X
تبلیغات
آینده
آینده
بزرگراه اجتماعی
+  نوشته شده در  شنبه 10 اردیبهشت1390 ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط مهدی |

به نام حضرت دوست که نامش آرامش بخش دلهاست


انسانهای بزرگ بر خود سخت می گیرند و انسانهای كوچك بر دیگران


خدایا درود فرصت بر محمد و آل محمد و بجای آور درباره من آنچه را تو شایسته آنی و انجام مده درباره من آنچه من سزوار آنم و بیامرز گناهانم را آنچه گذشته و آنچه پس از این سرزند. وسعت ده بر من از روزی حلالت و مرا از زحمت و شر انسان بد و همسابه بد و رفیق بد کفایت فرما که تو بر همه چیز توانایی. اجابت کن ای  پروردگار جهانیان. 


پروردگارا

  • به من آرامش ده: تا بپذیرم آنچه را نمی‌توانم تقییر دهم.
  • دلیری‌ده: تا تغییر دهم، آنچه را می‌توانم تغییر دهم.
  • مرا فهم‌ده: تا تفاوت این دو را بدانم.
  • بینش‌ده: تا متوقع نباشم، مردم دنیا مطابق میل من رفتار کنند.

جبران خلیل جبران


خدایا اگر من به تو بد کردم، تو را بنده ای دیگر بسیار است. اگر تو با من مدارا نکنی مرا خدایی دیگر کجاست؟؟
خداوندا

 خداوندا زمین مأوای من نیست
وجودم را کمی آسوده گردان

ز بد اندیشی آلوده بودن
وجودم را کمی دور گردان

خداوندا زمین و آسمان را
دمی دور از وجود تو نخواهم

خداوندا اگر یادم نباشی
دگر پشت و پناهی من ندارم

صبا



ادامه مطلب...
+  نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1391 ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: مريم حسين آبادي

اگر چه نمي توان به طور كلي يك نظر واحد در خصوص بازي هاي رايانه اي صادر كرد اما اين بازي ها به شكلي كه اين روز ها در بين كودكان و نوجوانان ما رواج يافته و در حالي دروني شدن است عوارض متعددي به دنبال دارد.كارشناسان امور تربيتي براي بازي هاي رايانه اي كه ميزان استفاده از آنها بيش از حد معمول مي شود عوارضي را شناسايي كرده اند كه به برخي از آنها اشاره مي گردد.‏
    
    الف) آسيب هاي جسماني
    چشمان فرد به دليل خيره شدن مداوم به صفحه نمايش رايانه به شدت تحت فشار نور قرار مي گيرد و دچار عوارض مي گردد.مشاهدات نشان داده است كه نوجوانان چنان غرق بازي مي شوند كه توجه نمي كنند تا چه حد از لحاظ بينايي و ذهني بر خود فشار مي آورند. به دليل اينكه كودك در يك وضعيت ثابت تا ساعت ها مي نشيند، ستون فقرات و استخوان بندي او دچار مشكل مي شود. همچنين احساس سوزش و سفت شدن گردن، كتف ها و مچ دست از ديگر عوارض كار نسبتاً ثابت و طولاني مدت با رايانه است.پوست فرد در معرض مداوم اشعه هايي قرار مي گيرد كه از صفحه رايانه پخش مي شود.‏
    ايجاد تهوع و سرگيجه خصوصاً در كودكان و نوجواناني كه زمينه صرع دارند، از ديگر عوارض بازي هاي رايانه اي است.‏
    
    ب) آسيب هاي رواني- تربيتي
    ‏ تقويت حس پرخاشگري:مهمترين مشخصه بازي هاي رايانه اي حالت جنگي اكثر آنهاست و اينكه فرد بايد براي رسيدن به مرحله بعدي بازي با نيروهاي به اصطلاح دشمن بجنگد، استمرار چنين بازي هايي كودك را پرخاشگر و ستيزه جو بار مي آورد كه كمترين محصول آن در بازي هاي روزانه بچه ها مشهود است.‏
    ‏«خشونت» مهمترين محركه اي است كه در طراحي جديدترين و جذاب ترين بازي هاي كامپيوتري به حد افراط از آن استفاده مي شود، برخي از چهره هاي معروف هاليوود كه در فرهنگ ما انسان هاي ضد ارزش و غيراخلاقي هستند، در اين بازي ها به صورت قهرمان هاي شكست ناپذير جلوه نمايي مي كنند.‏
    
    ‏ انزوا طلبي
    كودكاني كه به طور مداوم با اين بازي ها درگيرند درون گرا مي شوند. در جامعه، منزوي و در برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران ناتوان مي گردند. روحيه انزواطلبي باعث مي شود كه كودك از گروه همسالان جدا شود كه اين خود سرآغازي براي بروز ناهنجاري هاي ديگر است. مادري مي گويد: فرزندم به بازي هاي رايانه اي معتاد شده است. او هر روز خود را به صفحه تلويزيون مي رساند و از دنياي بيرون به كلي بي خبر است، حتي متوجه رفت و آمد ميهمانان نمي شود و هميشه بعد از دست كشيدن از اين برنامه با سردرد و كسالت مواجه مي شود.‏
    
    ج) تنبل شدن ذهن
    در اين بازي ها به دليل اينكه كودك و نوجوان با ساختني ها و برنامه هاي ديگران به بازي مي پردازد و كمتر قدرت دخل و تصرف در آنها پيدا مي كند اعتماد به نفس او در برابر ساختني ها و پيشرفت ديگران متزلزل مي شود.تصور بيشتر خانواده ها اين است كه در بازي هاي رايانه اي فرد در بازي مداخله فكري مداوم دارد. اما اين مداخله، فكري نيست بلكه اين بازي ها سلول هاي مغزي را گول مي زنند و از نظر حركتي نيز فقط چند انگشت كودك را حركت مي دهند. ما هر چه در اين مسير حركت كنيم و بازي ها را گسترش دهيم، انسان هايي را تحويل جامعه خواهيم داد كه سرخورده، افسرده، غيرمتحرك و غيرسازنده هستند و خود اتكايي آنها بسيار كم خواهد بود و ابتكار عمل نخواهند داشت، در حالي كه براي جامعه، نياز به انسان هايي خلاق، مبتكر و متفكر داريم.‏
    
    د) تاثير منفي در روابط خانوادگي
    با توجه به اينكه زندگي در كشور ما نيز به طرف ماشيني شدن پيش مي رود و در بعضي خانواده ها زن و مرد شاغل هستند و يا بعضي از مردان بيش از يك شغل دارند، خود به خود روابط عاطفي و در كنار هم بودن خانواده كمتر شده و عده زيادي از اين وضع و وجود تلويزيون به عنوان جعبه جادويي كه باعث سرد شدن روابط خانوادگي شده ناراضي هستند و حالانيز جعبه جادويي ديگري يا جاذبه سحرآميزتري به نام رايانه اضافه بر اين وضعيت شده و مشكلات را دو چندان كرده است.‏
    
    و) افت تحصيلي
    به دليل جاذبه مسحور كننده اي كه اين بازي ها دارد، بچه ها وقت و انرژي زيادي را صرف بازي با آن مي كنند، حتي بعضي از كودكان صبح، زودتر از وقت معمول بيدار مي شوند تا قبل از مدرسه كمي بازي كنند و وقت هاي تلف شده را هم بدين صورت جبران كنند.برخي از والدين اظهار مي دارند كه در سال گذشته پسرم بهترين نمرات را داشته اما از وقتي كه رايانه برايش خريده ايمبيشترين وقت خود را صرف بازي مي كند و از لحاظ تحصيلي افت پيدا كرده است.‏
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7623 به تاريخ 6/6/91، صفحه 20 (گزارش)

+  نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1391 ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: دكتر نسرين اميري *

اشاره :
    رابطه ميان والدين و فرزندان در دنياي مدرن امروزي نسبت به گذشته پيچيده تر شده است و عجيب نيست كه برخي والدين، قادر به ايجاد ارتباط با فرزندان خود نيستند.
     بعضي نوجوانان در دوره خاصي، نمي توانند با هيچ يك از افراد خانواده، حتي خواهر و برادرشان، رابطه برقرار كنند. در جامعه امروزي فاصله بين والدين و بچه ها سير نزولي طي مي كند و اين زنگ خطري است كه بارها از سوي روانشناسان و روانپزشكان به صدا درآمده است.
     عدم درك متقابل و تفاوت نيازهاي كودكان و نوجوانان امروزي با گذشته والدين مشكلاتي است كه بسياري از والدين با آنها دست به گريبان هستند. در اين بين بسياري معتقدند اين مشكلات در صورتي كه والدين با فرزندانشان دوست باشند كمتر خواهد شد اما به راستي والدين بايد با فرزندانشان دوست باشند و يا رابطه دوستي داشته باشند؟
     واقعيت اين است كه دوستي با فرزندان براي والدين خوب است، اما در همان حد خودشان. دوستي بين والدين و فرزندان بايد به گونه اي باشد كه بچه ها چيزي را از پدر و مادر خود پنهان نكنند و براي در ميان گذاشتن عقايد و نظرات خود احساس آزادي كنند. ولي اين بدين معني نيست كه به والدين خود احترام نگذارند.
     والدين هم مي بايست براي فرزندان خود وقت كافي گذاشته و بر آنها تاثير بگذارند و بيشتر در مورد همسالانشان و اين كه كجا هستند بدانند. بايد اين واقعيت را بپذيريم كه بچه ها مي توانند بي نهايت دوست داشته باشند اما فقط يك پدر و مادر دارند و اين كه بايد با بچه ها دوست باشيم تصوري اشتباه است. بايد بدانيم كه داشتن رابطه دوستانه با دوست بودن بسيار متفاوت است. بايد با فرزندانمان رابطه دوستانه داشته باشيم ولي قرار نيست دوست آنها باشيم و ما بايد فقط پدر و مادرشان باشيم.
     نكته مهمي كه در اين بين فراموش شده اين است كه ما براي فرزندانمان فقط پدر و مادر هستيم ولي انسان نيستيم. زيرا يك سارق هم مي تواند پدر يا مادر باشد و اگر ما فرزندانمان را دوست داريم بايد اجازه بدهيم آنها با انسان هاي خوب در ارتباط باشند و از آنها الگو بگيرند و نبايد به بهانه اين كه مردم بد هستند و ممكن است تاثير منفي روي فرزندانمان بگذارند مانع از دوستي آنها با گروه همسالان و ديگران شد.
     والدين بايد بپذيرند براي فرزندشان همه كاري نمي توانند انجام دهند چون نقش آنها با گروه همسالان و دوستان فرزندشان متفاوت است. متاسفانه برخي از والدين مي خواهند كه با فرزندشان دوست باشند در حالي كه آنها بايد نقش پدر و يا مادري خود را به خوبي اجرا كنند.
     آنها نمي توانند نقش يك دوست را براي فرزندشان داشته باشند.
    فرزندانمان با دوستان خود شوخي مي كنند و يا همراه هم به تفريح مي روند و حتي با هم قهر و يا گاهي دعوا مي كنند اما پدر و مادر نمي توانند همانند يك دوست براي او باشند. والدين بايد رابطه دوستي با كودك و يا نوجوان خود داشته باشند بطوري كه در اين رابطه يك صميميت به وجود بيايد. نبايد در اين رابطه اجازه بدهيم كه فرزندمان به ما توهين كند. به طور مثال فرزند ما براي تفريح مي تواند از دوستانش بخواهد كه همراه هم به كوهستان بروند ولي نبايد از پدرش بخواهد كه همراه او به كوهستان بيايد و بايد از پدر بخواهد تا برنامه اي ترتيب دهد و او را براي تفريح به كوهستان ببرد. او بايد ياد بگيرد برنامه ريزي با والدين است و هر زماني كه او خواست پدر و مادر نمي توانند او را به تفريح ببرند. معمولاً در روابط دوستانه، زماني كه فرد به هر دليلي با مشكل مواجه مي‏شود، مي‏تواند به راحتي دوستش را كنار بگذارد. اگر قرار است هميشه به عنوان يك دوست با فرزندان رابطه داشته باشيد، ممكن است درباره ما هم چنين تصوري داشته باشد. پس براي او در جايگاه پدر و مادر باشيم نه دوستي كه هر طور مي‏خواهد مي تواند با او صحبت و رفتار كند.
     بايد بين دوست بودن و داشتن رابطه دوستانه تفاوت قايل شويم و اجازه بدهيم كه فرزندمان دوستي را با دوستانش داشته باشد و با پدر و مادر رابطه دوستانه همراه با صميميت داشته باشد.
    
    *فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان
    
    
 روزنامه ايران، شماره 5162 به تاريخ 7/6/91، صفحه 13 (ايران زندگي)

+  نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1391 ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: جعفر ابراهيمي (شاهد)

كاش در من، دشتي از پروانه بود
    كاش در من، خارها گل مي شدند¤
    كاش يك شب، در نگاهم ناگهان
    سنگ ها، يك لحظه بلبل مي شدند
    ¤
    كاش در من، مثل وقت كودكي
    دوستي، يك اتفاق تازه بود
    مهرباني، كاش مانند قديم
    مثل بوي ياس، بي اندازه بود
    ¤
    كاش دشتي لاله از من مي دميد
    دست هايم شبنمستان مي شدند
    يا كه كوهستاني از كبك دري
    در دل من، باز پنهان مي شدند
    ¤
    در صدايم كاش هدهد لانه داشت
    و پرستو در نگاهم مي نشست
    كودكي اي كاش در من مي شكفت
    شيشه ي تنهايي ام را مي شكست
    ¤
    كاش گندمزار دشت كودكي
    لحظه اي در باد مي رقصيد باز
    باز پر مي شد دلم از روستا
    از خروس و صبح و از بوي نماز
    ¤
    كاش در چشمان من، يك پنجره
    روبه سوي كودكي ها باز بود
    كاش بلدرچيني از آن روزها
    مي رسيد و بر نوكش، آواز بود
    ¤
    باز هم اي كاش مي شد توي دشت
    غرق در پرواز لك لك مي شدم
    آسمان را مي گرفتم توي دست
    باز هم يك لحظه كودك مي شدم
    ¤ از محبت خارها گل مي شود (مولوي)
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20292 به تاريخ 7/6/91، صفحه 9 (مدرسه)

+  نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1391 ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط مهدی |


خوانندگان مي توانند با ارسال پيامك به سامانه 30000706 سوالات خود را در موارد مختلف مطرح و در برنامه زنده «دكتر سلام» كه هر روز ساعت 13 و 30 دقيقه از شبكه آموزش پخش مي شود، پاسخ خود را دريافت كنند. امروز دكتر اميري، فوق تخصص روانپزشكي كودكان به پرسش ما پاسخ مي دهد.
    بازي يكي از كاركردها و نيازهاي كودك محسوب مي شود كه ضمن سرگرمي، او را براي ورود به زندگي واقعي آماده مي سازد. اسباب بازي وسيله اي است كه كودك بتواند از نظر حسي با آن ارتباط برقرار كند. كودك شما با اسباب بازي دنياي پيرامون خود را كشف و توانايي هايش را ارزيابي مي كند، با مواد مختلف آشنا مي شود و ياد مي گيرد با وسايل مختلف چطور كار كند. اسباب بازي ها چيزهايي است كه بچه ها بتوانند با آنها بازي نمادين داشته باشند. شايد ديده باشيد كه بچه ها در خانه از وسايل منزل همچون قابلمه و قاشق براي بازي استفاده مي كنند.البته به ياد داشته باشيد كه بچه ها نبايد حتما با اسباب بازي بازي كنند. متاسفانه والدين اجازه نمي دهند كه كودك از ديگر وسايل بجز اسباب بازي، براي بازي استفاده كند و وسايل را از كودك مي گيرند و به او يك اسباب بازي شكل دار مي دهند، اما اين رفتار درست نيست.
    بايد بازي بچه ها را مناسب با سنشان در نظر گرفت؛ بعضي اسباب بازي ها مثل شطرنج فكري است و باعث تقويت خلاقيت كودك مي شودو بعضي اسباب بازي ها مانند بازي هاي رايانه اي مجازي است كه در اختيار او قرار مي گيرد.
    اسباب بازي چيزي است كه كودك مي تواند از نظر حسي و فيزيكي با آن ارتباط برقرار كند، فكر او را تقويت كند و رشد و تكامل را با آن تجربه كند. پس اجازه بدهيد بچه ها خودشان وسايل بازي شان را انتخاب كنند، اما انتخاب اسباب بازي مناسب موضوعي است كه بايد مورد توجه خانواده ها قرار گيرد. لازم است كه انتخاب اسباب بازي هاي مناسب اهميت زيادي براي خانواده ها داشته باشد.
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3491 به تاريخ 4/6/91، صفحه 16 (سلامت)

+  نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1391 ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: سكينه قربان علي نژاد *

زلزله اخير در استان آذربايجان شرقي با وجود آن كه غم بزرگي را به خاطر از دست دادن هموطنان در دل بسياري از ايرانيان به جا گذاشت اما فرصتي بود تا بارديگر ايرانيان ايثار و گذشت خود را به جهانيان نشان بدهند.
     در اين ميان بسياري از خانواده ها هر مقداري كه در توان داشتند براي كمك به مردم زلزله زده به كار بردند و كودكان آنها شاهد اين بخشش والدين بودند.
     كمك رساني به مردمي كه تمام سرمايه را در اين حادثه تلخ از دست دادند فرصت مناسبي است تا ما بخشش و ايثار را به فرزندانمان آموزش بدهيم.
     زندگي فرايند يادگيري براي انسان است و كودك از همان روزهاي ابتداي زندگي درحال يادگيري است و والدين وظيفه دارند در همان سال هاي اوليه زندگي كودكشان خصلت هاي بزرگ انساني مانند دوستي كردن، دشمني نكردن، كينه نداشتن و انفاق و بخشش را به او آموزش بدهند.
     كودك بايد بياموزد تماميت خواه نباشد و تصور نكند كه مالك تمام آن چيزهايي كه دارد است و بداند در جامعه بايد از چيزهايي كه دارد ببخشد تا چيزهاي ديگري بدست بياورد.
     كودك تا سن 2 سالگي در مرحله شناخت خود ميان بيني به سر مي برد و بيشتر دوست دارد گيرنده باشد تا دهنده و به همين خاطر هميشه هر چيزي را كه ببيند مي خواهد.
     بنا بر نظريه ژان پياژه روانشناس فرانسوي، كودك از دو سالگي به بعد وارد مرحله دگرميان بيني مي شود و همسالان اطراف را مي بيند و حق آنها را در وجود خودش احساس مي كند و مي فهمد كه بايد با همسالان و اطرافيان ارتباط برقرار كند.
     در اين مرحله والدين بايد به او ياد بدهند وسايل بازي خود را در اختيار همسالان خودش قرار بدهد. براي اين كار آنها مي توانند از خودشان شروع كنند و به طور مثال اسباب بازي به او بدهند و در قبال آن از او بخواهند تا يكي از خوراكي هايش را به آنها بدهد.
     در اين مرحله كودك ياد مي گيرد كه فقط گيرنده نباشد و از وسايل و خوراكي هايي كه در اختيار دارد به ديگران هم بدهد.
     اين كودك وقتي با اين آموزش بزرگ شود در مدرسه با همكلاس ها و در محل كار با همكارانش داد و ستد عاطفي خواهد داشت، پس نتيجه مي گيريم آموزش بخشش و انفاق را از داخل خانه و با چيزهاي كوچكي كه كودك در اختيار دارد بايد آغاز كنيم.
    در حوادث تلخي مانند زلزله والدين مي توانند از كودكشان بخواهند تا قلك خود را بشكند و مقداري از پول هاي موجود در آن را به كودكان همنوع خودش ببخشد.
     والدين بايد بدانند رشد فكري، اجتماعي، رواني و معنوي كودك بايد هماهنگ باشد و در رويدادهاي تلخ و سخت است كه مي توان به فرزندان به صورت عملي مراحل رشد فكري، اجتماعي، معنوي و رواني را آموخت.
    
    روانشناس خانواده و كودك *
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 5160 به تاريخ 5/6/91، صفحه 13 (ايران زندگي)

+  نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1391 ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: طيبه ايماني

آنان مي پوشانند و موهاي ايشان را برهنه مي گذارند. سپس توقع دارند كه در هنگام بلوغ شكل و ظاهري ديگري به خود گيرد و حجاب داشته باشد، درحالي كه تا بيش از اين نيمه عريان در اجتماع رفت و آمد داشته است. اين دختر كه شخصيت او اين گونه شكل گرفته و به اين وضعيت عادت كرده است، ديگر به سادگي تحت پوشش حجاب نمي رود؛ چون عادت به اين پوشش جديد ندارد و نسبت به آن مقاومت مي كند؛ زيرا در زمان فرمانبرداري و تقليد كه دوست داشت مانند مادرش چادر بر سركند، اجازه داده نشده تا با تقليد اين سنت و جامعه پذيري به وي منتقل شود، اكنون كه دوره نوجواني او دوره وزارت است، ديگر وزير نخواهد بود و خود مدعي راه ديگري است و پوشش خود را كه به آن عادت كرده ادامه مي دهد.
    
    مراحل سه گانه تربيت كودك
    از پيامبر (ص) روايت است كه فرمود: فرزند هفت سال سرور، هفت سال فرمانبردار و هفت سال وزير است. (مكارم الاخلاق، ص 222) اين بدان معناست كه انسان درهر سني نوعي واكنش نشان تربيت امري فرآيندي است و در تمام مدت عمر اتفاق مي افتد؛ اما هر چيزي داراي بهترين زمان است و بهترين زمان تربيت، دوران كودكي و نوجواني است. دراين دوره كودك همانند خشت خام است كه هر نقشي را به خود مي گيرد. از اين رو سفارش بسياري براي تاديب كودكان دراين دوره بيان شده است. اميرمومنان علي (ع) به امام حسن (ع) سفارش مي كند كه اين زمان بهترين زمان تربيت و تاديب كودكان است؛ چنان كه شيوه و سيره تربيت آن حضرت (ع) اين بوده كه در كودكي اقدام به تربيت و تاديب فرزندانش كرده است.
    آن حضرت در وصيت به فرزندش امام حسن (ع) مي فرمايد: دل جوان، مانند زمين كشت نشده است، آنچه در آن افكنده شود، مي پذيرد. از اين رو، پيش از آنكه دلت سخت گردد و عقلت سرگرم شود، به تربيت تو همت گماشتم. (نهج البلاغه، نامه 31).
    از پـيامبر (ص) روايت است كه تربيت پيش از تولد آغاز مي شود: ادبو الولادكم في بطون امهاتهم قيل: وكيف ذلك يا رسول الله؟فقال: باطعامهم الحلال؛ فرزندانتان را در رحم مادرانشان تربيت كنيد. سوال شد: اين چگونه است، اي رسول خدا؟ فرمودند: با خوراندن غذاي حلال به مادرش. (جنگ مهدوي، ص 132).
    آن حضرت (ص) همچنين فرمان مي دهد كه: من ولد له مولود فيلوداً في ادنه اليمني باذان الصلاه وليقم في اليسري فانها عصمه من الشيطان الرجيم؛ به هر كس فرزندي داده شود، بايد درگوش راست او اذان و درگوش چپ او اقامه بگويد؛ چرا كه مايه ايمني از شيطان رانده شده است. (كافي، ج6، ص 42، ح 6).
    بنابراين نبايد گذاشت شخصيت كودك شكل گيرد و آن گاه اقدام به تربيت وتاديب كرد.اين سادگي است كه كودك را رها كنيم تا به حال خودش باشد و آن گاه پس از شكل گيري شخصيت اقدام به تربيت و تاديب كنيم. برخي از مردم حتي مومنان، دختران خردسال را با وضعي نامناسب به اجتماعات مي برند و لباس هاي نامناسب به مي دهد. اگر دركودكي مسلط است و با طنازي و شيرين زباني خود بر شما حكومت مي كند. در هفت سال دوم موجودي فرمانبردار است. دراين دوره است كه مي بايست آموزش هاي تربيتي دقيق ببيند؛ چون جامعه پذيري و رفتارهاي اجتماعي را از طريق تقليد و پيروي از شما در اين دوره ياد مي گيرد پس بايد دراين دوره به او آموزش هاي دقيق داد تا در دوره وزارت در كنار شما همان رفتارهاي مناسب و هنجاري را در پيش گيرد.
    امام صادق(ع) درباره شيوه تربيتي كه خودشان بر آن عمل مي كردند و سيره خاندان ايشان بود، مي فرمايد: انا نامرصبياننا بالصلاه و الصيام ما اطاقوا اذاكانوا ابناء سبع سنين؛ ما هنگامي كه كودكانمان هفت ساله مي شوند به اندازه اي كه طاقت دارند آنان را به انجام نماز و روزه فرمان مي دهيم.
    اين بدان معناست كه تربيت كودك و تاديب آنان نسبت به هنجارهاي ديني و اجتماعي و آداب قومي و مذهبي مي بايست از همان آغاز با توجه به توان و قدرت آنها شروع شود و اين گونه نباشد كه آنان را تا زمان بلوغ كامل رها كرده و سپس يك شبه از آدم بالغ بخواهيم همه اين تكاليفي كه تا ديروز ترك كرده بود، انجام دهد و به چيزي كه عادت نداشته عمل كند و پايبند آن باشد.
    امام سجاد(ع) بر اين باور است كه تربيت كودك بسيار سخت و دشوار است. از اين رو تنها با ياري خداوند است كه مي توان تربيت هنجاري را انجام داد. آن حضرت(ع) مي فرمايد: اللهم.. اعني علي تربيتهم و تاديبهم و برهم؛ خدايا مرا بر تربيت، ادب آموزي و نيكي كردن به فرزندانم ياري فرما. (صحيفه سجاديه، دعاي 52)
    همه تلاش والدين و اولياي مربيان بايد بر اين قرار باشد كه كودك را در دوره كودكي و نوجواني به خوبي تربيت كنند. پيامبر(ص) مي فرمايد: اكرموا اولادكم و احسنوا آدابهم يغفرلكم؛ فرزندان خود را گرامي بداريد و خوب تربيتشان كنيد تا گناهان شما آمرزيده شود. (مكارم الاخلاق، ص222)
    
    دوري از خشونت در تربيت
    براي تربيت نياز نيست كه از روش هاي خشونت بار استفاده كرد زيرا اين روش همواره نتيجه عكس مي دهد، بلكه بايد با روش محبت و تكريم و احترام به آنان، در تربيت و تاديب آن كوشيد. پيامبر(ص) دراين باره مي فرمايد: لاتضربه واهجره ولاتطل؛ كودك را نزن، بلكه با او قهركن، ولي نه به مدت طولاني. (عده الداعي، ص97)
    اميرمومنان نيز دراين باره مي فرمايد: لاادب مع غضب؛ با خشم، تربيت ممكن نيست. (غررالحكم، حديث 92501)
    پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) اين شيوه آموزش را درپيش گرفته بودند. در روايت است كه پيامبر هر روز صبح بر سر فرزندان و نوادگانشان دست نوازش مي كشيدند. (بحارالانوار، ج410، ص99، ح 57)
    ايشان ديگران را نيز سفارش مي كرد كه اين شيوه را براي تربيت كودكان خود درپيش گيرند: احبوا الصبيان وارحموهم و اذا وعدتموهم شيئا ففوا لهم فانهم لايدرون الاانكم ترزقونهم؛ كودكان را دوست بداريد و به آنان مهرباني كنيد و هرگاه به آنها وعده داديد وفا كنيد؛ زيرا آنها شما را روزي دهنده خود مي دانند. (كافي، ج6، ص94، حديث3)
    اگر قرار است چيزي را به كودكان آموزش دهيم، بهترين آنها اموري است كه رسول اكرم(ص) مي فرمايد: ايشان در اين باره مي گويد: ادبوا اولادكم علي ثلاث خصال: حب نبيكم و حب اهل بيته و قراءه القرآن؛ فرزندان خود را به كسب سه خصلت تربيت كنيد: دوستي پيامبرتان و دوستي خاندانش و قرائت قرآن. (غررالحكم، حديث 8844 و نيز كنزالعمال، ج16، ص654، حديث 90454)
    
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20290 به تاريخ 5/6/91، صفحه 6 (معارف)

+  نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1391 ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: سعيد خراط ها


    
    در بررسي علل و انگيزه هاي ارتكاب سرقت در ايران با علل و انگيزه هاي متنوعي روبه رو مي شويم. از سويي انواع سرقت از علل مشتركي برخوردارند و از سوي ديگر برخي عوامل به طور خاص يا ويژه در بروز نوعي از سرقت بيشتر موثرند. در يك جمع بندي كلي مي توان علل ارتكاب سرقت در ايران را چنين برشمرد: فقر، بيكاري، فاصله طبقاتي، نابرابري هاي اجتماعي، اعتياد به مواد مخدر (به خصوص صنعتي)، اختلافات مالي، بي اثر شدن قراردادهاي شفاهي، اختلالات شخصيتي، انتقال فرهنگ جرم و سرقت، آموزش و تربيت مجرمانه، كاسته شدن از توان و كنترل اجتماعي، فرسايش سرمايه اجتماعي، فشار ساختاري، نابساماني هاي اجتماعي و بحران هاي اقتصادي. سرقت خودرو يكي از انواع سرقت است كه هرچند ردپاي علل مذكور را مي توان در اين نوع از سرقت ها ديد، اثر برخي عوامل در آن پررنگ تر است از جمله فاصله طبقاتي، تبعيض و نابرابري و كاسته شدن از نظارت و كنترل اجتماعي. به نظر مي رسد به موازات افزايش جرائم خشونت بار، جرائم جنسي و جرائم موادمخدر، همواره با افزايش آمار سرقت خودرو مواجه بوده ايم. به گفته سردار احمدي مقدم در سال 91، آمار سرقت خودرو تا حدود 20 درصد افزايش پيدا كرد در حالي كه كشفيات فقط 3 درصد افزايش پيدا كرده است. اين وضعيت بيانگر وجود رخدادهاي مجرمانه زنجيره يي در پي سرقت خودرو نيز هست. سرقت خودرو علاوه بر اينكه به خودي خود جرم محسوب مي شود، بيانگر و نشانه يي واضح از احتمال وقوع جرائم يا جناياتي با استفاده از خودروي سرقتي است. از اين رو جلوگيري از سرقت خودرو از اهميتي مضاعف برخوردار است. بسياري از خودروهايي كه در صحنه وقوع جرم شناسايي مي شوند (پلاك آنها خوانده مي شود) خودروهايي سرقتي هستند. بنابراين مراقبت ويژه از خودروها با بهره گيري از تكنولوژي برتر، ارتقاي آگاهي عمومي و مقابله با سرقت خودرو، توزيع لوازم بازدارنده و تاخيرانداز در سرقت خودرو با قيمت هاي مناسب، نظارت و كنترل ويژه بر اوراق فروشي ها، برخورد با مالخران حرفه يي، شماره گذاري قطعات حساس و اصلي خودروها توسط توليدكنندگان خودرو با قابليت استعلام سريع به علاوه مجهز ساختن خودروها به سيستم جي پي اس ردياب براي شناسايي محل حركت خودروهاي مسروقه، براي نهادهاي مسوول و ذي ربط داراي اهميت است. دارندگان خودرو نيز لازم است با استفاده از تدابير و تجارب مختلف از خودروي خود در برابر سارقان محافظت كنند. در ادامه چند توصيه آورده شده است:
    - خودروي خود را به دزدگير كارآمد، قفل پدال، قفل فرمان، سوئيچ مخفي و ساير لوازم تاخيري و بازدارنده مجهز كنيد.
    - در مقابل در پاركينگ جهت باز كردن و بستن در پاركينگ، به هيچ وجه خودرو را در حال روشن ترك نكنيد، همواره ابتدا خودرو را خاموش كرده و بعد از آن خارج شويد.
    - در صورت خريد خودروي گران قيمت حتما سوئيچ هاي يدكي را از فروشنده تحويل بگيريد.
    هنگام تعويض چرخ پنچرشده يا زمان برطرف كردن نقص فني خودرو، از بالابودن شيشه ها و قفل بودن درها اطمينان حاصل كنيد.
    - در زمان فروش خودروي خود هرگز به يك غريبه اجازه ندهيد پشت رل شما بنشيند و آن را امتحان كند، حتي اگر فرد غريبه خودروي خود را نزد شما گرو گذاشته باشد.
    - قرار دادن كودكان در خودرو، ضمانتي براي سرقت نشدن خودرو نيست. از كودكان به عنوان نگهبان خودرو استفاده نكنيد در اين حالت كودك را نيز در معرض خطر سرقت و آسيب رواني قرار مي دهيد.
    - هنگام تصادف و نزاع هايي كه احتمال ساختگي بودن آن وجود دارد، مراقب باشيد و خودروي خود را ترك نكنيد. پليس را از وضعيت خود آگاه كنيد و هنگام بروز رخدادهايي كه شكل و شيوه تصادف، محل و زمان آن مشكوك است، خودرو را ترك نكنيد.
    - در صورتي كه ضرروتي براي ترك خودرو وجود داشت، با احتياط كامل خودرو را خاموش كنيد و سوئيچ را برداريد. خودرو را قفل كنيد و با هماهنگي پليس به بررسي حادثه بپردازيد.
    - برخي سارقان به وسيله شاه كليد ويژه اقدام به سرقت مي كنند. مثلابا در دست داشتن شاه كليد خودروي پرايد به دنبال قرباني مناسب خود مي گردند و براي سرقت پرايد مورد نظر در موقعيت مناسب اقدام مي كنند. بنابراين در صورتي كه مغزي و سوئيچ خودروي خود را با مغزي و سوئيچ خودرويي از نوع ديگر عوض كنيد، به عنوان مثال مغزي و سوئيچ سمند را روي آن بيندازيد، شاه كليد سارق عمل نخواهد كرد و شما با اين تعويض اقدامي بازدارنده انجام داده ايد.
    
