني در بيشتر كشورها از ماليات معاف هستند يا به صورت نيم بها فروخته مي شوند. ايجاد چند شبكه براي كودكان و نوجوان مي تواند در جذب مخاطب داخلي موثر باشد.براي مقابله با ماهواره بايد
    رسانه هاي موازي آن تقويت شوند.در قطر دو شبكه كودك وجود دارد و در سوريه نير سه شبكه مخصوص رده سني كودك و نوجوان فعاليت مي كنند كه نشان مي دهد ما نيز به اين نوع شبكه ها نياز داريم.ايجاد شبكه كابلي گزينه مناسبي براي مقابله با ماهواره نيست.عمر انواع شبكه تلويزيوني به مفهومي كه الان وجود دارد 3 تا 5 سال است و در آينده سيستمي مانند» ‏IPTV‏« فراگير مي شود كه مي تواند در حوزه »‏IP‏« ايده هايي براي كنترل و محدوديت هاي شبكه به كار برد.غني سازي برنامه هاي رسانه ملي يكي از راهكار هاي مقابله با اين تهديد است.قطعا مردم اگر نيازشان تامين شود، جاي ديگر نمي روند. راديو و تلويزيون بايد پاسخگوي نيازهاي افراد باشند. غني كردن برنامه هاي داخلي صدا و سيما، شناختن نيازهاي افراد جامعه،تعليم، آگاهي بخشيدن و آشنا كردن افراد از اثرات مخرب ماهواره توسط جامعه شناسان،روانشناسان و علماء بهترين راه مبارزه با ماهواره است. البته اين يك نگاه روانشناسانه است اما وقتي صحبت از شكستن حريم ها و آسيب به نظام جمهوري اسلامي به ميان مي آيد دولت موظف است برخوردي قانوني كند.
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7359 به تاريخ 21/6/90، صفحه 6 (گزارش)

+  نوشته شده در  جمعه 8 مهر1390 ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط مهدی |

براي اينكه خانواده سالمي داشته باشيم بايد بيماري هاي رايج در خانواده به حداقل برسد و احترام متقابل بين اعضاي خانواده ايجاد شود.
    خانواده سالم بايد بروز بيماري هاي رايج را در خانواده به حداقل برساند و بين اعضاي خانواده احترام متقابلي وجود داشته باشد.
    4 اصل سلامت جسمي، سلامت رواني، سلامت اجتماعي سلامت معنوي بايد در خانواده سالم وجود داشته باشد.
    توجه به مسائل بلوغ و نوجواني از موضوعاتي است كه در سلامت خانواده بسيار تاثيرگذار است و مراقبت هاي دوران بارداري، تنظيم خانواده، واكسيناسيون، مشاوره هاي رواني نيز از خدماتي است كه بايد در دسترس خانواده ها قرار گيرد.
    در صورتي كه آموزش هاي مورد نياز خانواده ها ارائه شود مي توان انتظار داشت كه وضعيت سلامت خانواده ها رو به بهبود است.
    در حال حاضر مشكلات و سختي هاي زيادي از جمله مسكن، ازدواج، تشكيل خانواده، مسائل اقتصادي وجود دارد كه با راهكارهاي مناسب مي توان آنها را از بين برد.
    فاصله گذاري بين فرزندان و تعداد فرزندان و بارداري هاي ناخواسته نيز نقش مستقيمي در سلامت خانواده دارد و خانواده سالم بايد ويژگي هاي خاص خود را داشته باشد.
    سلامت جنسي نيز در سلامت خانواده از اهميت بسياري برخوردار است.
    بهداشت باروري نيز يكي ديگر از مسائلي است كه مي تواند در سلامت خانواده نقش عمده اي را ايفا كند. خانواده از ازدواج يك زن و مرد به صورت شرعي ايجاد مي شود كه بايد از اين ازدواج فرزنداني سالم به وجود آيد.
    سلامت باروري در خانواده ها نياز به پيش نياز است و دختران قبل از ازدواج بايد مهارت هاي لازم را كسب كند و دانش خود را در زمينه باروري افزايش دهند.
    بهداشت باروري از همان دوراني كه نوزاد متولد مي شود به سن كودكي، نوجواني و جواني مي رسد و از اهميت زيادي برخوردار است به دليل اينكه يك كودك در خانواده رشد مي كند و خانواده بايد كودك خود را آموزش دهد.
    بحث تعداد بچه وجود ندارد. تنها مسئله اي كه مي توان بيان كرد اين است كه تعداد فرزندان اهميت ندارد بلكه سلامت آنها در خانواده از اهميت زيادي برخوردار است. اگر زني در سن نامناسب فرزنددار شود مي تواند خطراتي براي او ايجاد شود و همچنين فاصله گذاري بين تولد فرزندان مي تواند در سلامت خانواده جايگاه مناسبي داشته باشد.
    تنظيم خانواده نيز بايد در خانواده ها رعايت شود و با اطلاع رساني صحيح مي توان از بروز بسياري از مشكلات و سختي ها پيشگيري كرد.
    خانواده يعني ازدواج شرعي يك زن و مرد و ثبت رسمي آن و بايد براي سلامت جامعه جوانان را به ازدواج تشويق كنيم. تشكيل خانواده در سن مناسب با شرايط آسان مي تواند براي ارتقاي سلامت جامعه تاثيرگذار باشد. سلامت خانواده ابعاد جسمي، رواني، اجتماعي و معنوي دارد و در خانواده بايد رضايت، اشتياق وجود داشته باشد و افراد حقوق يكديگر را رعايت كنند و گذشت و فداكاري وجود داشته باشد.
    اين مسئله در خانواده از اهميت اساسي برخوردار است كه مي توان به تنظيم خانواده و فاصله گذاري بين مواليد، رشد و تكامل كودك و همچنين تعامل بين خانواده ها اشاره كرد. اگر يك كودك در خانواده به طور صحيح بزرگ شود و آموزش هاي كافي را ببيند هرگز خشونت و تجاوز نخواهد كرد و حق ديگران را ضايع نمي كند.
    در ضمن بين جنس زن و مرد نبايد تبعيضي وجود داشته باشد. هم جنس مرد و هم جنس زن از اهميت زيادي در جامعه ما برخوردار است و سلامت آنها مي تواند سلامت جامعه را در برداشته باشد.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20021 به تاريخ 21/6/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  جمعه 8 مهر1390 ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط مهدی |