    
 روزنامه اعتماد، شماره 2477 به تاريخ 5/6/91، صفحه 14 (حوادث)

+  نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1391 ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط مهدی |

خوانندگان مي توانند با ارسال پيامك به سامانه 30000706 سوالات خود را در موارد مختلف مطرح و در برنامه زنده «دكتر سلام» كه هر روز ساعت 30 / 13 از شبكه آموزش پخش مي شود، پاسخ خود را دريافت كنند. امروز دكتر نسرين اميري، فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان و عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي تهران به پرسش ما پاسخ مي دهد.
    بسياري از مادران و پدران با شنيدن اسم مهدكودك، ياد والدين كارمند مي افتند و تصور مي كنند مهدكودك جايي است كه مي توانند فرزندشان را براي چند ساعت به افرادي بسپارند و خودشان به كارشان برسند، اما در يك كلام بايد گفت مهدكودك صرفا جايي نيست كه سرپرستي كودكتان را بپذيرد، بلكه جايي براي آموزش و اجتماعي شدن اوست.
    در فرهنگ ما وابستگي بين والدين و بچه ها بيش از حد است و اين وابستگي در رشد بچه اختلال به وجود مي آورد.
    بهتر است والدين بدانند كه در رشد و تكامل كودك خود، فقط تا مرحله مشخصي مي توانند براي كودك كافي باشند، به بيان ديگر معمولاتا دو ، سه سالگي محيط خانه،مادر و پدر براي رشد كودك كفايت مي كند، ولي بعد از آن مي طلبد كه كودك در محيط ديگري قرار بگيرد. والدين بايد اين آمادگي را پيدا كنند كه فرزندشان از آنها جدا شود و به محيط ديگري كه همان مهدكودك است، برود. از اين سن به بعد، كودكان به تجربه هاي اجتماعي نيز نياز دارند. بنابراين ارتباط با همسالان و آموختن بسياري از مفاهيم را مي توان از طريق اجتماع براي فرزندان مهيا كرد. رشد اجتماعي كودك، نحوه ارتباط با ديگران و يادگيري زبان و درك مفاهيم كلامي و غيركلامي در يك مهدكودك خوب كه از معيارهاي لازم براي رشد اجتماعي و كلامي كودكان برخوردار باشد، ضروري به نظر مي رسد. بهترين مهدكودك، جايي است كه جو عاطفي و رابطه دوستانه در آنجا بر قرار شود و كودك مورد اذيت قرار نگيرد. بعضي كودكان در دو هفته اول براي رفتن به مهد گريه مي كنند. خوب است كه والدين با كودك خود به مهد بروند تا كودك به فضاي جديد اعتماد پيدا كند.
    بايد كودك را براي رفتن به مهد تشويق كرد. كودك با رفتن به مهد رابطه خوبي با مربي پيدا مي كند، ابتدا احترام به بزرگ تر را ياد مي گيرد و در مرحله بعدي ياد مي گيرد كه چگونه با بچه هاي ديگر ارتباط برقرار و بازي كند. در مهد كودك بعد از سه يا چهار سالگي آموزش هم وارد بازي مي شود. بايد توجه داشته باشيد كه آموزش هاي بيش از حد هم به بروز احساس ناخوشايند در كودكان منجر مي شود.
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3483 به تاريخ 23/5/91، صفحه 16 (سلامت)

+  نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1391 ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط مهدی |

بسياري از سريال هاي و فيلم هايي كه امروز در سينماي غرب توليد مي شود درراستاي مضامين و صحنه هايي هستند كه به شدت براي كودان خطرناك است .پرخاشگري، افسردگي، كج فهمي، لجبازي، تخريب سيستم عصبي و فكري در بيشتر مواقع نتيجه نگاه كردن بيش از حد كودكان به فيلم هاي تلويزيون است. كارشناسان معتقدند كه نگاه كردن طولاني كودكان به تلويزيون و انجام بازي هاي رايانه اي افق فكري آنها را محدود مي كند و بر عملكرد كلامي آنان نيز تاثير مي گذارد. روانشناسان مي گويند در جامعه هايي كه زمينه فقر و بيكاري بيشتر باشد، فيلم ها و سريال هايي رواج پيدا مي كند كه داراي مضامين خشونت و زورگويي است. اين امر نيز به نوبه خود باعث افزايش خشونت و پرخاشگري در جامعه مي شود كه بيشترين آسيب و خسارت آن متوجه كودكان و نوجوانان آن جامعه است. ديدن فيلم هاي خشن، ترس و اضطراب را در كودك افزايش مي دهد.در اين ميان تماشاي فيلم ها و سريال هاي خشن براي پسران جذابيت ويژه اي دارد چرا كه شخصيت هاي اين قبيل فيلم ها اغلب مردان هستند.كودكان هر فيلمي را كه مي بينند، الگو قرار مي دهند. يادگيري آنها براساس ديده ها و شنيده هااست و ديدن صحنه هاي خشن و رفتارهاي پرخاشگرانه باعث اضطراب ، ترس و بروز رفتارهاي خشن در آنان مي شود. خشونت در سريال ها و فيلم ها حتي بر روي كودكان آرام نيز تاثيرگذار است و آنها رادچار هيجان هاي كاذب مي كند.هنگامي كه كودك تحت تاثير فيلمي قرار مي گيرد، در خيال پردازي هاي خود نسبت به شخصيت هاي آن احساس نزديكي مي كندو آنها را الگوي خود قرار مي دهد. بازي هاي رايانه اي خشن از ديگر علايق كودكان در سالهاي اخير است ، آنها در اين بازي ها نقشي را بر عهده مي گيرند و فعالانه وارد عمل مي شوند. در اين زمينه ، حس گيري بعضي از كودكان آن قدر قوي است كه آنچه را كه در فيلم ها و بازي هاي رايانه اي ديده اند، روي خواهر و برادر خود و همكلاسي هايشان پياده مي كنند.كودكان پرتحرك بهترين روش تخليه انرژي خود را در زد و خوردي مي بينند كه از فيلم ها ياد گرفته اند. در اين نوع فيلم ها، عواطف انساني و خانوادگي نقشي ندارد و همه چيز قرباني خشونت و زورگويي مي شود. متاسفانه ، بايد اظهار داشت كه استفاده از امكانات تصويري مانند تلويزيون و رايانه در اغلب خانواده ها بدون نظارت والدين انجام مي گيرد.به هر روي تاثير پذيري كودكان و نوجوانان (بويژه پسران) ، از برنامه هاي خشونت آميز تلويزيوني انكار ناپذير است. ولي اين تاثير همواره يكسان نيست برخي كودكان اندك مدتي بعد از ديدن اين گونه برنامه ها مبادرت به اعمال پرخاشگرانه مي كنند و در برخي ديگر پتانسيل گرايش به رفتارهاي قانون گريز و ضد اجتماعي در سنين جواني و بزرگسالي افزايش مي يابد. كودكان از سنين خيلي پايين حتي از دو سالگي از رفتار پرخاشگرانه تقليد مي كنند... و تاثير مشاهده خشونت در 8 سالگي عميق تر و پايدارتر از 19 سالگي است، چرا كه در اين سنين مرز مشخصي ميان خيال و واقعيت در ذهن كودك وجود ندارد و كودك بر خيالي و ساختگي بودن صحنه هاي فيلم آگاهي نداشته، آنها را واقعي تصور مي كند، وهرچه صحنه واقعي تر قلمداد شود تاثيرپذيري بيننده كم سال شدت مي يابد . در خلال اين برنامه ها كودك دنيا را آكنده از ترس ، وحشت و ناامني مي يابد و باز هم درهمين فيلم ها مي آموزد كه يگانه راه زندگي كردن در اين دنياي سراسر وحشت ، توسل به خشونت است.
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7598 به تاريخ 4/5/91، صفحه 17 (گفت و گو)

+  نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1391 ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: ثريا قدوسي

اشتباهات مي تواند يكي از اجزاي جدايي ناپذير خصلت كودكان به شمار رود.اما اينكه هر كودك تا چه مقدار مصمم مي شود كه اشتباه خود را تكرار نكند و متقابلااز اشتباهات همسن و سالان خود چشم پوشي كند موضوعي است كه در خانواده مي آموزد. والدين خصوصا مادران نقش انكار ناپذيري در شكل گيري خصلت گذشت در كودكان ايفا مي نمايند. انتخاب هويت كودك از روي الگوي والدين موجب مي گرددتا كودك از اعتماد بي جا به افراد كوچه و خيابان و زير پا گذاشتن نخستين هنجارهاي اجتماعي مانند هرزه گردي به شدت گريزان گردد. مي آموزد كه چگونه اعتماد به نفس داشته، به خود و ديگران احترام بگذارد. سلامت روان كودك كه از طريق دارا شدن چشم خطاپوش به دست مي آيد، موجب مي شود كودك اساسا كمتر از ديگران توقع داشته و اطاعت پذير شده و موفقيت هاي خوبي در امور تحصيلي اش به دست آورد. اين كودكان ، با آموختن گذشت در خانواده و با توجه به كم توقع تر شدنشان مي آموزند كه كمتر به ديگران در انجام امور زندگي شان وابستگي و اتكا داشته باشند. در پي آن اين امر موجب مي گردد، تا كودك هر لحظه خودش را با خودش مقايسه بكند نه با ديگران.به اين ترتيب احساسات خانمان برانداز غبطه ،حسادت و بخل كه دائما كودك را با خود درگير مي كند كه «چرا من ندارم ؟» « چرا ديگري دارد؟» « چون من ندارم پس ديگري هم نداشته باشد»، اساسا در زندگي اين كودكان زمينه رشد پيدا نمي كند.اضطراب هاي ناشي از سبقت جويي در زندگي و تحصيل اين كودكان جايي نخواهد داشت تا آنجا كه مي توان با اطمينان گفت كه در آينده حتي ضعف احتمالي قواي جسماني تاثير چنداني در انتخاب حرفه آنان نخواهد داشت . به اين ترتيب است كه اين خصوصيات كه به صورت پي در پي كسب مي گردند موجب مي شود تا كودكان بحران ها را به راحتي پشت سر بگذارند.
    
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7599 به تاريخ 5/5/91، صفحه 19 (بانو)

+  نوشته شده در  پنجشنبه 29 تیر1391 ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط مهدی |

چطور كودكان را به مطالعه علاقه‌مند كنيم؟

تحقيقات نشان داده است بيشتر كساني كه به كتاب و كتابخواني علاقه دارند والديني داشته‌اند كه در دوران كودكي لحظات شيرين و گرمي را در هنگام خواندن داستان‌ها براي آنها ساخته و پرداخته‌اند.

توصيه‌هاي زير را به كار گيريد تا كودكان خود را جذب مطالعه كنيد، به طوري كه كتاب را بهترين دوست خود بدانند و از آن جدا نشوند.

1 - زمان خاصي را به عنوان زمان خواندن داستان در نظر بگيريد : اين مورد به خصوص براي كودكان نوپا بسيار مهم است. زمان قصه‌سرايي نبايدطولاني باشد، در اينجا كيفيت از همه چيز مهمتر است، اما سعي كنيد آن را به صورت برنامه‌اي منظم در هر روز دنبال كنيد.

2 - كتاب‌هايي را انتخاب كنيد كه خودتان از خواندن آنها لذت مي‌بريد، زيرا عدم علاقه شما، به خوبي در آهنگ كلام شما منعكس مي‌شود.

3 - به خاطر داشته باشيد كه اغلب سطح شنيداري كودكان بالاتر از سطح خواندن آنهاست: پس فكر نكنيد ممكن است كودك شما كه در گروه سني الف قرار دارد از شنيدن كتاب‌هاي گروه سني ب، ج يا بالاتر لذت نبرد.

4 - هميشه قبل از خواندن، عنوان كتاب و نام نويسنده آن را اعلام كنيد.

5 - داستاني را كه مي‌خوانيد در ذهن خود تجسم كنيد: مناظر را در ذهن خود ببينيد، حتي زماني كه كتاب هيچ گونه تصويري ندارد. اين كار باعث مي‌شود كه داستان را به زيبايي و واضح تعريف كنيد.

6 - در حين خواندن از تنوع استفاده كنيد: متناسب با داستان، تن صداي خود را بالا و پايين ببريد، با دستان و اعضاي صورت خود اشارات گوناگوني پديد آوريد. همه اينها در جذاب‌تر كردن داستان براي شما و فرزندتان كمك مي‌كند.

7 -بسياري از كودكان از«خواندن مكرر» يك داستان لذت مي‌برند.

8 -كودكتان را تشويق كنيد كه صفحات را ورق بزند، يا حتي عباراتي كه بلد است را بخواند: هر دوي شما مي‌توانيد با افزودن ديالوگ‌هاي جديد، صداهاي متفاوت و اشارات مختلف به آن شاخ و برگ دهيد.

9 - به آرامي بخوانيد: در حين خواندن، سؤالاتي بپرسيد و به پرسش‌هاي كودكتان پاسخ دهيد. به عكس‌ها اشاره كنيد و در مورد تصاوير كتاب بحث كنيد. از كودكتان بپرسيد: «فكر مي‌كني بعد از اين چه اتفاقي خواهد افتاد؟»

10 - فعاليت‌هاي اضافه و متناسبي با فضاي داستان، ارائه كنيد: كارهايي مثل آشپزي يا درست كردن كاردستي كه با داستان شما متناسب و هماهنگ باشند يا فعاليت‌هايي كه خواندن را به عنوان بخشي از علوم و فنون غني ادبيات شكوفا سازند و به پيشرفت در يادگيري مهارت‌هاي ادبي منجر شود.

11 - در زمان داستان با كودك خود مدارا كنيد، اما در عين حال جدي و محكم باشيد: چنانكه كودك شما نسبت به خواندن كتاب‌ بي‌ميل است اجازه دهيد در اين حين نقاشي بكشد. شايد حتي بتواند يك نقاشي از فضاي داستان بكشد!

12 - با آموزگار كودكان صحبت كنيد يا به كتابخانه منطقه‌تان برويد تا از پيشنهادها و تجربيات آنها در اين رابطه بهره‌مند شويد: به اين وسيله فهرست‌هاي گوناگوني از كتاب‌هاي مختلف خواهيد يافت و شايد حتي آنها بتوانند كتاب‌هايي كه خواندن بلند آنها براي كودكان اثربخش بوده است را به شما معرفي كنند.

خواندن، يك فعاليت تفريحي است شما فقط روزانه 15 دقيقه براي آن وقت صرف‌كنيد و از نتيجه سود بخش آن براي خود و فرزندانتان تا آخر عمر بهره بگيريد.

به خانه بر می گردیم

+  نوشته شده در  شنبه 17 تیر1391 ساعت 5:7 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نتايج تحقيقات درباره يك بيماري عجيب



يك گروه از محققان دانشگاه آيداهو كشف كرده اند كه پس از آنكه ماهي در تماس با آب حاوي داروهاي روانگردان قرار مي گيرد، نشانه هايي از فرآيند بيان ژن شبيه اوتيسم در آن بروز مي كند. نتايج اين تحقيق مي تواند نشان دهنده آغاز محيطي بيماري اوتيسم باشد اگرچه اين نتايج تنها درباره افرادي قابل كاربرد است كه پيش از آن، بيماري اوتيسم آنها تشخيص داده شده است. مايكل توماس، استاديار علوم زيست شناسي دانشگاه آيداهو و محقق ارشد اين پروژه، اظهار داشت كه داروهاي روانگردان در غلظتي مشابه داروهايي كه در سيستم هاي آبي مورد استفاده قرار مي گيرد، در اين آزمايش استفاده شده است. اين كشف نشان مي دهد كه اين داروها ممكن است در افزايش نرخ ابتلابه بيماري اوتيسم طي 30 سال گذشته موثر بوده باشد.
توماس اظهار داشت: اگرچه نتايج اين تحقيق بسيار مهم است اما هنوز نتيجه گيري درباره آن بسيار زود است. ما تاكنون يك پرسش جديد مطرح كرده ايم اما پاسخ جديد دريافت نكرده ايم ولي مطرح كردن يك پرسش جديد نخستين گام در راستاي ياد گرفتن مسائل تازه از جهات مختلف است و اين مهم ترين گام است. اميدواريم اين پرسش جديد براي جامعه تحقيقاتي اوتيسم سودمند باشد و در نهايت پاسخ هاي تاثيرگذاري بدهد. اين تيم كشف كرده است كه برخي از مواد داروهاي روانگردان الگوهاي بيان ژن را در مدل ماهي اي كه تقليد الگوهاي بيان در انسان هاي مبتلابه اوتيسم است تحريك مي كند. الگوهاي بيان ژني با رشد و توسعه عصب شناختي مرتبط است. بر اساس گزارش دانشگاه آيداهو، اين ماهي كه در معرض مواد دارويي قرار گرفته بود، همچنين ويژگي هاي رفتاري اي نشان داد كه القا كننده علائم شبه اضطراب است. اين امر نشان مي دهد كه بيان ژن توسط داروهاي تحريك شده داراي تاثير گسترده تري روي ماهي بود. داروهايي كه در اين تحقيق استفاده شده، داروهاي ضدصرع و ضدافسردگي بوده كه اغلب مورد استفاده قرار مي گيرد. اين تحقيق احتمال اين امر را نشان مي دهد كه زنان بارداري كه آبي را مي نوشند كه در آن، ردي از اين داروها وجود دارد آن را به جنين منتقل مي كنند. جنين كه سد خوني مغزي محكمي ندارد، دارو را مستقيم به مغز در حال رشد خود منتقل مي كند. بر اساس اظهارات توماس اين داروها بر فعاليت سروتونين و ساير انتقال دهنده هاي عصبي كه در توسعه شبكه هاي عصبي مهم هستند، تاثيرگذارند. اين در حالي است كه توماس تاكيد كرده است كه اين تحقيق در مراحل اوليه است و دليلي وجود ندارد كه زنان باردار نگران نتايج اين تحقيق باشند.
نتايج اين تحقيقات در مجله PLoS ONE منتشر شده است. درخودماندگي يا اوتيسم نوعي اختلال رشدي از نوع روابط اجتماعي است كه با رفتارهاي ارتباطي، كلامي غيرطبيعي مشخص مي شود. علائم اين اختلال تا پيش از سه سالگي بروز مي كند و علت اصلي آن، تاكنون ناشناخته بوده است، اما اخيرا يك گروه از محققان در دانشگاه ليناوس سوئد طي يك مقاله علمي راهي براي تشخيص مطمئن بيماري اوتيسم اعلام كرده است. اين اختلال ارتباط با ديگران و دنياي خارج را براي افراد دشوار مي سازد. در بعضي موارد رفتارهاي خودآزارانه و پرخاشگرانه نيز ديده مي شود. در اين افراد حركات تكراري (دست زدن، پريدن) پاسخ هاي غيرمعمول به افراد، دلبستگي به اشيا يا مقاومت در مقابل تغيير نيز ديده مي شود و ممكن است در حواس پنجگانه (بينايي، شنوايي، بساوايي، بويايي و چشايي) نيز حساسيت هاي غيرمعمول نشان دهند. هسته مركزي اختلال در اوتيسم، اختلال در ارتباط است. بر اساس مقاله علمي اين گروه به سرپرستي دكتر نقي مومني، يك محقق ايراني از محققان دانشگاه ليناوس سوئد كه چندي پيش در مجله نيچر منتشر شده است، طيف ناهنجاري هاي اوتيسم به عنوان ناهنجاري هاي رشدي عصبي تقسيم بندي شده اند. تاكنون تحقيقات متعددي براي يافتن راه تشخيص اين ناهنجاري ها انجام شده اما تاكنون يك نشانگر زيستي قابل اعتماد كشف نشده بود. اين گروه تحقيقاتي با ابداع يك كيت خوني راهكار مطمئن تشخيص ابتلاي كودك به بيماري اوتيسم را كشف كرده اند.



روزنامه اعتماد، شماره 2420 به تاريخ 27/3/91، صفحه 9 (دانش)

+  نوشته شده در  پنجشنبه 8 تیر1391 ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: صولت فروتن

موضوع و سوژه امروز ما كمي تكراري است. اما بعضي سوژه ها نياز به تكرار دارد. موضوع و سوژه امروز، كودكان ما هستند. همان كودكان خوش زبان و ملوس و نمكي كه وقتي شيرين زباني مي كنند آدم دلش مي خواهد به قول معروف آنها را گاز بگيرد و بغل كند و از خنده هاي دلنشينشان لذت ببرد.
كودكاني كه همه زندگي ما هستند. كودك براي بسياري از ما يعني همه چيز. دنياي كودكي هميشه براي ما دلنشين و جذاب است. كودكي براي ما آنقدر خوب و شيرين و بامزه و البته آنقدر شفاف و پوست كنده و روراست است كه همه ما عاشق آن هستيم.
بگذريم از كودكاني كه از بد حادثه و روزگار در همان كودكي هم بايد بزرگ باشند. كودكاني كه كودكي نمي كنند. بگذريم نه اين كه آنها را به كناري بزنيم و برويم سراغ همان كودك هاي تپلي و بي دغدغه كه كودكي مي كنند و لذت مي برند و ما از ديدنشان خوشيم.
بگذريم يعني اين كه اين كودكان گرفتار هم لايق كودكي هاي بي دغدغه هستند، اما منظور اين نوشتار پرداختن به ذات و درون اين دنياي ساده و بي پيرايه است. منظور اين نوشتار كوتاه، ديدن كودكاني است كه از حق طبيعي كودكي يعني يك دنياي شاد و سرزنده برخوردارند.
منظور اين است كه دوره كودكي هميشه در كنار ماست. ما آنقدر با كودكي خود انس داريم كه وقتي بزرگ هم مي شويم هميشه دنبال آنيم. هميشه دلمان را به يك كودك درون خوش مي كنيم. و البته تا يك كودك تودل برو مي بينيم، دلمان غنج مي رود. اتفاقا وقتي بزرگ مي شويم خيلي از ما تازه يادمان مي آيد كه اي كاش همچنان كودك مي مانديم.
منظور از كودكي در اينجا دنيايي شاد و بي آلايش و بي كلك است. خيلي از ما وقتي بزرگ مي شويم در حسرت كودكي خود مي مانيم. خيلي از ما وقتي كودك بوده ايم، رنج ديده ايم، كودكي نكرده ايم، و حالاكه بزرگيم دلمان مي خواهد آب توي دل كودكانمان تكان نخورد.
دلمان مي خواهد همه جوره كودكانمان را تر و خشك كنيم.از همين جاست كه ورق برمي گردد. از همين جاست كه وارد پروسه و چرخه پدران و مادران رنج كشيده و خودساخته و كودكان و فرزندان نازپرورده مي شويم و از همين جاست كه برخي از ما راه را گم مي كنيم.
دلمان مي خواهد كودكانمان راحت و بي دغدغه باشند و سختي هايي را كه خودمان در كودكي داشته ايم، نبينند. بعضي از ما در اين راه آنقدر افراط مي كنيم كه عاقبتش مي شود بچه هايي كه تشرهاي معلم را برنمي تابند و گوششان بدهكار حرف پدر و مادر نيست. كودكاني كه گاه آنقدر محبت و ناز و نوازش ديده اند كه به تلنگري در نوجواني و جواني فرو مي ريزند. اي كاش بسياري از ما به مفهوم زيبا و دلنشين كودكي نگاهي دوباره بيندازيم و كودكانمان را جور ديگر بار بياوريم تا كارمان اين نباشد كه برخي از ما كودك آزاري پيشه كنيم و بسياري از ما كودكانمان را شسته رفته روي سرمان بگذاريم و چشممان به آنها نباشد و اگر باشد بشويم مصداق آن حكايتي كه طرف مي گويد: قربان آن دست و پاي بلورينت، بچه جان.


روزنامه جام جم، شماره 3434 به تاريخ 25/3/91، صفحه 20 (صفحه آخر)

+  نوشته شده در  پنجشنبه 8 تیر1391 ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: اسماعيل اصل مصدق آذر

يكي از مهارت هايي كه كودك با خواندن كتاب يا متن هاي مختلف پيدا مي كند، مهارت خود آموزي است. اكثر كودكاني كه خواندن را بهتر مي دانند و به خوبي از اين مهارت استفاده مي كنند زودتر به پاسخ سئوالات يا چرايي ها دست پيدا مي كنند. از اين رو يكي از اهداف خواندن در ابعاد روانشناختي ، يادگيري است. كودك از والدين خود الگوبرداري مي كند. تشويق در گام بعدي براي ترويج كتابخواني موثر است و بايد به نحوي باشد كه در تمامي ساعاتي كه كودك به كتاب خواندن مي پردازد، لحظاتي دلنشين و سرشار از شادي را تجربه كند. به طور قطع كودكاني كه دامنه توجه و تمركزشان بالاتر است ، در مهارت خواندن، توانايي بهتري دارند. از اين رو كتاب يكي از ابزارهايي شمرده مي شود كه توجه را در كودكان افزايش مي دهد و اگر از سن پايين اين مهارت آموزش داده شود در بيان نظراتشان موفق تر بوده و آينده درخشان تري را نيز براي آنها رقم خواهد زد.
شيرخواره از بدو تولد براي برقراري و ارتباط با دنياي پيرامون بايد از مراحل رشد متعددي عبور كند. او از بدو تولد تا سه ماهگي با به كارگيري حس هاي پنجگانه به اطراف توجه كرده و حركات اطرافيان را تعقيب مي كند. از سه ماهگي تا شش ماهگي با مراقبان خود سعي در برقراري ارتباط دارد و سپس در 10 ماهگي با حركات و حالت هاي بدني به جاي رابطه كلامي به برقراري ارتباط مي پردازد. در همين راستا و براي اينكه كه كودك بتواند با محيط پيرامون يا با ابزارهاي آموزشي، تربيتي مانند كتاب ارتباط برقرار كند و از خود واكنش نشان دهد، بايستي توانايي هاي لازم را آموخته و اجرا كند. در 6 تا 12 ماهگي مهارت حركتي افزايش پيدا كرده و كودك قادر است به كتاب دست بزند و آن را از نزديك لمس كند، صفحات را ورق بزند و به تصاوير بويژه عكس حيوانات توجه كند. از سن يك سالگي به بعد قادر است كتاب را به تنهايي ازجاي خود بردارد و چند صفحه را همزمان ورق بزند.
در سه سالگي ديگر كودك توانايي كامل دارد كه به تنهايي خودش را با يك كتاب داستان ساعت ها مشغول كند. در اين سن دقيق به تصاوير مي نگرد و حتي مي تواند تمام يك كتاب داستان را بازگو كند و با توجه به عكس هاي كتاب، داستان را يادآوري كند. در اين سن دامنه توجه به اطراف در كودك افزايش پيدا كرده است و مدت طولاني تري را روي داستان تمركز مي كند و اتفاقات داستان را به ترتيب صفحات بيان مي كند. اگر كودكان طبق اين مراحل رشدي، پيش بروند و آن را درست اجرا كنند، نشان دهنده تكامل رشد شناختي آنها است.
كتاب مانند هر محرك حسي ديگر ذهن كودك را به سوي خلاقيت و افزايش مهارت كلامي سوق مي دهد و رشد وبالندگي را در وي رقم مي زند. كتاب يكي از ابزارهاي تربيتي محسوب مي شود و از اين طريق والدين مي توانند موضوعات تربيتي زيادي را از طريق تعريف داستان به كودكان انتقال داده و خود اين برقراري رابطه از طريق كتاب باعث افزايش لذتبخشي و شادي در كودكان مي شود. همچنين رابطه عاطفي والدين و كودك را بهبود مي بخشد. نوزاداني كه مادر آنها هنگام بارداري برايشان قصه يا شعري را مي خوانند نسبت به ديگر نوزادان حس شنوايي قوي تري دارند و در مقابل صدا از خود واكنش بهتري نشان مي دهند.
حس شنوايي از دوران جنيني در نوزاد شكل مي گيرد. جنين صداها را مي شنود اما مفهوم كلمات را درك نمي كند.
احساس و صداي مادر را متوجه مي شود ودر مقابل آن واكنش نشان مي دهد. در كل بايد گفت تمام مهارت هاي خواندن با كتاب افزايش پيدا مي كند. آموختن مهارت ها از طريق محرك هاي ديگر مانند انجام كارهاي عملي، بازي هاي گروهي و ... افزايش يادگيري را به دنبال دارد.



روزنامه رسالت، شماره 7564 به تاريخ 24/3/91، صفحه 6 (آموزشي)

+  نوشته شده در  پنجشنبه 8 تیر1391 ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: مريم يوشي زاده

برجي كه قرار است جاي مركز توانبخشي رشد در خيابان گلستان دوم ازگل قد بكشد، حتما تراس هايي پر از شمعداني و حياطي دلباز دارد با ساكناني خوشبخت كه همگي بچه هايي سالم دارند؛ بچه هايي كه مثل بچه هاي مركز رشد معلول ذهني نيستند.
مركز رشد كه خراب شود و كوچولوهاي چشم بادامي سندرم داوني يا اوتيسمي ها يا فلج مغزي ها با آن دست هاي كوچك كج و كوله و انگشت هاي سرد گره خورده درهم كه آواره شوند، هيچ كس ديگر آنها را به خاطر نمي آورد؛ نه خودشان را، نه گل هايي را كه ناشيانه روي تكه پارچه هاي سپيد دوخته اند و نه باغچه كوچك سبزيجاتشان را كه آنها با دست هاي سستشان، توي خاكش بذر كاشته اند.
قرار است برجي جاي مركز توانبخشي رشد را در خيابان گلستان دوم بگيرد؛ برجي كه ساكنانش هرگز نخواهند دانست بچه هاي مركز رشد، گرچه معلول ذهني هستند، آوارگي را مي فهمند و از غصه خراب شدن مركزشان، بارها گريسته اند، آه كشيده اند و خدا را با صداهاي خش دارشان صدا كرده اند و از او كمك خواسته اند.
هيچ كس بهتر از شيرين عراقي، مدير مركز، جزء به جزء قصه آوارگي طفلكان بيمارش را نمي داند. زن به ياد دارد كه سال 1368 بنياد مستضعفان ساختماني مخروبه در فرمانيه را براي ارائه خدمات ارزان و حتي رايگان توانبخشي به كودكان معلول ذهني دختر و پسر به آنها بخشيد.
او و شماري از نيكوكاران بسرعت آن خانه را آباد كردند و صدها كودك معلول ذهني را كه اكثرشان يتيم بودند پذيرفتند.
16 سال به همين منوال گذشت و بيش از 6 هزار كودك و نوجوان عقب مانده ذهني و جسمي در مركز آموزش ديدند، اما سال 1384 براي ساكنان مركز خوش يمن نبود. حكم تخليه اي به دست مسوولان مركز رسيد و پس از آن هم نامه اي كه مي گفت قرار است آنها به ساختمان تازه اي در ازگل نقل مكان كنند.
آنها كه حكم تخليه در دست داشتند، به عراقي گفته بودند نگران نباشد، چون ملك ازگل تا هميشه متعلق به بچه هاي معلول ذهني باقي مي ماند، گفته بودند فقط از بابت اطمينان بايد اجاره نامه اي 5 ساله با هم منعقد كنند، گفته بودند اين قرارداد حتما در پايان هر 5 سال تمديد مي شود، اما قرارداد كه تمام شد، حرف هاي قبلي شان را به ياد نياوردند و قصد كردند ملك را به همراه 3 قطعه زمين ديگر در 2 طرفش كه در مجموع 3700 متر مي شود، بفروشند به برج سازها تا آنها روي زمين بچه ها، برجي خوش تراش بسازند با تراس هاي دلباز و...
حالاروي ميز مدير مركز رشد، كنار نقاشي هاي درهم بچه ها، حكم تخليه اي هم هست به تاريخ سي ويكمين روز از خرداد امسال. اما ساختمان تازه اي در اختيار مركز قرار نگرفته است و مسوولان مركز هم هنوز جايي براي اقامت پيدا نكرده اند و ترس از آواره شدن و سرگرداني، چه يتيم ها و چه آنهايي را كه پدر و مادر دارند، ترسانده است.
آخرين جزء از اين يادداشت اگر بنا باشد به روال يادداشت هاي هميشگي پيش برود بايد فقط نتيجه گيري باشد كه در آن بگوييم مسلما اين حق صاحب يا صاحبان ملك است كه مايملك شان را آن طور كه صلاح مي دانند استفاده كنند و سود حاصل از آن را بر اساس تعهداتشان، صرف فعاليت هاي خيرخواهانه و عام المنفعه كنند، اما مي شود به اين هم فكر كرد كه جايگزين كردن مركز توانبخشي براي 150 كودك معلول ذهني نيز، فعاليتي خيرخواهانه به حساب مي آيد.
... اما من، جزء پاياني اين مطلب را به آخرين تصويري كه از مركز يادم مانده است، اختصاص داده ام و به بچه ها، كه كمترين حقشان يك بار ثبت شدن شرح حالشان در خاطر شماست: در اتاق ناهارخوري مركز رشد با مدير صحبت مي كردم كه 2 دست كوچك و داغ، دست راستم را محكم گرفت؛ ساناز بود، دختركي 5 ساله كه مثل همه بچه هاي سندرم داوني، خنده از لب هايش پاك نمي شد با چشم هايي بادامي و موهايي لخت و براق.
خواستم دستم را از ميان دست هايش بيرون بكشم اما دستم را رها نكرد، بلكه آن را بارها و بارها كشيد روي سر و صورتش، طوري كه انگار دارم نوازشش مي كنم.
به مدير مركز گفتم «همه اين بچه ها، مهرباني را بخوبي ساناز مي فهمند؟» گوشه چشم هايش از اشك خيس شد. گفت «حتي گاهي بهتر از ما آدم هاي سالم....»


روزنامه جام جم، شماره 3425 به تاريخ 11/3/91، صفحه 17 (جامعه)

+  نوشته شده در  پنجشنبه 8 تیر1391 ساعت 10:47 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: رضا غفراني

ADHD يا اختلال بيش فعالي و فقدان توجه، يك اختلال رفتاري شايع است كه حدود 10-8 درصد كودكان را مبتلامي كند. احتمال تشخيص اين اختلال در پسران سه برابر دختران است ولي علت اين تفاوت هنوز مشخص نشده است. كودكان بيش فعال بدون فكر كردن عمل مي كنند، بيش از اندازه فعالند و در تمركز مشكل دارند. آنها غالبا متوجه اند كه والدين چه انتظاري از آنان دارند اما برآورده كردن اين انتظار براي آنان مشكل است چون نمي توانند آرام بنشينند، دقت كنند يا به جزييات توجه كنند. البته بيشتر بچه ها در سنين خردسالي خصوصا اگر مضطرب يا هيجان زده باشند چنين رفتار هايي مي كنند. اما در كودكان بيش فعال اين علايم مدت زمان طولاني وجود دارند و در شرايط و محيط هاي مختلف روي مي دهند. اين اختلال به عملكرد خانوادگي، اجتماعي و تحصيلي كودك آسيب مي رساند. با درمان مناسب كودكان مي توانند بياموزند كه چگونه با اين مشكل كنار بيايند و علايم خود را كنترل كنند.

اما علايم بيش فعالي چيست؟
اختلاف بيش فعالي و فقدان توجه سه نوع دارد كه هر كدام الگوي رفتاري خود را دارند.
علايم بيش فعالي در نوع بي توجه:
1- ناتواني در توجه به جزييات و بي دقتي در تكاليف مدرسه يا ساير فعاليت ها
2- مشكل در ادامه دادن و توجه و حفظ دقت طي فعاليت ها
3- مشكل آشكار در گوش دادن
4- مشكل در پيروي از دستورات
5- اجتناب از كار هايي كه به تلاش ذهني و تفكر نياز دارد.
6- گم كردن اسباب بازي ها و كتاب ها و وسايل
7- فراموشي در فعاليت روزانه
علايم بيش فعالي در نوع برانگيخته:
1- بي قراري و ناآرامي و مشكل در حفظ حالت نشسته
2- دويدن بيش از حد يا بالاو پايين پريدن
3- ناتواني از بازي كردن در سكوت
3- به نظر مي رسد هميشه در حركت و آماده رفتن هستند.
4- زياد صحبت مي كنند.
5- قبل از اينكه سوال تمام شود پاسخ مي دهند.
6- منتظر ايستادن و در صف ايستادن برايشان سخت است.
7- حرف ديگران را قطع مي كنند.
اگرچه بزرگ كردن كودك بيش فعال كار ساده اي نيست اما بايد به خاطر داشت اين بچه ها بد نيستند و غرض ندارند. كودكان مبتلابه بيش فعالي بدون درمان دارويي يا رفتاردرماني نمي توانند رفتار خود را كنترل كنند.
براي تشخيص بيش فعالي بايد كودك رفتارها و علايم گفته شده را قبل از هفت سالگي نشان دهد.
اين رفتارها در مقايسه با كودكان همسن و سال آنان شديدتر باشد.
علايم حداقل بايد شش ماه ادامه داشته باشند.
اين علايم روي حداقل دو زمينه زندگي كودك مانند مدرسه، خانه، پرستار كودك، دوستان و… تاثير منفي داشته باشد. علايم نبايد در اثر فشار رواني و استرس ايجاد شده باشد. كودكاني كه طلاق، جدايي، بيماري، تغيير مدرسه يا تغيير ناگهاني در زندگي را تجربه مي كنند ممكن است بي توجه يا فراموشكار شوند. براي تشخيص اختلال بايد اين عوامل در نظر گرفته شود. همچنين زمان شروع علايم درست بعد از اين وقايع در تشخيص درست كمك كننده است.
سابقه پزشكي كودك و خانواده بسيار مهم است زيرا تحقيقات نشان داده است بيش فعالي زمينه ژنتيكي داشته و اغلب سابقه خانوادگي ابتلاديده مي شود. معاينه فيزيكي بايد انجام شود و شنوايي و بينايي و ساير توانايي ها بررسي شوند. برخي از بيمار هاي ديگر مانند استرس، افسردگي و اضطراب مي توانند مانند بيش فعالي تظاهر كنند. ممكن است از والدين سوالاتي در مورد اين بيماري ها و نيز در مورد سير رشد و تكامل كودك، رفتار كودك در خانه، در مدرسه و در بين دوستان، پرسيده شود. معلمان اولين كساني هستند كه متوجه علايم بيش فعالي مي شوند. ارزيابي سير آموزش كودك نيز بايد صادق و مورد اعتماد باشد و از نقاط قوت و ضعف كودك شما تا حد امكان آگاهي داشته باشند.

عوامل مستعد كننده براي ابتلاكدامند؟
مطالعاتي روي كودكان مبتلاانجام گرفته است كه نشان مي دهد در بسياري از موارد اين اختلال در خويشاوندان نزديك آنان نيز وجود داشته است. محققان بيان مي كنند نواحي خاصي از مغز در اين كودكان در حدود 10- 5 درصد كوچك تر و كم فعاليت تر از حد نرمال است. اگرچه مطمئن نيستند اين مساله علت ايجاد اختلال باشد. همچنين نشان داده شده كه تغييرات شيميايي در مغز اين كودكان وجود دارد. مطالعات اخير نشان دهنده اين است كه مصرف سيگار توسط مادر در دوران بارداري با ايجاد بيش فعالي در كودك مرتبط است. ساير عوامل خطر براي ايجاد اين اختلال شامل تولد پيش از موعد، نوزاد با وزن بسيار كم، آسيب هاي مغزي حين تولد هستند. ممكن است تماشاي بيش از حد تلويزيون در سنين كم موجب كم توجهي كودك شود. به گفته پزشكان كودكان زير دو سال نبايد تلويزيون نگاه كنند يا به بازي هاي ويديويي و كامپيوتري بپردازند. در كودكان دوساله و بالاتر نيز بايد زمان اين فعاليت ها يكي، دو ساعت و به برنامه هاي مناسب سن آنان محدود باشد.



روزنامه شرق ، شماره 1540 به تاريخ 8/3/91، صفحه 10 (روانشناسي)


برچسب‌ها: ADHD, بيش فعالي
+  نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1391 ساعت 10:31 بعد از ظهر  توسط مهدی |
متن کامل لايحه حمايت از كودكان و نوجوانان

+  نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1391 ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: مريم سادات كاظمي

بازي فعاليت طبيعي، لذت بخش، شگفت انگيز و پر رمز و راز است. بازي وسيله اي براي بيان احساسات، برقراري ارتباط، توصيف تجربيات، آشكار كردن آرزوها، رسيدن به خود شكوفايي، خود آگاهي و خودكار آمدي است. در واقع مي توان بازي را تفكر كودك دانست.


انواع بازيها
-بازي هاي اكتشافي: اين بازي ها سبب چالاكي و افزايش مهارتهاي حسي و حركتي و تقويت سيستم عصبي كودك مي شود. ازجمله اين بازي ها مي توان به تخته تعادل هماهنگي مغز در استخر توپ، نقاشي با انگشت و كولاژ اشاره كرد.
- بازي هاي عاطفي-اجتماعي: كودكان از طريق اين نوع بازي ها احساسات، ناكامي ها و اضطراب هاي خود را بيان مي كنند. بيان احساسات به روش صحيح وموثر باعث افزايش قدرت سازگاري مي شود. به كمك اين بازي ها كودك مهارتهايي مانند عزت نفس، اعتماد به نفس، خودآگاهي، استقلال، ارتباط موثر با ديگران، همكاري و مسئوليت پذيري را مي آموزد. بازيهاي خيالي، سيني شن، ايفاي نقش، داستان سازي از جمله بازي هاي عاطفي- اجتماعي هستند.
- بازي هاي ذهني (هوشي): رشد وتكامل ذهن كودك بيش از ساير جنبه ها مورد توجه همگان است، زيرا يادگيري يك فرايند ذهني است. كودك به كمك بازي هاي ذهني از طريق دست كاري اشيا و تماس با محسوسات حقايق را كشف كرده و از اين راه تجربه مي آموزد.
بازي با مكعب ها، كارتهاي حافظه، دومينوها، سازه ها، ساختني ها، مگ هاي مغناطيسي، ديوارك ها و بازي هاي كلامي از جمله اين بازي ها هستند.


بازي درماني
بازي درماني روشي است كه به ياري كودكان مي شتابد تا بتوانند مسائل خودرا بدست خويش حل كنند. بازي درماني به كودك اجازه مي دهد جهان را در مقياس كوچك تر با دستان خود بسازد و تحت نفوذ در آورد.
اتاق بازي درماني: يك اتاق بازي درماني بايد ضد صوت، داراي يك پنجره، فضاي كافي براي بازي هاي پرجنب و جوش داشته باشد. كف اتاق مفروش بوده تا نشستن درآن راحت باشد و همچنين يك آينه يك طرفه و يك دوربين فيلمبرداري درحالت آرماني وجود داشته باشد.
اسباب بازي ها و مواد بازي:
خانه و خانواده عروسك ها، تخت خواب عروسك ، كالسكه عروسك، لباس هاي عروسك، عروسك هاي پارچه اي، شيشه شير، تلفن، كتاب هاي داستان، سازه ها، لگو، مگ هاي مغناطيسي، كارتهاي بازي، ميز و صندلي كودك، كيسه غله، سيني شن، گل رس، انواع ماژيك و مدادها، كاغذ و چسب، ظروف و كارد و چنگال پلاستيكي، سبد خريد، وسايل نقليه، خرس پشمالو، حيوانات مينياتوري، حيوانات اهلي و وحشي، دايناسورها در اندازه هاي مختلف، وسايل پزشكي، ماسك هاي مختلف.


حيوانات مينياتوري
حيوانات اهلي، جنگلي، دايناسورها، خزندگان، حشرات، دريايي ها در اندازه هاي مختلف مورد نياز است. هدف اصلي بازي اين است كه به كودك امكان دهيم تا درمورد استنباطش از روابط شخصي خود و روابط ديگري كه درخانواده وجود دارد به داستان سرايي بپردازد.
بررسي روابطش با ديگران در گذشته، حال و آينده، دست يابي به شناخت كاملتري از موقعيت خود درخانواده، بررسي و كشف ترس هاي مربوط به روابط آينده خود و ديگران و خيال پردازي راجع به روابط احتمالي آينده از ديگر اهداف بازي با اين اسباب بازي است.
فرايند استفاده از حيوانات مينياتوري اساسا فرافكنانه است.


كار با سيني شن
كار با سيني شن به كودك فرصت مي دهد تا داستان سرايي كند و در تخيل خود رويدادها و موقعيت هاي گذشته و كنوني را باز آفريني كند. او درخلال اين بازي مي تواند رويدادهاي خاص گذشته، حال و آينده را بررسي كند، آن چيزهايي كه برايش قابل قبول نبوده يا نيستند به عمل در آورد، نسبت به رويدادها به درك شناختي و كسب بينش مي رسد و مي تواند براي مسائل مختلف راه حل پيدا كند و بين دوگانگي ها هماهنگي برقرار كند.


نقاشي، رنگ آميزي و كولاژ
اين رسانه ها تمركز بر خلاقيت دارد و كودك را به كاوش و آزمايش ترغيب مي كند. همچنين به كودكان اجازه مي دهد تا با استفاده از تخيل، نمادپردازي، افكار دروني، احساسات و تجاربشان را بيان و منتقل كنند. بيان شرح حال، ابراز احساسات هيجاني شديد يا واپس رانده شده و كمك كردن به كودك در كنترل رويدادهايي كه تجربه كرده يا مي كند جز اهداف مهم اين بازي ها محسوب مي شود. تمرينات مقدماتي مانند تمرين تعقيب و شكار و تمرين آقاي كج و معوج كاربرد بسياري دارد.
كولاژها صحنه ديگري را براي بروز خلاقيت كودكان فراهم مي آورد. كولاژ اين فرصت را به كودك مي دهد تا بين بافت و ساختار اشيا (پرها، خاك اره، پنبه) و احساسات هيجاني اش ارتباط برقرار كند. كولاژ ها رسانه مناسبي است تا كودك از توصيف هاي سطحي به سمت توصيف هاي عميق تر و خودافشايي حركت كند.


مسافرت خيالي
تكنيك بسيار قدرتمندي است كه براي فرايند مشاوره كودك مفيد و سودمند است. مسافرت خيالي مي تواند به كودك كمك كند تا با تجاربي كه برايش دردناك بوده اند و به همين دليل احتمالاً سركوب شده اند ارتباط برقرار كند. به او امكان مي دهد كه با ناراحتي و درد دروني اش رابطه برقرار كرده و سپس از طريق فرايند مشاوره با آن درد مقابله نمايد.
كمك به كودك براي اينكه شرح حالش را بازگو كند، بتواند با تجارب سركوب شده ارتباط برقرار كند، به سناريوهاي ناتمام دست يابد و تجربه پيدا كند و كنترل نمايد و براي اينكه رفتارهاي جايگزيني را كه نتايج رضايت بخش تري براي او دارند را كشف كند اهداف اين شيوه بازي شمرده مي شود.


كتاب ها و داستان ها
كتاب ها براي مقاصد آموزشي بسيار مناسب هستند. همچنين خلق داستان ازنظر درماني مفيد مي باشد. كتاب براي كسب آگاهي در مورد مسائلي همچون سوءاستفاده جنسي، خشونت، خشم، جدايي، طلاق و مرگ استفاده مي شود.


بازي هاي ديگر:
1- تكنيك زنگ ساعت: براي كودكاني كه داراي مشكلات كنترل تكانه، رفتار برون ريزي، عدم عزت نفس(كودكان بيش فعال) مناسب مي باشد.
2- دور ريختن احساسات بد: (يخ را بشكن)
3- جاسوس و دزد
4- بادكنك هاي احساسي
ويژگي هاي مطلوب مشاور كودك:
1- همساز و همخوان با كودك باشد.
2- با كودك درون خود در تماس باشد.
3- پذيرا بودن.
4- عدم وابستگي عاطفي.


روزنامه كيهان، شماره 20188 به تاريخ 31/1/91، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1391 ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط مهدی |

كودك را از تماشاي برنامه ها و بازي هاي مهيج و پرسروصدا در ساعات نزديك به خواب منع كنيد

نويسنده: پونه شيرازي

اين روزها در بيشتر خانواده ها، بموقع خوابيدن بچه ها به يك آرزو تبديل شده و خوابيدن كودكان راس ساعت 9 شب، تنها در كتاب ها خوانده مي شود، حتي مرز بدخوابي بچه ها تا جايي گسترش يافته است كه آنها ديرتر از پدر و مادرشان به خواب مي روند.

مشكلات مربوط به خواب كودكان اگر ريشه رواني يا فيزيكي خاصي نداشته باشد، بايد به طور جدي مورد توجه، ريشه يابي و اصلاح از سوي والدين قرار بگيرد، چراكه خواب يكي از ضروري ترين نيازهايي است كه اهميت آن در رشد كودكان بسيار مهم است. زمان خواب كودك، اگر با دقت و هوشمندي والدين بدرستي و به صورت الگوي قابل اجرا درآيد، مي تواند براي كودك اوقات شيريني باشد و در غير اين صورت هراس و نگراني زيادي را براي كودك همراه داشته و او را وادار به مقاومت كند.

دكتر فريبا عرب گل، فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان در گفت وگو با «جام جم» با اشاره به ضرورت هاي تعريف الگوي خواب درست براي كودكان مي گويد: والدين بايد سعي كنند الگوي منظمي را براي ساعات خواب و بيداري كودك ارائه كنند، يعني نبايد زماني كودك را ساعت 8 شب و زمان ديگر ساعت يك نيمه شب به رختخواب بفرستند. همچنين بايد محرك هاي هيجان آور مانند تماشاي برنامه هاي مهيج تلويزيوني و بازي هاي پرسروصدا را در ساعت نزديك به خواب براي كودك محدود كرد.

چرا كودك بدخواب مي شود؟
روانپزشكان كودك معتقدند كه مواردي چون خواب، تغذيه، تحرك و آرامش كودك بيشتر وابسته به سرشت و ذات اوست و ممكن است چندان به عوامل محيطي بستگي نداشته باشد، اما عوامل محيطي مي تواند بر آن تاثير بگذارد. از 4 سالگي به بعد ممكن است يكي از مشكلات خواب كودكان مربوط به ديدن كابوس هايي با موضوع جدايي، دزدي، حمله حيوانات، تصادف و سقوط باشد.

دكتر عرب گل نيز مي گويد: بعضي از بچه ها از نظر سرشتي كودكان سخت و دشواري هستند؛ آنها بد غذا مي خورند. خواب كم و سبكي دارند، زياد گريه مي كنند و ناآرام و بي قرارند. مادر، خود را در مديريت مسائل چنين كودكي مستاصل مي بيند. اين كودكان با كوچك ترين سروصدا و محرك محيطي از خواب بيدار مي شوند و ساعات زيادي را صرف تكان دادن نوزاد روي پا يا بغل گرفتن و چرخاندن او مي كند تا دوباره به خواب رود.

وي مي افزايد: بچه هاي 4 تا 5 ساله معمولادوست دارند در تمام مراسم شبانه خانواده شركت كنند. پابه پاي والدين بيدار بمانند و آخرين سريال هاي تلويزيون را تماشا كنند. مدام اصرار مي كنند كه زمان خواب آنها را به تعويق بيندازند، همچنين با درخواست هايي چون يك ليوان آب، يك قصه و خواندن يك كتاب داستان ديگر تمايل خود را براي بيدار ماندن نشان مي دهند. اين كودكان در مقابل خوابيدن در اتاق خودشان مقاومت مي كنند و در صورت جدا خوابيدن دچار ترس و اضطراب و بدخوابي مي شوند.

كودك را براي جدا خوابيدن آماده كنيد
روانپزشكان كودك معتقدند كه بهتر است از همان ابتداي تولد محل خواب كودك مشخص باشد و هر زمان كه كودك گريه كرد و براي شير خوردن بيدار شد، مادر كودك را از تخت حفاظ دار خارج كند، به او شير دهد و سپس مجدد او را بخواباند. اين متخصصان تاكيد مي كنند كودكاني كه زياد بدقلق نيستند، معمولابه اين روش عادت مي كنند و در ابتدا با توجه به اين كه حجم معده نوزاد كوچك است نياز است هر سه ساعت يك بار شير بخورد، بتدريج كه حجم معده بزرگ تر و خواب كودك تنظيم شد، بسياري از كودكان حداقل 5 الي 6 ساعت را در شب براحتي مي خوابند.

دكتر عرب گل نيز مي افزايد: اكثر مادران بخصوص در چند ماه اول تولد براي اطمينان خاطر از وضعيت كودك ترجيح مي دهند نزد او بخوابند تا از شرايط مختلف كودك آگاه باشند، اما به نظر مي رسد بخصوص بعد از يك سالگي اين اطمينان خاطر وجود دارد كه بگذارند كودك تنها بخوابد، اما هر زمان كه كودك بيدار شد و گريه كرد سراغ او بروند. چنانچه مي خواهيم كودكان بزرگ تر عادت خوردن شير را در ساعات مياني شب ترك كنند، بهتر است مادر بلافاصله كه كودك نق زد سراغ او نرود، بسياري از كودكان غلتي مي زنند و مجدد به خواب مي روند. البته بايد در نظر داشت كه هميشه كارها به همين راحتي نيست و مديريت خواب و تغذيه برخي از كودكان نياز به زمان و شكيبايي والدين و ترفندهاي خاص دارد.

تشويق و صداقت والدين
دكتر عرب گل تاكيد مي كند: اگر والدين به هر دليل موفق نشده اند كودك را جدا از خود بخوابانند، بايد هر چه زودتر اقدام كنند و حتما كودك بايد در اتاق خودش بخوابد. پدر يا مادر مي توانند در اتاق كودك بخوابند، براي او قصه بگويند، كتاب داستان بخوانند تا او بخوابد و سپس اتاق او را ترك كنند، اما نبايد اجازه دهند كودك در اتاق آنها بخوابد. به نظر مي رسد پس از 2 سالگي كه روند اضطراب جدايي كودك رو به كاهش است، اين مساله راحت تر پيش برود. بديهي است براي همكاري كودك حتما بايد تشويق متناسب با سن انجام شود. در صورتي كه والدين پس از به خواب رفتن كودك مي خواهند اتاق او را ترك كنند، نبايد به دروغ بگويند كه تا صبح نزد او مي خوابند.

دكتر عرب گل مي افزايد: يك فاصله زماني بين شام و ساعت خواب كودك در نظر بگيريد. مصرف غذاهاي سنگين و نوشيدني هاي زياد بلافاصله قبل از خوابيدن مانع از خواب خوب و راحت مي شود. تنظيم نور و دماي اتاق كودك بين 18 تا 20 درجه نيز بايد مورد توجه قرار گيرد.

وقتي مراجعه به روانپزشك ضروري است
به گفته دكتر عرب گل، مشورت با روانپزشك اطفال در ارتباط با بدخوابي كودكان در چند مورد ضروري است، وقتي كودك به طور مكرر كابوس مي بيند، در برابر جدا خوابيدن از والدين مقاومت نشان مي دهد و جدايي او را دچار اضطراب و بي خوابي و به تبع آن چسبندگي زياد در طول روز به مادر مي كند و همين طور وقتي كه كم خوابي با ساير مشكلات رفتاري، خلقي و هيجاني كودك همراه است.


روزنامه جام جم، شماره 3385 به تاريخ 24/1/91، صفحه 16 (سلامت)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 9 فروردین1391 ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط مهدی |

مترجم: آذر شايان

فرض كنيد وارد يك اسباب بازي فروشي شده ايد ولي نمي دانيد كدام اسباب بازي را براي فرزندتان انتخاب كنيد.
    فرض كنيد يك فروشنده بدون اينكه بپرسد فرزندتان پسر است يا دختر، اصرار دارد يك اسباب بازي گران را به شما بفروشد شما غالبا از حرف هاي او متقاعد مي شويد و اسباب بازي اي را مي خريد كه معلوم نيست كودكتان از آن خوشش خواهد آمد يا خير. البته در بيشتر موارد متوجه مي شويد كه او دوست ندارد با اسباب بازي مزبور بازي كند.
    شما بهتر از هركس ديگري فرزندتان را مي شناسيد و تنها كسي هستيد كه مي تواند بهترين اسباب بازي را براي او انتخاب كند.
    آيا كودكي خودتان را به ياد مي آوريد؟ در آن زمان سرگرمي اصلي شما چه بود؟ مطمئنا كار كردن نبود! شما در آن زمان تنها به بازي كردن مي پرداختيد و هيچ گونه نگراني نداشتيد. شما در كودكي به اسباب بازي نياز داشتيد و والدين تان آنها را برايتان مي خريدند. آنها بايد اسباب بازي هاي مناسب را انتخاب مي كردند كه البته كار آساني نبود.
    اكنون شما خودتان داراي فرزند شده ايد و بايد براي او به دنبال اسباب بازي مناسب بگرديد.
    برخي از والدين فقط اسباب بازي هاي به ظاهر شگفت انگيز را براي فرزندشان مي خرند كه كار اشتباهي است زيرا كودكان به برخي از چنين اسباب بازي هايي علاقه اي نشان نمي دهند.
    
    
    بهترين اسباب بازي
    براي يافتن اسباب بازي مناسب بايد شخصيت كودكان را به دقت درنظر بگيريد.
    
    
    نكات مهم
    ¤ سن كودك: سن كودك در انتخاب اسباب بازي براي او اهميت زيادي دارد. اگر اسباب بازي اي بخريد كه مناسب كودكان بزرگ تر از فرزندتان باشد او ممكن است به خودش صدمه بزند.
    كارخانه هاي اسباب بازي فروشي تلاش مي كنند تا حدامكان محصولات بي خطري توليد كنند ولي شما هم بايد مراقب باشيد.
    از سوي ديگر اگر اسباب بازي خريداري شده مناسب كودكان كوچك تر از فرزندتان باشد او حوصله اش سرمي رود. بهترين كار اين است كه دقيقا مناسب با سن كودكتان برايش اسباب بازي بخريد.
    ¤ جنسيت كودك: والدين بايد جنسيت كودك خود را در نظر بگيرند، درغيراين صورت نمي توانند اسباب بازي دلخواه او را بخرند.
    ¤ اسباب بازي دوستان: وقتي فرزندتان با دوستانش درحال بازي كردن است دقت كنيد كه به كداميك از اسباب بازي هاي آنها توجه خاصي نشان مي دهد. احتمال زيادي وجود دارد كه او بخواهد همان اسباب بازي را داشته باشد.
    ¤ اظهارات خود كودك: گاهي كودك، خودش به والدين مي گويد چه چيزي مي خواهد و كار آنها را آسان مي كند. اما بر روي اين مسئله حساب نكنيد، برخي از كودكان اشتياق چنداني براي نام بردن از اسباب بازي مورد علاقه خود ندارند.
    ¤ ايمني: مهم ترين مسئله هنگام خريد اسباب بازي براي كودك، حفظ ايمني اوست كه متاسفانه غالبا ناديده گرفته مي شود و معمولاوالدين اهميت اين مسئله را فراموش مي كنند.
    ¤ مفيد بودن: بهتر است اسباب بازي اي كه براي كودكتان انتخاب مي كنيد مهارت هاي او را تقويت كند.
    در ضمن يك نكته مهم را از ياد نبريد. اختلاف سني شما با فرزندتان حداقل 20 سال است. اگر شما در زمان كودكي يك اسباب بازي را دوست داشتيد دليل نمي شود فرزندتان نيز به همان اسباب بازي علاقه داشته باشد. كودكان نسل هاي مختلف اسباب بازي هاي مختلف را دوست دارند.
    
    
    نحوه دادن اسباب بازي
    هرگز به كودك خود نگوييد: «اين اسباب بازي مال توست. برو و با آن بازي كن». اين كار باعث مي شود آن اسباب بازي در گوشه اي خاك بخورد!
    شما بايد در دادن اسباب بازي به كودكتان ابتكار به خرج دهيد. به عنوان مثال اسباب بازي را در گوشه اي پنهان كرده و از كودكتان بخواهيد آن را پيدا كند. ضمن خنده و شوخي همراه با او به دنبال اسباب بازي بگرديد. وقتي اسباب بازي را پيدا كرديد كودك نبايد به تنهايي با آن بازي كند. يادتان باشد كار شما هنوز تمام نشده است!
    والدين اولين و بهترين دوستان كودك هستند. پس والدين و دوست خوبي براي فرزندتان باشيد. اين كار، چندان سخت نيست ولي در عين حال آسان هم نخواهد بود. با اين حال قطعاً بسيار سرگرم كننده است!
    كودكان در سنين مختلف احتياجات خاص خود را دارند و براي هر رده سني اسباب بازي هاي مخصوصي ساخته شده است.
    مي دانيم كه بازي كردن غير از سرگرم كردن، فوايد بسيار زيادي دارد، بنابراين انتخاب يك اسباب بازي مناسب مي تواند باعث آموختن مهارت هاي ضروري به كودكان شود كه در زندگي آينده آنها نيز به كار مي آيد. از جمله اين اسباب بازي ها مي توان به لگو اشاره كرد.
    در هر سال اسباب بازي هايي از شخصيت هاي فيلم هاي كودكان به بازار مي آيد كه مورد توجه آنها قرار مي گيرد.
    در ضمن خريد كامپيوتر براي كودكان در واقع سرمايه گذاري مهمي است كه والدين براي آنها انجام مي دهند.
    والدين بايد توجه خاصي به بهداشت كودكان نشان دهند. هرچند برخي از كودكان علاقه اي به حمام كردن ندارند شما مي توانيد با خريد اسباب بازي هاي مناسب، اين كار را براي آنها لذتبخش كنيد.
    به علاوه شما مي توانيد استخر كودكان بخريد زيرا همه آنها آب تني را دوست دارند.
    از آنجا كه برخي از كودكان مدام در حال شكستن اسباب بازي هاي خود هستند، والدين بايد از مقاومت آنها مطمئن شوند. توصيه مي شود براي چنين كودكاني اسباب بازي هاي چوبي خريداري شود تا مدت بيشتري دوام آورند. به علاوه وجود جعبه هاي چوبي به تميز ماندن اتاق كمك مي كند!
    در مورد دختران اولين اسباب بازي كه به ذهن مي رسد عروسك است و براي پسران روبوت ياترن به ذهن خطور مي كند.
    بازي با اسباب بازي هاي كركي مي تواند خطرناك باشد. درست است كه اين اسباب بازي ها سرگرم كننده و بامزه هستند ولي در خريد آنها عجله نكنيد.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20149 به تاريخ 1/12/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  جمعه 5 اسفند1390 ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط مهدی |

برای کودکان عزیز در سال ۱۳۹۱ آرزوی سلامتی و خوشبختی روز افزون دارم. تقویم سال ۱۳۹۱ تقدیم به همه کودکان و خانواده های عزیزشان در هر جای این کره خاکی.

عید باستانی نوروز مبارک

دانلود خانواده

دانلود کودکان

 


برچسب‌ها: کودک, کودکان, تقویم, 1391, تقویم دیواری
+  نوشته شده در  پنجشنبه 22 دی1390 ساعت 8:31 بعد از ظهر  توسط مهدی |

دكتر غزال زاهد

سوالات خود را هر هفته شنبه ساعت 11 تا 12 يا 16 تا 17 با شماره تلفن 88757758 با مشاوران در ميان بگذاريد و پاسخ ها را در روز يكشنبه در همين صفحه بخوانيد.

صوفي از تهران
پسرم 13 سال دارد. از زماني كه وارد مقطع دوم راهنمايي شده بسيار پرخاشگر، لجوج و كم حافظه شده است. به درس خواندن علاقه اي ندارد امتحانات را با نمرات بدي پشت سر گذاشته است. با دوستان و اطرافيانش رفتار بدي ندارد اما اهل خانه را آزار مي دهد، مدام فحاشي مي كند و مادرش او را تنبيه بدني مي كند. باتوجه به اين شرح حال، چه رفتاري را براي برخورد با او توصيه مي كنيد؟
دكتر زاهد
در امر خطير تربيت فرزندان، تنبيه بدني هيچ جايگاهي ندارد و به هيچ عنوان توصيه نخواهد شد. زماني كه محيط خانه امن و عاري از فحش، تهديد، توهين و فرياد باشد، كودك يا نوجوان احساس ترس و اضطراب نخواهد كرد زيرا ناامني، موجب پرخاشگري و الگوگيري نامناسب فرزند مي شود.
ممكن است به دليل وجود اضطراب، به ذهن سپردن مطالب براي كودك ناممكن باشد و يا اختلال كمبود تمركز و توجه موجب اختلال در گيرايي او شود. همچنين محيط پرتنش منزل و يا مدرسه بر عملكرد تحصيلي فرزند اثرات منفي خواهد گذاشت.
والدين بايد آموزش هاي لازم در زمينه والدگري را فرابگيرند و بدانند با كودكي كه چنين مشكلاتي را دارد، بايد چگونه رفتار و برخورد كنند. به نظر مي رسد مشكلات يادگيري فرزند شما، به دليل وجود مشكل زمينه اي باشد و يا محيط آشفته باعث اين مسائل شود. در هر صورت بايد بررسي هاي لازم صورت گيرد زيرا در بعضي مواقع تمام فاكتورهاي مطرح شده در كودك يا نوجوان صدق كند و در اين صورت درمان سخت تر شود. فراموش نشود كه انجام بررسي هاي دقيق توسط روانشناس و در صورت لزوم روانپزشك كودك و نوجوان در به دست آمدن علت دقيق رفتارهاي نامناسب و ناسازگاري ها و البته درمان آنها بسيار موثر خواهد بود.



روزنامه ايران، شماره 4959 به تاريخ 20/9/90، صفحه 15 (بيرق)

+  نوشته شده در  پنجشنبه 22 دی1390 ساعت 8:21 بعد از ظهر  توسط مهدی |

گفت و گو با صديقه بزازان، روان شناس و متخصص آموزش مهارت هاي زندگي به كودكان

نويسنده: مريم يوشي زاده

قبل از آن كه براي گفت وگو به دفتر مشاوره صديقه بزازان، كارشناس ارشد روان شناسي بروم و با او درباره آموزش مهارت هاي زندگي به كودكان و نوجوانان كه موضوع اصلي پايان نامه اش بوده است، حرف بزنم آزمايشي انجام دادم كه گرچه در ابعادي كوچك اجرا شد، اما نتيجه قابل توجهي داشت.
آزمايش از اين قرار بود كه تعدادي از آشنايان با سطح تحصيلات بالارا انتخاب كردم و از آنها پرسيدم كه آيا قبول دارند بيگانه بودن با مهارت هاي زندگي در كودكي يكي از دلايل درگيرشدن آنها با انواع آسيب هاي اجتماعي در بزرگسالي است؟ طبيعي است كه هيچ يك از آنها پاسخ منفي به اين پرسش ندادند. تا اينجاي كار، نتيجه عادي و قابل حدس است، اما قسمت عجيب آزمايش، مربوط به مرحله دوم است كه از آنها پرسيدم اين مهارت هاي خاص چه هستند و تقريبا همه آنها گفتند توانايي «نه» گفتن! فقط همين! اما جالب اينجاست كه براساس تقسيم بندي يونيسف اين مهارت ها دهگانه هستند و نتيجه اين آزمايش ثابت مي كند خيلي ها، حتي برخي دست اندركاران تعليم و تربيت كودكان و نوجوانان، هنوز دقيقا با معناي مهارت هاي زندگي آشنا نيستند.