توصيه هايي درباره تغذيه تكميلي نوزادان

نويسنده: حميد خواجه‏پور

1- در قسمت قبل ديديم كه با پيشرفت مراحل رشد و تكامل ارگان هاي مختلف بدن و بالارفتن وزن نوزاد كه در پايان ماه ششم تقريبا به دو برابر هنگام تولد مي رسد، ديگر شير مادر قادر به تامين تمامي نيازهاي طفل نخواهد بود. مخصوصا كه برخي ذخيره هاي خاص دوران جنيني مانند آهن كه در شير مادر به مقدار بسيار كمي وجود دارد و جزو اصلي فرآيند خون سازي به شمار مي‏آيد به اتمام مي رسد و بايد به مرور با افزودن مواد غذايي گوناگون به برنامه غذايي نوزاد نسبت به تكميل كمبودهاي دريافتي اقدام كرد. زمان دقيق و مناسب شروع اين تغذيه تكميلي تا حد زيادي به روند رشد طفل برمي گردد. چه بسا نوزاداني كه با توجه به رشد سريع و مناسب از پايان ماه چهارم يا پنجم قادر به استفاده از غذاي تكميلي هستند. اما آنچه كه مورد توافق اكثر منابع معتبر است، پايان شش ماهگي را بهترين زمان شروع استفاده از غذاي جامد دانسته‏اند. يكي از بهترين و قابل‏اتكاترين منابع در اين زمينه كه مادران گرامي مي توانند با خيالي آسوده از رهنمودهاي آن جهت چگونگي برنامه‏ريزي تغذيه تكميلي نوزاد خود به آن مراجعه كنند و در دسترس همگان نيز قرار دارد، كتاب ها و جزوات كم‏حجم ولي بسيار كاربردي منتشرشده توسط «انجمن ترويج تغذيه با شير مادر» است كه به سرپرستي دكتر «مرندي» از سال ها پيش به چاپ مي رسند. بنابراين در ادامه مطلب تنها به ذكر برخي نكات مهم و اصول كلي در اين مورد بسنده مي كنيم.
    2- براي شروع بهتر است از برنج و لعاب آن آغاز كرد؛ چراكه برخلاف گندم احتمال وجود آلرژي نسبت به تركيبات موجود در آن بسيار كم است. در روزهاي اول بيش از دو يا سه قاشق مرباخوري از غذاي تهيه‏شده، آن هم با فاصله از يكديگر و حتما بعد از تغذيه با شير مادر توصيه نمي شود. اضافه كردن ماده غذايي جديد بايد با رعايت فاصله زماني مناسب يك الي دو روز باشد كه علاوه بر دادن فرصت به كودك جهت همراهي با طعم غذاي جديد، امكان تشخيص وجود حساسيت به يك ماده غذايي خاص بهتر فراهم شود. زمان مناسب استفاده از زرده تخم‏مرغ در حدود هشت الي 9 ماهگي و سفيده آن به دليل امكان ايجاد حساسيت از يك سالگي است. شير گاو تا يك سالگي پيشنهاد نمي شود. با توجه به روند رشد نوزاد، استفاده از فنجان براي نوشيدن آب و ساير مايعات در 9 الي 11 ماهگي توصيه شده است. شروع استفاده از گوشت هم 9 الي 10 ماهگي است. از ماه هفتم كم‏كم استفاده از انواع غذاي تركيبي را آغاز كنيد. حريره بادام و انواع پوره‏ سبزيجات يا ميوه‏جات (پوره سيب‏زميني، گوشت و هويج، موز، سيب و...) از بهترين غذاهاي ممكن به شمار مي روند. چگونگي اضافه كردن غذاي جديد طي يك برنامه مدون و نحوه آماده‏سازي اين غذاها در كتب فوق به‏طور كامل آمده است.