خانم بزازان، مهارت هاي زندگي چه هستند و از چه زماني آموزش آنها در مقطع سني پايين ابداع شد؟
در جامع ترين تقسيم بندي روان شناسان، مهارت هاي زندگي عبارتند از خودآگاهي، توانايي در برقراري و كنترل روابط بين فردي، ارتباط، تفكر نقادانه، تفكر خلاق، تصميم گيري، حل مساله، مقابله با فشارهاي رواني، مقابله با هيجان و همدلي.
همان طور كه از عنوان اين مهارت ها پيداست آنها نه تنها فرد را براي قبول مسووليت هاي اجتماعي آماده مي كنند بلكه موجب مي ­شوند فرد در مواجهه با بحران­ هاي آينده زندگي كارآمدتر برخورد كند. نخستين بار سال 1979، بوتوين ـ روان شناس آمريكايي ـ اين مهارت ها را براي مقابله با مساله اعتياد نوجوانان در آمريكا ابداع كرد كه عبارتند از: مهارت ابراز وجود، تصميم گيري و تفكر نقادانه، اما اين مهارت ها با گذشت زمان بيشتر شدند و به 10 نوعي كه اشاره كردم رسيدند.

چرا آموزش مهارت هاي زندگي در دهه هاي اخير در كشورهاي مختلف دنيا مورد توجه ويژه اي قرار گرفته است؟
كودكاني كه مهارت هاي زندگي را ياد نمي گيرند در بزرگسالي دچار تحريف هاي شناختي مي شوند. ما ياد گرفته ايم كه نتيجه گيري هاي شتاب زده داشته باشيم. ياد گرفته ايم جاي يكديگر قضاوت كنيم. ياد گرفته ايم پيشداوري كنيم و سعي كنيم ديگران را بدون در نظرگرفتن خواسته خودشان كنترل كنيم.
ما نمي دانيم در مواجهه با يك بحران چگونه فكر كنيم و چطور واكنش مناسب نشان بدهيم و نمي دانيم احساسات و هيجان هايمان را چطور ابراز و مديريت كنيم. ما حتي از بيماري هاي جسمي رنج مي بريم كه منشا خيلي از آنها روحي و رواني است. دليل همه اين مشكلات، ناآگاهي ما از مهارت هاي زندگي است و به طور كلي اگر بخواهيم تعريف اين مهارت ها را در چند كلمه خلاصه كنيم، بايد گفت مهارت هاي زندگي بصيرت هر فرد از خود و چگونگي مواجهه با مشكلات و بحران ها هستند.

اما فكر نمي كنيد اين مهارت ها پيچيده تر از آن باشند كه بتوان به كودكان آموزش داد؟
همين جاست كه من مي گويم بايد براساس رده سني و نياز هايي كه روان شناس تشخيص مي دهد مهارت هاي زندگي را به كودكان آموزش داد.
براي مثال كودكي كه ناخن مي جود يا تيك عصبي دارد، حتي اگر در رده سني مشتركي با كودكان مهد كودكش قرار داشته باشد از نظر نيازهاي آموزشي با آنها يكي نيست. مربي در اين شرايط وظيفه دارد نياز او را به يك نوع خاص از مجموعه اين مهارت ها، تشخيص بدهد و بفهمد كه دقيقا كودك به كدام يك از آنها نياز فوري دارد.

راه پيشنهادي شما براي آموزش اين مهارت ها به رده هاي سني مختلف چيست؟
من در پايان نامه ام پيشنهاد كردم كه اين مهارت ها را با استفاده از بازي به كودكان و نوجوانان ياد بدهيم. البته برخي از اين مهارت ها را هم با توجه به رده هاي سني و نيازهاي افراد تا حدودي تغيير دادم. فكر اوليه روشي كه من استفاده كردم از كتاب روان شناسي به نام اسلوينگ بود. اين خانم پس از زلزله بم به ايران سفر كرد و حاصل پژوهشش بر كودكان بمي كتابي شد كه در آن بازي هايي براي آموزش مهارت هاي زندگي به كودكان پيشنهاد شده بود. من بسياري از ايده هايم را از اين كتاب گرفتم، اما آنها را بومي كردم و با شرايط فرهنگي كشور خودمان وفق دادم.

يعني شما مهارت هاي ديگري را هم به اين مجموعه اضافه كرده ايد؟
خير. من متوجه شدم كه برخي مهارت هاي زندگي بايد دقيق تر تعريف شوند و برخي هم نياز به پيش نياز ها يا كمك هايي دارند. براي نمونه، خودآگاهي همان طور كه گفتم يكي از انواع مهارت هاي زندگي است، اما اگر كودك در شناخت از خودش تنها باشد گاهي دچار تصورات غلط نسبت به خودش مي شود. اصلاتصوير ذهني چند درصد از ما واقعا منطبق آن چيزيست كه واقعا هستيم؟ خودآگاهي بايد به درك بهتر نقاط مثبت، توانايي ها، استعدادهاي فرد و تشخيص نقاط ضعفي كه بايد تغييرشان بدهد، برسد. اعتماد به نفس، عزت نفس و ابراز وجود هم در همين مقوله خودآگاهي مي گنجند. ما در چه حد اين آگاهي ها را به دست مي آوريم؟ آيا اين آگاهي ها، بدون داشتن كمك در كودكي قابل دستيابي هستند؟ پاسخ من منفي است. شعار خودآگاهي به عنوان يكي از مهارت هاي زندگي اگرچه در ظاهر زيباست، در حد يك تئوريست.
به همين دليل من معتقدم مربي بايد در روند خودآگاهي كودك به عنوان اولين مهارت زندگي كه به او آموخته مي شود، به شكلي غيرمستقيم دخالت كند و بخش هايي از شناختي را كه كودك نسبت به خودش به دست مي آورد و غيرواقعي است، اصلاح كند. اين شناخت، نظارت و دخالت غيرمستقيم در بخش هاي ديگر آموزش مهارت هاي زندگي هم بايد از طرف مربي و روان شناس وجود داشته باشد.

همه ما بارها و بارها در زندگي با آدم هاي دروغگو، متقلب، كم تحمل، بي حوصله يا ناتوان در حل مسائل برخورد كرده ايم. به نظر شما انسان ها با اين كاستي ها به دنيا مي آيند يا شرايط محيطي و تربيت خانوادگي اين صفات را در آنها به وجود مي آورند؟
هر انساني در لحظه تولد، لوحي سپيد است و همه حوادث پس از زندگي، روي آن لوح ثبت مي شوند و يك سري از ويژگي هاي ما از اين طريق به دست مي آيند. بخشي از ويژگي هاي ما نيز وابسته به تربيت است و يك سري هم سرشتي هستند مثل بي نظمي و اضطراب.

اگر انساني با ويژگي سرشتي منفي به دنيا بيايد ديگر قابل تغيير نيست يا اين كه همان مهارت هاي زندگي كه درباره شان بحث مي كنيم مي توانند اين ويژگي ها را نيز تغيير دهند؟
آموختن مهارت هاي زندگي و البته گاهي استفاده از روش هاي درماني مي توانند اين ويژگي ها را تعديل و كنترل كنند، اما اين نكته را هم بايد اضافه كنم كه همه ويژگي هاي سرشتي بد نيستند براي مثل گرايش به سر وقت بودن هم يك نوع ويژگي سرشتي است.

توانايي نه گفتن كه خيلي ها صرفا آن را به عنوان تعريف كلي مهارت هاي زندگي مي شناسند در كدام بخش از اين مهارت ها مي گنجد؟
توانايي نه گفتن به درخواست هاي نابجا، فقط يكي از شاخه هاي مقوله ارتباط موثر در مهارت هاي زندگي است. ارتباط موثر، شاهرگ زندگي اجتماعي ماست. ما در مقوله ارتباط موثر اولالزوم داشتن ارتباط را به كودك مي فهمانيم، بعد شيوه برقراري ارتباط را ياد مي دهيم و سپس به آنها مي آموزيم كه آيا هر ارتباطي ارزش باقي ماندن دارد؟

برخي پدر و مادر ها اعتقاد دارند نبايد كودكشان را در شرايط بحران قرار دهند و حتي ساده ترين بحث ها را هم در محيط دربسته و بدون حضور كودكان انجام مي دهند و برخي ديگر مي گويند كودكان هم بايد طريقه مواجهه با چالش را ياد بگيرند و دور نگهداشتن شان از واقعيت هاي زندگي به صلاح نيست. كدام يك از اينها درست است و شما چطور مديريت فشار رواني را به عنوان يكي از مهارت هاي زندگي به كودك مي آموزيد؟
بزازان: دليل بسياري از مشكلات ما، ناآگاهي از مهارت هاي زندگي است و به طور كلي اگر بخواهيم تعريف اين مهارت ها را در چند كلمه خلاصه كنيم، بايد گفت مهارت هاي زندگي بصيرت هر فرد از خود و چگونگي مواجهه با مشكلات و بحران ها هستند
نوع برخورد با فشارهاي رواني بسيار متفاوت است، اما مي شود آنها را در 3 نوع گنجاند. نوع اول شيوه برخورد هيجان مدار است. فرض كنيم كه شما وقت دكتر داشته ايد. حالابه مقصد مطب دكتر در اتوبوس هستيد و مي دانيد كه ديرتان شده است. اگر در برخورد با اين مشكل صرفا خودتان را سرزنش كنيد و مضطرب باشيد و تغييرات جسمي ناشي از استرس مثل يخ كردن دست ها و لرزش آنها يا تغيير رنگ چهره در شما ظاهر شود يعني برخوردتان با اين مشكل هيجان مدار بوده است.
نوع دوم، برخورد مساله مدار است. در اين شيوه شما با حادثه روبه رو شده ايد و تصميم مي گيريد كه براي دفعه بعدي چطور برنامه ريزي كنيد كه ديگر ديرتان نشود براي نمونه در مثال قبلي تصميم مي گيريد از اين پس نيم ساعت زودتر از زمان محاسبه شده تا مطب راه بيفتيد.
نوع سوم هم تركيبي از روش هيجان مدار و مساله مدار است. يعني نه تنها در مواجهه با مشكل براي دفعه بعد برنامه ريزي مي كنيد كه چطور مانع بروز آن شويد بلكه تصميم مي گيريد هم اكنون بايد چه راهكاري براي بهبود شرايط داشته باشيد، يعني در مثال اول، هم تصميم مي گيريد از اين پس نيم ساعت زودتر راه بيفتيد و هم با مطب پزشك تماس مي گيريد و تاخيرتان را اطلاع مي دهيد تا وقت ملاقات تان را از دست ندهيد.
ياددادن اين مطالب نيز به كودكان از طريق بازي امكان پذير است. ما در طول بازي، آنها را در موقعيت هايي قرار مي دهيم كه نياز به تصميم گيري هاي ناگهاني و سنجيده داشته باشند و به موقع از قابليت هايشان استفاده كنند.شما پرسيديد كه آيا بايد كودكان را در شرايط بحراني قرار داد يا نه، من معتقدم بايد به شكل كنترل شده اي كودك را با بحران روبه رو كرد، اما به شرطي كه آسيب نبيند. خلاقيت يعني تفكر واگرا و تفكر واگرا يعني امتحان كردن راهكارهاي متفاوت. وقتي شما كودك را با چالشي كنترل شده مواجه مي كنيد در واقع به او امكان مي دهيد از خلاقيتش استفاده كند.

در صحبت هايتان به كنترل هيجان ها اشاره كرديد. يكي از هيجان ها خشم است. آيا خشم يك هيجان غيرطبيعي است كه ما بايد سركوبش كنيم يا همه مان حق خشمگين شدن و بروز آن را در مواردي داريم؟
خشم يك هيجان است و هر آدمي حق دارد در مواردي خشمگين شود. ما نمي گوييم مهارت هاي زندگي اين توانايي را به شما مي دهند كه خشمگين نشويد بلكه اين مهارت ها شما را قادر مي سازند خشمتان را مديريت كنيد. درباره بچه ها هم همين طور است. ما آنها را در شرايطي قرار مي دهيم كه در طول بازي به نتيجه مطلوب نرسند و ناراضي و خشمگين شوند و سپس يادشان مي دهيم كه چطور مي شود اين خشم را مديريت كرد.

بيشترين مراجعه هاي كودكان و نوجوانان به شما به دليل كدام گروه از ناهنجاري هاي رواني است؟
متاسفانه تعداد زيادي از بچه هاي ما بخصوص در دوره راهنمايي و دبيرستان مضطرب هستند. در پرونده هاي اخير موارد بسيار جدي از اضطراب ديده ام. همين اضطراب مي تواند زمينه ساز افسردگي هم بشود.
نه فقط نوجوان هاي ايراني مضطرب هستند بلكه كودكان مان هم به دليل ناآگاهي والدين شان از مهارت هاي زندگي و به كارگيري روش هاي تربيتي غلط، مضطرب هستند. بگذاريد مثالي در اين زمينه بزنم. چندي پيش در مهدكودكي كه با آن همكاري مي كنم به پرونده يك كودك غيرعادي برخوردم. مادر بچه درخواست يك جلسه مشاوره داشت. مشكلش اين بود كه فرزندش، دائما بچه هاي ديگر مهد را كتك مي زد!
به او گفتم كه آيا فرزندش ناخن هايش را هم مي جود؟ آيا دائما موهاي سرش را دور انگشتش مي پيچد؟ شب ادراري و تيك عصبي دارد؟ او همه را تاييد كرد. به او گفتم پيشگو نيستم بلكه اين كودك بشدت مضطرب است و آنها از موضوع بي خبر بوده اند. آيا اضطراب در اين كودك خود به خود ايجاد شده بود؟! نه ! وقتي بيشتر پيگيري كردم متوجه شدم كه پدر و مادر بچه، گرچه زير يك سقف زندگي مي كنند، اما زندگي شان كاملااز هم جداست! آنها حتي وعده هاي غذايي شان را جدا از هم مي خورند! اين مثال را مطرح كردم تا به اين نتيجه برسيم كه صرفا آموزش مهارت هاي زندگي توسط مربي مهدكودك كافي نيست و پدر و مادر هم بايد نقشي داشته باشند و در نگاهي كلي تر، گرچه مهارت هاي زندگي به شكل نظام مند از مهدكودك آغاز مي شوند، آموزش پيش از مهدكودك مهارت ها به عهده پدر و مادر است.

اما پدر و مادرهايي كه خودشان مهارت هاي زندگي را آموزش نديده اند چطور قرار است آنها را به بچه ها بياموزند؟
مهم ترين توصيه ام اين است كه هم پدر و هم مادر در تربيت كودك سهيم شوند. بگذاريد در اين مورد مثالي را مطرح كنم؛ يكي از پرونده هايم مربوط به دختربچه 5 ساله اي با ناهنجاري شديد رفتاري بود. او شب ادراري داشت. بشدت وابسته به مادرش بود و حاضر نمي شد هيچ جا بدون مادر بماند و در عوض هيچ حسي نسبت به پدرش نداشت.
مادر بچه درباره شيوه تربيتي اش به من مي گفت با شوهرش از روز اول زندگي تقسيم وظايف كرده است و قرار گذاشته اند پدر كارهاي بيرون از خانه مثل خريد و... را بر عهده داشته باشد و مادر وظيفه تربيت بچه ها را. جالب اين است كه زن و مرد هر دو تحصيلكرده بودند. من براي حل مشكل از پدر خواستم با بچه بيرون برود تا هم نسبت به پدرش احساسي پيدا كند و هم وابستگي نسبت به مادرش كم شود.
دومين توصيه ام اين است كه پدر و مادر روش تربيتي شان را همسو كنند. كودكي را به ياد دارم كه در فروشگاه، هر وقت اراده مي كرد چيزي را برايش بخرند آن را به روش خاص خودش به دست مي آورد. اين بچه ياد گرفته بود ابتدا جيغ و داد راه بيندازد و سپس لباس هايش را دربياورد تا والدينش از ترس آبرويشان، آنچه را مي خواسته برايش بخرند. پس از مدتي فهميدم روش تربيتي والدين كودك با هم همسو نيست. كودك باهوش بود و فهميده بود كه والدينش در تصميم هايشان ثابت قدم نيستند. براي نمونه بچه مي فهميد كه اگر مادر مي گويد چيزي را براي او نمي خرد، مي تواند از طريق تحت فشار گذاشتن پدرش آن را به دست بياورد و بالعكس. توصيه من به اين پدر و مادر هم همين بود. حرف و فكر آنها بايد يكي باشد.

در ايران مهارت هاي زندگي از دبيرستان به شكلي محدود آموزش داده مي شود. شما گفتيد كه مهارت ها را بايد از بدو تولد آموزش داد. با اين حساب آيا آموزش مهارت هاي زندگي در دبيرستان سودي دارد؟
از نظر من، اگر در اين سن آموزش ندهيم، بهتر است. به متوسط سن بروز بيماري هاي جنسي و مقاربتي و اعتياد، فحشا و انواع ديگر بزه نگاه كنيد. خيلي از آنها كمتر از سن دبيرستان هستند و آن وقت ما تازه در سن دبيرستان تصميم مي گيريم به فرزندانمان چيزهايي را بياموزيم!


روزنامه جام جم، شماره 3291 به تاريخ 12/9/90، صفحه 14 (آموزش)

+  نوشته شده در  پنجشنبه 22 دی1390 ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط مهدی |

بازي فعاليت طبيعي، لذت بخش، شگفت انگيز و پررمز و راز است. بازي وسيله اي براي بيان احساسات، برقراري ارتباط، توصيف تجربيات، آشكار كردن آرزوها، رسيدن به خود شكوفايي، خودآگاهي و خودكار آمدي است. در واقع مي توان بازي را تفكر كودك دانست.


انواع بازيها
- بازي هاي اكتشافي: اين بازي ها سبب چالاكي و افزايش مهارتهاي حسي و حركتي و تقويت سيستم عصبي كودك مي شود. از جمله اين بازي ها مي توان به تخته تعادل هماهنگي مغز در استخر توپ، نقاشي با انگشت و كولاژ اشاره كرد.
- بازي هاي عاطفي- اجتماعي: كودكان از طريق اين نوع بازي ها احساسات، ناكامي ها و اضطراب هاي خود را بيان مي كنند. بيان احساسات به روش صحيح و موثر باعث افزايش قدرت سازگاري مي شود. به كمك اين بازي ها كودك مهارتهايي مانند عزت نفس، اعتماد به نفس، خودآگاهي، استقلال، ارتباط موثر با ديگران، همكاري و مسئوليت پذيري را مي آموزد. بازيهاي خيالي، سيني شن، ايفاي نقش، داستان سازي از جمله بازي هاي عاطفي- اجتماعي هستند.
- بازي هاي ذهني (هوشي): رشد و تكامل ذهن كودك بيش از ساير جنبه ها مورد توجه همگان است؛ زيرا يادگيري يك فرايند ذهني است. كودك به كمك بازي هاي ذهني از طريق دست كاري اشيا و تماس با محسوسات حقايق را كشف كرده و از اين راه تجربه مي آموزد. بازي با مكعب ها، كارتهاي حافظه، دومينوها، سازه ها، ساختني ها، مك هاي مغناطيسي، ديوارك ها و بازي هاي كلامي از جمله اين بازي ها هستند.


بازي درماني چيست؟
بازي درماني روشي است كه به ياري كودكان مي شتابد تا بتوانند مسائل خود را بدست خويش حل كنند. بازي درماني به كودك اجازه مي دهد جهان را در مقياس كوچك تر با دستان خود بسازد و تحت نفوذ درآورد.
اتاق بازي درماني: يك اتاق بازي درماني بايد ضدصوت، داراي يك پنجره، فضاي كافي براي بازي هاي پرجنب و جوش داشته باشد. كف اتاق مفروش بوده تا نشستن در آن راحت باشد و همچنين يك آينه يك طرفه و يك دوربين فيلمبرداري در حالت آرماني وجود داشته باشد.


اسباب بازي ها و مواد بازي:
خانه و خانواده عروسك ها، تخت خواب عروسك، كالسكه عروسك، لباس هاي عروسك، عروسك هاي پارچه اي، شيشه شير، تلفن، كتاب هاي داستان، سازه ها، لگو، مگ هاي مغناطيسي، كارتهاي بازي، ميز و صندلي كودك، كيسه غله، سيني شن، گل رس، انواع ماژيك و مدادها، كاغذ و چسب، ظروف و كارد و چنگال پلاستيكي، سبد خريد، وسايل نقليه، خرس پشمالو، حيوانات مينياتوري، حيوانات اهلي و وحشي، دايناسورها در اندازه هاي مختلف، وسايل پزشكي، ماسك هاي مختلف.


حيوانات مينياتوري
حيوانات اهلي، جنگلي، دايناسورها، خزندگان، حشرات، دريايي ها در اندازه هاي مختلف مورد نياز است. هدف اصلي بازي اين است كه به كودك امكان دهيم تا در مورد استنباطش از روابط شخصي خود و روابط ديگري كه در خانواده وجود دارد به داستان سرايي بپردازد.
بررسي روابطش با ديگران در گذشته، حال و آينده، دست يابي به شناخت كاملتري از موقعيت خود در خانواده، بررسي و كشف ترس هاي مربوط به روابط آينده خود و ديگران و خيال پردازي راجع به روابط احتمالي آينده از ديگر اهداف بازي با اين اسباب بازي است. فرايند استفاده از حيوانات مينياتوري اساسا فرافكنانه است.


كار با سيني شن
كار با سيني شن به كودك فرصت مي دهد تا داستان سرايي كند و در تخيل خود رويدادها و موقعيت هاي گذشته و كنوني را باز آفريني كند. او در خلال اين بازي مي تواند رويدادهاي خاص گذشته، حال و آينده را بررسي كند، آن چيزهايي كه برايش قابل قبول نبوده يا نيستند به عمل درآورد، نسبت به رويدادها به درك شناختي و كسب بينش مي رسد و مي تواند براي مسائل مختلف راه حل پيدا كند و بين دوگانگي ها هماهنگي برقرار كند.


نقاشي، رنگ آميزي و كولاژ
اين رسانه ها تمركز بر خلاقيت دارد و كودك را به كاوش و آزمايش ترغيب مي كند. همچنين به كودكان اجازه مي دهد تا با استفاده از تخيل، نمادپردازي، افكار دروني، احساسات و تجاربشان را بيان و منتقل كنند. بيان شرح حال، ابراز احساسات هيجاني شديد يا واپس رانده شده و كمك كردن به كودك در كنترل رويدادهايي كه تجربه كرده يا مي كند جز اهداف مهم اين بازي ها محسوب مي شود. تمرينات مقدماتي مانند تمرين تعقيب و شكار و تمرين آقاي كج و معوج كاربرد بسياري دارد.
كولاژها صحنه ديگري را براي بروز خلاقيت كودكان فراهم مي آورد. كولاژ اين فرصت را به كودك مي دهد تا بين بافت و ساختار اشياء (پرها، خاك اره، پنبه) و احساسات هيجاني اش ارتباط برقرار كند. كولاژها رسانه مناسبي است تا كودك از توصيف هاي سطحي به سمت توصيف هاي عميق تر و خودافشايي حركت كند.


مسافرت خيالي
تكنيك بسيار قدرتمندي است كه براي فرايند مشاوره كودك مفيد و سودمند است. مسافرت خيالي مي تواند به كودك كمك كند تا با تجاربي كه برايش دردناك بوده اند و به همين دليل احتمالاسركوب شده اند ارتباط برقراركند. به او امكان مي دهد كه با ناراحتي و درد دروني اش رابطه برقرار كرده و سپس ازطريق فرايند مشاوره با آن درد مقابله نمايد.
كمك به كودك براي اينكه شرح حالش را بازگو كند، بتواند با تجارب سركوب شده ارتباط برقرار كند، به سناريوهاي ناتمام دست يابد و تجربه پيدا كند و كنترل نمايد و براي اينكه رفتارهاي جايگزيني را كه نتايج رضايت بخش تري براي او دارند را كشف كند اهداف اين شيوه بازي شمرده مي شود.


كتاب ها و داستان ها
كتابها براي مقاصد آموزشي بسيار مناسب هستند. همچنين خلق داستان از نظر درماني مفيد مي باشد. كتاب براي كسب آگاهي در مورد مسائلي همچون سوءاستفاده جنسي، خشونت، خشم، جدايي، طلاق و مرگ استفاده مي شود.


بازي هاي ديگر:
1- تكنيك زنگ ساعت: براي كودكاني كه داراي مشكلات كنترل تكانه، رفتار برون ريزي، عدم عزت نفس (كودكان بيش فعال) مناسب مي باشد.
2- دور ريختن احساسات بد: (يخ را بشكن)
3- جاسوس و دزد
4- بادكنك هاي احساسي
ويژگي هاي مطلوب مشاور كودك:
1- همساز و همخوان با كودك باشد.
2- با كودك درون خود در تماس باشد.
3- پذيرا بودن.
4- عدم وابستگي عاطفي.


روزنامه كيهان، شماره 20087 به تاريخ 10/9/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  پنجشنبه 10 آذر1390 ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط مهدی |

علائم پايين بودن عزت نفس در كودكان


عزت نفس بچه ها به خودي خود كم يا زياد نيست و شبيه ابر لايه لايه اي است كه روزانه تغيير شكل و شدت مي دهد و با خلق و خوي هر كودك و ميزان آگاهي وي نسبت به محيط زندگي اش و نيز طرز فكر مردم اطراف او فرق مي كند‏‎.

زندگي هاي روزمره بچه ها پر از موفقيت و شكست است. زماني كه در امتحان ديكته موفق مي شوند بي نظيرند، اما اگر فراموش كنند تكليف علوم خود را بنويسند، سرزنش مي شوند و صدها نمونه ديگر، چون بچه ها به ندرت
مي توانند بين مسائل جزئي و مهم تفاوت قائل شوند و موفقيت هاي بزرگتر نمي توانند شكست هاي كم اهميتشان را جبران كنند‎.

عزت نفس شامل احساسات، باورها و آرزوهاي پيچيده كودك بر اساس مهارت هاي در حال تغيير وي در تاثير متقابل و نفوذ به دنياي اطرافش است‎. چون عزت نفس بسيار پيچيده، و ارزيابي آن بسيار پر دردسر و دشوار است، در زير فهرستي در مورد علائم امكان پايين بودن عزت نفس در كودكان ارائه شده است. اين علائم به والدين مي آموزد كه اگر كودكي عزت نفس اندك داشته باشد، چگونه رفتار مي كند و چه طرز فكري خواهد داشت‎.‎ كودكي كه عزت نفس اندكي دارد در خانه چنين رفتارهايي از خود بروز مي دهد‎:‎

‏1-‏‎ ‎آرزو دارد كس ديگري باشد‎.‎

كودكي كه دائم دوست دارد شخص ديگري باشد، معمولاً بيش از حد خيال پرداز است و آرزو دارد كه كوچك تر شده و از مسئوليت هاي بزرگسالي خلاصي يابد‎.

‏2-‏‎ ‎احساس بي ارزش بودن مي كند‎.‎

اين احساس زماني به وجود مي آيد كه كودك نسبت به جلب توجه ديگران اميد كمي به خود دارد، در نتيجه به ندرت در جستجوي توجه ديگران است‎.

‏3-اغلب به هنگام برخورد با وظايف مشكل يا جديد، گريه مي كند‎.‎

بعضي از كودكان هنگام روبه رو شدن با وظايف دشوار، صبور نيستند و دائم مضطربند كه چگونه آنها را انجام دهند و به همين دليل به شدت اشك مي ريزند.

‏4-‏‎ ‎از خود به طور منفي ياد مي كند.‎

كودكان در هنگام صحبت در مورد توانايي هايشان غلو مي كنند و اكثر والدين به شنيدن اين حرف ها عادت دارند اما كودكي كه عرت نفس اندكي دارد ممكن است بگويد كه از خودش بيزار است يا اي كاش مرده بود‎.

بيشتر كودكان آن قدر از نظر انرژي اشباع شده اند كه به نظر مي آيد در حال انفجارند. اما كودكي كه احساس درماندگي مي كند، نشانه اي از تلاش در او ديده نمي شود‎ .

‏5-‏‎ ‎نمي تواند ابهام را تحمل كند‎ .‎

وقتي كه كودكي به قوت تشخيص خود اعتمادي ندارد،
مي خواهد كه هر چيزي را برايش چندين و چند بار توضيح دهند. اگر موضوعي به اندازه كافي واضح نباشد، باور
نمي كند كه بتواند آن را درك كند و نگران پيامدهاي
سوء تعبير خود مي شود.

‏6-‏‎ ‎خود ويرانگر است‎ .‎

بعضي از كودكان از خود بيزارند و حتي ممكن است به خودشان آسيب برسانند و اين كار را معمولاً با گاز گرفتن يا خراشيدن خود شروع مي كنند‎.

‏7-‏‎ ‎از نظر ظاهر، سر و وضع مرتبي ندارد‎.‎

البته اين مسئله در مورد كودكاني كه مسائل زيادي براي فكر كردن دارند رايج است، اما مي تواند علامتي باشد نسبت به اينكه كودك از فكر كردن و توجه به ظاهر خود لذتي نمي برد.

‏8-‏‎ ‎تصميم گيري برايش مشكل است‎ .‎

اين علامت ديگري است كه نشان مي دهد كودك به قوه تشخيص خود ايمان ندارد و نگران پيامد انتخابش است و در تصميم گيري مشكل پيدا مي كند.

‏9-‏‎ ‎نسبت به آينده اش بدبين است‎ .‎

وقتي كه كودكتان با بي حوصلگي و نااميدي از آينده اش سخن مي گويد بايد نگران شويد. بعضي از كودكان چون آينده شان را چندان پربار نمي بينند، اهميتي نمي دهند كه بعدها چه اتفاقي بيفتد‎.‎

‏10-‏‎ ‎به كودكان كوچك تر و ضعيف تر از خود زور مي گويد‎.‎

كودكي كه احساس ضعف مي كند و به سبب عدم اعتماد به نفس نااميد است، سعي مي كند با ترساندن بچه هاي ديگر، مخصوصا آنهايي كه ترسو هستند، احساس قدرت كند يا لااقل بدين ترتيب شخص ديگري را در ترس خود شريك كند‎.

‏11-‏‎ ‎ستيزه جوست‎.‎

معمولاً بعضي از دوستان همسن وسال گاهي نسبت به يكديگر پرخاشگرند، اما اگر كودكي به طور دائمي پرخاشگري داشته باشد نگران كننده است، چون او بدين طريق نشان مي دهد كه از هم سن وسال هايش به طور كلي بيزار است. كودكي كه به طور كلي ديگر كودكان را از خود مي راند احتمالاً مي ترسد كه ديگران او را نپذيرند‎ .

‏12-‏‎ ‎در برخورد با بزرگسالان قوي تر يا همسن و
سال هاي تازه وارد، اعتماد به نفس ندارد‎ .‎

كمرويي در كودكان رايج است و به طبيعتي كه با آنان متولد مي شوند ارتباط دارد، ولي اگر كودكي با ديدن هر غريبه اي يخ مي زند، نشان دهنده اين است كه مي ترسد اشخاص تازه وارد او را بد يا نالايق تصور كنند‎.

‏13- درك ديدگاه هاي ديگران برايش مشكل است‎.‎

روي هم رفته كودكان، تفكرات و احساسات ديگران را سريع درك مي كنند، اما اگر كودكي معتقد باشد كه نمي تواند ديگران را بفهمد يا در اين زمينه تلاش كمي كند، توانايي درك سريع او تحليل مي رود و اگر عزت نفس كودك اندك باشد ديگر براي درك احساسات ديگران تلاش نمي كند‎.

‏14-‏‎ ‎بيش از حد به عقايد افراد مقتدر يا همسن و
سال هاي با اقتدار تكيه مي كند.‎

كودكي كه به خود اعتمادي ندارد يا قادر به ابتكار نيست، پيرو عقايد اشخاصي است كه با اعتماد به نفسند‏‎.

‏15-‏‎ ‎معلومات عمومي كمي دارد.

كودكي كه عزت نفس اندكي دارد، فكر مي كند كه نسبت به ديگران از جذابيت كمتري برخوردار است و به اين سبب، افكار خود را ابراز نمي كند و بر اين باور است كه عقايد و احساساتش براي ديگران اهميتي ندارد و كسي علاقه مند به شنيدن آنها نيست.

‏16-‏‎ ‎نقش رهبري را نمي پذيرد‎.‎

كودكاني كه عزت نفس اندكي دارند، اغلب معتقدند كه در سازماندهي ديگران و يا تصميم گيري ناتوانند‎.

‏17- به ندرت داوطلب مي شود‎ .‎

كودكي كه احساس مي كند بعيد است كاري را كامل يا به طور رضايت بخش انجام دهد، در هيچ كاري شركت نمي كند‎ .

‏18-اغلب از اجتماع دوري مي كند‎.‎

كودكي كه عزت نفس اندكي دارد، نمي داند كه چگونه توجه ديگران را به خود جلب كند و اين توجه را حفظ نمايد. به همين علت از كودكان ديگر دوري مي كند و زماني هم كه تلاش مي كند وارد گروهي شود، بسيار ناشيانه عمل مي كند و تلاشش بي فايده مي ماند‎ .

‏19- همسالانش به ندرت او را انتخاب مي كنند‎ .‎

كودكي كه به ندرت داوطلب مي شود و از تفكرات و احساساتش كمتر سخن مي گويد و عقايدش را ابراز نمي كند، در بازي و كارهاي مشاركتي به ندرت انتخاب مي شود. او از بودن با ديگران هرگز لذتي نمي برد و به ندرت مي تواند بر فكر گروه تاثير بگذارد و بدين ترتيب عدم اعتماد به نفسش شدت مي يابد‎.