    3- براي شكل‏گيري مناسب ذايقه نوزاد بايد از مصرف شكر يا نمك بيش از حد در هنگام آماده‏سازي غذا خودداري كرد. مصرف غذاهاي آماده‏اي كه داراي اسانس يا افزودني‏هاي طعم‏دهنده طبيعي يا غيرطبيعي هستند نيز بسيار نامناسب و اشتباه است، مخصوصا كه در اكثر اين گونه غذاهاي آماده كه با افزودن كمي آب جوش قابل‏استفاده مي شوند، براي فراهم شدن زمان ماندگاري بيشتر، از مواد نگهدارنده استفاده مي شود. براي آشنا كردن كودك با طعم غذاهاي مصرفي معمول در منزل عجله نداشته باشيد؛ چراكه ممكن است با توجه به وجود ادويه و نمك زياد و استفاده از فرآيند نابه‏جا و خطرناك ولي روزمره سرخ كردن مواد غذايي مختلف، ذايقه طفل در اثر آشنايي زودهنگام با اين گونه طعم‏هاي جديد از هماهنگي با غذاهاي مناسب نامبرده‏شده فوق سر باز زند.
    4- علاوه بر رعايت نكته فوق در تنظيم طعم غذاي مصرفي نوزاد بايد به شكل آن هم دقت كرد. كاملابه خاطر دارم كه تا اواسط دوران تحصيلي در مقطع راهنمايي، شاهد صاف كردن غذاي يكي، دو نفر از دوستان دوران مدرسه خود توسط مادران دلسوزشان بودم! يعني از آنجايي‏كه ميانه خوبي با وجود قطعات مشهود پياز يا سبزي پخته‏شده در غذا نداشتند، مادران عزيزشان براي يكنواخت شدن غذا مجبور به عبور دادن خورشت پخته‏شده از صافي يا استفاده از همزن برقي بودند! براي جلوگيري از ايجاد چنين عادات عجيب و غريب بايد در دوران نوزادي براي نرم كردن غذا از قاشق استفاده كرد نه از همزن، آن هم در حدي كه به روند غذا خوردن نوزاد بي‏دندان مان كمك كرده باشيم. از سوي ديگر به خاطر داشته باشيد كه يكي از مهم ترين علل مرگ نوزادان، خفگي ناشي از بلعيدن قطعات درشت غذاست. مصرف دانه هاي ذرت، انواع حبوبات خردنشده، قطعات ژامبون و امثالهم، دانه انگور و انواع آجيل از پيش‏قراولان دليل ايجاد اين گونه حوادث هستند.
    5- ابتلابه بيماري‏هاي عفوني به‏خصوص اسهال كه همراه با تب، بي‏اشتهايي و بالارفتن كالري مصرفي هستند، مهم ترين دليل توقف روند وزن‏گيري و رشد نوزاد به حساب مي‏آيند. بنابراين بايد با انجام اقدامات پيشگيرانه‏اي همچون تهيه تازه به تازه غذاي مصرفي نوزاد و عدم نگهداري غذاي آماده‏شده به مدت بيشتر از يك روز و شست‏وشوي كامل و با دقت ظروف مورد استفاده در تغذيه نوزاد جهت جلوگيري از آلودگي‏هاي احتمالي، امكان ابتلابه اين بيماري خطرناك را به حداقل ميزان ممكن رسانيد.
    *كارشناس تغذيه
    