‏20-‏‎ ‎دمدمي مزاج است‎.‎

وقتي كودكي به قوه تشخيص خود اعتماد ندارد، رفتار متناقضي از خود نشان مي دهد، مثلاً در زمين بازي خيلي ساكت است اما وقتي در كلاس است با سر و صدا كردن توجه معلم را به خود جلب مي كند، چرا كه مي داند
مي تواند اين كار را انجام دهد‎.

‏21- مطيع است‎.‎

هنگامي كه كودكي نسبت به ارزش خود بي اطلاع است، به راحتي تسليم دستورات ديگران مي شود‎.

‏22- با پز دادن، توجه ها را به سمت خود جلب مي كند.‎

از آنجا كه عزت نفس اندك، انواع بسيار متفاوتي دارد، مسلماً به طور متناقضي نيز بروز مي كند. بعضي از كودكان فكر مي كنند بي ارزشند و از خود چيزي ندارند كه اظهار نمايند، آن گاه در تلاشند كه با پز دادن توجه ديگران را به خود جلب كنند‎.

‏23- به ندرت مي خندد يا لبخند مي زند‎.‎

‏24- از همسن و سال هاي خودش با اهانت ياد
مي كند‎ .‎

كودكي كه نمي تواند تاييد ديگران را به دست آورد براي اينكه رنج خود را كاهش دهد، ديگران را سرزنش مي كند. مثلاً مي گويد فلان كودك بي ادب و كثيف است، يا نق مي زند، يا كودن است‏‎.

‏25-‏‎ ‎تابع اميال آني خود است‎ .‎

كودكي كه به خود اعتماد ندارد، بي اندازه نگران است كه نتواند كاري را به خوبي انجام دهد و اغلب بدون فكر عمل مي كند‎.

‏26- حواسش زود پرت مي شود و زمان قدرت تمركزش كوتاه است‏‎.‎

اين ويژگي از آنجا ناشي مي شود كه كودك فكر مي كند نمي تواند كار دشواري را انجام دهد و به محض اينكه به قسمت دشوار كار مي رسد توجه و تمركز او از بين
مي رود. اگر مطلبي را كه مي خواند زود درك نكند، يا به سرعت نتواند مسئله رياضي را حل كند، دچار حواس پرتي مي شود‎.

‏27-‏‎ ‎در محيط هاي جديد و ناآشنا دچار اضطراب شديدي مي شود‎ .‎

بعضي از كودكان كه از عزت نفس اندكي برخوردارند در
محيط هاي آشنا خوب عمل مي كنند، چون احساس مي كنند كسي از آنها كاري خارج از توانشان نمي خواهد، اما وقتي كه محيط تغيير مي كند بي اندازه نگران مي شوند و مي ترسند كه انجام دادن كارهاي متفاوتي را از آنها بخواهند.

‏28-‏‎ ‎انگيزه تلاش را از دست مي دهد‎.‎

وقتي كودكي فكر مي كند كه هرگز موفق نمي شود، دليلي براي تلاش كردن نمي يابد و تصور مي كند كه باز در نهايت، بيچاره و درمانده است‎ .

‏29-‏‎ ‎به طور كلي پشتكارش را از دست مي دهد‎.‎

هر كسي كه فكر كند شانس نسبتاً خوبي دارد، مي تواند كاري را تا آخر ادامه دهد اما كساني كه عزت نفس اندكي دارند اين احتمال را مي دهند كه در كارشان شكست خواهند خورد‎ .

‏30-‏‎ ‎از الگوهاي فكري ثابتي پيروي مي كند‎.‎

كودكي كه به خود اعتماد ندارد فكر مي كند كه نمي تواند واكنش هاي ديگران را درك كند، بنابر اين گرفتار يك سري الگوهاي فكري ثابت مي شود از قبيل: من بايد خوب و آرام باشم و يا مثلاً اگر معلم در تلاش باشد كه بچه ها را تشويق كند نمايشي بازي كنند، او واكنشي از خود بروز نمي دهد.


روزنامه رسالت، شماره 7391 به تاريخ 28/7/90، صفحه 7 (رنگين كمان)

+  نوشته شده در  سه شنبه 17 آبان1390 ساعت 8:22 بعد از ظهر  توسط مهدی |

در مبحث مناسب سازي خانه ـ چه بزرگ و چه كوچك ـ بايد توجه داشت كه خانه فقط و فقط يك سرپناه نيست، بلكه لازم است نيازهاي رفتاري، رواني و اجتماعي ساكنان خود را نيز پاسخگو باشد. به اين ترتيب فضاهاي اختصاصي هر يك از افراد خانواده بايد متناسب با سن و سال، چگونگي فعاليت ها و روحيه افراد آراسته شود تا علاوه بر كارآمد بودن، نياز فطري شخص به آرامش و زيبايي را نيز برآورده سازد.
    اتاق كودكان برخلاف اتاق پدر و مادر فقط اتاق خواب و استراحت نيست بلكه محل بازي، انجام تكاليف درسي و به طور خلاصه اتاق زندگي است. اين اتاق معمولامساحت كمتري نسبت به اتاق پدر و مادر يا ساير بزرگ ترهاي خانواده دارد. كوچك بودن اتاق همراه با خرده ريزهاي فراوان كودكان و نيز تمايل فطري بچه ها به شادي، تمهيدات ويژه اي را براي ساماندهي فضاي اتاق آنها مي طلبد. بنابراين براي مناسب سازي اتاق كودكان بايد علايق و نكات مورد توجه آنها را شناخت و به آن احترام گذاشت و از نظرات آنها استفاده كرد.
    صرف نظر از سليقه هاي شخصي، برخي از ويژگي ها ميان كودكان مشترك است كه از آنها نيز مي توان بهره برد:
    از ميان شكل، جنس و رنگ اشيا، كودكان بيش از همه به رنگ توجه دارند و فضاهاي رنگي براي آنها جذاب است.
    در طرح هاي رنگارنگ، طرح هايي با لكه هاي بزرگ رنگي يا زمينه هاي رنگي قوي بيش از طرح هاي ريز نقش و نامفهوم، نظر كودكان را جلب مي كند.
    رنگ هاي شاد با شدت بالامشتمل بر 3 رنگ اصلي (زرد، قرمز و آبي) و رنگ هاي مكمل آنها (سبز، نارنجي و بنفش) بيش از رنگ هاي تركيبي مورد توجه كودكان است.
    پس از رنگ، اشكالي كه از تركيب 3 شكل خالص هندسي (مربع، مثلث و دايره) ايجاد شده باشند، بيشتر از شكل واقعي اشيا جذابيت دارند. فانتزي كردن اشكال با استفاده از تقسيم آنها به 3 شكل ذكر شده موجب شادي كودكان مي شود. براي استفاده هر چه بهتر از فضاي اتاق و نيز جلب رضايت كودكان با توجه به موارد فوق مي توان از اين توصيه ها بهره گرفت:
    از آنجا كه به طور معمول ارتفاع لباس كودكان كمتر است مي توان با توجه به سن و جنس فرزندان تقسيمات بيشتري را در ارتفاع كمدهاي ديواري انجام داد و از آنها يا به صورت طبقه و قفسه يا كشو براي قرار دادن خرده ريزهاي آنان استفاده كرد. هرچه اتاق خواب كوچك تر باشد، نياز به كمد با طبقه بندي متنوع بيشتر است.
    هنگام انتخاب تخت، بهتر است تخت هايي انتخاب شوند كه داراي كشوهاي تحتاني باشند. در صورتي كه تخت كنوني فرزندتان چنين نيست مي توان جعبه هايي با ارتفاع كوتاه تر از پايه تخت ساخت (با رنگ آميزي هاي متنوع) و از آنها براي خرده ريزهاي بچه ها استفاده كرد.
    براي كودكان بالاي 3 سال، مي توان از تخت هايي با پايه هاي بلند استفاده كرد؛ اين تختخواب ها بويژه در اتاق هاي كوچك تر صرفه جويي مناسبي در فضا مي كنند و كودكان از زير اين تخت ها استفاده هاي گوناگون مي كنند.
    در صورتي كه يك اتاق به طور مشترك متعلق به 2 فرزند است، بهتر است فضاي اتاق به نحوي تقسيم شود كه هر يك از فرزندان بخشي را متعلق به خود بداند. اين كار با استفاده از يك پارتيشن مشبك چوبي به ارتفاع حداكثر يك و نيم متر، قفسه هاي قابل انعطاف اسباب بازي ها يا كتابخانه دوسويه امكان پذير است.
    اگر هر يك از ديوارهاي اتاق به يك رنگ درآيد، فضايي شاد و جذاب، بدون نياز به تزئينات بسيار فراهم مي آيد. رنگ هاي زرد و سبز در كنار رنگ سفيد ديوارها علاوه بر آن كه باعث جلوه هرچه بيشتر وسايل اتاق مي شود، با روحيه بالندگي و سرزندگي كودكان نيز متناسب است.
    از يك نوع پارچه طرحدار براي پرده ، روتختي و... استفاده كنيد. همان طرح پارچه براي آباژور اتاق كودكان و قاب عكس هم مي تواند استفاده شود. اگر هنگام تعويض روتختي، پرده اتاق نيازي به تعويض ندارد، از پارچه جديد به عنوان والان پرده استفاده كنيد يا آن را به صورت نواري پايين پرده بدوزيد يا طرح هاي آن را روي پرده تكه دوزي كنيد.
    پارچه هاي ساده رنگي در كنار يكديگر نسبت به پارچه هاي طرحدار جذاب تر به نظر مي رسند.
    در صورتي كه نقش و تصوير خاصي در وسايل اتاق كودك وجود دارد، آن نقش يا تصوير فانتزي را در ساير قسمت هاي اتاق نظير كمد و روبالشي نيز استفاده كنيد.
    رنگ آميزي مجدد قاب، دستگيره كمدها و قفسه هاي قديمي با چند رنگ شاد، راه كم هزينه اي براي ايجاد تنوع در فضاي مختص كودكان است.
    بعد از خريد وسايل اتاق كودك با استفاده از هارموني هاي تيره ـ روشن ، رنگ هاي وسايل در پرده، روتختي و از اين قبيل را تركيب و تنوع مجموعه را با استفاده از ذوق خودتان غني كنيد. اگر وسايل خريداري شده رنگ هاي زنده و شاد ندارند، خودتان رنگ هاي زرد، قرمز و سبز يا ساير رنگ هاي شاد و غير زننده را مبناي رنگ آميزي ساير اجزاي اتاق قرار دهيد.
    از يك كلاه حصيري به صورت وارونه مي توان لوستر فانتزي و جالبي براي اتاق بچه ها درست كرد.
    به جاي پرده مي توانيد از حصيرهاي ريزبافت آفتابگير استفاده كنيد و سطح آن را نيز هماهنگ با ساير قسمت هاي اتاق نقاشي كنيد.
    رنگ كردن كارتن هاي مقوايي در ابعاد مختلف يا روكش كردن آنها با كاغذ كادو و نايلون هاي فانتزي، محل هاي مناسبي را براي خرده ريزهاي كودكان فراهم مي كند.
    استفاده از رنگ هاي شاد در ديوارهاي اتاق، هميشه مطلوب بچه هاست؛ شدت رنگ را با نظر كودكان تامين كنيد.
    به جاي قفسه هاي چوبي مي توانيد از قفسه هاي فلزي پيش ساخته رنگي استفاده كنيد كه قابل تغيير نيز هستند يا چند مكعب چوبي را جداگانه بسازيد و با رنگ هاي متنوع روي هم قرار دهيد و هرچه مي خواهيد بسازيد. اين مكعب ها بهتر است از دو طرف خالي باشند.
    
    منبع: آكاايران
    
 روزنامه جام جم، شماره 3262 به تاريخ 5/8/90، صفحه 10 (جهان)

+  نوشته شده در  سه شنبه 17 آبان1390 ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط مهدی |

متخصصان روانشناسي اطفال براي كمك به كودكاني كه اختلالات رواني در آنها اغلب تشخيص داده نمي شود، فهرستي از 11 نشانه هشداردهنده جديد را براي والدين و ساير افراد در جامعه منتشر كرده اند كه امكان تشخيص آسان تر اين اختلالات را فراهم مي سازد. از بين اين نشانه ها مي توان به احساس غمگيني و درون گرايي و كم حرف شدن بمدت دو هفته يا بيشتر اشاره كرد كه علامت افسردگي است وهمچنين احساس ترس و نگراني كه در فعاليت هاي روزانه اختلال ايجاد مي كند و علامت اضطراب است.
    متخصصان مركز پزشكي مايوكلينيك تاكيد كرده اند كه اين فهرست در واقع به كاهش شكاف بين كودكان مبتلابه اختلالات و كودكاني كه واقعا تحت درمان قرار مي گيرند، كمك خواهد كرد.
    به گزارش مجله آنلاين لايوساينس، اين متخصصان خاطرنشان كردند: از آمارهاي ثبت شده چنين برمي آيد كه از هر 4 كودك مبتلابه اختلالات رواني سه كودك از جمله آنهايي كه به اختلال نقص توجه ناشي از بيش فعالي (ADHD)، اختلال دو قطبي و اختلالات تغذيه يي مبتلاهستند، بيماري شان تشخيص داده نمي شود و مراقبت هاي پزشكي مورد نيازشان را دريافت نمي كنند. به اين ترتيب با در اختيار داشتن اين فهرست، والديني كه متوجه هر يك از اين علايم در فرزندان خود مي شوند موظف هستند كودك خود را نزد يك متخصص روانپزشكي اطفال ببرند و هر چه زودتر براي درمان، اقدام كنند. دكتر پيتر اس. جنسن. استاد روانپزشكي در مركز تخصصي مايوكلينيك در اين باره تصريح كرد: شناسايي يك اختلال رواني در سال هاي نخست زندگي امكان درمان زودتر را فراهم ساخته و در نتيجه موجب مي شود نتايج درمان، موثرتر شود.
    
    اين 11 نشانه هشداردهنده كه فهرست آنها در مجله اطفال منتشر شده عبارتند از:
    - احساس غمگيني خيلي زياد و درون گرايي و كم حرفي به مدت دو هفته يا بيشتر.
    ـ تلاش جدي براي آسيب رساندن به خود يا اقدام به خودكشي يا برنامه ريزي براي اين اقدام.
    ـ بروز ناگهاني ترس بدون دليل كه گاهي با تند شدن ضربان قلب يا سريع شدن تنفس همراه است.
    ـ شركت در درگيري ها و زد و خوردهاي متعدد با استفاده از اسلحه يا گرايش به زدن آسيب جدي و خطرناك به ديگران.
    ـ رفتارهاي شديد، تند و غيرقابل كنترل كه به خود كودك يا ديگران آسيب برساند.
    ـ نخوردن غذا يا پرت كردن آن يا مصرف زياد ملين ها با هدف كاهش وزن.
    ـ نگراني ها و ترس هاي شديد كه فعاليت هاي روزانه را مختل كند.
    ـ دشوراي شديد در تمركز يا بروز بي قراري كه ممكن است كودك را به خطر بيندازد يا روي بازده تحصيلي او تاثير منفي بگذارد.
    ـ گرايش به مصرف دارو يا الكل.
    ـ نوسانات خلقي شديد كه موجب بروز مشكلات در روابط شود.
    ـ تغييرات فاحش و شديد در رفتار يا شخصيت كودك.
    با مشاهده هر يك از اين علائم و نشانه ها والدين بايد براي تشخيص صحيح اختلال رواني هر چه زودتر به متخصص مراقبت هاي بهداشتي كودكان مراجعه كنند چون هرگونه اهمال و بي توجهي عواقب شديد و جبران ناپذيري را در پي خواهد داشت.
    
    
 روزنامه اعتماد، شماره 2303 به تاريخ 14/8/90، صفحه 9 (علم و فناوري)

+  نوشته شده در  دوشنبه 16 آبان1390 ساعت 9:48 قبل از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: مريم رامشت


    
    هر رفتار جنسي اي كه خارج از كانال خود انجام شود قطعا يك انحراف محسوب مي شود و با توجه به اينكه عامل آزار، پسران دبستاني و قربانيان خود را بدون توافق و انتخاب آنها مجبور به اين كار كرده، يك بزه هم صورت گرفته است. پس در اين پرونده با فردي روبه رو هستيم كه هم بزه جنسي و هم انحراف جنسي دارد و قربانيان خود را از بين كساني انتخاب مي كرده كه كمترين قدرت تدافعي نداشته اند. اما در مورد اينكه اين رفتار عامل ژنتيك دارد يا عامل اكتسابي، بايد گفت عموما رفتارهاي جنسي، رفتار اكتسابي هستند و افراد آن را در طول زندگي ياد مي گيرند. عموم افرادي كه چنين رفتاري از آنها بروز پيدا مي كند خودشان در دوره هاي مختلف زندگي مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته اند، بنابراين براي جلوگيري از رفتار چنين بزرگسالاني آنها را بايد در كودكي شناسايي كرد تا در آينده بزه جنسي از آنان سر نزند. اين مجرمان خود در دوره اي از زندگي قرباني بوده اند و خشم و نفرت و روحيه انتقام جويي در آنها به وجود آمده كه نتيجه درمان نشدن شان است. اگر قربانيان سوءاستفاده جنسي، شناسايي و درمان نشوند در آينده احتمال اينكه رفتار پرخطر و بزهكارانه از آنها سر بزند بسيار زياد است و به اين ترتيب اين قربانيان نيز افرادي را قرباني رفتار خود مي كنند. براي درمان قربانيان سوءاستفاده هاي جنسي چه بهتر است كه آنها را از دوران كودكي شناسايي كرد چون اين افراد هميشه مي توانند آسيب هاي شديدي به خود و ديگران بزنند اما با شناسايي و درمان مي توان جلو عواقب كارهاي آنها را گرفت و در واقع، قربانيان رفتارهاي جنسي اگر درمان شوند مشكلي ندارند. از طرفي نكته اي كه بايد به آن دقت شود اين است كه جامعه و اطرافيان فرد قرباني ديد درستي نسبت به اين موضوع ندارند، معمولااطرافيان، قربانيان را طرد و متهم مي كنند. بايد توجه داشت اين رفتار آسيب دروني و خشم و نفرت قرباني كه هرگز فرصت تخليه نداشته را تشديد مي كند. به تدريج قربانياني كه درمان نشده اند و آسيب دروني آنها به خشم و نفرت تبديل شده قدرتمند مي شوند و همان رفتاري را مي كنند كه روزي خودشان قرباني آن بودند. در اين شرايط كاري را انجام مي دهند كه هم بزه است و هم انحراف. براي درمان افرادي كه قرباني چنين جرايمي شده اند اولين اقدامي كه لازم است انجام شود حمايت رفتاري و رواني از آنهاست و بعد حتما بايد به فكر درمان و مشاوره بود. متاسفانه چنين فرآيندي در جامعه وجود ندارد و حمايت قربانيان جنسي نيز متولي ندارد، البته بايد دقت داشت اگرچه درمان ضرورت دارد و حتما بايد انجام شود، نبايد در كودكان اين ضرورت به صورت اجبار باشد. قطعا ضرورت درمان براي كودك قابل تشخيص نيست بنابراين چگونه مي توان انتظار داشت كه او تاثيرگذار بودن آن را تشخيص دهد، بنابراين بايد با رفتاري كه مناسب سن كودك است او را جذب كرد تا درمان انجام شود البته ممكن است هميشه درمان به طور مستقيم و به صورت ارتباط مشاور و كودك نباشد، مي تواند درمان به اتفاق خانواده صورت گيرد. در واقع شيوه جذب با توجه به شرايط والدين و محيط آموزش متفاوت خواهد بود. از طرفي بايد يادآور شد كه شناسايي افراد بزرگسال يا كودكي كه قرباني شده اند، سخت تر از درمان است، بنابراين راحت تر است با بالابردن آگاهي اجتماعي خانواده و كودك آنها را با خطرات احتمالي آشنا كنيم. متاسفانه در جامعه ما نسبت به اين آموزش و آگاهي ها ديدگاه روشن و شفافي وجود ندارد اما مطمئنا آموزش كودك و خانواده بسيار مهم و گام اول در جهت كاهش چنين وقايعي است. در مرحله بعد مي توان قربانياني كه در اطراف مان هستند را شناسايي كنيم زيرا شناسايي اين دسته با توجه به علايم امكان دارد و فقط افرادي كه رفتار خصوصي آنها را مي بينند، مي توانند با توجه به رفتار آنان و علايمي مانند، اختلال شخصيت و پرخاش غيرقابل كنترل، آنان را شناسايي كنند. در مجموع شناسايي و كار روي جمعيت هدف كه معمولازنان و كودكان هستند كار راحت تري است، مي توان به آنها آموزش داد چطور از خود دفاع و در مقابل آسيب چگونه عمل كنند. متاسفانه در كشور ما برنامه مشخصي براي حمايت و آموزش وجود ندارد كه اين خود احتمال قرباني شدن افراد را تشديد مي كند. پس بهترين كار فرهنگ سازي توسط نزديكان، رسانه هاي گروهي و نهادهاي رفاهي و رواني است. اولين توصيه براي جلوگيري از وقوع چنين حوادثي اين است كه حساسيت موضوع براي كودكان روشن و به آنها گفته شود اين مساله كاملاجدي است، بديهي است كه اين آموزش ها نبايد به گونه اي باشد كه كودكان احساس تهديد كنند يا بدبيني در آنها ايجاد شود. بلكه بايد گفته شود چطور و بايد با شيوه اي هوشمندانه در برابر خطر عكس العمل نشان دهند. بايد به كودكان شيوه هاي حفاظت از خود در قالب مهارت زندگي آموخته شود، اين آموزشي است كه در سيستم آموزش و پرورش ما جايي ندارد، در حالي كه بهتر است از حجم مباحثي مانند فيزيك و رياضي كاسته اما مهارت هاي زندگي به كودكان آموخته شود. البته بايد به ديدگاه مشخصي در مورد اين شيوه آموزش رسيد ما در محيط دبستان و دبيرستان ديدگاه مشخصي نسبت به اين آموزش ها نداريم. عده اي اين گونه آموزش ها را با فرهنگ ما هماهنگ نمي دانند ولي مي توان به گونه اي كار كنيم كه به فرهنگ نيز آسيب نرسانيم. فراموش نكنيم اين اتفاقات ناگوار به دليل نبود آگاهي، آسيب هاي جدي تري به فرهنگ و جامعه مي زند. از طرفي لازم است براي جلوگيري از قرباني شدن كودكان، حمايت بيشتري از آنها شود، قطعا كودكاني در سن دبستان نياز به مراقبت بيشتري دارند بايد خانواده ها كودكان را به مدرسه ببرند يا در صورت امكان براي آنها سرويس بگيرند و تا زماني كه قدرت تشخيص داشته باشند آنها را از محيط پرخطر دور نگه دارند. همچنين مي توان در سنين بالاتر به نوجوانان گوشزد كرد كه مراقب باشند.

+  نوشته شده در  دوشنبه 16 آبان1390 ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط مهدی |

زنگ اول


كودكان در طول تاريخ از احترام و شخصيت قابل توجه بهره مند نبودند، در قرون اوليه و وسطي بيشترين لطمات را ديده و سخت ترين شرايط را سپري كردند، تاريخ تمدن بشر نشان مي دهد كه در حق كودكان چه جفاهايي صورت گرفته و چه آسيب هاي به آنان رسيده است؟!
    
    وقتي تحولات اجتماعي را ملاحظه مي كنيم مي بينيم بچه كشي، فرزند فروشي و بردگي، در سراسر عالم غوغا كرده است، دختر كشي در ميان چيني ها، اعراب و دختر فروشي ميان ژاپني ها رواج داشته است. انسانها پس از قرن ها ارتكاب جرم و جنايت، سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه از فرزندان خود حمايت كنند. حقوق آنان را به رسميت بشناسند، به تعليم و تربيت آنان اهتمام ورزند، با ملاطفت و محبت با آنان برخورد كرده و به سوي آموزش و فراگيري دانش رهسپار شان سازند. در حالي كه اديان الهي تمام رفتار فاجعه آميز و دهشتبار را در حق كودكان محكوم كردند. پيامبران بسي فراوان آمدند تا رسم زندگي را به فرزندان آدم آموزش دهند، پيام هاي وحياني آمد تا زمينه ساز تكامل انديشه بشري شده و تحولي در زندگي اجتماعي آنان ايجاد نمايد. اما وصول به اين اهداف قرن ها به طول انجاميد و هنوز هم ميسر نگرديده است. مهمترين اين اديان كه با
    مترقي ترين قانون از طرف ذات بي همتا بر بشريت ارزاني شد اسلام است، ديني كه سال ها قبل از قرون وسطي (در عصر تاريكي و جهالت محض) ندايي آسماني قرآن را آورد و پيامبر بسي دلسوز را ميان مردم بر انگيخت كه شعارش در غرور آميز ترين صحنه هاي پيروزي و شكست دشمن اين بود كه: امروز، روز رحمت و عزت قريش است. «اَلْيَومُ يَومُ الْمَرْحَمَةٌ، اَلْيَومُ اَعَزَّ الله قُرَيْشاً»و با چتر رحمت خود همه بشريت را تحت پوشش گرفت و براي همگان پيام صلح و بندگي خداي بي همتا را ارزاني داشت.
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7379 به تاريخ 14/7/90، صفحه 7 (رنگين كمان)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: مليحه سعيدي

موسيقي، بخش جدايي ناپذير از زندگي روزانه مردم است. كودكان ايراني همواره به صورت طبيعي با موسيقي همراه بوده و با ضرباهنگ هاي مختلف رشد مي كنند. آنها در بازي هاي كودكانه خود با موسيقي آشنا شده و به يادگيري آن مي پردازند. همين جورچين هاي فيزيكي و انتزاعي در زندگي آنها باعث رشد و به رديف شدن ملودي هاي خودآگاه و ناخودآگاهشان مي گردد.
    اين اعتقاد كه همه شاخه هاي هنري ازجمله موسيقي كه بيشتر با روح و روان كودكان مرتبط است بايد در طول عمر يك انسان رشد كند تا او را از مواجهه با اصوات ناهنجار و آلودگي هاي صوتي در امان نگه دارد و از امراض روحي و رواني دور سازد بايد به گونه اي با كودك همراه باشد كه بتواند در ذهن و روح او تاثير گذارده و ريتم و نظم را به او بياموزد.
    آشنايي با نغمه ها، ريتم ها و آهنگ ها و شناختن سازها بايد براي كودكان و نوجوانان يك امر كاملاً عادي باشد و اين باور كه نواختن و دانستن موسيقي مي تواند در شكل گيري و خلاقيت ذهني كودكان تاثير بگذارد را تقويت كند.
    همه انسان ها اين استعداد و توانايي خدادادي را دارا هستند و موفق نشدن در اين مسير حاصل عدم تلاش آنهاست. حال آن كه وقتي اين مهم به صورت امري عادي درآيد و مردم به ضرورت، درك و فهم موسيقي و انس كودك با موسيقي هاي گوش نواز و بي ايراد را جزو الفباي زندگي كودك خود بشمارند و او را به شنيدن اصوات خوب راهنمايي كنند، كودك با احساس خوب رشد مي كند.
    اين است كه والدين بايد همه تلاش خود را در جهت آشنايي او با موسيقي كلاسيك (اصيل) ايراني به كار گيرند تا كودكان نوشتن، خواندن و گوش دادن به موسيقي را كه همانا به وجودآورنده نظم، لطافت، همياري و حركت جمعي است، بياموزند. مهم اين است كه آنها در بستر درستي از شنيدن، اجرا و همكاري در زمينه موسيقي قرار گيرند چون اگر بستر مناسب فراهم شود داخل شدن و رسيدن به سرچشمه آسان خواهد بود.
    اثر «سبزه ريزه ميزه» گامي است كه با آگاهي از نياز روح كودكان و براي آشنايي با فرهنگ و تمدنمان در دستگاه ها و آوازهاي موسيقي ملي ايران خلق و براي به كارگيري در برنامه روزانه كودكان و ديگر گروه هاي سني تهيه و تنظيم شده است.
    ٭نوازنده قانون و آهنگساز
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4905 به تاريخ 12/7/90، صفحه 19 (ايران فرهنگي)

+  نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390 ساعت 5:25 بعد از ظهر  توسط مهدی |

كودكان معمولااز رفتن به مطب پزشكان هراس دارند. گاهي جو حاكم بر اتاق انتظار باعث اضطراب آنها مي شود و گاهي نيز مشاهده پرستار يا پزشك به هراس شان مي اندازد. اين حالت را «سندروم لباس سفيد» مي نامند.
    با به كار بستن توصيه هاي زير مي توانيد نگراني كوچولوي خود را كاهش دهيد:
    ¤ از خانه شروع كنيد: شما مي توانيد از فرزند خود بخواهيد برخي از كارهايي را كه در مطب انجام مي شود در خانه انجام دهد مثل ايستادن بر روي ترازو، در دهان گذاشتن دماسنج و...
    به اين تربيت او متوجه مي شود كه پزشك و پرستار هدفي جز كمك كردن ندارند.
    ¤ مطالعه كنيد: در زمينه ترس كودك تان از پزشك به مطالعه كتاب هاي مفيد بپردازيد.
    ¤ توضيح علت رفتن به مطب: به كودك خود در مورد علت رفتن به مطب توضيح دهيد، به طوري كه او بتواند پزشك را در جريان بيماري اش قرار دهد.
    يادتان باشد حتي يك كودك كم سن و سال هم مي تواند علت رفتن به مطب را درك كند.
    ¤ دروغ نگوييد: با فرزند خود رو راست باشيد. اگر به دروغ به او بگوييد كه به وي آمپول نمي زنند اعتماد خود را نسبت به پزشكان و پرستاران از دست مي دهد. اگر قرار است به كودك تان واكسن تزريق شود اين موضوع را به او بگوييد. آمپول ممكن است دردناك باشد ولي درد آن به زودي پايان مي يابد و در عوض ايمني فرزندتان در مقابل بيماري ها تضمين مي شود. با زباني قابل فهم با كودك خود حرف بزنيد و به او بگوييد كه تزريق واكسن براي سلامتي او ضروري است و پرستاران به اين علت به وي واكسن مي زنند كه دوستش دارند.
    ¤ با آمادگي به مطب برويد: اسباب بازي مورد علاقه فرزندتان را به همراه داشته باشيد. اين كار به او آرامش مي دهد.
    ¤ در مورد تمام مسائل به كودك خود توضيح دهيد: كودكان طبيعتا كنجكاو هستند. از اين ويژگي استفاده كنيد و قبل از رفتن به مطب در مورد تمام وسايلي كه احتمالامورد استفاده قرار مي گيرد به وي توضيح دهيد. اين كار آرامش او را به همراه خواهد داشت. برخي از اضطراب ها در ترس از ناشناخته ها ريشه دارد. تمام انسان ها به طور غريزي از ناشناخته ها مي ترسند و به همين دليل از موقعيت هاي خطرناك احتراز مي كنند. كودكان نيز در اين زمينه با ما تفاوتي ندارند.
    آنها داراي اين ترس غريزي هستند و زماني كه نمي دانند چه چيزي در انتظارشان است اين ترس بيشتر مي شود. به كودك خود بگوييد براي كمك به اوست كه وسايل مختلف در مطب گذاشته شده است.
    اطمينان از آرامش كودك مهم ترين مساله است. كودك شما بايد بداند كه هر كاري انجام مي دهيد به نفع اوست.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20038 به تاريخ 11/7/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط مهدی |

بهتر است نگوييد كه دوست نداريد فرزند باهوشي داشته باشيد چون باور نمي كنيم. محققان معتقدند «هوش» علاوه بر زمينه ژنتيك، تا حدي هم اكتسابي است و در طول زندگي و به نسبت شرايط محيطي از آغاز تولد تا بزرگسالي و براساس آموزش هاي فرد در او شكل مي گيرد و راه هايي را براي تقويت آن پيشنهاد مي كنند. به نظر مي رسد كه هوش انسان، هم ارثي و هم اكتسابي است. در واقع با اينكه هوش پديده اي ژنتيكي و استعدادي خدادادي است، توانايي هاي ذهني افراد طي دوران زندگي و از دوران كودكي آنها كم كم شكل مي گيرد. براساس تحقيقات علمي انجام شده، با به كار بردن روش ها و برنامه ريزي هاي خاصي در زندگي روزمره و در فضاي آموزشي كودكان، مي توان قدرت تفكر و هوش آنها را پرورش داد. شما هم مي توانيد از اين روش براي باهوش تر كردن فرزندتان استفاده كنيد.
    
    بازي براي هوش
    شطرنج، جدول، پازل و ديگر بازي هاي فكري، همگي براي مغز كودك همچون ورزش هستند. بازي هايي مانند سودوكو (جدول اعداد) علاوه بر اينكه مي توانند سرگرمي لذت بخشي براي كودك شما باشند، تقويت كننده توانايي تفكر استراتژيك، حل مشكلات و تصميم گيري در وضعيت هاي پيچيده هستند. انواع بازي هاي فكري را در خانه داشته باشيد و علاوه بر اين، گاهي مسائلي را به طور خيالي طرح كنيد و براي حل اين مشكلات و مسائل ساختگي، از كودكانتان كمك بخواهيد. بگذاريد با وضعيت هاي دشوار و موقعيت هاي پيچيده تصميم گيري مواجه شده و راه هاي پيشنهادي خود را براي حل مسائل به شما بازگو كنند.
    
    ورزش، ورزش، ورزش!
    مطالعات گروهي از دانشمندان آمريكايي نشان داده ارتباط مستقيمي بين فعاليت هاي ورزشي كودكان دبستاني و موفقيت تحصيلي آنها وجود دارد. بنابر تحقيقات اين گروه، شركت كردن كودكان در فعاليت هاي ورزشي، افزايش ميزان اعتماد به نفس، مهارت در كارهاي گروهي و توانايي هاي مديريتي و رهبري را به دنبال دارد.‏‎ ‎پس به جاي اينكه پس از خوردن شام، جلوي تلويزيون لم بدهيد، بهتر است با كودكتان توپ بازي كرده يا به پياده روي برويد. بد نيست كودك خود را به شركت در تيم هاي ورزشي مدرسه اش تشويق كنيد.
    