    
 روزنامه شرق ، شماره 1340 به تاريخ 20/6/90، صفحه 8 (پزشكي)

+  نوشته شده در  جمعه 8 مهر1390 ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط مهدی |
مترجم: محمدامين فقيه


     سال 2007 انتشارات هارپركالينز در كنفرانس انجمن كتابخانه هاي امريكا پنج نفر مرد جوان نويسنده را با لباس هاي آبي بيسبال كه اسامي ما پشت پيراهنشان بود آماده كرد و ما را مانند توپ در يك ميزگرد تحت عنوان «در باشگاه» پرتاب كرد. ما بايد كد تستوستروني كه پسربچه هاي نوجوان را به مطالعه كردن وامي داشت براي خوانندگان پرشور زن رمزگشايي مي كرديم. در زمينه مطالعه قبل ترها پسرها در كلاس هاي پايين تر از دخترها عقب مي ماندند اما آثار نشان مي دهد كه به سرعت خودشان را مي رساندند. اما حالاديگر چنين نيست. ما پسرها احساسات مختلطي نسبت به برنامه ريزي داريم: اوضاع بيزاري پسرها از كتاب خواندن، چه رسد به رمان، طي ساليان وخيم تر شده است. درست است كه اين مساله مطمئنا ما نويسندگان مرد را با مشكل مواجه كرده بود، اما احساس مي كرديم كه مانند موضوعي فرعي با ما رفتار مي كردند. و به اين ترتيب ما از مرد به پسربچه تبديل شديم. اگرچه از نظر سن و سبك بسيار متفاوت بوديم، از كنت اپل سي و اندي ساله، نويسنده داستان هاي فانتزي درباره جانوران ماقبل تاريخ (رمان Darkwing)، گرفته تا والتر دين مايرز، استاد هفتاد و اندي ساله رمان هاي خياباني (رمان Monsters) و كريس كراچر (رمانWhale Talk) و همچنين تري ترومن (رمان Stuck in Neutral): به سرعت در يك گروه منسجم جاي گرفتيم. در يك تيم براي همه شناخته شده بوديم و به حاضرجوابي شهرت داشتيم: حسابي هم از خودمان دفاع مي كرديم: «ما» در برابر «آنها.» اين دقيقا همان كاري است كه پسربچه ها در كلاس و كتابخانه و در باشگاه ورزشي مي كنند. اگر قرار است با اين گرايش مقابله كنيم و مروج كتاب خواندن در ميان پسرهايي باشيم كه دسته جمعي در برابر آن مقاومت مي كنند، بايد با تك تك آنها با توسل به كتاب هايي درباره ترس ها، انتخاب ها، موقعيت ها و روابط شان روبرو شويم: يك نوع مطالعه كه احساس همدلي نهفته شان را تحريك كند، آنها را با شخصيت هاي داستاني درگير كند و باعث شود درك عميق تري از زندگي خودشان داشته باشند. اين چيزي است كه پسرها را كتابخوان مي كند.
    
    با وجود تنوع غني داستان هايي براي جوانان در حال حاضر، اين كار ممكن است آسان به نظر برسد. اما اين طور نيست. دانلد گالو، آنتولوژيست جوانان و استاد بازنشسته انگليسي در دانشگاه ايالتي سنترال كانه تيكت، در يك مكالمه تلفني به من گفت: «ما به نوعي در يك دوره طلايي كتاب هاي نوجوانان هستيم- در واقع كتاب هاي نوجوانان از بيشتر كتاب هايي كه براي بزرگسالان چاپ مي شود، رضايت بخش ترند. مساله مهم اين است كه چرا پسربچه ها كتاب هاي خوبي كه منتشر مي شود را، نمي خوانند.» او به سرعت همان پاسخ متداول را داد: پسربچه ها به كتا ب هاي غيرداستاني گرايش دارند. مدارس ادبيات كلاسيك را به معاصر ترجيح مي دهند تا بتوانند طبق معيارهاي شناخته شده امتحان بگيرند و از درگيري با اوليا بپرهيزند. و معلمان هم هميشه نمي دانند چه كتاب هايي براي پسربچه ها موجود است. به نظر من نيز همه اينها درست است. نظريه هاي ديگري نيز وجود دارد. يان شنسكا، معلم و نويسنده امريكايي، در وب سايتش (guysread. com) مي نويسد پسرها «دوست ندارند عواطف و احساسات موجود در داستان را كندوكاو كنند... در ميان افراد باسواد، الگوهاي نقش مرد مثبت زيادي براي پسربچه ها وجود ندارد. زيرا اغلب بزرگسالاني كه در زمينه كتاب كودك فعاليت مي كنند، زن هستند: پسرها ممكن است مطالعه كردن را يك فعاليت مردانه ندانند.»
    