    شير مادر، عصاره هوش
    شير مادر اولين غذاي مغز كودك است. تحقيقات انجام شده نشان مي دهد كه شير مادر از دو جهت براي كودك مفيد است؛ يكي اينكه از خطر احتمالي ابتلاي كودك به بيماري جلوگيري مي كند و ديگر اينكه به تنهايي يك غذاي كامل براي نوزاد است. دانشمندان دانماركي به اين نتيجه رسيده اند كه تغذيه نوزاد از سينه مادر، كودك را هم سالم تر و هم باهوش تر مي كند.
    
    كامپيوتر در خدمت هوش
    شايد تعجب كنيد چون بازي هاي كامپيوتري شهرت بدي پيدا كرده اند و بسيار مورد انتقاد قرار مي گيرند. بله، درست است كه بسياري از آنها وحشيانه، بي فايده و غيرفكري هستند اما ما در مورد انواعي از بازي هاي كامپيوتري صحبت مي كنيم كه مهارت هاي فكري و استراتژيك و قدرت تصميم گيري و خلاقيت كودك را پرورش داده و كارگروهي را به او آموزش مي دهند. امروزه در دنيا بعضي شركت هاي معتبر ساخت بازي هاي كامپيوتري، در تلاش هستند تا بازي هاي آموزشي اي بسازند كه پرورش دهنده حافظه و توانايي هاي ذهني كودكان خردسال (حتي كودكان نوپا) باشند. تحقيقات اخير نشان مي دهد كودكاني كه انواع بازي هاي كامپيوتري آموزشي را بازي مي كنند، نسبت به آنهايي كه اين بازي ها را تجربه نكرده اند از قدرت درك و تجسم تصويري بيشتري برخوردارند.
    
    جالب است بدانيد معلمان بريتانيايي، امروزه در كلاس هاي درسشان از انواع بازي هاي كامپيوتري آموزشي استفاده مي كنند.
    
    صبحانه يادت نره!
    نتايج معتبر تحقيقات دقيقي كه انجام شده، نشان داده است كه خوردن صبحانه باعث تقويت حافظه، تمركز و قدرت يادگيري مي شود. كودكاني كه صبحانه نمي خورند، معمولازودتر خسته شده و كم طاقت تر و زودرنج تر هستند. اين دسته از كودكان نسبت به آنهايي كه روز خود را با خوردن صبحانه شروع مي كنند، از سرعت عمل كمتري برخوردارند. با وجود كمبود وقت و برنامه هاي روزانه شلوغ امروزي شايد كمتر كسي فرصت پيدا كند كه هر روز بنشيند و صبحانه مفصلي نوش جان كند. اما كودك خود را حتي فقط با خوردن يك ليوان شير هم شده، صبحانه خورده، روانه مهد كودك يا مدرسه كنيد تا تمركز بيشتري داشته باشد.
    
    خوب بخور تا باهوش بشي
    
    قند، چربي هاي اشباع و ديگر خوراكي هاي بي فايده را از برنامه غذايي كودكان حذف كنيد و به جاي آن، مواد مغذي و مفيدي كه به رشد ذهني آنها كمك مي كند، جايگزين كنيد. سال هاي اوليه دوران كودكي بسيار اهميت دارد و لازم است تمامي مواد لازم را در رژيم غذايي كودك قرار دهيد.تغذيه نادرست باعث مي شود كودكان از مدرسه و همسالان خود عقب بمانند و دچار افت تحصيلي شوند. پس اگر مي خواهيد كودكتان در مدرسه نمره بهتري بگيرد، به تغذيه او هم توجه كنيد.
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7366 به تاريخ 29/6/90، صفحه 6 (نقد و نظر)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: زينب سليم

در چند دهه اخير پديده جديدي به نام افسردگي كودكان شكل گرفته است كه شايد زياد قابل باور نباشد. كودكان كه منبع نشاط و شادابي هستند نيز در كمين افسردگي قرار دارند چراكه نوع زندگي در دنياي جديد با آنچه پيشتر ها بوده است تغيير زيادي كرده است . امروزه بخش عمده اي از وقت مادران به حوزه اشتغال در بيرون از منزل اختصاص مي يابد و كودكان نيز يا در مهدهاي كودك و يا در كنار فيلم هاي پر از خشونت و بازي هاي پر از هيجان بزرگ مي شوند .
    
    طبق آمار در حدود پنج درصد كودكان و نوجوانان در جامعه از افسردگي رنج مي برند. كودكاني كه زير فشار استرس هستند، در معرض خطر بيشتري براي افسردگي مي باشند. اين كودكان اختلالات توجه، يادگيري يا اضطراب دارند. افسردگي مي تواند جنبه خانوادگي داشته باشد. پزشكان بر اين باورند كودك افسرده فاقد انرژي لازم است و احساس خستگي مي كند . از لحاظ ظاهر نيز رنگي پريده دارد. تمركز حواس او پايين مي آيد؛ چنانچه قادر به توجه كردن و تمركز داشتن نيست و خود را فردي بي ارزش و بي كفايت احساس مي كند. افكار مربوط به مرگ هم در او بروز مي كند. فكر خودكشي ( البته بدون طرح و نقشه معين ) نيز در بعضي كودكان افسرده ديده مي شود. كودكان افسرده به لحاظ پايين بودن سطح توجه تمركز، اغلب قادر به درس خواندن نيستند. يادگيري آنها كُند مي شود و علاقه اي به درس و مدرسه نشان نمي دهند. افت تحصيلي براي آنها پيش مي آيد و حتي برخي از آنان ، پس از چند روز تعطيلي و به مدرسه رفتن ، ابراز
    بي علاقگي مي كنند. به تدريج اين فقدان تمايل ، به ترس از مدرسه تبديل
    مي شود. در اين شرايط والدين معمولاً علت را در مدرسه جستجو
    مي كنند؛ در حالي كه اغلب ، علت اين نوع ترس، افسردگي كودك است و از آنجا كه كودكان افسرده بسيار به مادر وابسته مي شوند نگران از دست دادن مادر يا بيمار شدن او هستند و به اين ترتيب از مدرسه دوري مي كنند. سردرد، دل درد ، سرگيجه و حالت تهوع از ديگر نشانه هاي جسماني افسردگي است. از علائم رفتاري نيز
    مي توان به اين موارد اشاره كرد: كودكان افسرده معمولاً دروغ مي گويند ،
    گاهي دزدي مي كنند و بعضاً تمايل به كار خلاف دارند.
    
    البته در اين اثنا نقش فضاي خانواده و علي الخصوص ارتباط ميان مادران و فرزندها در پيشگيري از افسردگي بسيار حايز اهميت و حياتي است.
    
    تحقيقات و همچنين نظر كارشناسان نشان مي دهد كه عدم حضور مادر در خانه منجر به افسردگي در ميان كودكان خواهد شد .
    روانشناسان معتقدند اشتغال مادر در 2 سال نخست زندگي كودك باعث مي شود «دلبستگي» كه براي رشد سلامت رواني بسيار ضروري است، به طور صحيح شكل نگيرد كه اين امر از علل افسردگي در بزرگسالي است.
    
    تحقيقات علمي نشان مي دهد بچه هايي كه مادرانشان ارتباط اوليه قوي با آنان برقرار كرده بودند و از تجارب مثبت تري برخوردار بودند، با وجود اشتغال تمام وقت مادر، از عزت نفس، استقلال و نظم بيشتر و عواطف و هيجانات مثبت تري در مقايسه با بچه هايي كه مادران مجرد (مطلقه، متاركه كرده و بيوه) داشتند، برخوردار بودند. عزت نفس بالا، اظهار حالات هيجاني و عاطفي مثبت در فرزنداني كه مادران شاغل داشتند به عواملي مانند ساعات حضور مادران در خانه يا ساعاتي كه با فرزندانشان مي گذرانده اند و يا حتي احساس نزديكي بين فرزند و والدين مربوط نبوده است، بلكه به عواطف مثبت تري كه مادر در ارتباط با فرزند نشان مي داده و همچنين زمان بيشتري كه پدر با آنان مي گذرانده و احساس دوستي و صميميتي كه با پدر داشته اند، مربوط بوده است.»
    
    البته حضور پدر در خانواده و كاهش تنش ها در فضاي خانه نيز
    مي تواند در پيشگيري از افسردگي در كودكان تاثير گذار باشد . البته در صورتي كه افسردگي ، حاصل عوامل دروني باشد ، درمان آن قدري متفاوت است و بايستي كودك نزد روانپزشك متخصص برده شود و سپس روان درماني صورت گيرد. اما براي درمان افسردگي هاي محيطي ( كه بيشترين نوع افسردگي كودكان را شامل مي شود ) ساختن فضايي دوستانه و صميمانه ، فضايي كه كودك در آن احساس كند همه دوستش دارند و نيازهايش را به موقع و بجا برآورده
    مي كنند ، از مهمترين عوامل است.
    
    پدر و مادر افرادي هستند كه كودك به آنها علاقه بسيار دارد و وجودشان بويژه در دوران كودكي لازم است. به علاوه ، ارتباطات منفي و عاري از عشق و پذيرش ، مي توانند افسرده ساز باشند ؛ بنابراين وجود محيطي سرشار از عشق و محبت و روابطي سالم و صميمي براي كودكان ضروري است و نبايستي آنان را از اين نعمت محروم كنيم.
    
    همچنين بايد بكوشيم روابط بچه ها با دوستان و بستگان به طريقي مثبت و موثر پيوسته برقرار باشد. آرزوها ، خواسته ها و تمايلات منطقي و طبيعي پاسخ داده شوند و سعي كنيم جلوي فقدان آنچه را كه ضروري و لازم است بگيريم.
    
    به عقيده پزشكان، افسردگي مادر در دوران كودكي فرزندش نيز بر رفتارهاي اجتماعي وي در دوران بزرگسالي تاثير دارد، اما در مورد پدران، نتايج تغيير روحيه و افسردگي آنها به سرعت روي كودكان مشخص مي شود و رشد رواني آنها را دچار اختلال مي كند.در واقع افسردگي والدين بر رفتارهاي اجتماعي دوران بزرگسالي كودكان تاثير به سزايي داشته و مي تواند آينده آنها را نابود كند.پسراني كه پدرشان مبتلابه افسردگي هستند، دو برابر بيشتر از دختران در دوران پيش از مدرسه دچار اختلالات رفتاري و احساسي مي شوند،همچنين زناني كه در دوران بارداري دچار افسردگي هستند، نه تنها به جنين خود آسيب مي رسانند، بلكه فرزندشان بعد از تولد نيز از رشد رواني و جسمي كندتري نسبت به ساير كودكان برخوردار خواهد شد به طوري كه احتمال بروز مشكلات رفتاري و ادراكي در كودكاني كه مادرشان دچار افسردگي است، 50 درصد بيشتر از ديگران است.
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7366 به تاريخ 29/6/90، صفحه 18 (علم و فناوري)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: سرهنگ محمدكريم خسروي *


    عابران پياده همواره بخشي از قربانيان اصلي سوانح و حوادث ترافيكي در كشور هستند. طبق آمار پزشكي قانوني از حدود 23هزار كشته ناشي از تصادفات رانندگي سال 89 تعداد 5 هزار و 324 تن يعني حدود 23 درصد را عابران پياده اعم از زن، مرد، پير و جوان تشكيل مي دهند و از اين تعداد يك هزار و 723 تن كودكان زير 10سال - 32 درصد از مجموع كشته ها - شامل عابران مي شود.
    كهنسالان و كودكان به لحاظ ويژگي هاي اين دوران همواره در معرض تهديد سوانح ترافيكي هستند كه علاوه بر لزوم آموزش و همراهي و پيش بيني محل هاي خاص آمد و شد اين گروه ها، نيازمند توجه جدي رانندگان است.
    هر چند كه همه رانندگان، دوران كودكي را تجربه كرده اما باز هم آشنايي با خصوصيات اين دوران ضروري است. از اين رو در زيرمجموعه عامل انساني، رفتار كودكان در ترافيك بايد مدنظر قرار گيرد.
    
    عوامل محدود كننده توانايي كودكان در چرخه ترافيك
    1 - كودكان در مقايسه با بزرگسالان از تجربه و آموزش كمتري برخوردارند.
    2- به لحاظ كوتاه بودن قد، به راحتي نمي توانند موانع را تشخيص دهند و در برخي اوقات بويژه هنگام حركت دنده عقب راننده خودرو يا وسايل نقليه ممكن است ديده نشوند.
    3- مشكل ديگر كودكان تشخيص و شناسايي محدود خطرات احتمالي جاني است. زيرا كودكان عمدتاً به يك وظيفه فكر مي كنند و به ساير وقايعي كه در كنارشان مي گذرد، توجهي ندارند.
    4- درك ناگهاني رفتارهاي پرخطر براي آنان مشكل است. به همين خاطر ممكن است كودكان با شرايط عبور از خيابان آشنا باشند ولي يك تغيير مسير ناگهاني راننده موجب حواس پرتي و دستپاچگي و مخدوش شدن فرآيند ادراك آنها در تصميم درست مي گردد.
    5- بروز رفتارهاي غيرقابل پيش بيني توسط كودكان (به رغم آنچه به آنها آموزش داده باشند.)
    6- عدم تكامل حس شنوايي كودكان نسبت به بزرگسالان كه ممكن است در تشخيص صداهاي ترافيك دچار اشتباه شوند.
    7- هنگامي كه كودكان از عرض يك خيابان دوطرفه عبور مي كنند، سرعت زياد وسايل نقليه در يك جهت خيابان ممكن است موجب دستپاچگي در تغيير رفتار ترافيكي كودكان گردد.
    8- پرتحركي و پرانرژي بودن كودكان ممكن است در يك چشم به هم زدن حوادث دلخراشي را به وجود آورد.
    9- كودكان درك كاملي از مرگ، جراحت و خطر ندارند پس صرف وجود وسايل هشداردهنده در سطح معابر در مواجهه با كودكان كافي نيست.
    10- تشخيص كودكان از ميزان سرعت و مسافت وسايل نقليه با درك درستي همراه نيست. به همين دليل هنگامي كه آنها بدون كمك بزرگترها از خيابان عبور مي نمايند ميزان خطر افزايش مي يابد.
    11- كودكان برخلاف بزرگسالان از گوشه چشم نگاه مي كنند و وسعت ميدان ديد آنها محدود است و امكان دارد خودرويي كه در حال نزديك شدن است را نبينند.
    
    كاهش عوارض اشتباه ترافيكي كودكان
    به نظر مي رسد آموزش فراگير نخستين راه حل است كه به طور تدريجي در دامنه گسترده اي بايد طي ساليان متمادي انجام شود و اين روند از ترافيك كم آغاز مي گردد و با رشد كودكان و يادگيري عمقي آنها نوبت به مسائل پيچيده تر مي رسد.
    براساس تحقيقات انجام شده در مجامع علمي و نقطه نظرات عموم كارشناسان ترافيكي، بهترين مقطع آموزش كودكان در دبستان و حتي پيش از دبستان مي باشد كه خوشبختانه اين حركت در كشور ما با شكل گيري و ابتكار پليس با نماد همياران پليس ايجاد شده است كه علاوه بر ارتقاي سطح آموزش كودكان، موجب تغيير رفتار بزرگسالان نيز گرديده است.
    البته براي ايمني ترافيك كودكان نگرش بزرگسالان نيز مي بايستي اصلاح شود و محدوديت هاي كودكان هم بايستي آموزش داده شود.
    
    مهمترين نكات براي مراقبت و آموزش مستقيم ايمني كودكان
    - ساده ترين و موثرترين اقدام، گرفتن دست كودكان در معابر است.
    - رعايت قوانين و مقررات مثل كمربند، عبور از خط عابر پياده و غيره توسط والدين موجب مي شود كه كودك اين موارد را به عنوان هنجار فراگيرد.
    - هنگام عبور، از فضاي لابه لاي خودروهاي پارك شده استفاده نكنيد چرا كه بيش از 30درصد تصادف هاي منجر به مرگ كودكان ناشي از اين رفتار است.
    - سبز بودن چراغ مخصوص عابران پياده تضميني براي ايمني نيست پس هنگام عبور باز هم لازم است به اطراف نگاه كنيم و در صورتي كه وسايل نقليه پشت چراغ قرمز متوقف بودند از عرض خيابان عبور كنيم.
    به رغم اينكه پياده رو مسير ايمن تري نسبت به سواره رو است خطرات بالقوه مانند دسترسي به پاركينگ و حركت دوچرخه سوار و موتورسوار را بايد مدنظر داشته باشيم.
    - خودرو را به قفل كودك مجهز نموده و از طرفي اين عادت در كودكان تقويت شود كه از در منتهي به جدول پياده رو استفاده نمايند.
    - به كودك نبايد در محيط ترافيك اجازه دوچرخه سواري داد.
    - براي جابه جايي كودكان خردسال از وسايل محدودكننده همانند (صندلي مخصوص كودك) استفاده كنيد.
    خوشبختانه در قانون جديد رسيدگي به تخلفات رانندگي حق و حقوق تكليف عابران نيز توامان در قانون پيش بيني شده است.
    همچنين تكليف سازمان هاي مسئول در ايجاد معابر ايمن نيز تصريح گرديده است كه از جمله مي توان به ايجاد معابر ايمن اعم از روگذر و زيرگذر و نقاط خط كشي براي عابران پياده اشاره كرد كه شهرهاي كشور، امروز به صورت جدي نيازمند آن هستند.
    اميد است در سايه آموزش، فرهنگ سازي و رعايت مقررات توسط عابران و رانندگان و اجراي دقيق قانون بتوان تصادف هاي منجر به مرگ و مصدوميت هاي عابران پياده را به حداقل هاي ممكن رساند.
    * كارشناس رسمي و كارشناس عالي تصادفات
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4893 به تاريخ 28/6/90، صفحه 14 (جامعه)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: دكتر رضا احمدي *

روانشناس و مدرس دانشگاه *
    
    كودكان و نوجوانان بايد بدانند در كنار رشد جسمي شان، هوش و خلاقيت شان هم در حال رشد و پرورش است. هوش و خلاقيت مانند يكديگر نيستند اما بعضي وقت ها شبيه هم هستند، هوش امري خدادادي است كه پروردگار در نهاد همه انسان ها قرار داده است و با گذشت زمان تغيير مي كند اما خلاقيت آنها به شكل وسيعي رشد مي كند.
    كودكان و نوجوانان بايد آگاهي داشته باشند از سن 10 سالگي خلاقيت در آنها رشد سريع كرده و بعد از اين سن رشد خلاقيت كمتر مي شود.
    بهتر است با واژه خلاقيت بيشتر آشنا شويد و بدانيد خلاق بودن، آفريننده بودن، خلق كردن و توليد كردن از ديگر معاني و مفهوم خلاقيت است.
    انجام بعضي كارها باعث مي شود تا خلاقيت در كودكان و نوجوانان بالارود بعضي بازي ها مثل خميربازي، لوگوبازي و گل بازي چون كودك خودش آنها را تغيير شكل مي دهد و ساخته اي جديد را مي سازد باعث مي شود كه به راز درون آنها پي برده و راه را براي خلاقيت هاي ديگر پيدا كند.
    جذابيت بازي با آنها در كودكان علاقه ايجاد مي كند و باعث مي شود به سمت خلاقيت پيش بروند. علي رغم آنكه اين ابزارها و بازي ها بسيار ارزان قيمت بوده و دسترسي به آنها امكان پذير است.
    «گردش هاي علمي و تفريحي در كنار پدر و مادر در طبيعت مي تواند با خلاقيت همراه باشد. جست وجو در طبيعت با ديدن موم كندوي عسل، گل و خمير به راحتي مي توان بازي هايي را در طبيعت انجام داد كه خلاقيت را در شما شكوفا كند».
    به اين نكته بايد توجه كرد بازي با اسباب بازي هاي خيلي گران قيمت و پرهزينه مثل انواع عروسك ها، ماشين برقي و كنترلي، باعث مي شود تا رشد خلاقيت به تاخير بيفتد.
    «خلاقيت مسئله اي است كه در بزرگسالي باعث اختراعات و اكتشافات لوازم جديد مي شود اگر نتواني در سن كم خلاق باشي و اين ويژگي را پرورش دهي نمي تواني در بزرگسالي مخترع و مكتشف خوبي باشي.» پس با صحبت كردن و نقاشي كشيدن در بازي هايت مي تواني به وجود خلاقيت پي ببري.
    اگر با دوستانت بازي هاي دسته جمعي و گروهي انجام مي دهي و يكي از آنها يا حتي خودت پيشنهاد يك طرح و ايده جديد را مي دهيد بدان كه تو يا دوستت از بقيه خلاق تر هستي. حتي اگر به جاي استفاده از بوم و آبرنگ براي نقاشي از گچ يا زغال استفاده مي كني و به همين امكانات كم راضي هستي از همه خلاق تري. اگر هم به كشيدن نقاشي هاي عجيب و غريب با شكل هاي غيرواقعي علاقه داري تو يك هنرمند خلاق هستي و در سرت ايده هاي جالبي داري.
    اين رازها، خلاقيت را در تو شناسايي مي كند تا با اكتشاف در وجودت به خلاقيت خود پي ببري. در نظر گرفتن حتي نكته هاي ريز در نقاشي تو را يك قدم به خلاقيت نزديك مي كند و استفاده هميشگي از كامپيوتر و موضوعات تكراري در نقاشي و نگاه كردن به بازي كودكان خلاقيت نيست، بلكه كپي برداري از رفتارهاي كودكان ديگر است. پس اگر هر كدام از اين نشانه ها را در خودت پيدا كردي بدان حتماً يك كوچولوي خلاق هستي.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4891 به تاريخ 26/6/90، صفحه 15 (ايران زندگي)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نويسنده: مريم سادات كاظمي

ممكن است فرزند شما يا يكي از نزديكانتان مجبور باشد از سنين پايين عينك بزند، اما متاسفانه بسياري از خانواده ها به رعايت اصول صحيح در انتخاب عينك توجهي ندارند كه اين امر مي تواند زمينه ساز مشكلاتي براي بينايي كودك در آينده شود.
    
    
    فرم عينك
    در هنگام خريد عينك براي كودك بايد به يك سري اصول مهم در اين باره دقت داشت. اولين و اساسي ترين نكته كه معمولاناديده گرفته مي شود اين است كه كودك بايد از عينك خوشش آمده و آن را دوست داشته باشد زيرا در غير اين صورت، عينك را به چشمانش نمي گذارد. به همين دليل است كه از سن 5تا 6 سالگي، كودك بايد نظر خود را براي انتخاب عينك بيان كند. علاوه بر اين، شخصيت كودك و ويژگي هاي بدني او نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. عينك نبايد روي بيني و گوش هاي كودك فشار وارد كند، چرا كه اين اندام ها در مقايسه با بزرگسالان حساس تر است. عينك بايد كاملامتناسب با حالت صورت بچه انتخاب شود، چرا كه صورت كودكان معمولاكاملاگرد و بيني آنها ظريف و كوچك است و گوش هاي آنها به طور كلي از سطح چشم هاي آنها كمي بالاتر است. همچنين كودكان بيشتر به بالانگاه مي كنند و اين خصوصيت آنها نيز بايد در انتخاب عينك مد نظر قرار گيرد.
    
    
    شيشه هاي عينك
    علاوه بر فرم عينك، شيشه ها نيز اهميت فوق العاده بالايي دارند. شيشه هاي عينك كودكان حتما بايد از جنس بسيار سبك و نشكن ساخته شود. چشم هاي آنها نسبت به بزرگترها در برابر اشعه ماوراءبنفش حساس تر است. تا قبل از 12 سالگي، چشم تا حد پاييني در برابر اشعه ماوراء بنفش از خود محافظت مي كند زيرا جليديه چشم فقط تا 75% كامل شده است. از 25سالگي، فيلتر محافظ چشم به خوبي عمل مي كند و تنها 10% از اشعه مضر به چشم مي رسد. براي پيشگيري از آسيب هاي اشعه خورشيد شيشه هاي عينك آنها بايد از نوع «فوتوكروم 100%» انتخاب شود، اما به اين معنا نيست كه كودك بايد هميشه در آفتاب عينك بزند. همچنين بعضي از شيشه هاي معمولي نيز مي تواند اين نقش محافظتي را داشته باشد.
    
    
    معاينه منظم توسط چشم پزشك
    يكي ديگر از نكات مهم در سلامت بينايي كودكان، معاينه منظم چشم هاست تا مشكلات بينايي (ارثي يا اكتسابي) به موقع تشخيص داده شود. به همين خاطر توصيه مي شود قبل از سن مدرسه حداقل سالي يك بار كودك توسط چشم پزشك معاينه شود.
    طبق يك قاعده كلي، هر چه مشكل زودتر تشخيص داده شود، درمان راحت تر و موثرتر خواهد بود.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20024 به تاريخ 24/6/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390 ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط مهدی |

ورود فرزند به كانون خانواده، شور و گرمي خاصي را براي پدر و مادر به همراه دارد. مسلما روزهاي اول نگراني از تربيت و پرورش ذهن والدين جوان را پر مي كند. اما طولي نمي كشد كه كم كم بر اوضاع مسلط مي شوند. يكي از اين موارد بسيار مهم در رشد شخصيت كودك، بازي هاست.به كمك همين بازيهاست كه بچه خيلي از مسائل را مي آموزد. شايد عجيب به نظر بيايد، اما بايد گفت كه هيچ بازي براي بچه ها، احمقانه و بيخود نيست. همه آنها راهي براي جست وجو و شناخت دنياي پيرامون است.
    
    
    پيش از 1 سالگي
    بازي هاي رياضي دراين سن، مفهومي ندارند؛ بلكه فعاليت هايي محسوب مي شوند كه بيشتر به نظم دادن ذهن و تقويت حافظه كودك كمك مي كند. در بازي هايي كه براي اين گروه سني طراحي مي شود، گرچه اعداد فقط يك نقش ساده مقايسه اي دارد، اما از تاثير مثبت آنها نيز نبايد غافل شد: «كودك با نام اعداد آشنا مي شود.»
    
    
    ¤ بازي انگشتان
    كودك را روبه روي خود بنشانيد. يك دستش كه كاملاباز است را روي دست خود بگذاريد. يكي از انگشتانتان را كف دست او بچرخانيد و قصه را تعريف كنيد: «يكي بود، يكي نبود. يك روز قلقلي با دوستانش به جنگل رفتند. (انگشت شستش را خم كنيد) اين يكي يك پرنده ديد. دومي پرهاي پرنده را كند (انگشت سبابه را خم كنيد). سومي آن را كباب كرد (انگشت سوم را خم كنيد). نفر بعد كباب را خورد (انگشت دوم را خم كنيد). بيچاره آخري كه هيچي بهش نرسيد شروع به دويدن كرد. در اين موقع با دو انگشتتان از انگشت كوچك بالابرويد و او را در آغوش بگيريد.
    
    
    ¤ آب بازي و اعداد
    وقتي كه بچه را به حمام مي بريد، چند بطري در اندازه هاي مختلف در اختيارش بگذاريد. در اين صورت، او علاوه بر اينكه مفاهيم اصلي مانند خالي بودن، پر بودن و... را ياد مي گيرد، وزن بطري ها را به كمك اندازه هاي مختلف و مقدار آبي كه گنجايش دارد، مي شناسد.
    
    
    از 1 تا 2 سالگي
    مفهوم رياضي با آموزش هاي ساده به كودك القا مي شود كه كم كم به دليل و منطق مي رسد.
    
    
    ¤ هرچي مثل هم هست، دركنار هم...
    دراين بازي، چند جفت اشياي مختلف مانند كتاب، قاشق، ميوه، كفش و... را آماده كنيد. آنها را درهم بريزيد و از فرزندتان بخواهيد تا هر آنچه را كه دو به دو شبيه است، كنار هم بگذارد. اين بازي همچنين مي تواند براي تقليد رنگ ها نيز انجام شود. دراين صورت مي توانيد از جوراب و لباس هاي رنگارنگ استفاده كنيد.
    
    
    ¤ بزرگ با كوچك
    پنج يا شش وسيله در اندازه هاي مختلف را به صورت نامرتب جلوي بچه بريزيد. سپس از او بخواهيد تا آنها را به ترتيب از كوچك ترين تا بزرگ ترين بچيند. اين كار را به راحتي مي توانيد با انواع ظروف و بطري ها انجام دهيد.
    
    
    ¤ اسباب بازي كجاست؟
    براي اين بازي يك جعبه لازم داريد. عروسك يا توپ كودك را در يك موقعيت نسبت به جعبه، بالا، پايين، داخل، پشت، جلو و كنار بگذاريد و آن را اعلام كنيد. چندبار اين تمرين را تكرار كنيد. حالااز فرزندتان بخواهيد تا با توجه به مكاني كه شما مي گوييد، اسباب بازي را همان جا بگذارد. توجه كنيد كه ابتدا با مفاهيم ساده تر مانند بالاو پايين شروع كنيد.
    
    
    از 2تا 3 سالگي
    مفاهيم رياضي كم كم براي كودك شناخته تر مي شود، به شرط آنكه اعداد از 10 بيشتر نشود.
    
    
    ¤ شمارش توپ ها
    ابزار اين بازي يك سبد و 10 توپ كاغذي است كه از روزنامه هاي باطله درست كرده ايد. توپ ها را در يك مسابقه با فرزندتان درون سبد بيندازيد و از او بخواهيد تا آنها را بشمارد.
    
    
 روزنامه كيهان، شماره 20024 به تاريخ 24/6/90، صفحه 7 (خانواده)

+  نوشته شده در  جمعه 8 مهر1390 ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط مهدی |
مترجم: محمدامين فقيه


     سال 2007 انتشارات هارپركالينز در كنفرانس انجمن كتابخانه هاي امريكا پنج نفر مرد جوان نويسنده را با لباس هاي آبي بيسبال كه اسامي ما پشت پيراهنشان بود آماده كرد و ما را مانند توپ در يك ميزگرد تحت عنوان «در باشگاه» پرتاب كرد. ما بايد كد تستوستروني كه پسربچه هاي نوجوان را به مطالعه كردن وامي داشت براي خوانندگان پرشور زن رمزگشايي مي كرديم. در زمينه مطالعه قبل ترها پسرها در كلاس هاي پايين تر از دخترها عقب مي ماندند اما آثار نشان مي دهد كه به سرعت خودشان را مي رساندند. اما حالاديگر چنين نيست. ما پسرها احساسات مختلطي نسبت به برنامه ريزي داريم: اوضاع بيزاري پسرها از كتاب خواندن، چه رسد به رمان، طي ساليان وخيم تر شده است. درست است كه اين مساله مطمئنا ما نويسندگان مرد را با مشكل مواجه كرده بود، اما احساس مي كرديم كه مانند موضوعي فرعي با ما رفتار مي كردند. و به اين ترتيب ما از مرد به پسربچه تبديل شديم. اگرچه از نظر سن و سبك بسيار متفاوت بوديم، از كنت اپل سي و اندي ساله، نويسنده داستان هاي فانتزي درباره جانوران ماقبل تاريخ (رمان Darkwing)، گرفته تا والتر دين مايرز، استاد هفتاد و اندي ساله رمان هاي خياباني (رمان Monsters) و كريس كراچر (رمانWhale Talk) و همچنين تري ترومن (رمان Stuck in Neutral): به سرعت در يك گروه منسجم جاي گرفتيم. در يك تيم براي همه شناخته شده بوديم و به حاضرجوابي شهرت داشتيم: حسابي هم از خودمان دفاع مي كرديم: «ما» در برابر «آنها.» اين دقيقا همان كاري است كه پسربچه ها در كلاس و كتابخانه و در باشگاه ورزشي مي كنند. اگر قرار است با اين گرايش مقابله كنيم و مروج كتاب خواندن در ميان پسرهايي باشيم كه دسته جمعي در برابر آن مقاومت مي كنند، بايد با تك تك آنها با توسل به كتاب هايي درباره ترس ها، انتخاب ها، موقعيت ها و روابط شان روبرو شويم: يك نوع مطالعه كه احساس همدلي نهفته شان را تحريك كند، آنها را با شخصيت هاي داستاني درگير كند و باعث شود درك عميق تري از زندگي خودشان داشته باشند. اين چيزي است كه پسرها را كتابخوان مي كند.
    
    با وجود تنوع غني داستان هايي براي جوانان در حال حاضر، اين كار ممكن است آسان به نظر برسد. اما اين طور نيست. دانلد گالو، آنتولوژيست جوانان و استاد بازنشسته انگليسي در دانشگاه ايالتي سنترال كانه تيكت، در يك مكالمه تلفني به من گفت: «ما به نوعي در يك دوره طلايي كتاب هاي نوجوانان هستيم- در واقع كتاب هاي نوجوانان از بيشتر كتاب هايي كه براي بزرگسالان چاپ مي شود، رضايت بخش ترند. مساله مهم اين است كه چرا پسربچه ها كتاب هاي خوبي كه منتشر مي شود را، نمي خوانند.» او به سرعت همان پاسخ متداول را داد: پسربچه ها به كتا ب هاي غيرداستاني گرايش دارند. مدارس ادبيات كلاسيك را به معاصر ترجيح مي دهند تا بتوانند طبق معيارهاي شناخته شده امتحان بگيرند و از درگيري با اوليا بپرهيزند. و معلمان هم هميشه نمي دانند چه كتاب هايي براي پسربچه ها موجود است. به نظر من نيز همه اينها درست است. نظريه هاي ديگري نيز وجود دارد. يان شنسكا، معلم و نويسنده امريكايي، در وب سايتش (guysread. com) مي نويسد پسرها «دوست ندارند عواطف و احساسات موجود در داستان را كندوكاو كنند... در ميان افراد باسواد، الگوهاي نقش مرد مثبت زيادي براي پسربچه ها وجود ندارد. زيرا اغلب بزرگسالاني كه در زمينه كتاب كودك فعاليت مي كنند، زن هستند: پسرها ممكن است مطالعه كردن را يك فعاليت مردانه ندانند.»
    