    اما به نظر من مساله به كتاب هايي كه منتشر مي شود نيز مربوط است. مايكل كارت، از روساي سابق بخش ادبيات نوجوان انجمن كتابخانه هاي امريكا، با من موافق است. او به من مي گويد: «ما به آثار خوب بيشتري در زمينه داستان هاي واقعي، كتاب هاي غيرداستاني، رمان هاي مصور، چه به صورت آنلاين و چه آفلاين، نياز داريم: آثاري كه پسرها را تشويق كند به آنچه مي خواهند در آينده بشوند، فكر كنند. در فضاي نشر كنوني كه ريشه اقتصادي دارد، توجه بيشتر بر زنان جوان است.» شايد هم وضع از اين بدتر باشد. در كنفرانس سال 2007 انجمن، يكي از مديران اجرايي هارپر گفت حداقل سه چهارم مخاطبانش دختران هستند و آنها مشتاقند درباره دختران شرور، دختران وراج، دوست- دشمن ها و خون آشام ها بخوانند. نويسندگان هم طبيعتا براي اين گروه آماده مي نويسند. جريان حال حاضر در ادبيات كودك را رمان نويسان زن جوان و بااستعدادي پيش مي برند كه به تازگي از دوره هاي كارشناسي ارشد هنرهاي زيبا فارغ التحصيل شده اند و پيش از آن، داستان هاي نسبتا پرفروش براي بزرگسالان مي نوشتند. رمان هايشان را ويراستاران زن مي خرند، كتابداران زن نگهداري مي كنند و معلمان زن در كلاس تدريس مي كنند. اين سخن تكراري اما تا حد زيادي درست است كه دختران نوجوان كتاب هايي درباره پسرها مي خوانند اما پسران نوجوان به ندرت كتاب هايي مي خوانند كه اكثر شخصيت هايش دختر باشد.
    
    ادبيات كودك هميشه تا اين حد تحت تاثير شور زنان نبوده است. من هم مانند بيشتر كساني كه در دهه 1940 و 50، قبل از ظهور ژانر نوجوانان بزرگ شده اند، مستقيما از كتاب هاي كودك درباره ماجراجويان به سراغ اشتاين بك و همينگوي رفتم. اما پسرم، سم، رمان نويسي كه در دهه 1970 بزرگ شده، اين امكان را داشت كه از Goodnight Moon به ادبيات در حال شكوفايي بزرگسالان جوان برود.
    
    
    
 روزنامه اعتماد، شماره 2256 به تاريخ 19/6/90، صفحه 7 (ادبيات)

+  نوشته شده در  جمعه 8 مهر1390 ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط مهدی |

كارشناسان مي گويند استفاده از پستانك قبل از يكسالگي خوب است، اما بعد از آن دردسرساز مي شود

مترجم: نيلوفر اسعدي بيگي
برگرفته از: Mayoclinic

بالاخره استفاده از پستانك خوب است يا بد؟ اين سوال بسياري از پدر و مادرهاست كه نمي دانند استفاده از پستانك براي كودكشان مضر است يا به او كمك مي كند. متخصصان اعتقاد دارند تصميم گرفتن درباره استفاده از پستانك فقط و فقط به پدر و مادر كودك بستگي دارد. اما آنها به پدر و مادرها هشدار مي دهند در صورت استفاده، مزايا و معايبش را بدانند و با راه هاي ترك اين عادت نيز آشنا شوند.
    
    فوايد پستانك
    اگر شما هم ترجيح مي دهيد كودكتان از پستانك استفاده كند، بهتر است بدانيد اين كار فوايدي هم براي او و شما دارد:
    * استفاده از پستانك كمك مي كند كودك هنگام بي قراري و گريه آرام شود. اين حس طوري است كه معمولاوقتي پستانك در دهان بچه ها قرار دارد، شادتر و راضي تر از زمان هاي ديگر هستند.
    * گاهي در شرايط ناراحت كننده به كمك پستانك مي توانيد كودك را به طور موقت آرام كنيد. مثلازماني كه براي آزمايش خون كودك به درمانگاه مي رويد، يا وقتي كه قرار است كودك آمپول بزند مي توانيد براي آرام كردن او از پستانك كمك بگيريد.
    * اگر كودك هميشه هنگام خوابيدن بهانه مي گيرد و نمي تواند براي خواب آماده شود، مي توانيد با استفاده از پستانك، او را آرام و آماده خواب كنيد. معمولابچه ها وقتي از پستانك استفاده مي كنند، خيلي راحت تر به خواب مي روند.
    * در سفرهاي هوايي هم استفاده از پستانك كمك مي كند درد و ناراحتي گوش كودك كاهش يابد.
    * استفاده از پستانك خطر بروز سندرم مرگ ناگهاني نوزاد (SIDS) رانيزكاهش مي دهد.
    
    دردسرهاي پستانك
    با تمام مزايايي كه درباره استفاده از پستانك گفته شد، نبايد از نكات منفي آن هم غافل باشيم.
    * استفاده از پستانك در ماه هاي اول پس از تولد مي تواند تغذيه نوزاد با شير مادر را با مشكل مواجه كند.
    * وابستگي كودك به پستانك هم مي تواند دردسرساز شود؛ در اين صورت شب ها بايد دائم با گريه او بيدار شويد و پستانكي را كه از دهان كودك بيرون افتاده، داخل دهانش بگذاريد.
    * استفاده طولاني مدت از پستانك باعث بروز مشكلات دهان و دندان براي كودك مي شود.
    
    ترك عادت استفاده از پستانك
    متخصصان توصيه مي كنند براي كاهش خطر بروز سندرم مرگ ناگهاني نوزاد تا قبل از يكسالگي هنگام خواب نوزاد از پستانك استفاده شود. با اين حال، وقتي كودك بزرگ تر مي شود، معايب استفاده از پستانك بيشتر از مزاياي آن است.
    در حالي كه اغلب نوزادان، بين سنين 2 تا 4 سالگي پستانك را كنار مي گذارند، بقيه براي ترك اين عادت به كمك والدين نياز دارند. پس مي توانيد براي آرام كردن نوزادان از شيوه هاي ديگري مانند در آغوش گرفتن و راه بردن، شعر خواندن و ماساژ دادن او استفاده كنيد. اما وقتي بچه ها بزرگ شده اند و هنوز از پستانك استفاده مي كنند، مي توانيد با برگزاري يك جشن ساده از او بخواهيد اين عادت را كنار بگذارد يا اين كه در معامله اي كودكانه شركت كند، پستانك را به شما بدهد و در مقابل كتاب يا اسباب بازي جديدي بگيرد. اما اگر با اين شيوه ها هم پستانك را كنار نمي گذارد، مي توانيد براي ترك اين عادت، از پزشك يا دندانپزشك كودك كمك بگيريد.
    
    نكاتي براي استفاده بهتر از پستانك
    * تا زماني كه كودك به تغذيه با شير مادر عادت نكرده است، از پستانك استفاده نكنيد. صبر داشته باشيد؛ شايد چند هفته زمان لازم باشد، اما ارزشش را دارد.
    * اگر كودك علاقه اي به استفاده از پستانك ندارد، او را مجبور به اين كار نكنيد؛ مي توانيد چند روز بعد دوباره امتحان كنيد يا اصلابه كلي آن را كنار بگذاريد.
    * اگر مي خواهيد از پستانك استفاده كنيد، خيلي دقت داشته باشيد هميشه تميز و بدون ميكروب باشد، بخصوص تا قبل از 6 ماهگي كودك كه هنوز سيستم ايمني بدنش ضعيف است.
    * فراموش نكنيد بدترين شيوه براي پاك كردن پستانك اين است كه آن را در دهان خود بگذاريد و تصور كنيد با اين كار تميز مي شود،حال آن كه با اين روش فقط آلودگي هاي بيشتري به نوزاد خود منتقل مي كنيد.
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3222 به تاريخ 19/6/90، صفحه 16 (سلامت)

ترجمه

تمامی حقوق برای وبلاگ آینده محفوظ است.