    اما به نظر من مساله به كتاب هايي كه منتشر مي شود نيز مربوط است. مايكل كارت، از روساي سابق بخش ادبيات نوجوان انجمن كتابخانه هاي امريكا، با من موافق است. او به من مي گويد: «ما به آثار خوب بيشتري در زمينه داستان هاي واقعي، كتاب هاي غيرداستاني، رمان هاي مصور، چه به صورت آنلاين و چه آفلاين، نياز داريم: آثاري كه پسرها را تشويق كند به آنچه مي خواهند در آينده بشوند، فكر كنند. در فضاي نشر كنوني كه ريشه اقتصادي دارد، توجه بيشتر بر زنان جوان است.» شايد هم وضع از اين بدتر باشد. در كنفرانس سال 2007 انجمن، يكي از مديران اجرايي هارپر گفت حداقل سه چهارم مخاطبانش دختران هستند و آنها مشتاقند درباره دختران شرور، دختران وراج، دوست- دشمن ها و خون آشام ها بخوانند. نويسندگان هم طبيعتا براي اين گروه آماده مي نويسند. جريان حال حاضر در ادبيات كودك را رمان نويسان زن جوان و بااستعدادي پيش مي برند كه به تازگي از دوره هاي كارشناسي ارشد هنرهاي زيبا فارغ التحصيل شده اند و پيش از آن، داستان هاي نسبتا پرفروش براي بزرگسالان مي نوشتند. رمان هايشان را ويراستاران زن مي خرند، كتابداران زن نگهداري مي كنند و معلمان زن در كلاس تدريس مي كنند. اين سخن تكراري اما تا حد زيادي درست است كه دختران نوجوان كتاب هايي درباره پسرها مي خوانند اما پسران نوجوان به ندرت كتاب هايي مي خوانند كه اكثر شخصيت هايش دختر باشد.
    
    ادبيات كودك هميشه تا اين حد تحت تاثير شور زنان نبوده است. من هم مانند بيشتر كساني كه در دهه 1940 و 50، قبل از ظهور ژانر نوجوانان بزرگ شده اند، مستقيما از كتاب هاي كودك درباره ماجراجويان به سراغ اشتاين بك و همينگوي رفتم. اما پسرم، سم، رمان نويسي كه در دهه 1970 بزرگ شده، اين امكان را داشت كه از Goodnight Moon به ادبيات در حال شكوفايي بزرگسالان جوان برود.
    
    
    
 روزنامه اعتماد، شماره 2256 به تاريخ 19/6/90، صفحه 7 (ادبيات)

+  نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت 4:30 بعد از ظهر  توسط مهدی |

بازي كودكان با اسباب بازي ها روشي است كه كودك توسط آن دنياي پيرامون را بهتر مي شناسد و تاثير بسزايي بر هوش و استعدادهاي او دارد.
    همچنين بسياري از آموزش هاي تربيتي را كودك هنگام بازي فرامي گيرد تا به راحتي مسير درست تربيت را بياموزد.
    بازي با انواع اسباب بازي ها از نيازهاي اساسي و مهم كودكان محسوب مي شود و در عين سرگرم كردن كودك كاركردهاي اصولي ديگري نيز دربردارد. بسياري از روانشناسان كودك و نوجوان اعتقاد دارند انسان ها از بدو تولد تا دوران بزرگسالي به بازي نياز دارند فقط در هر سني نوع بازي تغيير پيدا مي كند.
    امروزه به دليل پيشرفت در صنعت اسباب بازي ها، اين قبيل سرگرمي ها در قالب شكل هاي متنوع و مختلف وارد بازار شده است و برخي از آنها به دليل جنس نرم و قابل انعطافي كه دارند حائز اهميت تر هستند.
    نقش بازي
    دكتر مهين اسلامي شهر بابكي، روانشناس كودك و نوجوان و مدرس دانشگاه مي گويد: به طور كلي بازي يكي از فاكتورهاي بسيار مهم در رشد و تكامل انسان ها محسوب مي شود و بازي هاي دوران كودكي مقدمه توانمندي غلبه و تسلط در زندگي بزرگسالي به شمار مي رود.
    بازي چه از نوع عروسكي باشد و چه از نوع بقيه اسباب بازي ها باعث تقويت مهارت هاي اجتماعي، ارتباطي، حل مسئله و مهارت شناخت و تسلط انواع احساسات در كودكان و بزرگسالان مي شود.
    در مطالعات اخير كه توسط روانشناسان انجام گرفته است روشن شده است جنس اسباب بازي هر چه نرم تر باشد كودك بهتر مي تواند با آن ارتباط برقرار كند و حتي بهتر مي تواند احساسات و افكار و هيجانات خود را در طول بازي با آن نشان دهد.
    اين روانشناس در ادامه مي افزايد: انتخاب نوع اسباب بازي به عوامل متعددي بستگي دارد. يكي از اين عوامل سن كودكان به شمار مي آيد. همچنين سطح شناختي كودك نيز از عوامل ديگر محسوب مي شود و بايد درجه بلوغ فكري، هيجاني، حركتي و اجتماعي كودك نيز مدنظر قرار گيرد.
    در علم روانشناسي و روان پزشكي يكي از حيطه هاي درماني مشكلات كودكان استفاده از بازي و انواع اسباب بازي ها به شمار مي رود و براساس ويژگي هاي ذاتي هر كودك انتخاب نوع اسباب بازي و نوع بازي متفاوت است.
    
    
    نقش اسباب بازي هاي شني
    دكتر ليلي انگجي، روانشناس كودك و نوجوان درباره اهميت عروسك هاي نرم و پارچه اي و بازي با آنها براي كودكان مي گويد: «اولين تاثير بازي با اين نوع از عروسك ها اين است كه به دليل اينكه آنها جنس نرمي دارند و سبك هستند براي تمام سنين حتي كودكان 5/1 ساله مفيد است زيرا اين قبيل اسباب بازي ها در دستان كودكان به خوبي جاي مي گيرد و كودك مي تواند آنها را حركت دهد همچنين براي تقويت عضلات دستشان هم بسيار حائز اهميت است. هر چقدر كودك بزرگتر مي شود تاثير اسباب بازي بخصوص اين قبيل اسباب بازي ها را بيشتر درك مي كند و در زندگي اش تاثيرگذارتر مي شود.
    عروسك هاي شني براي تقويت خلاقيت كودك مفيد به شمار مي آيد و والدين بايد براي انتخاب اسباب بازي حتماً اطلاعات كافي را دردسترس داشته باشند. اين قبيل عروسك ها به دليل اينكه شكل خاصي ندارد كودكان توانايي شكل دادن به آن را دارند كه بيشتر به عنوان يك سرگرمي براي آنها محسوب مي شود و در بازي هاي نمايشي و تقليدي به كودكان كمك بسزايي مي كند. برخي اسباب بازي هاي چندتكه اي توسط كودك چيده مي شود و در مقايسه با اين نوع عروسك ها به كودك كمك مي كند تا تغييرات بين اسباب بازي ها را متوجه شود چون قابل تغيير و انعطاف است. كودك بسياري از مسائل مهم را از اين طريق و از راه بازي با آن فرا مي گيرد.
    دكتر اسلامي شهر بابكي در ادامه مي گويد: از كاركردهاي انساني بازي با اين نوع عروسك ها ابراز هيجانات كودكان است بخصوص در زمان هايي كه كودك با فشارهاي رواني متعددي در محيط خانواده و محيط اجتماعي مواجه است.
    اسباب بازي هاي نرم و پارچه اي باعث تشويق و كمك بهتر براي بروز هيجانات مي شود و كودك هنگام بازي با اين نوع اسباب بازي ها، افكار و احساسات دروني اش مانند پرخاشگري، ناراحتي، ترس و نگراني را بهتر بروز مي دهد و به تدريج در روند بازي ياد مي گيرد چگونه بر احساساتش غلبه كرده و يا حتي بعضي از آنها را كنترل كند.
    همچنين بازي با اين عروسك ها يك روش مهم براي كمك به پيدا كردن نقاط ضعف و قوت آنها و رفتارهاي مثبت و منفي به شمار مي آيد. بخصوص در زمان هايي كه بازي به صورت گروهي يا دو نفره باشد.
    دكتر انگجي مي افزايد: اين قبيل عروسك ها براي آموزش نيز مورد استفاده قرار مي گيرند زيرا كودك در بازي شخصيت هايي را به عروسك ها مي دهد و چون شكستني نيستند اگر كودكي حالت هاي پرخاشگري داشته باشد با جابه جا كردن، فشار دادن، لمس كردن و پرت كردن آنها بسياري از مشكلاتش برطرف مي شود.
    مشكل اصلي خانواده ها اسباب بازي ها نيست بلكه مشكل وجود اسباب بازي و نحوه استفاده آن در خانه است. خانواده بدون در نظر گرفتن اينكه چه نوع اسباب بازي براي كودك بهتر است، اقدام به خريد كرده در حالي كه اسباب بازي هاي جنس سفت و محكم براي هر سني نبوده و بهتر است از عروسك هاي انعطافي استفاده شود.
    كودكاني كه با اسباب بازي هاي نرم و پارچه اي بازي مي كنند تفاوت و تاثيراتش را در آينده و در دوران بزرگسالي مي بينند. بيشتر روانشناسان كودك و نوجوان براي درمان پرخاشگري، مشكلات عاطفي، رفتاري و اختلالات رفتاري كودكان از اين قبيل اسباب بازي ها در اتاق هاي بازي درماني استفاده مي كنند. چون كودك هر ضربه اي به اسباب بازي اش وارد مي كند. دكتر اسلامي معتقد است: كودكان را مي توان از بدو تولد با عروسك ها و اسباب بازي ها آشنا كرد در واقع بازي ها بعد از تولد در كودكان آغاز مي شود به طور مثال هنگامي كه مادر، مشغول شير دادن شيرخوار است و انگشت خود را دردست نوزاد مي گذارد دست شيرخوار را تحريك مي كند و شيرخوار براساس نوع تحريك، واكنش نشان مي دهد.
    در صورتي كه اين حركت مادر براي او لذت بخش باشد در برابر تحريكات مشابه بعدي تقويت شده و واكنش هاي بهتري نشان مي دهد و به تدريج دامنه اين نوع بازي ها افزايش پيدا مي كند و مشاركت كودك در اين بازي ها بيانگر رشد و تكامل او در حيطه هاي مختلف بويژه حركتي، اجتماعي، شناختي و هيجاني است.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4879 به تاريخ 12/6/90، صفحه 17 (بادبادك)

+  نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط مهدی |

متخصصان به والدين توصيه مي كنند براي جلوگيري از بروز كمردرد و آسيب به ستون فقرات در كودكان، سنگيني كوله پشتي آنها را بررسي كنند.
    به گزارش ايسنا، با شروع سال تحصيلي به والدين يادآوري مي شود كه كوله پشتي كودكان كه با كتاب و ديگر وسايل پر مي شود، مي تواند منجر به آسيب به كمر و ستون فقرات كودكان شود. دكتر جاشو هيمان، مدير جراحي ارتوپدي بيمارستان كودكان مورگان مي گويد: والدين بايد كوله پشتي بچه ها را چك كنند، زيرا آنها اكثر مواقع وسايل غيرضروري ديگر را همراه خود به مدرسه مي برند. كوله پشتي كودكان نبايد بيش از 15 درصد وزن كودك يا حدود 7 پوند براي بچه اي كه 50 پوند وزن دارد، سنگيني داشته باشد.
    به گفته هيمان، استاديار جراحي ارتوپدي از بخش پزشكي و جراحي كلمبيا، اگر كتاب هاي كودكان موجب سنگيني كيف آنها شود، والدين بايد با معلم ها صحبت كنند تا بعضي اوقات كتاب ها را در مدرسه بگذارند و براي كاهش آسيب، بچه ها بايد به طور صحيح از كوله پشتي استفاده كنند به طوري كه وزن را روي هر دو شانه تقسيم كنند .همچنين كوله پشتي چرخدار نيز يكي ديگر از گزينه هاست كه در اين زمينه توصيه مي شود.
    
    
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3215 به تاريخ 8/6/90، صفحه 16 (سلامت)

+  نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت 4:24 بعد از ظهر  توسط مهدی |

نقش والدين در پرورش كودكان خلاق

نويسنده: دكتر حسام فيروزي

زندگي مملو از سوالات متعدد است. آنچه ارزشمند است، هيجان به دنبال جواب رفتن است، نه صرفا رسيدن به پاسخ. به عبارتي مي توان اين گونه گفت كه فرآيند يافتن جواب مهم است. بنابراين نبايد به سوالات كودك پاسخ مستقيم داد، انتهاي سوالات كودك را باز بگذاريد و همواره او را به تفكر واداريد. با برگرداندن سوال به خود كودك و راهنمايي و ارجاع او به كتاب يا گفت وگو با متخصص آن رشته خاص مي توان انگيزه تفكر در كودك ايجاد كرد. براي پاسخ دادن به كودك بايد مراحل زير را به ترتيب اجرا كرد:
    1- از سوال كودك استقبال كنيد
    2- سوال را به خود كودك بازگردانيد
    3- اگر نگرش غلطي دارد، نگرش او را تصحيح كنيد
    4- ساده و قابل‏فهم به او پاسخ دهيد
    5- در پاسخ دادن هيچ گاه انتهاي سوال را نبنديد
    6- صداقت را رعايت كنيد
    7- موقعيت مناسبي براي پاسخ دادن انتخاب كنيد
    والدين بايد اين نكته مهم را به ياد داشته باشند كه به سوالات و احساسات كودك خود ارج نهند و هيچ گاه آنها را كوچك نشمارند. شايد اگر دو فاكتور مهم براي محك زدن امنيت محيط كودك بتوان ذكر كرد، يكي اين است كه كودك هر سوالي را (هرچند تابو) بتواند بپرسد و ديگر اينكه هر احساسي (هرچند ناخوشايند) را بيان كند.
    كم‏رويي و ترس از مهم ترين موانع خلق ايده ها هستند و باعث مي شوند كه نتايج نيكويي را كه ممكن است در صورت نترسيدن و كوشش كردن به دست آوريم، از دست بدهيم. ليكن در صورت ترس و كم رويي حتي وقتي ايده اي به نظرمان مي رسد، غالبا به علت شك و ترديد آن را بروز نمي دهيم، بنابراين لازم است شيوه هاي صحيح كاهش ترس و كم رويي را در كودكان بياموزيم كه مهم ترين آن تشويق، پاداش، ايجاد انگيزه و طبيعي جلوه دادن ترس و كم‏رويي، همچنين صحبت كردن و شنيدن احساس كودك از موضوعي كه او را ترسانده است.
    كودكان را تشويق كنيد كه در اشيا و افكار دخل و تصرف كنند يا در آنها وضع تازه اي به وجود آورند. وقتي كودك انديشه هاي نو ابراز مي كند هر قدر هم كه دور از ذهن باشد، بايد از پيشنهادش استقبال كرد. در ميان موجودات، آنچه انسان را از ديگران متمايز كرده، داشتن قوه تفكر و درك كليات، همچنين قابليت تغييرپذيري اوست. از كودك بخواهيم به موقعيت هاي مختلف نگاه كند و احساس خودش را در مورد آن بيان كند و شباهت يا تفاوتي بين آنچه مي‏بيند و آنچه قبلاديده، بيان كند.
    به پرواز زنبور دقت كن! چه تفاوتي با پرواز هواپيما دارد؟
    بيا به حركت ابرها نگاه كنيم! چه چيزهايي مي توانيم ببينيم؟
    تقويت تفكر خلاق، ما را در تصميم‏گيري بهتر و حل مساله كمك و از بن‏بست‏هاي زندگي خارج مي كند. تفكر خلاق نه‏تنها شخص را قادر مي‏سازد كه از تجربيات قبلي خود استفاده كند و آن را با موفقيت هاي تازه ارتباط دهد بلكه فرد قادر خواهد بود ارتباط بين چيزهايي كه قبلابا هم بي‏ارتباط بوده‏اند، پيدا كند. همچنين از روش هاي غيرسنتي و نامرسوم براي حل مساله استفاده كند.
    در دنياي پيش‏مدرن، دانش و اطلاعات صرفا منتقل مي شد و آموزش كودكان اين گونه بود كه ملزم به پس دادن اطلاعات دريافت‏شده بودند و در بسياري از موارد، بيش از آنچه ارايه مي شد پس داده نمي شد و راه بر خلاقيت بسته مي ماند. يعني داده ها و ستاده ها برابر بودند. به قولي اين تقليد و الگودهي نوعي خودكشي خلاقيت بود در نتيجه تخيل را تضعيف مي كند و خلاقيت را از پا درمي‏آورد. راه هاي ايجاد تفكر در كودك، بيشتر زبان و حواس پنج گانه است. زبان باعث دريافت اطلاعات و دانش مي شود و اطلاعات و دانش از زيرساخت‏هاي تفكر هستند. بنابراين استفاده صحيح از حواس پنج گانه مي تواند باعث ايجاد مهارت هاي تفكر شود. البته علاوه بر زبان‏آموزي و تقويت حواس، طبقه‏بندي، مقايسه، تشخيص شباهت‏ها و تفاوت ها، فرضيه‏سازي، استنباط، تفكر انتقادي و ارزيابي نيز از مهارت هاي تفكر به حساب مي‏آيند.
    سعي كنيد كابردهاي غيرمعمول اشيا را براي كودك پيدا كنيد و از او بخواهيد كه چه كاربردهاي ديگري مي توان براي آن پيدا كرد. مثلااز او بپرسيد كه قاشق، چه استفاده ديگري به جز غذا خوردن دارد؟ (باز كردن در نوشابه و...). يكي از مهم ترين راه هاي ايجاد تفكر خلاق در كودك، دادن اطلاعات ضد و نقيض به كودك است. مثلااگر درباره چيزي نظري مي دهيد بلافاصله نظر مخالف آن را نيز براي كودك بازگو كنيد. به نظر من آدم خلاق كسي است كه... . ولي فلاني معتقد است كه آدم خلاق كسي است كه.... اين ضدونقيض‏گويي‏ها كه از حدود پنج، شش سالگي براي كودك كاربرد بهتري دارد، باعث مي شود ذهن كودك را براي جست‏وجوي بيشتر درگير كند. طبق نظر «پياژه» هرچه تعدد و پيچيدگي نظرات در فضاي خانواده بيشتر باشد رشدشناختي كودك بيشتر خواهد بود. البته اين تعدد نظرات را نبايد با اختلافات مرسوم خانوادگي يكي دانست. شايد در دنياي پيش‏مدرن، وظيفه يك مادر و پدر غذا دادن و تر و خشك كردن و پاسخ‏هاي قاطع دادن به كودك بود ولي در دنياي مدرن امروز، بازي كردن و ايجاد تفكر و دادن اعتماد به نفس و مسووليت‏پذير كردن است كه كودك را براي رويارويي با تعدد گزاره هاي دنياي مدرن كاركشته مي كند و او را قادر مي‏سازد تا از بين اين همه موقعيتي كه در برابرش قرار داده شده، انتخاب مناسبي انجام دهد و اينها ممكن نيست مگر اينكه والدين خود را به فراگيري روش هاي صحيح فرزندپروري موظف كنند.
    
    
    
 روزنامه شرق ، شماره 1330 به تاريخ 6/6/90، صفحه 8 (پزشكي)

+  نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت 4:23 بعد از ظهر  توسط مهدی |

پرورش نوآوري در زنگ خلاقيت



    خلاقيت، هنر ايده پردازي است كه ضمن تداعي انديشه هاي نو در ذهن آدمي، همچون پلكاني انسان را به قله موفقيت نزديك مي كند.
    علم نوآوري اگرچه پس از قرارگيري فرد در جامعه، زمينه شكوفايي بيشتري پيدا مي كند و به فرد انگيزه تلاش براي ترقي را مي دهد اما از سنين كودكي و پس از آن، در دوران تحصيل نيز قابل رشد و شكوفايي است. به گونه اي كه چنانچه والدين وقت بيشتري براي پرورش روحيه نوآوري و ابتكار فرزند خود قائل شوند به طور مسلم، فرزندان خانواده شانس بيشتري براي دستيابي به موفقيت ها پيدا خواهند كرد. ضمن آنكه اعتمادبه نفس قوي تري پيدا خواهند كرد.
    بهره گيري از تدابير ذكر شده، به پرورش قوه نوآوري و خلاقيت كودكان توسط والدين كمك زيادي مي كند.
    تشويق به فعاليت هاي فني، يادگيري و تجربه، حق هر كودكي است بنابراين منع فرزندان از انجام برخي امور فني در خانه و يا حتي تعمير وسايل ساده خانه البته با كمك والدين، درست نبوده و امكان كسب تجربه و مهارت را از فرزندان خانواده سلب مي كند. بر اين اساس توصيه مي شود هنگام تعمير وسايل، والدين اموري مانند پيچاندن پيچ يا كوبيدن ميخ روي ديوار يا تخته را به فرزند خود محول كنند تا مهارت هاي فني آنان شكوفا و در نتيجه امكان ايده پردازي شان فراهم شود.
    از فرزند خود انتظار زيادي داشته باشيد. هرگز مسئوليت ها را از فرزندانتان جدا نكنيد. هنگامي كه فرزندتان مشغول بازي با دوستانش است از او بخواهيد رهبري گروه را به عهده گيرد و وسايل مورد نياز دوستانش را فراهم كند. كنترل ديگر كم سن و سالان و هدايت گروه، مسئوليت جالبي براي فرزندان است كه به نقش پذيري شان كمك كرده و ذهن آنان را به فعاليت
    وامي دارد.
    از خمير خام استفاده كنيد. تركيباتي مانند گل خام كوزه گري يا خميربازي، سرگرمي خوبي براي تقويت خلاقيت و حس نوآوري كودكان است. والدين در اين موارد مي توانند نمونه اي از گل يا صورت انسان را با اشكال خميري بسيار ساده، بسازند و از كودك خود نيز ابداع اشكال ديگر را بخواهند. چنين تجربه هايي و حتي ساخت چشم و ابرو هر چند ساده به كمك خمير به پرورش قوه تخيل كودك كمك مي كند.
    كودك را پس از تلاش فكري تشويق كنيد. هنگامي كه كودك شما، جواب مسئله اي را دريافته از كلمات تحسين آميز براي تشويق او استفاده كنيد. اين كار انگيزه كودكان را براي تلاش فكري بيشتر مي افزايد.
    منطقه امن پيرامون كودك خود را توسعه دهيد. كودك خود را به محيط هاي ناآشنا ببريد تا فرهنگ ها و محيط هاي جديد را شناخته و ديدگاه وسيع تري نسبت به جهان پيرامون خود پيدا كند.
    دريافت نكات و پيام هاي محيطي از سوي كودك باعث باز شدن دريچه هاي بيشتري در ذهن او شده و شناخت و درك او را افزايش مي دهد.
    
    كودكان هديه هاي خداوند هستند كه به والدين ارزاني داشته و اين بر عهده پدر و مادر است كه از آنها مراقبت كرده و در جهت اعتلاي كمالات انساني و رشد فرهنگي و تحصيلي آنها بكوشند.
    مقدمه بهبود و رشد تحصيلي فرزند افزايش خلاقيت و بهبود ذهن و هوش او است. اين افزايش خلاقيت بهتر است از سنين نوزادي آغاز شود اما با كمك راهكارهايي كاربردي، در سن نوجواني نيز فرزند مي تواند به خلاقيت و هوش بالادست يابد. نخستين گام در افزايش هوش كودك آموزش همراه شادي و با وسايل هيجان انگيز است. كودك نسبت به شناخت محيط اطرافش بسيار كوشا است و هنگام بازي مسائل مختلف و فراواني را فرامي گيرد، به همين دليل هنگامي كه با يك اسباب بازي به اندازه كافي بازي كرد و آنچه را كه مي خواست فراگرفت آنها را به كناري انداخته و اسباب بازي هاي جديدي را جست وجو مي كند.
    اينگونه مي شود اطمينان داشت كودك همزمان با رشد جسمي، در طول زندگي خود، با كمك وسايل و بازي هاي مختلف مسائل فراواني مي آموزد و زندگي برايش تبديل به يك كلاس آموزشي مي شود. پدر و مادر به عنوان آموزگار و الگوي طبيعي كودكان به شمار مي روند، جدا از تعداد آموزگاراني كه كودك چه در مدرسه و چه در خارج از مدرسه دارد، والدين نخستين و مهم ترين آموزگاران كودك به شمار مي روند بنابراين آموزش درس هاي با ارزش به كودكان، از اصلي ترين وظايف هر پدر و مادري است.
    متاسفانه گاهي والدين توانايي كودكانشان را در يادگيري ناچيز مي پندارند. در سنيني كه نوزاد شروع به سخن گفتن مي كند توانايي فوق العاده اي در تشخيص الگوهاي مختلف دارد. به همين دليل كارشناسان اين زمان را بهترين زمان براي آموزش مهارت هاي زباني كودك مي دانند.
    با نشان دادن فعاليت ها و عناوين مختلف به كودك، او به والدين علاقه مندي هايش را نشان مي دهد، به همين دليل توصيه مي شود به كودك اجازه داده شود علاقه خود را دنبال كرده و عناوين ديگر را به آن پيوند داده و از آن پس اجازه دهند كودك ادمه راه را به دست گيرد.
    بهتر است از آزمودن كودك بشدت اجتناب ورزند زيرا كودك از آزموده شدن بيزار است و اين مسئله هيجان يادگيري را در او كاهش مي دهد.
    والدين بايد به موفقيت فعاليت هاي آموزشي كه با كودك انجام مي دهند اعتماد داشته باشند، اعتماد به يادگيري كودك و خودداري از راهيابي احساس شك و ترديد به دل از پايه و اساس آموزش كودكان محسوب مي شود.
    اعتماد به نفس و احترام به نفس كودك دو ويژگي برتر شخصيتي است كه والدين بايد در جهت افزايش آن اقدام ورزيده، از انتقادهاي مخرب خودداري كرده و هر شب پيش از خواب، بازشماري موفقيت هايي كه به دست آورده، تحسين و ستايش و تشويق به ادامه آنها، تغييرات شگرفي در افزايش اعتماد به نفس كودك ايجاد مي كند.
    كودك بايد مهارت تعيين و سازماندهي اهدافش را هرچه زودتر فرا گيرد و والدين بايد به او در اين امر كمك كنند، و اهداف روزانه، هفتگي، ماهانه و سالانه برايش تنظيم كنند.
    كودك مهارت طرح ريزي و برنامه ريزي و ايجاد تغييرات در صورت نياز را به كمك والدين فرا مي گيرد، والدين نيز در پايان سال دستاوردهاي او را با ترتيب يك جشن هرچند كوچك يادآوري كرده و بدين ترتيب او را تشويق كنند، علاوه بر اين با اين روش كودك نحوه دستيابي به موفقيت هايش را دوباره مرور كرده و با انگيزه قوي تري در ادامه آن راه سعي مي كند.
    كودك بايد ياد گيرد اشتباه كردن جزئي از فعاليت هاي كاري است و انساني كه اشتباه نمي كند در واقع كاري انجام نداده است، تلاش كردن و شكست خوردن بسيار طبيعي است و شكست به افزايش تجربه و فرصت يادگيري دوباره كمك شاياني مي كند و پيغام هايي به بدن مي فرستد تا راه هاي متفاوت را تا رسيدن به پيروزي تجربه كند. علاوه بر اين كودك بايد مهارت مديريت اين شرايط را از پدر و مادر خود فرا گيرد و دلسرد و نااميد نشده، هدف خود را دنبال كرده، دست از كار نكشد و منصرف نشود.
    درس مهم ديگري كه كودك بايد فرا گيرد ارتباط قوي و محكم با اعضاي خانواده و خاطره هاي زيبا و ماندگاري است كه هنگام ثبت موفقيت در ذهن او و خانواده اش مي ماند.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4877 به تاريخ 7/6/90، صفحه 17 (كنكاش)

+  نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت 4:22 بعد از ظهر  توسط مهدی |

  شخصيت در حقيقت ذات و جوهره فردي است. طريقه فكري و رفتاري شخص در رابطه با سازش با محيط اجتماعي صورت مي گيرد و شامل صفات، ارزش ها، انگيزه ها، نگرش ها، توانايي ها، تصورات، واكنش ها و عواطف او مي شود و انسان بر اساس شخصيت خود شناخته مي شود.
    بهترين روش شناخت و هدايت كودكان بر اساس مشاهده آنان در كارها، رفتارها و روابط واقعي با ديگران نهفته است.
    والدين بايد با مجموعه اي از روش ها و تكنيك هاي تربيتي و انواع شخصيت هاي كودكان آشنا باشند تا در شرايط مختلف با در نظر گرفتن تفاوت هاي فردي و توانايي ها و ظرفيت هاي گوناگون كودكانشان در موقعيت هاي مناسب خود را با رفتار آنها سازش دهند، به طوري كه بتوانند هر كدام از كودكان خود را در جهت استعداد و خلاقيت ويژه خود پرورش دهند.
    ويژگي هاي شخصيتي
    كودكان حساس نسبت به مسائل كوچك به سرعت واكنش نشان مي دهند، به راحتي ناراحت شده و به سرعت برانگيخته مي شوند. اين نوع كودكان به رفتارها و واكنش هاي محيطي بسيار حساس بوده و به همان نسبت نيز آسيب پذير هستند. آنها به صداهاي غير معمول، شلوغي، فعاليت هاي بيش از حد، تغييرات محيط اطراف و حتي بوهاي تند، لباس خيس و رختخواب سرد واكنش نشان داده و احساس نا امني مي كنند. آنها نسبت به صداهاي بلند بسيار حساس بوده و وحشتزده مي شوند و هنگام خواب نيز با كوچكترين صدايي از خواب بيدار مي شوند. نسبت به مسائل ناخوشايند بسرعت واكنش نشان داده و اعتراض مي كنند. كودكان حساس محيط امن و شناخته شده را ترجيح مي دهند. هر چيزي كنجكاوي شان را برمي انگيزد و اين مسئله باعث افزايش يادگيري در آنها مي شود، علاوه بر اين، آنها افراد بسيار منظمي به شمار مي روند.
    آنها از آزار رساندن به ديگران خودداري كرده و هنگامي كه فردي را صدمه ديده مي بينند، ناراحت شده و به وي كمك مي كنند.
    توانايي انتقال فكر در كودكان حساس بسيار بالاست و علت آن حساسيت بيش از حد آنها بوده كه قوه ادراك و احساساتشان را افزايش داده و اين مسئله توانايي تاثير بر احساسات ديگران را در آنها به طور چشمگيري پيشرفت مي بخشد.
    راهكارهايي براي كنار آمدن با كودكان حساس
    اگر مسئله اي كودك را ناراحت، عصبي و دستپاچه كرد، براي كاهش تنش و اضطراب وي، براي چند لحظه او را از آن محيط خارج كنيد. گاهي كودك نسبت به لباس هاي خود حساسيت پيدا مي كند و يا از غذا خوردن امتناع مي ورزد. والدين بايد به خاطر داشته باشند نبايد اين كودك را مجبور به انجام كاري كرد كه به دلخواه او نيست. گاهي كودك به مخلوط كردن چيزهاي كوچك علاقه مند مي شود، در حقيقت او در حال كاوش و جست و جو است و والدين نبايد مانع از انجام فعاليت هاي او شوند.
    هر كودك براي خود محدوده اي دارد و احترام به حدود او باعث مي شود كه او نيز احترام به حدود ديگران را فراگيرد.
    والدين بايد به خاطر داشته باشند نمي توانند تمام مسائل ناراحت كننده را از كودك خود دور كنند و كودك هم مانند سايرين بايد به چارچوب قوانين و محدوديت ها آشنايي پيدا كند و خود را با آنها وفق دهد. موقعيت ها و اتفاقات زندگي اگرچه همگي خوشايند نيستند، اما باعث تقويت قوه درك، تفكر، خلاقيت و سازگاري مي شوند و كودكان را در مسير پيشرفت قرار مي دهند.
    شيوه هاي آرامش بخش و فنون تشكيل دهنده اي مانند در آغوش گرفتن كودك، گفت و گو و لحن مهربان وجود دارد كه آنها را آرام مي كند.
    صحبت كردن و توجيه واقعيت هاي زندگي به كودك وقتي كه او بزرگ شده و توانايي درك صحبت هاي والدين خود را دارد و يا جلب كردن توجه وي به چيزهاي ديگر هنگامي كه نوزاد است نيز از حساسيت هاي كودك مي كاهد و وي را نسبت به مسائل زندگي هوشيار نگه مي دارد.
    در حقيقت اين وظيفه پدر و مادر است كه به كودك خود كمك كنند تا توانايي سازگار كردن خود با محيط اطرافش و جامعه را فرا گيرد.
    والدين بايد به اين نكته توجه داشته باشند احساسات و واكنش هاي آنهاست كه ويژگي ها و رفتارهاي كودكان را رقم خواهد زد.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4877 به تاريخ 7/6/90، صفحه 17 (كنكاش)

+  نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت 4:22 بعد از ظهر  توسط مهدی |

   والدين به عنوان نخستين الگوي فرزندان نقش مهمي در پرورش شخصيت كودكان دارند. اگر آنها آرزوي داشتن كودكاني با شخصيت و موفق را دارند بايد در پرورش شخصيت و رشد كمالات انساني در آنها بكوشند.
    كودك، در ابتداي تولد مانند صفحه اي سفيد و دست نخورده است، اين والدين هستند كه با رفتار خود روش و رفتار كودك را در زندگي تعيين مي كنند.
    شخصيت به مجموعه رفتارهاي شخصي و شخصيت هاي احساسي نهادينه گفته مي شود و رشد شخصيت به كنش و واكنش تركيب ژن هاي شخصي و تجربه هاي فردي در زندگي بستگي دارد و شروع آن وابسته به زمينه خانوادگي هر فرد است. تحقيقات دانشمندان نشان مي دهد «نوزادان در هفته هاي ابتدايي پس از تولد داراي شخصيت هاي متفاوتي هستند، كه باتوجه به اين مسئله دانشمندان شخصيت كودكان را به سه دسته «آسان، سخت و آرام» تقسيم كردند.
    كودكاني كه داراي شخصيت «آسان» هستند به انواع مختلف روش هاي پرورشي كودك واكنش مناسب نشان مي دهند، در حالي كه كودكان داراي شخصيت «سخت» توانايي بسيار بالايي در كنترل و حل مشكلات دارند و كودكان داراي شخصيت «آرام» در تطبيق با موقعيت هاي مختلف اجتماعي از توانايي بيشتري برخوردار بوده و از تجربه كردن مسائل جديد كناره گيري مي كنند و به ندرت تمايل به ايجاد تغيير دارند و اغلب داراي احساسات و حالات روحي منفي هستند.
    دانشمندان معتقدند آمادگي هاي شخصيتي كودكان، بزرگ ترين عوامل تعيين شخصيت وي در بزرگسالي به شمار مي آيند، و اين مسئله به طور مستقيم از همان ابتدا بر عهده والدين است كه ويژگي هاي برتر را به كودكان آموزش دهند. نوع شخصيت كودك به طور مستقيم پرورش او را نيز تحت تاثير قرار مي دهد، والدين با آگاهي يافتن نسبت به شخصيت واقعي كودك خود مي توانند روش صحيح تربيت و پرورش وي را برگزينند. بدين منظور كارشناسان راهكارهايي پيشنهاد مي كنند، نخستين گام هم در اين خصوص پذيرش شخصيت هاي گوناگون كودكان است. سپس شناخت كودك و نحوه تعامل او با دنياي اطرافش از گام هاي بعدي در پرورش كودك به شمار مي آيند. مرحله بعد تنظيم برنامه پرورشي مناسب، مختص و جداگانه براي هر كودك و متناسب با نوع شخصيت وي است. براي مثال اگر كودك شما خجالتي است برايش برنامه هاي تفريحي، اكتشافي و اجتماعي ترتيب دهيد و يا اگر كودكتان پرخاشگر است برنامه اش بايد همراه با ايجاد محدوديت هاي رفتاري و پذيرش انجام رفتارهاي داراي هنجار باشد. اگر كودك شما شجاع نيست بايد با او همراهي كنيد و به او كمك كنيد تا با ترس هايش روبه رو شده با آنها مقابله كرده و بر آنها پيروز شود. به طور مثال يك اسباب بازي و يا يك آهنگ بخصوصي را هنگام بروز ترس او به وي پيشنهاد كنيد تا با آنها ترس خود را از بين ببرد.
    گام بعدي تغيير برنامه همراه با رشد جسمي و شخصيتي كودك است. هيچ انساني به دنبال كردن يك برنامه يكسان كه در طول مدت عمرش ادامه داشته باشد علاقه ندارد. كودك نيز همراه با رشد شخصيتي اش نياز به برنامه اي مدون تر و پيشرفته تر دارد. هر كودك صرف نظر از نوع شخصيت به يك منبع قدرتمند براي حمايت و راهنمايي نياز دارد. بنابراين برنامه تنظيمي بايد به گونه اي باشد كه اين نياز كودك را مرتفع سازد. علاوه بر اينكه برنامه پرورشي كودك بايد مستمر همراه با پايداري و انعطاف پذيري باشد. اينگونه كودك مي آموزد مسئوليت پذير باشد همچنين پشتكار، تلاش و كوشش را سرلوحه كار خود قرار خواهد داد.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4877 به تاريخ 7/6/90، صفحه 17 (كنكاش)

+  نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط مهدی |

    تعليم و تربيت كودكان، وظيفه اي سنگين است كه عمدتاً وظيفه والدين است. انتظاراتي را كه جامعه از آموزش و پرورش انسان هاي اجتماعي دارد نوك پيكان را به سمت تربيت اوليه يعني آموزش هاي والدين نشانه گيري مي كند.
    از اين رو والدين نقش مهم تري را در تربيت فرزندان عهده دار هستند اولين نكته كه مدنظر متخصصان تعليم و تربيت قرار مي گيرد نحوه برخورد با خواسته ها و نيازهاي كودك است.
    از اين ديدگاه تنبيه و تقويت و نيز پاداش سه عنصر مهم حذف رفتارهاي منفي و ايجاد رفتارهاي مثبت به شمار مي رود. بسياري از نظريه پردازان رفتارگرا اين اصول را باتوجه به آزمايشات كاملاً علمي به دست آورده اند.
    برخي روانشناسان بنا به نتايج آزمايشات از سال 1930 تاكنون اعتقاد دارند تنبيه به عنوان يك عامل بازدارنده در تعليم و تربيت مردود است و عقيده دارند تنبيه كاملاً مخرب است زيرا در فرد تنبيه شونده، خشم فرو خورده و پنهاني ايجاد مي كند و از طريق مكانيزم هاي غيرمستقيم اين ميل سركوب شده را به سمت فرد تنبيه كننده رها مي سازد.
    همچنين هنگامي كه فردي مورد تنبيه قرار مي گيرد در واقع با اين شيوه در جامعه نوع تربيت مثبت خود را روي فرزندان به طور دروني تشويق مي كند نه اينكه كودك را به دليل كار بد تنبيه كرده باشد.
    به طور مثال برخي والدين مي گويند من به تربيت كودك خود به حدي اهميت مي دهم كه حتي او را تنبيه مي كنم.
    تنبيه بدني به كودكان مي آموزد چه كاري نادرست و بد تلقي مي شود اما نه دليل بد بودن آن عمل را بيان مي كند و نه جانشين رفتاري مناسب را ارائه مي دهد. از اين رو تنبيه بدني هيچ جانشين مثبتي در توليد و پرورش رفتار سالم ايجاد نمي كند.
    همچنين به تشويق فرزندان از طريق جايزه هم اشاره مي كند. بدين معنا كه ارائه يك فرآيند مثبت براي قدرداني از رفتارهاي مثبت گذشته كودك مي تواند باعث توليد و ايجاد يك رفتار جديد در خزانه رفتاري كودكان مشاهده كننده ديگر شود يعني با ديدن جايزه گرفتن يك كودك، كودك ديگر ترغيب به انجام كار خوب مي شود اما از نظر روانشناسان در خود فرد، توليد يا افزايش رفتار مثبت را كمتر دربردارد كه از ديدگاه روانشناسي تنبيه هاي مكرر مي تواند كودك را بسيار سرخورده، سركش و عصيانگر كند.
    يعني كودك ياد مي گيرد همان گونه كه تنبيه شده است از طريق اعمال قدرت، ديگران را با تنبيه كنترل كند و در جامعه باعث پرورش شخصيت هاي تنبيه كننده و تنبيه شونده و به طور سلسله وار در آموزش به شيوه نادرست ايجاد شود اما در نكته ديگر كه مي تواند جانشين مناسبي براي تنبيه و پاداش بي رويه باشد، تقويت كننده هاي رفتاري هستند كه معمولاً به دو دسته تقسيم بندي مي شوند.
    دسته اول تقويت كننده هاي مثبت كه با ايجاد محرك خوشايند رفتار مثبتي را در فرد ايجاد مي كند و دسته دوم تقويت كننده هاي منفي كه با حذف محرك آزاردهنده از موقعيتي خاص باعث افزايش رفتار مثبت مي شود.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4877 به تاريخ 7/6/90، صفحه 15 (ايران زندگي)

+  نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط مهدی |

دكتر عبداللـه علي اسماعيلي – دكتراي علوم تربيتي و عضو هيات علمي
    بعضي افراد تصور مي كنند كودكان از قدرت درك و فهم پائيني برخوردار هستند اما واقعيت اين است كه برخلاف تصور آنها كودك از لحاظ توانايي هاي ذهني و درك منطقي درست شبيه يك فرد بزرگسال اما در ابعاد كوچكتر است.
    بعضي از والدين احساس مي كنند اگر به اعتقاد خود سر كودكشان را گرم كنند، او از اتفاقات اطرافش باخبر نمي شود اما آنها غافل هستند كه كودك، هر آنچه را كه در برخورد با او اتفاق مي افتد، به خوبي درك مي كند. از اين رو بسياري از والدين معترض اند كه چرا فرزند ما رفتار نادرستي را بروز داده است. براي مثال بعضي از والدين از زياده خواهي فرزندشان گله مند هستند و اظهار مي كنند فرزند ما بيش از اندازه خواهان اسباب بازي است.
    شايد والدين به اين نكته ظريف آگاهي نداشته باشند كه زمان كمي را به فرزندشان اختصاص داده اند و از آنجا كه كودك نمي تواند نيازش را به درستي تعريف و مطرح كند آن را در قالب زياده خواهي اسباب بازي بروز مي دهد.
    كج رفتاري و يا نياز به اصلاح رفتار از جمله اصطلاحاتي است كه در بعضي از كودكان و نوجوانان نمود پيدا مي كند و علاوه بر اينكه جامعه اين گونه رفتارها را نمي پسندد والدين نيز وجود اين گونه رفتارها را در فرزندانشان دوست ندارند. كودكان با اين گونه رفتارها در اصطلاح عاميانه تر كودكان لوس شناخته مي شوند.
    رفتارهايي از سوي اين كودكان منعكس مي شود كه والدين نمي خواستند در فرزندشان پرورش پيدا كند.
    به راحتي مي توان گفت به تعداد كودكان، رفتارهاي ناپسند و دلايل به وجود آمدنشان وجود دارد كه نمي توان همه اين رفتارها را به كودكان لوس يا كج رفتار تعميم داد.
    بسياري از اين گونه رفتارهاي نامناسب، از بي توجهي والدين ناشي مي شود، در واقع والدين نمي دانند كه بي توجهي آنها، زمينه بروز چه نوع رفتارهايي را فراهم مي كند اما با يك تست نقاشي يا ديگر تست هاي روانشناسي و راهكارهاي مختلف اين حيطه، مي توان بي توجهي را در ساختار رواني اين كودكان لمس كرد.
    پدر يا مادري كه با كتك زدن به فكر تنبيه كردن فرزند خود است نمي داند كه در حال طي كردن مسير حساس توجه به كودك است. براي درك بهتر به اين مثال توجه كنيد: مادري مشغول به آشپزي يا رسيدگي به كارهاي منزل است. كودك مي داند كه اگر در اين لحظه بخواهد توجه مادر را به خود جلب كند، مادر از اين توجه سرباز مي زند و مي گويد: «بگذار براي بعد، الان كار دارم» به همين دليل دست به رفتاري سوء مي زند، در اين زمان حتي يك سيلي از مادر هم براي او حس توجه را تداعي مي كند.
    چنين كودكي كه نيازمند توجه والدين است، سعي مي كند از طريق به كار بستن رفتارهاي نامناسب، خود را از توجه والدين حتي شكل نادرست آن، اشباع كند. در واقع او از والدينش گدايي محبت مي كند يا از منظري ديگر، كودكي كه به هر دليلي از پدر و مادرش دور بوده است، زماني كه خود را در كنار آنها احساس مي كند، به هر طريقي خود را به پدر و مادرش نزديك مي كند، در حقيقت زمان سوختگيري عاطفي كودك فرارسيده است. از اين جهت به والدين توصيه مي شود تا زماني كه نياز عاطفي كودك به نقطه هشدار نرسيده است خود به دنبال مهرورزي و ابراز محبت به فرزندشان باشند زيرا اگر تلاش براي جلب توجه در كودك نهادينه شود، اصلاحش دشوار بوده و در بزرگسالي مشكلاتي را برايش به دنبال خواهد داشت.
    والدين زمان و مكان توجه به فرزند را به خوبي نمي شناسند، به همين دليل برخلاف كودكي كه به دنبال توجه والدين مي دود، كودكاني نيز وجود دارند كه مورد توجه بيش از حد والدين قرار مي گيرند.
    اين دسته از كودكان كه عمومآً تك فرزند، تك پسر، تك دختر يا تنها نوه هستند در دوران پيش از ورود به مدرسه، كانون توجه والدين و اقوام قرار مي گيرند به اين معنا كه توجه گروه وسيعي به اين كودك معطوف است. متاسفانه زماني كه وارد اجتماع بزرگتري مثل مدرسه مي شود، نخست با برچسب مرفه يا لوس شناخته مي شود و در قدم هاي بعدي احساس مي كند معلم به او توجه كافي ندارد و همكلاسي اش را بيشتر از او دوست دارد، در صورتي كه در اين مكان توجه يك شخص (معلم) به گروهي از دانش آموزان معطوف شده و كودك از توده اي از توجه به فضايي خالي تر از توجه قدم نهاده است. در اين مورد، رفتار معلم يا خانواده هر كدام به نحوي طبيعي بوده است، اما همين رفتار ناخودآگاه آنها منجر به وارد شدن آسيب هاي بعدي به كودك يا نوجوان خواهد شد.
    بنابراين پيامدهاي توجه بيش از حد به كودكان معمولاً در سطح مدارس ديده مي شود و به مرور زمان، كودك با گذر از فيلترهاي متعددي مثل مدير، معلم و دانش آموزان دست از رفتارهايي كه به او برچسب مرفه يا لوس را مي زند برمي دارد اما مشكلات كودكاني كه در معرض كم توجهي والدين قرار مي گيرند با بزرگ ترشدنشان بزرگ مي شود و آنها را در طول زمان با آسيب هاي زيادي روبه رو مي سازد.
    از جمله اين آسيب ها در مورد دختراني كه مورد بي توجهي والدين قرار مي گيرند اين است كه به محض توجه از سوي جنس مخالف به سمت توجه او جلب مي شوند و پسرهايي كه كم توجهي والدين را تجربه كرده اند براي اينكه در جمع دوستانشان همگام با مد روز شناخته شوند به سوي موادمخدر يا كج رفتاري هايي كشيده مي شوند تا مبادا از توجه دوستانشان به آنها كاسته شود.
    به همين دليل بهترين راهكار براي دور ماندن كودكان از اين گونه رفتارها و آسيب ها، توجه بموقع و به اندازه و به كارگيري رفتار و برخوردهاي منطقي با آنهاست چرا كه كودكان انسان هاي بزرگي در ابعاد كوچك هستند و از قوه ادراك بالايي برخوردارند.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4877 به تاريخ 7/6/90، صفحه 18 (نگاه)

+  نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط مهدی |

عبدالله شفيع آبادي* بازي هاي خشن مي توانند خشونت ايجاد كنند.خشونت، خشونت مي آورد،بنابراين بايد با توجه به سن و سال بچه ها و خصوصيات رشد آنها بازي هاي رايانه اي خاص توصيه شود.عوامل متعدد محيطي، فردي و خانوادگي در رشد جسمي، رواني و هوشي فرد تاثير دارد و يكي از اين عوامل بازي ها و برنامه هاي رايانه اي است.كاربرد درست، بجا، به اندازه و با هدايت در رابطه با سن و سال بچه ها مي تواند رشد مناسب را فراهم كند و اگر اين عوامل در كنار هم قرار نگيرند برنامه هاي رايانه اي به جاي موثر بودن آسيب رسان خواهند بود.بايد برنامه هاي رايانه اي بچه ها هدايت شده باشد،اين برنامه ها بايد توسط متخصصاني كه در تنظيم رشد كودك متخصص هستند توصيه شوند اما متاسفانه در جامعه ديده مي شود كه به ميزان زيادي بچه ها رها شده اند و هر برنامه اي حتي برنامه هاي بزرگسالان در اختيار آنان قرار مي گيرد كه اين مفيد نيست.
    
    اگر برنامه هاي رايانه اي نابجا به كار برده شوند هم به سلامت جسمي و هم بر سلامت روحي اثر منفي مي گذارد. به طور مثال بازي هاي خشن مي توانند خشونت ايجاد كنند چرا كه خشونت، خشونت مي آورد و آموزش خشونت مي دهند.لذا بايد با توجه به سن و سال بچه ها و خصوصيات رشدي سني آنها بازي هاي رايانه اي خاصي توصيه شود.رشد متعادل بچه ها بايد به گونه اي باشد كه هم لطافت، هم ظرافت، هم عطوفت و هم دفاع از خود را براي بچه ها به ارمغان بياورد.متاسفانه گاهي والدين همه بازي هاي رايانه اي را به همراه برنامه هاي ديگر در اختيار بچه ها قرار مي دهند در حالي كه خودشان خارج از خانه هستند لذا بچه كاملاً آزاد است و مي تواند هر برنامه اي حتي برنامه هاي ضاله را ببيند. لذا توصيه مي شود برنامه هايي كه با سن بچه ها تناسبي ندارد از دسترس آنها دور نگه داشته شود.
    
    *روانشناس
    
    
    
    
    
 روزنامه رسالت، شماره 7349 به تاريخ 7/6/90، صفحه 6 (گزارش)

+  نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت 4:3 بعد از ظهر  توسط مهدی |

سوالات خود را هر هفته شنبه ساعت 11 تا 12 يا 16 تا 17 با شماره تلفن 88757758 با مشاوران در ميان بگذاريد و پاسخ ها را در روز چهارشنبه در همين صفحه بخوانيد.
    
    
    دكتر غزال زاهد
    استاديار دانشگاه
    دكتر مهين اسلامي
    استاد دانشگاه علوم پزشكي كرمان
    دكتر محبوبه فيروزكوهي
    استاد دانشگاه علوم پزشكي زاهدان
    دكتر فريبا عرب گل
    استاد دانشگاه شهيد بهشتي
    دكتر ميترا حكيم شوشتري
    روانشناس كودك
    دكتر ليلي انگجي
    روانشناس و عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي
    دكتر نسرين اميري
    روانشناس كودك
    
    
    رحيمي از تهران
    به جز دارودرماني آيا درمان ديگري براي بيش فعالي وجود دارد؟ اين اختلال تا چند سالگي فرد را درگير مي كند؟
    دكتر انگجي
    اختلال بيش فعالي يا كم توجهي در صورتي كه توسط يك متخصص در امر روانشناسي كودك تشخيص داده شده باشد نياز به يك دوره درمان دارويي دارد. البته علاوه بر دارودرماني نياز به روان درماني نيز وجود دارد.
    اختلال بيش فعالي يا كم توجهي تا حدود زيادي قابل كنترل است. براي كنترل اين اختلال بايد به كودك و والدين ياد داد كه چگونه با اين مشكل كنار بيايند و علائم آن را كنترل كنند.
    
    الف. احساني از نهاوند
    پسر 12 ساله ام بسيار پرخاشگر شده است بخصوص در رابطه با مادر و خواهرش اما در ارتباط با خانم هاي ديگر، مشكلي ندارد. راه رفتار با او را توضيح دهيد؟
    دكتر فيروزكوهي
    عامل پرخاشگري، در سنين نوجواني، يك علامت بسيار مهم محسوب مي شود، زيرا مي تواند نشانه اي از وجود افسردگي باشد. به طور كلي ديده شده است كه عارضه افسردگي در نوجوانان، خود را با علائمي مثل پرخاشگري نشان مي دهد.
    بهترين توصيه و راه ارتباطي اين است كه علت بروز اين رفتار فرزندتان را در قالب سوال هاي غيرمستقيمي بپرسيد چرا كه امكان دارد نحوه رفتار مادر و خواهر اين نوجوان اشكال داشته باشد. پس براي راهنمايي و مشاوره بيشتر به روانپزشك مراجعه كنيد.
    
    م.ر از اراك
    پسر چهار سال و نيمه اي دارم كه بسيار پرخاشگر و لجباز است، خيلي زود با ديگران ارتباط برقرار مي كند و رابطه اش با كودكان كوچكتر از خودش خوب نيست. در صورتي كه به خواسته اش نرسد گريه مي كند و اصلاً خجالتي نيست. به مهدكودك هم نمي رود و جدا كردن او از شير مادر و پوشك بسيار راحت بوده است. با توجه به اين شرح حال، بهترين راه برخورد با او چيست؟
    دكتر زاهد
    قشقرق به پا كردن، پديده اي است كه از سنين نخست كودكي پديدار مي شود اما شدت و شكل بروز آن در كودكان برحسب وضعيت مزاجي و سرشتي شان متفاوت است. به اين معنا كه در بعضي كودكان به صورت خفيف و در بعضي از كودكان با شدت بيشتري بروز پيدا مي كند. در مواقعي كه شدت قشقرق به پا كردن خفيف تر است، خانواده ها با موضوع كنار مي آيند اما شرح حال ارائه شده حاكي از آن است كه اين پديده فراتر از حد معمولش است و چنين كودكاني از لحاظ سرشتي، سخت تر، بهانه گيرتر و آستانه ناكامي پائين تري دارند. چنين رفتارهايي نيازمند ارزيابي كاملي است كه توصيه مي شود با مراجعه به يك روانپزشك كودك و نوجوان بررسي هاي مختلف از جهات متفاوت صورت گيرد تا منجر به كاهش اينگونه رفتارها شود.
    
    م.طالبي از تهران
    مدتي است كه پسر چهار ساله ام براي رسيدن به خواسته هايش پرخاشگري مي كند. براي برخورد با او چه پيشنهادي داريد؟
    دكتر انگجي
    به طور كلي دليل به وجود آمدن بسياري از رفتارهاي پرخاشگرانه در كودكان، محيط خانواده و والدين هستند.در واقع از آنجايي كه كودك هميشه با پرخاشگري، جلب توجه كرده و به اين ترتيب به خواسته هايش رسيده است اين كار براي او نوعي عادت شده است.
    در اين موارد، والدين بايد از طريق مراجعه به روانشناس كودك و انجام مشاوره ها، شيوه هاي صحيح رفتار با كودكان را آموزش ببينند و به خواسته هاي نامعقول فرزندشان ترتيب اثر نداده، در مقابل رفتارهاي درست او را مورد تشويق قرار دهند.
    
    محمدي از كرمانشاه
    برادر سه سال و سه ماهه اي دارم كه بسيار بهانه گير است. مدام گريه مي كند، جيغ مي كشد و پرخاشگري مي كند. به عروسك و اسباب بازي هاي دخترانه علاقه زيادي دارد، رابطه اش با مادرم خوب است و با بچه هاي كوچكتر از خودش نيز راحت تر ارتباط برقرار مي كند. درضمن زماني كه برادرم دوساله بود پدرمان فوت كرده است. با توجه به اين شرح حال، راهكار مناسب براي برخورد با او چيست؟
    دكتر انگجي
    معمولاً يك پسربچه سه ساله، علاقه زيادي به اسباب بازي هاي دخترانه ندارد و از آنجا كه اين كودك بيشتر خواهرش را به عنوان يك الگو ديده است به اسباب بازي هاي دخترانه علاقه نشان مي دهد. در ضمن پرخاشگري هايش، ناشي از نبود پدر است. از اين رو بايد مسائل و مشكلات عاطفي برطرف و كمبود شخص دومي به عنوان پدر جبران شود.
    علاوه بر اين شرح حال ارائه شده، وجود بيش فعالي را نيز ثابت مي كند. به همين دليل بايستي ابتدا به يك روانشناس كودك و نوجوان مراجعه شود تا روان درماني صورت گيرد و در قدم بعد با مراجعه به روانپزشك كودك و نوجوان داروهاي مناسب تجويز و مصرف شود تا با توجه به اين برنامه ريزي ها، رفتارهايش سنجيده تر و صحيح تر شود.
    
    
    
 روزنامه ايران، شماره 4873 به تاريخ 2/6/90، صفحه 16 (متفاوت)

+  نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط مهدی |

دوقلوها را «دوقلوها» صدا نزنيد!


روانشناسان با بيان اينكه دوقلوها، اجتماعي تر بار مي آيند، مي گويند دوقلوها از بدو تولد يك همراه و همراه واقعي با خود دارند به همين خاطر در برقراري ارتباط موفق تر بوده، از كنار هم بودن لذت مي برند و در برقراري تعامل و مشاركت با ديگران بهتر از ساير كودكان هستند. نكته قابل توجه در رابطه با دوقلوها اين است كه اخيرا تولد دوقلوها در تمام دنيا، شايع شده است. ازسال 1980ميلادي تاكنون تعداد دوقلوها در امريكا 74 درصد رشد داشته است. استفاده از برخي داروهاي باروري، افزايش سن بارداري بويژه پس از 30 سالگي و به كارگيري روش IBF براي بازتوليدي زنان از جمله علل دوقلوزايي است. طي تحقيقاتي مشخص شده است كه 56 درصد زناني كه با روش IBF باردار شده اند، دوقلو و چندقلو به دنيا آورده اند. روانشناسان درباره تمايل خانواده ها به پوشاندن لباس هاي مشابه به تن دوقلوها هم مي گويند: مردم، دوقلوها را بچه هايي مي بينند كه از نظر شكل ظاهري، پوشش و رفتار، دو موجود كاملاشبيه به هم و به عبارتي كپي يكديگرند.
    به نظر مي رسد خانواده ها، تعمدا بچه ها را به اين سمت سوق مي دهند كه بايد از هر نظر شبيه يكديگر باشند و خودشان نيز تمام لباس ها و اسباب بازي هاي دوقلوها را مشابه به هم تهيه مي كنند. يك دليل عمده آن هم اين است كه خانواده ها تمايل دارند نظر ديگران را به سمت كودكان خود جلب كنند زيرا با انجام اين عمل، خاص و متفاوت به نظر مي رسند و اين احساس برايشان لذتبخش است. روانشناسان باليني، ضمن تاكيد بر لزوم رشد هويت مستقل فردي هر دو كودك، مي گويند: مشكل جدي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه چون اينها دو نفر هستند ناخودآگاه توجه كمتري از سوي پدر و مادر به هر كدامشان معطوف مي شود. طي تحقيقاتي در استراليا مشخص شده است كه اگر به فرض خانواده يي يك فرزند داشته باشد و در طول شبانه روز، 2 دقيقه وقت به او اختصاص بدهد، همان خانواده براي دوقلويشان، تنها 9 ثانيه وقت مي گذارند.
    
    رشد مهارت هاي زباني كودكان دوقلو كندتر است
    روانشناسان درباره تاخير در رشد مهارت هاي زباني بچه هاي دوقلو نيز مي گويند: تك قلوها، زبان را از پدرو مادرشان ياد مي گيرند، در حالي كه دوقلوها، زبان را از يكديگر مي آموزند و حتي به كاربردن الفاظ به شكل غلط را از هم تقليد مي كنند. بويژه اگر والدين، فرزندان ديگري هم داشته باشند، نمي توانند وقت زيادي براي تقويت مهارت هاي كلامي كودكانشان بگذارند. به همين سبب رشد مهارت هاي زباني كودكان دوقلو كندتر است. از سوي ديگر، 50درصد دوقلوهايي كه به دنيا مي آيند نارس هستند و در مقايسه با نوزادان معمولي، وزن كمتري دارند، طبيعي است كه در رشد كمي عقب تر و ضعيف تر از ساير كودكان باشند. روانشناسان باليني درادامه با اشاره به اينكه به علت رقابتي كه ميان خود دوقلوها با همديگر و با ديگران وجود دارد اين مشكلات زباني تا شش سالگي حل مي شود، مي گويند: والدين حتما با كودكانشان تمرين سخن گفتن داشته باشند، با هر يك انفرادي صحبت كنند، برايشان كتاب بخوانند و هنگامي كه با آنها صحبت مي كنند به چشم هايشان نگاه كنند تا مهارت هاي زباني شان رشد كند.
    
    اگر يكي از بچه ها بهانه گيري كرد، ابتدا به سراغ كودك آرام برويد!
    روانشناسان به كودكاني كه بهانه گير هستند نيز اشاره و اظهار مي كنند: دوقلوها وقتي مشاهده مي كنند يكي از قل ها بمدت طولاني در كنار پدر و مادر مي ماند، احساس حسادت مي كنند. بنابراين والدين بايد توجه كنند كه به هر دو كودك رسيدگي كنند. اگر يكي از قل ها، بهانه گير باشد و بيهوده نق بزند، پدر يا مادر بايد ابتدا به سراغ كودكي كه آرام است رفته و مدت زمان اندكي را با او بگذرانند و سپس سراغ كودك بهانه گير بروند. با اين كار كودك اول تشويق مي شود و كودك بهانه گير نيز درمي يابد كه اگر توجه پدر و مادر را مي خواهد بايد شيوه ديگري پيش بگيرد.
    
    هنگام دعواي ميان دوقلوها، والدين چه زماني مداخله كنند؟
    دعواي بين دوقلوها، مانند همه بچه هاي ديگر، امري طبيعي است. اما والدين قبل از اينكه بچه ها دست به رفتارهاي تند و خشن بزنند بايد وارد ماجرا شوند. به محض اينكه لحن بچه ها از حالت عادي خارج و به سمت تند و بي ادبانه صحبت كردن رفت، پدر و مادر بايد مداخله كرده و نقش ميانجي را بازي كنند. والدين نبايد دوقلوها را با هم مقايسه كنند زيرا ممكن است اين دو احساس تبعيض كنند. به عنوان مثال يكي از قل ها را «خوشگل من» و ديگري را «باهوش من» صدا نزنند زيرا ممكن است قل اول احساس كند حالاكه زيباست پس باهوش نيست و برعكس. اين صفت گذاشتن روي بچه ها ممكن است موجب تخريب رواني شود. روانشناسان تاكيد مي كنند صحيح است كه بايد تفاوت بچه ها را شناخت اما بزرگ ترها مراقب باشند كه به بچه ها برچسب نزنند. به عنوان مثال يكي از بچه ها تمايل دارد در بيرون از منزل ورزش كند و ديگري مي خواهد در خانه بماند، والدين نبايد كودك را از بيرون رفتن و تامين نيازهايش محروم كنند بلكه استعداد دوقلوها را بايد انفرادي شناخت، پوشش داد و به رشد آن كمك كرد.
    
    دوقلوها، اجتماعي تر بار مي آيند
    اساسا دوقلوها خودخواه نيستند، زيرا هميشه آموخته اند كه يك نفر ديگر نيز هست و بايد حقوقش را رعايت كرد. همچنين احساس همدلي شان نسبت به ديگران بيشتر است. اين رابطه دو نفري به خودي خود مشكلي ندارد اما اگر به اين مساله منجر شود كه اين دو كاملاشبيه هم شده و راه همديگر را بپيمايند، رشد فردي شان مختل مي شود.
    
    دوقلوها را «دوقلوها» صدا نزنيد
    خانواده ها و اطرافيان هيچگاه اين دو كودك را تحت عنوان «دوقلوها» صدا نزنند و اسم هاي همراه به كار نبرند و مراقب باشند كه حتما از اسم بچه ها براي صدا زدنشان استفاده كنند. در واقع شما زماني كه اين دو را «دوقلوها» صدا مي زنيد برايشان يك هويت مشترك مي سازيد كه مي تواند به اين رابطه آسيب بزند. آنها همچنين درباره اينكه آيا لازم است اتاق خواب بچه ها را از هم جدا كنند، مي گويند: اعضاي خانواده پيش از هر چيزي بايد سعي كنند به كودكانشان ياد بدهند كه كارهايشان را مستقل از هم انجام بدهند. برخي پدر و مادرها براي اينكه دوقلوها در بزرگسالي منزوي نشوند به هم نزديكشان مي كنند و پيوندهاي كاذب ميانشان ايجاد مي كنند. درحالي كه بچه ها بايد خودشان توانايي هاي خود را شناخته و در مسير صحيح حركت كنند. پدر و مادرها سعي كنند به صورت مجزا با فرزندانشان ارتباط برقرار كنند. پدر يكي از قل ها را با خود از منزل بيرون ببرد و مادر ديگري را. برقراري ارتباط مجزا با هر يك و در موقعيت هاي متفاوت براي رشد فردي و مناسب هر دو كودك لازم است. مبنا و اساس حفظ استقلال عاطفي در دوران كودكي و تا پيش از 10 سالگي نهاده مي شود. اگر اين شخصيت در دوران كودكي صحيح و به تدريج شكل بگيرد در بزرگسالي هم به همين سياق ادامه پيدا خواهد كرد.
    
    بچه ها با داشتن پوشك احساس امنيت مي كنند
    اين روند در بچه هاي دوقلو كندتر است. اما به محض اينكه رفتن به دستشويي را بياموزند به علت رقابتي كه بينشان هست مشكل حل مي شود. به اين خاطر كه بچه ها با داشتن پوشك احساس امنيت مي كنند و راضي نمي شوند براحتي آن را كنار بگذارند، اگر پدر و مادر در فواصل مشخص، چه بچه ها بخواهند و چه نخواهند آنها را به دستشويي ببرند، اين مساله برايشان جا افتاده و مثل ساير كارهايي كه انجام مي دهند، عادي مي شود. بعضا ديده مي شود كه يك شكل كردن ظاهر دوقلوها از سوي خانواده، نه تنها كنار گذاشته نمي شود بلكه مورد تشويق هم قرار مي گيرد. اگر پدر و مادر بر همسان بودن پوشش و ظاهر بچه ها تاكيد كنند، جلب توجه مردم از همان ابتدا هدف دوقلوها مي شود و اين مساله بر رشد استقلال عاطفي شان اثرگذار است.
    
    
 روزنامه اعتماد، شماره 2242 به تاريخ 30/5/90، صفحه 9 (علم و فناوري)

ترجمه

تمامی حقوق برای وبلاگ آینده محفوظ است.